مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۶ شنبه ۲۷ آبان -اِسَّبِت ٢٨ صفر ١٤٣٩ - Saturday November 2017
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  165   بازدید    تاریخ درج مطلب  1/4/1396    
 
 
روز تبلیغ و اطلاع رسانی دینی

مانایی و گسترش دین خدا در گرو«تبلیغ» است. اگر امروزه عطر خوش وحی در قالب مذهب و آموزه ‏های اخلاقی در میان آدمیان پراکنده شده، بدان سبب است که پیامبران، اولیای الهی و سپس مبلّغان بزرگ دینی، به خوبی از عهده امر تبلیغ دین برآمدند و در کار تبلیغ، هرگز کوتاهی نورزیدند. قرآن کریم وظیفه اصلی پیامبران را تبلیغ آیین الهی دانسته است و می ‏فرماید: «فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ اِلَّا الْبَلاغُ الْمُبین؛ آیا بر (عهده) پیامبران، چیزی جز تبلیغ آشکار است.» اهمیت تبلیغ تا آن ‏جاست که خداوند در قرآن کریم به پیامبر خود می ‏فرماید: «اگر آن چه را برتو نازل کردیم تبلیغ نکنی، (در واقع) رسالت خود را انجام نداده‏ای.» اساسا در پرتو تبلیغ، راه سعادت و هدایت بر روی انسان‏ ها گشوده و مبانی اصلی فرهنگ اسلامی تبیین و درونی می ‏شود.

 

تبلیغ، نشانه مهرورزی خداوند به بندگان

 

خداوند، بندگانش را دوست دارد. یکی از نشانه ‏های این دوستی آن است که آنان را به حال خود رها نکرده است، بلکه به برکت تبلیغ و تلاش پیامبران، درِ بهروزی، نیک ‏بختی و کمال روحی را بر آنان گشوده است. در خطبه اول نهج‏البلاغه، از زبان حضرت علی(ع) می‏ خوانیم: «خداوند از پیامبران پیمان وحی گرفت تا امانت رسالت را به مردم تبلیغ کنند و برسانند... تا(در اثر این کار) توان ‏مندی‏ های پنهان شده عقل آنان را آشکار سازند.» باز از آن حضرت است که: «پیامبر، مردم را به جایگاه کرامت انسانی آن ها سوق داد و راه رستگاری را شناساند.» این مهرورزی خداوند به بندگان خویش، بعد از پیامبران الهی و اهل بیت(ع)، در وجود مبلّغان راستین ادامه پیدا کرد؛ ره ‏نمایانی که قدم در جای پای آن بزرگواران نهادند و همانند آنان، به حال انسان ‏ها دل ‏سوز بوده و هستند.

 

تبلیغ، عامل آشتی بندگان با خداوند

 

بسیاری از انسان ‏ها به واسطه آن که شناخت درستی از پروردگارشان ندارند، در اثر گناه کردن، خود را از قرب الهی بی ‏بهره می‏ سازند. در این میان، این مبلّغان دینی هستند که می ‏توانند با تبلیغ درست، بندگان گریز پا را با پروردگارشان آشتی دهند. آورده‏اند که واعظی در بین سخنانش گفت: بار خدایا! سنگدل ‏ترین و پرگناه ‏ترین افراد را بیامرز. پس مردی از جا بلند شد و گفت: دعایی را که گفتی دوباره تکرار کن! واعظ تکرار کرد. آن مرد گفت: به نظرم من همان مردی هستم که گفتی و آن‏ گاه به درگاه الهی توبه کرد. همان واعظ در خواب ندایی شنید که: مرا خوشحال کردی؛ زیرا با سخنت، باعث صلح و آشتی بین من و بنده‏ام شدی. نیز نقل است که روزی داوود (ع) به صحرا رفته بود. خداوند متعالی بدو وحی فرستاد که: ای داوود! چون است که تو را تنها می‏ بینم؟ گفت: بار خدایا! شوق تو اندر دلم اثر کرده است و مرا از صحبت خلق باز داشته است. فرمود: برو باز نزدیک ایشان شو. اگر تو بنده گریخته‏ای را[در اثر تبلیغ] به درگاه من باز آری، نام تو را در لوح محفوظ خود، از جمله بزرگان ثبت می‏ کنم.

 

جایگاه والای مبلّغ

 

ارزشمندی امر تبلیغ موجب شده است که مبلّغ جایگاهی والا بیابد و برتری ویژه‏ای برای خود رقم زند. معاویة بن عمار می‏ گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: مردی است که از شما روایت بسیار نقل می‏ کند و میان مردم انتشار می ‏دهد و آن را در دل ایشان استوار می ‏سازد. از آن سو، عابدی از شیعیان شما را می ‏بینم که همانند او نیست. کدام ‏یک از این دو بهترند؟ فرمود: «آن‏ که احادیث ما را روایت کند و دل‏ های شیعیان ما را استوار سازد، از هزار عابد بهتر است».

رمز برتری عالِم مبلّغ بر عابد خانه‏ نشین

 

سعدی شیرازی در حکایتی کوتاه، عالم دینی را که دل در هوای دیگران دارد و می‏ کوشد با تبلیغ درست خویش«دست غریق را بگیرد»، بر عابد خانه ‏نشین که سر در سودای خویش دارد و تنها در آن اندیشه است که«گلیم خویش از موج به در برد»، برتری می‏ دهد:

صاحب ‏دلی به مدرسه آمد ز خانقاه / بشکست عهد صحبت اهل طریق را 

گفتم میان عابد و عالِم چه فرق بود / تا اختیار نمودی از آن، این فریق را 

گفت آن گلیم خویش به در می ‏بَرَد ز موج /  وین جهد می ‏کند که بگیرد غریق را 

 

خیرخواهی مبلّغ در مورد همگان

 

خیرخواهی در مورد انسان ‏ها، ویژگی برجسته همه پیامبران، اولیای الهی و مبلّغان بزرگ دینی بوده است. جالب آن که گستره این نیک‏ طلبی، مردمان ناسپاس و دشمنان را نیز فرا می‏ گیرد. به تعبیر زیبای صائب تبریزی:

 

فیض روشن ‏دل به نیک و بد برابر می ‏رسد /  پرتو مَه می‏ فتد یکسان به آباد و خراب 

 

شمس تبریزی نیز در این ‏باره می‏ گوید: «انسان کامل می‏ خواهد هشیاری دهد و ناپختگان را از خامی به بلوغ و کمال رهنمود شود. از این‏ رو انسان کامل، خودسازِ دیگرپرور است. او حتی در برابر ناسپاسی و حق ‏ناشناسی مردمان و نیز در برابر آزار آنان، هم چنان و بلکه بیش از هر هنگام، غم‏خوار و خیرخواه ایشان است».

در حکایت است که در یکی از جنگ ‏ها، مسلمانان، شمار زیادی از دشمنان اسلام را به اسارت گرفتند و آن ها را به مدینه آوردند. چون رسول خدا(ص) آن ها را دید، تبسم کرد. کافران چون لبخند آن حضرت را دیدند، آن را بر شادمانی و خرسندی ایشان حمل کردند. نبی اکرم(ص) با نفی این برداشت، سبب تبسم را چیز دیگری دانست و فرمود: «لبخند من به دلیل شگفتی از قومی است که باید آن ها را به زور غل و زنجیر به بهشت بُرد».

 

مدارا در تبلیغ

 

یکی از شرط‏ های موفقیت در تبلیغ، مدارا با مردم است. انسان اهل مدارا، محبوب خداست؛ چنان ‏که پیامبر اکرم(ص) می ‏فرماید: «اِنَّ اللّه‏َ رَفِیقٌ یحِبُّ الرِّفْقَ؛ به درستی که خداوند اهل مداراست و مدارا را[نیز] دوست دارد.» هم چنین از ایشان نقل است که فرمود: «هر که اهل مدارا با مردم باشد، به آن چه از آنان توقع دارد، می ‏رسد.» نیز فرمود: «همان‏ گونه که مأموریت تبلیغ دارم، مأموریت دارم با مردم مدارا کنم.» مدارا با مردم از سوی مبلّغ دینی، چهره دین را زیبا جلوه می ‏دهد، دل ‏های مردم را جذب می‏ کند، از دشمنی ‏ها می‏ کاهد و در زدودن کینه ‏ها و فروکش کردن درگیری ‏ها تأثیر بسزایی دارد.

 

مبلّغ و تکریم انسان ‏ها

 

تبلیغ، باید به همراه تکریم انسان‏ ها باشد؛ چرا که خداوند وجود آدمی را ارج نهاد و فرمود: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَم؛ به تحقیق ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم.» در قرآن کریم، نمونه‏ای از تبلیغ کریمانه را از سوی حضرت موسی(ع) و برادرش هارون (ع) مشاهده می‏ کنیم. آن‏ گاه که خداوند آن ها را به منظور هدایت فرعون به سویش می‏ فرستد، سفارش می‏ کند: «به نرمی و ملایمت با او سخن بگویید؛ شاید متذکر شود یا از خدا بترسد.» آرامش و وقار همراه با گفتاری لطیف و مؤدبانه، نمونه‏ای از رفتار کریمانه است که خداوند آن را از موسی و هارون و همه مبلّغان الهی خواسته است.

 

طمأنینه و خودباوری در پرتو توکل به خدا

 

قرآن کریم به پیروانش درس شهامت و خودباوری می ‏دهد و می ‏فرماید: «سست نشوید و غمگین نگردید. شما برترید، اگر ایمان داشته باشید.» آن ‏که پیرو راستین قرآن کریم و مبلّغ دین است، به درستی کار خویش اطمینان دارد و در راهی که می ‏رود، راسخ و استوار است؛ چرا که در مسیر حق گام برمی‏دارد و حق نیز همیشه پیروز است. بایسته است مبلّغان دین، در خودباوری به رسول خاتم(ص) اقتدا کنند؛ چنان ‏که جواهر لعل نهرو در این‏ باره گفته است: «حضرت محمد(ص) از شهر مدینه، پیامی برای حکمرانان و پادشاهان جهان فرستاد و آن ها را به قبول وجود خدای یگانه و رسولش دعوت کرد. پادشاهان و حکمرانان حیرت کردند که این مرد گم ‏نام کیست که جرأت کرده است برای آن ها دستور صادر کند. از فرستادن همین پیام ‏ها می ‏توان تصور کرد که حضرت محمد(ص) چه اعتماد و اطمینان فوق‏العاده‏ای به خود و رسالتش داشته است و توانسته همین اعتماد و ایمان را در مردم کشورش به وجود آورد و به آن ها الهام ببخشد، به طوری که آن مردان توانستند بر نیمی از جهان معلوم آن زمان مسلط گردند. ایمان و خودباوری، مسأله بزرگی است و این ثمرات عالی را به وجود می‏ آورد».

 

مردم‏ شناسی مبلّغ

 

یکی از شرایط موفقیت در امر تبلیغ، مردم‏ شناسی مبلّغ است. شناخت فرهنگ و آداب و رسوم ملی، در نظر گرفتن نیازها، کمبودها و مشکلات ویژه مردم هر منطقه و نیز توجه به میزان تحصیلات و سطح آگاهی ‏های مردم و مسائلی دیگر از این‏گونه، از شرایط اساسی کارآمدی امر تبلیغ به شمار می‏ آید. در حقیقت بدون شناخت زمینه تبلیغ و روحیه مردم، هیچ‏گونه تضمینی برای نفوذ کلام و پیام وجود ندارد.

رهبر معظم انقلاب از نبود روانشناسی تبلیغی با عنوان یکی از کاستی ‏های تبلیغ دین یاد می‏ کند و می‏ فرماید: «یا مثلاً می ‏رود تبلغ کند، ولی روانشناسی تبلیغی ندارد و با مردم حرفی را می‏ زند که حرف آن ها نیست. حرفی را که باید در دانشگاه زد، در روستا می ‏زند و حرفی که باید در روستا زده شود، در کارخانه می ‏زند. بنابراین، تعلیم و روش ‏یابی علمی و فراهم کردن مقدمات علمی برای تبلیغ، مثل روانشناسی اجتماعی، در حوزه نیست».

 

تبلیغ، به انگیزه انجام وظیفه

 

پافشاری در رسیدن به نتیجه یا شتاب ‏زدگی در رسیدن به مقصود مورد نظر، از آسیب ‏های تبلیغ است. در واقع مهم در امر تبلیغ، ادای تکلیف و رساندن پیام است و اثرگذار بودن تبلیغ را می‏ توان فرع بر اصل تبلیغ دانست. خداوند نیز در قرآن کریم، وظیفه پیامبران الهی را تنها تبلیغ و رساندن پیام می‏ داند و می ‏فرماید: «فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبینُ؛ آیا بر عهده رسولان، جز تبلیغی آشکار هست.» به تعبیر شیوای سعدی شیرازی:

من آن چه شرط بلاغ است با تو می‏گویم / تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال 

 

سعدی در جای دیگر می‏ گوید:

 

ما نصیحت به جای خود کردیم / روزگاری در این به سر بردیم 

گر نیاید به گوش رغبت کس / بر رسولان پیام باشد و بس 

 

و در قرآن کریم می‏ خوانیم: «اگر شما تکذیب کنید، مردمانی که پیش از شما بودند نیز تکذیب کردند و بر عهده پیامبر، جز تبلیغی روشن‏ گر هیچ نیست».

 

سوء تبلیغ

 

بعضی وقت‏ ها اگر از چیزی ارزشمند به درستی تبلیغ نشود و آن چیز گران‏ بها به خوبی عرضه نگردد، موجب بی ‏رغبتی و بی‏ اعتنایی مردم به آن می ‏شود. عرضه ضعیف دین، دفاع بد از آن و رعایت نکردن ظرافت های تبلیغی، در حقیقت«سوء تبلیغ» از دین است که از زیبایی و آراستگی چهره آن در نگاه مردمان می‏ کاهد. سعدی شیرازی نیز در حکایتی جالب، نمونه‏ای از سوء تبلیغ از دین را این ‏گونه به نثر و نظم می ‏کشد: «ناخوش ‏آوازی به بانگ بلند قرآن همی‏خواند. صاحب ‏دلی بر او بگذشت. گفت: تو را مشاهره(یعنی حقوق ماهانه) چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس چرا زحمت خود همی ‏دهی؟ گفت: از بهر خدا می‏خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.

 

گر تو قرآن بدین نَمَط خوانی / ببری رونق مسلمانی 

 

هم بشارت و هم انذار

 

مبلّغ راستین کسی است که هم مردم را به رحمت خداوند امیدوار می ‏سازد و هم عذاب پروردگار را به آنان گوش زد می ‏کند. وی نه یکسره مردمان را امیدوار می‏ سازد، به گونه‏ای که ناخواسته زمینه لغزش را برای آنان فراهم آورد و نه آن ها را ناامید می ‏کند، تا آن جا که انگیزه انجام کارهای شایسته را از آنان باز ستاند. در این‏ باره خداوند خطاب به پیامبرش می ‏فرماید: «وَ ما اَرْسَلْناکَ اِلّا مُبَشِّرا وَ نَذِیرا؛ تو را نفرستادیم مگر آن که هم بشارت دهی و هم بترسانی». امیرمؤمنان حضرت علی(ع) نیز در این زمینه می ‏فرماید: «فقیه تمام‏ عیار کسی است که مردم را از رحمت خدا نومید نکند و آنان را از فیض درگاهش ناامید نگرداند و هم چنین از عذاب خدا ایمن شان نسازد.» گفتنی است هراس از دوزخ، در واقع همان چهره اخم‏آلود بشارت است؛ چرا که میوه خوف از عذاب خدا، راه‏یابی به بهشت است. به تعبیر زیبای مولانا:

 

«لاتَخَفْ» دان چون که خوفت داد حق / نان فرستد چون فرستادت طَبَق 

 

بردباری در امر تبلیغ

 

جاده تبلیغ، مسیری ناهموار است و بی‏ گمان مبلّغ، در این راه با ناگواری‏ ها و سختی ‏هایی روبرو خواهد شد. از این ‏رو، مبلّغ دینی تنها با بردباری می ‏تواند بر ناگواری ‏ها غلبه کند و پیروز میدان گردد. مولانا می ‏گوید:

 

تیغ حلم از تیغ شمشیر تیزتر / بَلْ ز صد لشکر ظفَرانگیزتر 

 

از امیرمؤمنان علی(ع) در این ‏باره نقل است که: «نخستین دستاورد بردبار از بردباری خود، پشتیبانی مردمان از او در برابر نادان است.» مبلّغ با بردباری، از خطرهای خشم و پیامد های ناگوار آن حفظ می ‏شود و در نتیجه، شخصیت او از آسیب، ایمن می ‏ماند. سعدی می‏ گوید:

 

در خاک بیلقان برسیدم به عابدی / گفتم مرا به تربیت از جهل پاک کن 

گفتا برو چو خاک تحمل کن ای فقیه /  یا هر چه خوانده‏ای همه در زیر خاک کن 

 

عمل به گفته‏

 

قرآن کریم می ‏فرماید: «آیا مردم را به نیکی فرا می‏ خوانید، ولی خودتان را فراموش می‏ کنید.» مبلّغی که به گفته‏ هایش عمل نمی ‏کند، افزون بر آن که تأثیر سخنانش از دست خواهد رفت، در نگاه مردم نیز بی ‏اعتبار می‏ شود. حضرت علی (ع) می ‏فرماید: «ای مردم! به خدا سوگند که من شما را به طاعتی وادار نمی ‏کنم مگر آن که خود پیش از آن بدان عمل کرده‏ام و از معصیتی باز نمی‏دارم جز آن که پیش ‏تر آن را ترک گفته‏ام».

 

نويسنده: سید محمود طاهری

منبع: سايت حوزه

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 105685 -1 -1

دانش و فناوری
پزشکی
ورزشی
جوانان
نوجوانان
بانوان
ادب و هنر
فرهنگی
اجتماعی
سیاسی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse