مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۹ دوشنبه ۱۸ فروردين -اِلأِثنين ١٢ شعبان ١٤٤١ - Monday April 2020
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  358   بازدید    تاریخ درج مطلب  29/12/1396    
 
 
نگاهی گذرا به جریان های کلام اسلامی


تعامل جهان اسلام با اندیشه های مختلف بیرونی و درونی، سرعت پیش آمده در انتقال و ترویج آثار دیگران در داخل کشورهای اسلامی و از جمله ایران و تأثیرپذیری برخی از مسلمانان از آن اندیشه ها موجب شد تا متکلمان و متفکران اسلامی به تطبیق، مقارنه و مقایسه ی دیدگاه های آنان پرداخته و ضمن نقد آرا، اندیشه ها و مبانی نادرست به تبیین موارد اشتراک و افتراق بپردازند.
علم کلام اسلامی علی رغم فراز و فرود و طی مراحل و ادوار تاریخی در کل، علمی پویا، مستمر و فعال بوده است. متکلمان مسلمان براساس ضرورت، ذوق، رویکرد و تأثر از شرایط جغرافیایی و تاریخی ضمن تفاوت در رویکرد نص گرایی، عقل گرایی و فلسفی با هدف انجام وظایف و رسالت این علم به ایفای نقش پرداخته اند و سعی کرده اند همیشه بر اساس ضرورت و نیاز زمان مباحث جدید کلامی را با رویکرد مناسب، و تنظیم و تبیین خاص ارائه نمایند.
در پی فضای فکری ایجاد شده در کشورهای اسلامی در پی نهضت اصلاح و تجددگرایی و رفرمیسم، در دو قرن اخیر جریان های کلامی و فکری در هند، مصر، ترکیه، ایران و عراق راه افتاد و متکلمان در هر جا و منطقه ای با رویکرد خاص و گاه جمع بین آن ها به انجام وظایف خود پرداختند. مهم ترین آن جریان ها را می توان چنین نام برد.2
الهیات فلسفی
این جریان هر چند سابقه ی دیرینه ای دارد و می توان ریشه های آن را در مدرسه ی بغداد عصر نوبختی ها یافت، اما بعدا توسط خواجه نصیر طوسی تکمیل و ترمیم شد و در مکتب صدرا با بهره ی بیشتر از نصوص شرعی نضج گرفت و در مدرسه ی تهران -قرن سیزدهم- توسط ملاعبدالله زنوزی(1357ق) و آقاعلی حکیم(1307ق) تا متأخرانی مانند سیدمحمدکاظم عصار، علامه شعرانی، آیت الله محمدتقی آملی، سید حسین رفیعی قزوینی، فاضل تونی و محمدمهدی الهی قمشه ای ادامه یافت و سپس به مدرسه ی نجف و قم انتقال یافت که در پی تلاش ها و کوشش های علامه طباطبایی و شاگردان مدرسه ی او با قوت و جدیت ادامه دارد.
الهیات نقلی
دغدغه ی التزام به نصوص و متون وحیانی همیشه در بین پیروان ادیان مختلف و از جمله جهان اسلام و تشیع وجود داشته و دارد. در جهان اسلام علی رغم افراط و تفریط در این مسئله، این امر در دوران معاصر به گونه ای دیگر و با نام دیگری مطرح شد. در جهان اهل سنت «وهابیت»، در عربستان «اهل حدیث» و «القرآنیون» در شبه قاره ی هند و در جهان تشیع «شیخیه» و «مکتب تفکیک» یا «مکتب معارفی خراسان» از مهم ترین مکاتب پای بند این جریان فکری هستند.
الهیات اجتماعی
ارتباط و تعامل غرب و مناطق جهان اسلام، طرح اشکال غربی ها مبنی بر معرفی اسلام به عنوان عامل اصلی انحطاط مسلمانان، بازکاوی عالمان و متفکران و متکلمان مسلمان در احیای تفکر و اندیشه ی دینی، بازیابی تمدن و فرهنگ قرن های نخستین جهان اسلام و پاسخ علمی و عملی به شبهات غربی ها و از جمله «پوزیتیویسم ها» در بی فایده انگاری گزاره های دینی و نشان دادن نقش عملی دین و آموزه های آن در ابعاد مختلف اجتماع، موجب طرح جریان فکری کلامی با گستره ی جغرافیای وسیعی در جهان اسلام شد. سید جمال الدین اسدآبادی(1314ق)، محمد عبده(1323ق) در مصر، البته بهتر از آن ها علامه طباطبایی در رساله های متعدد و از جمله «ابعاد اجتماعی اسلام»، شهید مطهری با سخنرانی ها و مقالات متعدد و از جمله کتاب «مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی» -که با رویکردی عقلانی، فلسفی و وحیانی و استناد به نصوص دینی به انجام وظیفه پرداخت- و شخصیت های متعدد علمی-دینی امروزه نیز در این جریان قرار دارند.
الهیات تطبیقی
ترابط و تعامل جهان اسلام با اندیشه های مختلف بیرونی و درونی، سرعت پیش آمده در انتقال و ترویج آثار دیگران در داخل کشورهای اسلامی و از جمله ایران و تأثیرپذیری برخی از مسلمانان از آن اندیشه ها(ر.ک: الهیات التقاطی) موجب شد تا متکلمان و متفکران اسلامی به تطبیق، مقارنه و مقایسه ی دیدگاه های آنان پرداخته و ضمن نقد آرا، اندیشه ها و مبانی نادرست به تبیین موارد اشتراک و افتراق بپردازند.
البته انجام این وظیفه و رسالت از همان دوره های آغازین صدر اسلام توسط پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) و ائمه ی هدی(علیهم السلام) و صحابه ی گرام انجام می شده است، اما به مرور و با توجه به نیاز بیشتر، کارهای جدی تری صورت گرفت که می توان از «اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات» شیخ مفید(413ق) در مقارنه ی بین شیعه و معتزله،«قواعد العقائد» خواجه نصیر طوسی(672ق) در مقایسه ی بین شیعه ی امامی و اسماعیلی و «نهج الحق و کشف الصدق» علامه حلی(726ق) در تطبیق بین شیعه و اشاعره نام برد. در دوران معاصر این امر با سه گرایش تطبیق بین اسلام و ادیان، اسلام و غرب و تشیع با دیگر مذاهب اسلامی به انجام رسیده است.
درباره ی گرایش اول می توان موارد زیر را نام برد: آثار مستقل و غیر مستقل سیدجمال الدین اسدآبادی، الاسلام و المدنیه محمد عبده، الوحی المحمدی رشید رضا و الرحله المدرسیه محمدجواد بلاغی.
در مورد دوم، اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه طباطبایی، علل گرایش به مادیگرایی و شرح مبسوط منظومه شهید مطهری و برخی آثار استاد جعفر سبحانی و آیت الله جوادی آملی قابل ذکر هستند.
و در مورد سوم، معالم المدرستین علامه عسکری، الانصاف علامه سبحانی و کلام تطبیقی استاد علی ربانی گلپایگانی را می توان نام برد.
جریان التقاط
این جریان توسط کسانی ایجاد شد که آرا و اندیشه های فکری خود را -نه با پشتوانه ی علمی و استناد به منابع اصیل اسلامی و مذهبی- بلکه آمیخته ای از چند مکتب و تفکر مانند اسلام، غرب، ایران و تشیع اخذ کرده و خواسته و ناخواسته با این التقاط جریان نوظهوری را به وجود آورده اند که خود و آحاد جامعه را با انحراف و آسیب های جدی مواجه کرده اند.
این جریان را در کشور ایران می توان با سه گرایش معرفی کرد:
الف) التقاط اسلام و غرب
گروهی از اینان برآنند تا با تفکر لیبرالی و آزادی خواهی فکری و عقیدتی، آموزه های اسلام را با معیارهای غربی و اروپایی و گاه ایران باستان محک بزنند و چه بسا با همان معیارها به رد و نقد اسلام بپردازند. از جمله ی این افراد می توان روشنفکران غرب زده ای را مانند میرزا ملکم خان، فتحعلی آخوندزاده و سپس سیداحمد کسروی نام برد.
گروهی دیگر علی رغم اعتقاد خالص به اسلام و پای بندی به احکام آن، در روش و رویکرد پردازش مباحث و مسائل دچار التقاط شده و با دلدادگی به روش علمی-تجربی غرب به تبیین و تشریح و دفاع از آموزه های دینی می پردازند که در این گروه می توان از سید احمدخان هندی(1314ق) و مهندس مهدی بازرگان(1375ش) -البته با تفاوت های جدی- نام برد.
ب) اسلام و مارکسیسم:
که می توان از سازمان مجاهدین خلق و سوسیالیست های خداپرست در این جریان نام برد.
ج) تشیع و وهابیت:
کسانی که اکثرا از چهره های روحانی و حوزوی بوده اند ولی تحت تأثیر اندیشه های وهابیت از یک طرف و انحرافات و تحریف های درون مذهبی و عامیانه ی شیعه از طرف دیگر و سرخوردگی و یأس روحی و فکری از طرف سوم موجب پیدایش جریان التقاط مذهبی شده اند. می توان از شریعت سنگلجی(1323ق)، سید احمد کسروی(1324ق) -در برخی از دوره های فکری- و سیدابوالفضل برقعی(1372ش) را نام برد.
ترویج الهیات غربی
در سال های اخیر برخی از شخصیت ها و گاه مراکز علمی -خواسته و ناخواسته- به ترجمه و ترویج مبانی، اندیشه ها و منابع بیرونی، فلسفه ی غرب، الهیات مسیحی، یهود و زرتشتی بدون هیچ نقد و نظر و گاه با تجلیل و تکریم فراوان پرداخته اند. از میان شخصیت های این جریان می توان از سروش و ملکیان -البته در مقطعی از زمان- را نام برد.
نویسنده: محمد صفر جبرئیلی
منبع: سایت بیتوته

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 115124 -1 -1

اخلاق
ادیان و مذاهب
مهدویت
اهل بیت (ع)
فلسفه و عرفان
احکام اسلامی
قرآنی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse