مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ سه شنبه ۱ مهر -اِثَّلاثا ٢٨ ذو القعده ١٤٣٥ - Tuesday September 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  2144   بازدید    تاریخ درج مطلب  26/5/1389    
 
 
توسعه فرهنگي

مهم ترين ويژگي تمايز بخش حيات انساني از حيات غيرانساني فرهنگ است، که داراي عناصري هم چون: هنجارها، باورها و ارزش ها مي باشد. واژه فرهنگ در زبان فارسي از واژه هاي بسيار کهن است که نه تنها در نخستين متن هاي نثر فارسي دري؛ بلکه در نوشته هاي بازمانده از زمان پهلوي نيز به چشم مي خورد. از نظر لغوي، اغلب فرهنگ را به معني عقل و دانش به کار برده اند؛ اما به معاني مختلف ديگري نيز آمده است که از آن جمله مي توان به نيکويي تربيت و پرورش، بزرگي و عظمت، فضيلت و کار، شکوهمندي، حکمت، هنر، معرفت و علم فقه اشاره کرد. اين معنا که شايد در تعريف تايلري براي نخستين بار مطرح شده است؛ فرهنگ را اين گونه تعريف کرد؛ فرهنگ کليت درهم تافته اي است شامل؛ دانش، دين، هنر، قانون اخلاقيات و هرگونه توانايي و عادتي که آدمي هم چون عضوي از جامعه به دست مي آورد. در مجموعه تعاريف، فرهنگ از دو بعد متمايز مورد توجه قرار گرفته است:

الف) به عنوان واقعيتي عيني نظير؛ آثاري که تحقق پذيرفته است و يا هر آن چه به عنوان حاصل يا نتيجه اي کسب مي گردد. يعني؛ فرهنگ مجموعه رفتارهاي اکتسابي است.
ب) به عنوان واقعيتي که انسان ها با آن زندگي مي کنند، مشارکت در سلسله اموري مستمر و با تحرک، هيئتي پرتحرک و متشکل از ارزش ها. ارکان اين تعاريف مشخص مي سازد که در تغييرات اجتماعي، فرهنگ به عنوان کليدي ترين عنصر، قابل توجه و حائز اهميت است. در اين خصوص توسعه فرهنگي يکي از مباحث بحث برانگيز است، که بسياري از نظريه هاي تغييرات اجتماعي از آن به عنوان نقطه شروع توسعه و دگرگوني اجتماعي ياد مي کنند. با توجه به مفهوم توسعه در نظريه هاي تغييرات اجتماعي، اهميت طرح بحث توسعه فرهنگي بيشتر نمايان مي گردد؛ چرا که توسعه به معني رشد و ترقي و تکامل انسان ها در همه ابعاد وجودي بشر است و تنها شاخص هاي مادي در آن ملاک و معيار نمي باشد؛ بلکه شاخص هاي غيرمادي حيات انساني نيز در اين موضوع، از اولويت بالايي برخوردار است. به عنوان مثال؛ کاربرد ايدئولوژيک اين مفهوم که در فرهنگ اسلامي، مي تواند عناصر متعددي را در بر داشته باشد، از شواهد اين مدعاست. بنابراين مفهوم شاخص هاي توسعه فرهنگي بر پايه مشارکت اجتماعي افراد به دو صورت تجلي مي يابد:


الف) افزايش شاخص هاي فرهنگي جامعه مانند؛ کتابخانه، مطبوعات، سينما، هنر و ورزش.
ب) مفهوم روش توسعه که مي تواند به سازندگي مدل ايده آلي منجر شود تا انبساط فکري و توانايي يک جامعه و ارزش هاي خاص و مطلوب را به عنوان کليدهاي تحولات اجتماعي تعيين نمايد - که البته ارزش هاي به دست آمده از اين وضعيت ريشه در جهان بيني الهي دارد، همان گونه که ماکس وبر در کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمايه داري ضمن اشاره به اين امر، ريشه مفاهيم بنيادي توسعه فرهنگي غرب را، در اسلام و مسيحيت مي داند. بنابراين، اگر بپذيريم فرهنگ عبارت است از مجموعه ارزش ها و عواملي مشترک که به عنوان ميراثي، از يک نسل به نسل ديگر مي رسد و کليت پيچيده اي که اجزاي آن علم، ايمان، اعتقادات، باورها و آداب و رسوم مي باشد و نيز توسعه را تغيير جامعه در راستاي يک تصوير آرماني با تاکيد بر مسائل انساني و اقتصادي بدانيم، ابعاد توسعه فرهنگي عبارت خواهد بود از: باورهاي مذهبي- ديني؛ آموزش و برنامه ريزي؛ تکنولوژي و فناوري صنعتي و وسايل ارتباط جمعي. دين اهرم قدرتمندي است که مي تواند مانع از خودکامگي ها و تضييع حقوق محرومان گردد. در دين حقوق انساني و بايد و نبايدهاي اخلاقي و ارزشي تعريف شده است، حدود را معين نموده و دقيقا شبيه يک برنامه نظام مند، رفتارها، کنش ها و واکنش هاي جامعه را تنظيم مي کند. از سويي ارزش ها و هنجارهاي جامعه زاييده و مولود باورهاي مذهبي است؛ چرا که يکي از عناصر مهم و اساسي فرهنگ، عنصر معنويت است که به باورها و اعتقادات ديني مردم مربوط مي باشد و به مثابه کاراترين و موثرترين بعد تعريف توسعه فرهنگي است. در دوران رشد اسلام و توسعه ابعاد معنوي آن جهان اسلام شاهد شکوفايي و توسعه در همه ابعاد جامعه بود، منظومه فرهنگي جهان اسلام در دوران شکوفايي در کامل ترين شکل تاريخ خود توسعه يافت.
علم اندوزي، حمايت از محرومان، شهرسازي، عدالت خواهي، قانونمداري و... ملهم از ارزش ها و باورهاي ديني اسلام است. اغلب متفکران غربي نيز بر اثرات معنوي دين بر توسعه فرهنگي، تاکيد داشته اند. ماکس وبر معتقد بود که پتانسيل هاي ديني براي ارائه يک منظومه فرهنگي براي بشريت در دين اسلام وجود دارد، اما قبل از اين که به تحليل جامعي برسد، از دنيا رفت. اميل دورک هايم و ديگران نيز در تاثير باورها و ارزش هاي ديني در شکل گيري انسجام اجتماعي و توسعه فرهنگي جوامع اشارات مهمي ابراز داشتند که محتواي همه اين نگرش ها بر اين مسأله تاکيد دارد که تحولات فرهنگي از ارزش هاي دين ناشي گرديده است و همان باورهاي مذهبي است که در نقش کاتاليزور عمل مي کند. اهداف توسعه فرهنگي که ارکان اصلي آن عبارت است از:
- توجه به ابعاد نيازهاي فرهنگي توسعه؛
- همگاني کردن فرهنگ؛
- ضرورت سياست گذاري فرهنگي؛
در چارچوب آموزه هاي ديني، در جهت کسب کمالات انساني، به نوع بشر ياري مي رساند و جوامع را در مسير رشد اصالت ها، خلاقيت ها و فضيلت هاي اجتماعي و بازآفريني فرهنگ مستعد و سودمند ياري مي نمايد. انقلاب اسلامي ايران، به مثابه يک انقلاب فرهنگي در حطيه جغرافيايي جهان اسلام سنگ بناي تحولات فرهنگي گسترده اي را در جامعه ايران بنا نهاده و در راستاي مهم ترين هدف توسعه فرهنگي که رسيدن به جامعه سالم و بسترسازي براي پويايي و نوزايي عناصر انسان ساز مي باشد، اقدام نمود و بسياري از مولفه هاي بازدارنده فرهنگي مانند؛ تقديرگرايي، آني ديدن منافع خود و مقاومت هاي منفي فرهنگي - که عوامل توسعه نيافتگي فرهنگي محسوب مي شوند - را  اصلاح نمود. در اصل شعارهاي فرهنگي انقلاب اسلامي بر پايه آن دسته از ارزش هاي فرهنگي بنا گرديد که خواهان توسعه فرهنگي، معنويت گرايي و... مي باشد.

انقلاب اسلامي و توسعه فرهنگي

بنا به اعتراف اکثر نويسندگان بيگانه، ايدئولوژي اسلامي و يا به طور جامع تر فرهنگ سياسي که در بطن فرهنگ گسترده تر اسلامي مي باشد، عامل اصلي پيروزي نهضت اسلامي، نه تنها عليه شاه، بلکه عليه متحدان ائتلافي عليه انقلاب اسلامي بود. بنابراين طبيعي است که فرهنگ اسلامي به عنوان يک مسأله محوري در انقلاب اسلامي مطرح باشد. از طرف ديگر انقلاب اسلامي با توجه به تاثير زيربنايي اصول فکري در موفقيت هر اقدامي، علاوه بر بذل توجه به احياي ارزش هاي اسلامي در ابعاد سياسي، اقتصادي و اجتماعي، بر فرهنگ جامعه و اصلاح آن و توسعه فرهنگي به مثابه يک اصل ضروري احياي جوامع ايستا تکيه داشته است. لذا اولين طليعه توسعه فرهنگي، در انقلاب اسلامي و نيز در روند پيروزي و تکامل اين انقلاب به چشم مي خورد. انقلاب ايران تنها انقلابي بود که اصولا با برخوردهاي فرهنگي و سياسي - و نه از راه درگيري مسلحانه - عليه رژيمي صورت گرفت، که از يک هژموني فرهنگي و ايدئولوژيکي بهره نداشت. لذا روند توسعه فرهنگي از طريق زمينه سازي فرهنگي براي پيروزي انقلاب اسلامي از همان اوايل دوران مبارزه آغاز شد. اين امر مستلزم اين بود که برداشت هاي جديد اجتماعي و سياسي، از فرهنگ اسلامي صورت بگيرد؛ واقعه اي که اوايل دهه ۱۳۳۰ هجري شمسي تحقق يافت. در اوايل اين دهه کوشش هاي پراکنده اي براي گنجاندن برداشت هاي اجتماعي و سياسي جديد در شرع اسلام صورت گرفت. تحول فرهنگي در ايران نتيجه ظهور مکاتب سياسي سکولار (مارکسيسم يا ليبراليسم، ناسيوناليسم) و نيز نفوذ فزاينده غرب در ايران، پس از کودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. پس از مرگ آيت الله بروجردي شرايط براي اين مقصود مهياتر گرديد. گروهي از دانشمندان و علماي اصلاح طلب و سياستمدار شيعه فرصت را مغتنم شمرده و استدلالات اصلاح گرايانه خود را با شرايط دگرگون شونده ايران تطبيق دادند؛ تلاش اين گروه توسعه و اعتلاي فرهنگ اسلامي و توانمندي آن در انجام اصلاحات سياسي - اجتماعي معطوف بود. بسياري از بحث هايي که در اين دوران توسط آنان و از جمله توسط شهيد مطهري در سلسله جلسات سخنراني مطرح مي شد، بر موضوع حکومت در اسلام، توجه به اسلام به عنوان مدلي جامع از شکل زندگي، ضرورت تحولات اساسي در سطوح مختلف اجتماعي، هدايت جوانان و تاکيد بر عمل جمعي و تلاش براي تدوين تعبير سياسي - ايدئولوژيکي اسلام. و ضرورت احياي تفکر ديني تاکيد داشت. پس از انقلاب اسلامي، نظام تازه شکل گرفته از مکتب اسلام، فرهنگ شيعي را - در راستاي تکامل خويش با فرهنگ سياسي منسجم و نهادينه شده اي ايجاد نمود.

انقلاب اسلامي به سوي تجديد سازمان اساسي جامعه ايران پيش رفت و بلافاصله پس از به دست گرفتن قدرت سياسي توسط روحانيت تفسيرهاي جديدي از سيستم سياسي، زندگي اجتماعي، ايدئولوژي و فرهنگ ارائه نمود. جمهوري اسلامي با به دست گرفتن موقعيت مسلط در کنترل دولت، تحول فرهنگي را به صورت خيلي جدي پيگيري کرده و کوشيد تا فرهنگي سياسي - اسلامي را نهادينه سازد. بنابراين، اين انقلاب مفاهيم جديدي مانند؛ طاغوت، مستضعفين، شهادت، رفتارهاي سياسي جديد(تظاهرات، سوزاندن پرچم آمريکا، نماز جمعه) و سازمان هاي سياسي جديد(کميته، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي،...) قوانين جديد اخلاقي، سياسي، تفريحات، شعارها و زبان جديد سياسي، مرگ بر آمريکا، جنگ جنگ تا پيروزي، دموکراتيک و ملي هر دو فريب توده ها، دشمنان جديد ملي مخصوصا آمريکا و اسرائيل و بالاخره ارزش هاي جديد سياسي مخصوصا استقلال، مردم سالاري، اعتراض عليه غرب گرايي و ايده دولت اسلامي را مطرح کرد. ابزارهاي جمهوري اسلامي براي جايگزين کردن فرهنگ سياسي اسلامي عبارت است از: رسانه هاي جمعي، تعليم و تربيت، مساجد، خانواده، نهادهاي اسلامي و انقلابي مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بسيج، موسسات خيريه مانند بنياد شهيد، بنياد مستضعفان، نماز جمعه، انجمن هاي اسلامي در مکان هاي کارگري و غيره. از طرف ديگر، در نوشته ها نيز سعي شد که رابطه دين و دولت مدنظر قرار گرفته شود. از آن جمله است، نوشته هاي تاريخي. از برجسته ترين ويژگي هاي تحليل تاريخي در ايران پس از انقلاب، ارائه ديدگاه رابطه دين و دولت در هر مقطع تاريخي است. هدف اصلي در اين نوع نوشته ها تئوريزه کردن تاريخ برمبناي نحوه ي تفکر ديني هر دوره و ارتباط آن تفکر با مسأله دولت و حکومت بوده است. توجه به عامل دين و تفکر ديني در تاريخ نويسي ايران پس از انقلاب، شاخص ترين ويژگي به شمار مي آيد. از جمله آثار تاريخي - ايدئولوژيک پس از انقلاب اسلامي، آثاري است که توسط متفکران مسلمان منتشر شده است. در اين آثار تلاش بر اين است که نشان داده شود، اسلام مکتبي است همه جانبه که کليه عرصه هاي حيات اجتماعي اعم از سياسي، اقتصادي و فرهنگي را دربر مي گيرد و براي شکل حکومت و روابط با انسان ها، الگوها و نمونه هايي دارد. بنابراين، بررسي سير تکويني پيروزي انقلاب اسلامي نشان مي دهد که يکي از ويژگي هاي اساسي آن، جنبه فرهنگي و ديني آن بوده است. اگر چه تمامي انقلاب ها اهداف فرهنگي خاصي را تعقيب مي کنند، اما در انقلاب اسلامي، بيشترين شعارها و اهداف متوجه ابعاد فرهنگي بوده است. مقايسه نيروهاي انقلاب، رهبري آن، شعارها و انگيزه هاي مردم با ديگر انقلاب ها، به وضوح اين تفاوت را نشان مي دهد. مطالعه و تحقيق در بيانات، اعلاميه ها و کتب حضرت امام خميني(ره) در طول چهل سال قبل از پيروزي انقلاب، اهميت، حساسيت و ضرورت توجه بسيار به اين موضوع را به خوبي بيان مي دارد. به عنوان مثال؛ امام در تاريخ ششم ارديبهشت سال ۱۳۵۰، در پاسخ به نامه دانشجويان مسلمان مقيم اروپا مرقوم فرموده اند: راه اصلاح يک مملکت، فرهنگ آن مملکت است، اصلاح بايد از فرهنگ شروع شود، دست استعمار توي فرهنگ ما کارهاي بزرگ مي کند، نمي گذارد جوان هاي ما مستقل بار بيايند... نمي گذارند در دانشگاه ها جوان هاي ما درست رشد بکنند، اين ها را از بچگي يک طوري مي کنند که وقتي بزرگ شدند، اسلام هيچ و آن ها همه چيز، اگر فرهنگ درست بشود يک مملکت اصلاح مي شود. شما يک فرهنگ مستقل درست کنيد يا بدهيد ما درست کنيم. جمهوري اسلامي نيز که مولود انقلاب اسلامي است، چه به لحاظ مسئوليت اعتقادي و شرعي و چه از نظر وظيفه انقلابي و سياسي خود، مي بايست در جهت مبارزه اي بي امان و همه جانبه با تمامي زمينه ها و مظاهر سلطه فرهنگي و فرهنگ سلطه در داخل و خارج از کشور، تلاشي بي وقفه داشته باشد. لذا براي اولين بار در جمهوري اسلامي ايران بود که مسأله استقلال فرهنگي به شکلي جدي و اساسي مطرح شد. هدف اين است که ساير فرهنگ ها کنار گذاشته شده و فرهنگ اسلامي بر تمام شئون مملکت حاکم گردد. در اين زمينه امام خميني مي فرمايند: در هر صورت آن چيزي که وظيفه ما مسلمين هست، وظيفه علماي اسلام است، وظيفه دانشمندان مسلمين است، وظيفه نويسندگان و گويندگان در اين طبقات مسلمين است. اين است که هشدار بدهند به اين ممالک اسلامي که ما خودمان فرهنگ داريم، ما خودمان فرهنگ غني داريم، فرهنگ ما طوري بوده است که فرهنگ صادر شده است به خارج که آن ها گرفتند از ما، کتبي که در ايران يا در ممالک اسلامي نوشته شده است، کتبي بوده است که آن ها را گرفتند و از آن استفاده کردند... .
... انقلاب ما معجزه بود. از بچه هاي کوچک تا پيرمردهايي که در بيمارستان ها خوابيده بودند، يک صدا براي اسلام فرياد زدند. اين يک اعجازي بود که در ايران واقع شد و همين بود که پيروز کرد اين ها را بر يک هم چون قدرت هايي که تخيل اين در ذهن کسي در عالم پيدا نمي شد... . توجه به فرهنگ اسلامي از ابتداي شکل گيري نهضت اسلامي در بين رهبران آن وجود داشته و توسل به همين فرهنگ اسلامي، باعث شکل گيري نهضت اسلامي، پيروزي انقلاب اسلامي و تداوم نظام جمهوري اسلامي گرديده است.

نويسنده: عليرضا کاشاني 
منبع: روزنامه رسالت

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :3.2 از 5 امتياز است.


12345
9 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 11373 -1 -1

دانش و فناوری
پزشکی
ورزشی
جوانان
نوجوانان
بانوان
ادب و هنر
فرهنگی
اجتماعی
سیاسی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse