مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۸ پنج شنبه ۱۴ آذر -اِلخَميس ٧ ربيع الثاني ١٤٤١ - Thursday December 2019
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  367   بازدید    تاریخ درج مطلب  1/1/1397    
 
 
پایه های اجتماعی اخلاق

جامعه، از افراد و شخصیت های جداگانه ای تشکیل شده است که هر کدام در حدّ معین و محدودی، بر محیط، تأثیر دارند. در این زمینه، فعالیت افراد بااستعداد و دارای نبوغ، جایگاه ویژه خود را دارد. زندگی اخلاقی جامعه، قسمتی از زندگی معنوی جامعه است. هیچ اخلاقی، مخصوص یک فرد نیست. اخلاق، شکل اجتماعی دارد و حاصل فعالیت کسانی است که ارتباط فکری و اعتقادی معینی با یکدیگر دارند. به همین جهت، ارتباط متقابل بین فرد و جامعه، دارای اهمیت است.


اخلاق به وسیله افراد به وجود می آید؛ اما حاصل فعالیت اخلاقی این افراد، در تأثیرات متقابل اجتماعی، تغییر شکل می یابد. به طور کلی می توان گفت که : حاصل فعالیت های معنوی افراد در زندگی اجتماعی، به عنوان یک پدیده مستقل، به صورت اراده جامعه، سنت ها، آداب و رسوم، رفتارهای اجتماعی، عادت ها و ... تکیه گاه همگان می شود. فرد در جامعه، به اخلاقِ شکل گرفته ای مقید است. هر قدر هم که دنیای درونی افراد متفاوت باشد، چگونگی اخلاق و روان آن ها مشروط به این است که در کدام جامعه رشد و نمو یافته و برخاسته و پرورش یافته کدام طبقه اجتماعی باشند.
تجزیه و تحلیل جریان های اجتماعی، با در نظر گرفتن تأثیری که عوامل واقعی(محسوس) و ذهنی بر یکدیگر دارند، انجام می گیرد. اخلاق، یکی از عواملی است که شخص را به محرّک و سازنده تاریخ تبدیل می کند. چنین است که شخصیّت های نسبتا اخلاقی، شخصیت های مهم و مؤثری در خانه، محله، شهر، کشور و تاریخ جهان می گردند.
از طرف دیگر، برای ساخت جامعه جدید، به مرحله بالاتری از آگاهی و سازماندهی نیاز است. اکثریت مردم، تحت تأثیر اخلاق، امکان کارهای آگاهانه تر و فداکارانه تر را پیدا می کنند. خود این جریان، موجب اعتقاد آنها به واقعیت هایی می شود که در نتیجه فعالیت آنها به وجود آمده است. در چنین صورتی، اخلاق ـ که شکل خاصی از درک نیازهای اجتماعی است ـ وسیله ای برای برانگیختن اکثریت مردم در جهت برآوردن نیازهای جامعه می شود و سرنوشت پیروزی، به وضع روحی مردم بستگی پیدا می کند.
قدرت اخلاق
برخی اعتقاد دارند که «حق» و «عدالت»، واژه هایی بی معنا و توخالی اند ؛ چرا که احساس حقانیت و احساس خشم نسبت به شرایط غیر عادلانه، به خودی خود، نیرویی ندارند؛ اما وقتی که شرایط و موجبات فراهم باشد و ضرورت فرا رسد، هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند مردمی را که به حقانیت عمل خود باور دارند، از به دست گرفتن اداره امور، مانع شود.
اخلاق، به عنوان وسیله ای در دست انسان برای دگرگون کردن جهان، امری واقعی است. تکامل جامعه را باید به عنوان جریانی در نظر گرفت که از قانونمندی های خود پیروی می کند؛ قانونمندی هایی که نه تنها تحت تأثیر اراده و آگاهی افراد نیستند، بلکه برعکس، اراده، آگاهی و نیت افراد را هدایت می کنند. در عین حال، نباید نقش آگاهی را به عنوان عامل اساسی از نظر دور داشت.
هر انسانی، به طور نسبی داری آزادی انتخاب رفتار، تعیین هدف و وسیله فعالیت است. شعور شخصی، وجدان و اراده و کیفیت خصلت های او در این انتخاب، نقش بزرگی دارند. در واقع، آزادی اراده است که انتخاب رفتار را ممکن می کند. انتخاب ـ که اخلاق، تنها بر اساس آن می تواند نقش فعال خود را ظاهر سازد ـ همیشگی و بی پایان است. دفاع مستمر از آنچه مورد قبول است و یا ترک دفاع در برخی موقعیت ها، به معنای وجود آزادی انتخاب (هر چند به صورت نسبی) است. هر عمل، انتخابی است از میان رفتارهای مختلفِ ممکن و نیز گزینشی است از میان کشش های اجتماعی. در جریان همین انتخاب مستمر است که انسان، نیروی خود را وقف دفاع از آزادی انتخاب می کند.
اگر اخلاق فردی را، به عنوان تنها عامل تعیین کننده رفتار بپذیریم، مسئولیت، جنبه ای کاملاً اخلاقی به خود می گیرد و هر فرد به طور کامل، مسئول کارهای خود خواهد بود و هر گاه عمل غیراخلاقی از او سر بزند، تنها خود اوست که متهم و گناهکار است؛ اما اگر شرایط عینی و واقعیت های موجود را به عنوان عامل نیرومندی در نظر بگیریم که رفتار آدمی را تعیین می کنند، جریان فرق می کند. چه بسیار پیش می آید که رفتار آدمی، دلیلی بر بدبختی اوست، نه گناه او!
اخلاق از لحاظ ارزش ها و آرمان های معنوی در مبارزه به خاطر مردم اهمیت دارد. این مبارزه که در راه اعتلای آگاهی مردم انجام می شود، نه تنها به عنوان یک هدف، بلکه به عنوان شرط لازم برای پیشرفت اخلاقی و رفتار آدمی، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
تأثیر اجتماعی اخلاق
اخلاق انسانی در گذر زمان، در فعالیت جامعه مؤثر است و در جهت معینی عمل می کند و مانند سلاحی در جریان مبارزه و دفاع از منافع مردم به کار می رود و آنها را برای فعالیت مشترک، سازمان می دهد.
ناآگاهی و فریب خوردگی مردم، تا زمانی ادامه دارد که پشت هر جمله، منافع خود یا دشمنان خود را تشخیص ندهند؛ چرا که عقاید اخلاقی به دلیل نابرابری های موجود، یک دست نیستند.
اخلاقیات متفاوت، بازتاب منافع گروه های متفاوت جامعه اند. این تفاوت، ریشه در روابط بین گروه ها دارد. در واقع، گروه های متخاصم، اعتقادهای اخلاقی ـ اجتماعی ای دارند که نشانگر مبارزه بین آنهاست.
موضوع اخلاق برای مردمی که کار می کنند و زحمت می کشند، در مقابل گروه های مقابل آنان، آن قدر ساده نیست که در برخورد اوّل، روشن باشد. دوگانه بودن اخلاق، نشانه ناسازگاری آن است؛ چرا که همان چیزی که برای بالادستی ها خیر و بر کت و سود است، برای مردم محروم، باعث رنج و سختی است و به همین جهت، بالادستی ها معنا و مفهوم واقعی اندیشه ها و تصورهایی را که به سود آنهاست، پنهان می کنند.
سرچشمه انسانیّت
عده ای سرچشمه انسانیت را در اندیشه آزاد، ویژگی های طبیعت انسانی و چیزهای دیگری از این قبیل می دانند، در حالی که انسانیت، در زمینه های مشّخص و معیّن اجتماعی و با توجه به درکی که از اخلاق وجود دارد، رشد می کند. در حقیقت، معیارهای اخلاقی، منعکس کننده روابط مشخص بر اساس هدف های معیّن اند که در عین حال، معیارهای انسانی را هم شکل می دهند.

احترام به کار و فرهنگ، یاری متقابل، وفاعی به عهد، حرمت سالخوردگان، مراقبت از کودکان، عشق به میهن، سرزنش بدی و شرارت، نکوهش بیدادگری و ستم، مردانگی، ثبات، صمیمیت و درستکاری، حسن همجواری و بسیاری از قانون های ساده دیگر، جزو معیارها و موازین اخلاقی هستند. این معیارهای ساده، با مهم ترین و اصلی ترین جنبه های زندگی جامعه، بستگی پیدا می کنند و منعکس کننده روابط کلی اجتماعی هستند.
مردم، از قانون های عمومی و مقدماتی زندگی، که صدها سال است مشخص شده اند و هزاران سال است که در همه سرمشق ها تکرار شده اند، موازین ثابت اخلاقی را فهمیده اند، و بر این اساس است که علیه جنگ، تجاوز، تهمت، ظلم و زورگویی نسبت به زن ها و غیر آن، جهت گرفته اند و این قانون های ساده را به عنوان شرایط و قراردادهای جوامع خود و به عنوان حداقل موازین اخلاقی در روابط بین افراد، در نظر گرفته اند، به نحوی که برقراری نظم جامعه و روال عادی و طبیعی آن، بدون آنها، ممکن نیست. این موازین اخلاقی ساده، حتی در جوامع غیر عادلانه هم مربوط به گروهی خاص نمی گردند. در تمامی جوامع، روح عدالت خواهی و ظلم ستیزی در مردم به طور خود به خودی وجود دارد. هر چند ممکن است جهتگیری درست و بر اساس تجزیه و تحلیل منطقی نداشته باشد.
البته برای درک سرنوشت «اخلاق انسانی» در شرایط جامعه، باید توجه کنیم که انسانی بودن اخلاق در این اصطلاح، به دو معنا به کار می رود : یک معنای آن، مفهومی است که معرّف منافع تمامی انسانیت است، و دیگری مفهومی است که به وسیله همه انسان ها به کار می رود. بنا بر این، بین منافع اجتماعی ای که اخلاق، مدافع آن است با منافع اجتماعی ای که اخلاق بر آن، اثر می گذارد، تفاوت وجود دارد و این در حالی است که ممکن است بین آنها، در ظاهر، سازگاری هم وجود داشته باشد. در واقع، جنبه هایی از اخلاق هست که در خدمت انسان و انسانیت است، اما چنین جنبه هایی در اختیار همه نیست و نمی تواند باشد و اثری که اخلاق انسان، بر گروه های مختلف اجتماعی دارد، متفاوت است.
عناصر اخلاق انسانی، در جریان روابط گروهی، به نیروهایی فعّال و واقعی تبدیل می شوند. قانون هایی وجود دارند که اعتبار آنها در هر جامعه ای، بدیهی به حساب می آید. با وجود این، نوع عملکرد این قانون ها در زندگی افراد، بستگی به نظام اجتماعی حاکم بر آن جوامع دارد.
رفتار اخلاقی در واقعیت
ضمن تأیید مناسبت هایی همچون همیاری برادرانه، احترام به شخصیت انسانی که کار می کند و زحمت می کشد، اعم از زن و مرد، و ... انضباط فرد در برابر جمع نیز مهم است. ماهیت این مناسبت های اخلاقی را : دوستی برای همه، و همه برای دوستی، صلح برای همه و همه برای صلح، روشن می سازد.
اخلاق یعنی آن چیزی که مردم را متحد می کند تا جامعه ای بر پای دارند که در آن، تمام استعدادهای مثبت مردم شکوفا شود. خدمت به مردم و انسان گرایی در اخلاق، متقابلاً به هم بستگی دارند. آنچه برای اخلاق اهمیت دارد، ساختن جامعه تازه ای است که انسان جدیدی را شکل می دهد و موجب شکوفایی شخصیت می گردد. همیشه تکامل شخصیت مردم، نتیجه دگرگونی های اجتماعی است و دگرگونی اجتماعی، از طریق آگاهی مردم صورت می گیرد. تغییر به سوی بهبودی، از طریق مردم، ناآگاهانه حاصل نمی شود. بررسی عملکرد روش های اخلاقی در جریان زندگی اجتماعی و رفتارهای شخصی، کار ساده ای نیست ؛ چرا که خود انسان و روابط او ساده نیست و از پیچیدگی های ویژه ای برخوردار است. در واقع می توان گفت وقتی شرایط به هیچ عنوان برای خوب بودن مناسب نیست، خوب بودن، استثنا می گردد. اگر شرایط برای خوب بودن مناسب و آماده بود، امکان خوب بودن برای همه مهیّا بود و آدم خوب، دیگر استثنا نبود. در چنین شرایطی است که دیگر انسان بودن، جزو آرزوها نیست؛ چرا که همه انسان ها خوب اند با همه معنویات بی حد و حصرشان.
انسان ها با درک اخلاقی از واقعیت های اجتماعی در جهان، وظایف اجتماعی مهمی به عهده دارند. اخلاق هم مثل همه معیارهای دیگری که در جامعه وجود دارد، بر رفتار و آگاهی فرد، اثر می گذارد و به درک اجتماعی او خدمت می کند. به این معنا اخلاق را می توان یک مفهوم اجتماعی دانست. انسان نمی تواند بدون اخلاق، به صورت فردی فعّال در روابط اجتماعی جلوه کند.
اخلاق، یکی از ابزارهای اساسی انسان برای شناخت جهان است؛ ولی تنها ابزار ممکن نیست. با همه کاربرد گسترده ای که اخلاق در فعالیت های اجتماعی دارد، از لحاظ علمی، مرز و چارچوب مشخصی دارد که نقش خود را تنها در حدود آن ایفا می کند.
انسان ها در شرایط گوناگون اخلاقی
انسان ها (اعضای جامعه)، در جریان زندگی، دارای شخصیتی یک جانبه، همیشگی و بدون تغییر و تحول نیستند. به همین جهت، هر شخصیت را باید در جریان پرفراز و نشیب زندگی مورد بررسی قرار داد. شخصیت هر فرد، شخصیت خالص و ویژه آن فرد نیست؛ بلکه از آن جا که هر فردی در جریان کار روزمرّه در روابط مختلف با افراد گوناگون قرار دارد و در ضمن، با اسوه های عینی و شخصیت های برجسته تاریخی آشنا می گردد، شخصیت او به طور معمول، ترکیبی از شخصیت های مختلف است.
می توان با ایجاد شرایط اجتماعی و تعلیم و تربیت، شخصیت فرد را تغییر داد. این تغییرات، در افراد، نسبی است و شدّت و ضعف دارد. با توجه به تأثیرات ارثی (ژنتیک)، می توان زمینه استعدادهایی را که به صورت ارثی به فرد منتقل شده اند، رشد داد و یا از رشد آن جلوگیری نمود.
هر فرد، از شرایط گوناگون، تأثیر می پذیرد و در شرایط مختلف، واکنش های مختلف بروز می دهد. همیشه اشخاصی که در طی زندگی خود موفق به خودسازی، پرورش و ساخت روحیه خود شده اند، هم در شرایط سخت و مصیبت بار، قادر به مقاومت و پایداری هستند، و هم با قرار گرفتن در موقعیت های برتر، خصلت های انسانی (تعهد، وفاداری و احترام به حقوق دیگران) را حفظ، و از قدرت خود، سوء استفاده نمی کنند تا نفسانیات و اغراض شخصی خود را ارضا کنند.
وظیفه هر انسان، حکم می کند که به پیشرفت و خوش بختی دیگران، اهمیت دهد و با کوشش و پشتکار، سعی کند که خودش پیشرفت کند، نه این که دیگران را عقب بزند و آنها را خوار کند تا خودش پیشرفت کند.

در زندگی و روابط متقابل انسان ها ممکن است هر کس اشتباه کند. دوستان باید نسبت به یکدیگر حالتی از اعتماد و اغماض داشته باشند؛ اما روشن است که باید بین اشتباه دوستانه (که طبیعی به نظر می رسد) با خیانت مغرضانه و سوء استفاده، فرق گذاشت. روابط اجتماعی و زندگی خانوادگی بر پایه وجه اشتراک های فرهنگی و دوستی های وفادارانه استوار است.
روحیات هر فرد و پایبندی های اخلاقی وی را می توان با آنچه که مردم همه جای دنیا به عنوان قراردادهای اخلاقی و انسانی پذیرفته اند، مورد بررسی قرار داد. دروغ، در همه جای دنیا زشت و بد است. دورویی، تهمت زدن، بی وفایی، تمسخر و تحقیر دیگران، تبعیض، و ... نیز چنین اند. جامعه ای که نسبت بالایی از اعضای آن، افراد اخلاقمند باشند، الگوهای اخلاقی بیشتری به فرزندان خویش ارائه می دهد و فشار بیشتری برای اصلاح خود و کام برداشتن به سوی زندگی اخلاقی به اعضا وارد می آورد. در نتیجه می توان گفت که تلاش فرد فرد اعضای جامعه برای خودسازی اخلاقی، خیلی زود، به موجی اجتماعی تبدیل می شود که دیگران و نسل های بعد را نیز در بر می گیرد.
منابع:
1. اخلاق و شخصیت، جان دیویی، مترجم : مشفق همدانی، تهران : صفی علی شاه، 1354.
2. پایه های اجتماعی اخلاق، محمّد رضا صادقی، تهران : اشاره، اوّل، 1371.
3. فلسفه اخلاق، مرتضی مطهری، تهران : صدرا، یازدهم، 1372.
4. زیبایی های اخلاق، حسین انصاریان، دارالعرفان، 1382.

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 115511 -1 -1

اخلاق
ادیان و مذاهب
مهدویت
اهل بیت (ع)
فلسفه و عرفان
احکام اسلامی
قرآنی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse