مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ پنج شنبه ۱ آبان -اِلخَميس ٢٨ ذو الحجه ١٤٣٥ - Thursday October 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  1530   بازدید    تاریخ درج مطلب  22/2/1388    
 
 
مقام واقعي انسان در قرآن

بسياري از فرهنگ ها در جوامع مختلف، انسان را اشرف مخلوقات مي دانند، ولي اين مطلب را به صورت هاي مختلف بيان مي کنند. سؤال اين است که آيا در فرهنگ اسلامي هم شواهدي وجود دارد که انسان برتر از ساير مخلوقات است؟ آري، در قرآن مجيد آياتي داريم که بر شرافت انسان در هستي دلالت مي کنند. محور آن آيات، دو واژه کليدي«خلافت» و«کرامت» است.

خلافت

جريان خلافت، مربوط به داستان آفرينش حضرت آدم(ع) است که در آيه سي ام سوره بقره آمده است: «وَ إذ قَالَ رَبُّکَ لِلمَلَيکَهِ إِنّي جَاعِلٌ في الأَرضِ خَلِيفَهً…» وقتي که خدا مي خواست حضرت آدم(ع) را خلق کند، به فرشتگان فرمود که من در روي زمين خليفه اي را قرار خواهم داد. از شيوه بيان پيداست وقتي که مي گويد: «خليفه قرار مي دهم» معنايش اين است که براي خودم جانشين قرار مي دهم. وقتي که مثلاً رئيسي مي گويد من جانشين انتخاب مي کنم، مقصودش اين است که براي خودم جانشيني قرار مي دهم.

علاوه بر اين، در روايات و زيارت نامه معصومين(ع) شواهدي براين موضوع يافت مي شود. تعابيري از قبيل خليفة الله، خلفاءالله و … موضوع را به خوبي روشن مي کند. در اين آيه مبارکه، شخص حضرت آدم(ع) جانشين خداست و اما اين که معني«جانشين» چيست و چرا عنوان خلافت و جانشيني خدا به حضرت آدم(ع) داده شده است، مگر خدا به جانشين احتياج دارد که حضرت آدم و ديگران را بعنوان جانشين تعيين کند و چرا اين عنوان فقط به حضرت آدم نسبت داده شده است. مسلماً در فرهنگ قرآني اين احتمال که خدا به جانشين نياز دارد مردود است. اين که خدا؛ مثلاً، غايب شود و براي زمان غيبت خود خليفه اي بگذارد، با فرهنگ قرآني و بينش الهي نمي سازد. بلکه منظور از تعيين خليفه اين است که در جهان موجودي ارزشمند را مي آفريند. ارزش او به حدي است که اگر بخواهيم براي او در هستي جايگاهي قرار دهيم بايد بگوييم: جانشين خداست. ملاک جانشيني هم اين است که اين موجود، آن قدر مي تواند تعالي و ارزش وجودي پيدا کند که کارهاي خدايي از او صادر شود؛ يعني مي تواند کارهايي را انجام دهد که فراتر از مقتضاي اسباب و مسببات مادي در اين جهان است. شايد کسي بگويد ساير اسباب هم کاري از کارهاي عالم را سامان مي دهند پس آنها هم جانشين خدايند.

جواب اين است که عنوان جانشيني، وقتي صادق است که جانشين بتواند همه کارهاي خدا را در سطح نازل تري انجام دهد پس تنها انسان به عنوان جانشين خدا معرفي مي شود. اوست که لياقت دارد که آن قدر تعالي و ارزش پيدا کند که از ساير موجودات فراتر برود و در افقي قرار گيرد که بر جهان اِشراف داشته باشد. موجودي که در سطح ساير مخلوقات و هم تراز آنهاست، کجا مي تواند جانشين خدا شود؟ مثلاً، معقول نيست که بگوييد: فلان حيوان جانشين خدا در ميان ساير حيوانات است، زيرا هيچ کدام از آنها بر ديگري امتياز اساسي ندارد و اگر يکي از آنها از جهتي امتياز داشته باشد، ديگري از جهت ديگر امتياز دارد. اين گونه نيست که يکي از اين ها اِشراف تام و امتيازي خالص بر ديگران داشته باشد. اگر در ميان همه آفريدگان، تنها يک موجود جانشين خداست، بايد در سطحي فراتر از همه آنها قرار داشته باشد، وگرنه دليلي بر جانشيني او نيست. در ميان همه موجودات، تنها انسان ممتاز است. لياقت، ارزش و کمال وجودي او از همه موجودات ديگر فراتر است، لذا مي تواند بر ساير موجودات اِشراف پيدا کند و نسبت به ساير موجودات، نوعي تدبير داشته باشد. پس جا دارد که بگوييم، انسان جانشين خداست. تمامي اين گفته ها از همين آيه مبارکه استنباط مي شود. علاوه براين، در روايات پيغمبر(ص) نيز به اَبعاد آن اشاره شده است. پس، از تعبير در آيه مبارکه مي توان استفاده کرد که انسان در مقايسه با ساير موجودات، خيلي شريف تر و برتر است. جايگاه او در عالم هستي جايگاه جانشيني خداست به مقام خدايي نمي رسد، اما مي تواند جانشين او باشد. حال، سخن اين است که آيا خلافت، در حضرت آدم منحصر است يا کسان ديگري هم از نسل آدم مي توانند به اين مقام برسند؟

از ضميمه کردن آيات و روايات و قرايني که در خود آيه مبارکه هست، استنباط مي شود که کسان ديگري هم از نسل حضرت آدم(ع) مي توانند به اين مقام برسند. ما معتقديم که چهارده معصوم(ع) هم به اين مقام رسيده اند. آنها جانشينان خدا برروي زمين اند و به تعبير ديگر(خلافت) در معصومين(ع) و ساير اولياي خدا به مرحله فعليت رسيده است؛ يعني استعداد خلافة اللهي در نهاد تمامي انسان ها گذارده شده است، اما در همه افراد به مرحله فعليت نمي رسد. اين که حضرت آدم(ع) به عنوان اولين خليفه الهي معرفي مي شود به اين دليل است که در ميان تمامي موجودات و آفريده ها تنها او شايستگي چنين مقامي را داشته است نه اينکه خلافت منحصر به او باشد. جانشينين خدا، اقتضائاتي دارد که مي توان آنها را از آيه مبارکه و سخنان معصومين(ع) استنباط کرد. علم او از علوم عادي فراتر است، مي تواند علومي را به طور مستقيم از خداوند متعال دريافت کند، قدرتش به حدي مي رسد که بر همه قدرت ها اشراف پيدا مي کند و قدرت هاي ديگر محکوم اويند. خليفة اللهي مي تواند در جهان مادي نسبت به موجودات ديگر آن چنان اعمال قدرت کند که هيچ موجود ديگري نتواند در مقابل او عرض اندام نمايند. پيشرفت هاي علمي و روحي انسان ها نمونه اي از تجلّيات اين خلافت است که کم و بيش در انسان هاي معمولي ظهور پيدا مي کند، ولي مرتبه کامل آن فقط در معصومين(ع) متجلي مي شود.

کرامت

غير از آيه مبارکه بقره که انسان را به عنوان جانشين خدا در ميان همه موجودات معرفي مي کند، آيه ديگري هم هست که از انسان بعنوان موجودي مُکرّم ياد مي کند. «وَ لَقَد کَرَّمنَا ءَادَمَ وَ حَمَلنَهُم في البَرِّ وَ البَحرِ وَ رَزَقنهُم مِّنَ الطَّيبتِ وَ فَضَّلنَهُم عَلَي کَثِيرٍ مِّمَّن خَلَقنَا تَفضِلاً»(اسراء/70). ما آدمي زادگان را تکريم کرديم و به ايشان ارج و ارزش داديم و وسايل حمل شان را در خشکي و دريا فراهم کرديم؛ يعني به آنها قدرتي داديم که در خشکي و دريا بتوانند خود و وسايل شان را از نقطه اي به نقطه ديگر حمل کنند. در واقع، قدرت تسلط بر نيروهاي طبيعي، مثل جاذبه زمين که مانع حرکت آدمي مي شود به انسان داده شده است. به آدمي زاد قدرتي داده شده است که بتواند اين نيروها را محکوم کند و بر آنها حاکم شود. «و رزقناهم من الطيبات» روزي هاي خوب و طيب به انسان ها داديم. اگر انسان را با ساير موجودات روزي خور مقايسه کنيم، مي بينيم که کيفيت غذايي ساير حيوانات، خيلي پايين تر از انسان است. انسان مي تواند از موادي تغذيه کند که از لحاظ طهارت، پاکيزگي، خوبي و خوشمزه بودن فراتر از آنهاست. موجودات ديگر از گياهان پست استفاده مي کنند. گوشت مردار و گنديده مي خورند. از غذاهاي پليد، متعفن، بدبو و مُضرّ، تغذيه مي کنند، ولي انسان به طور طبيعي از تمام اين غذاها مُتنفّر است فقط از غذاهاي تميز، خوب، مفيد، ارزنده و خوش مزه استفاده مي کند.

ممکن است کسي بگويد: خوشي و لذت نسبي است، چيزي نسبت به کساني و موجوداتي خوش است و نسبت به گروهي ديگر و ساير موجودات ناخوش است، همه اين ها به جاي خود محفوظ، ولي ما چون در صدد بررسي ديدگاه قرآن در اين مورد هستيم، سخن قرآن را نقل کرديم که مي فرمايد: انسان را از روزي هاي پاکيزه اي بهره مند کرديم که ساير موجودات از آنها محرومند و بي ترديد غذاهايي که انسان طبعاً به آنها ميل دارد داراي امتيازات تکويني و واقعي هستند«… و فضلناهم علي کثير ممن خلقنا تفضيلاً» يعني آدمي زادگان را بر بسياري از موجوداتي که آفريديم برتري داديم. اين جا بين مفسرين بحث هايي واقع شده است که چرا قرآن مي فرمايد، آدمي زادگان را بر«بسياري» از مخلوقات برتري داديم و نمي فرمايد که او را بر«همه» مخلوقات برتري داديم. يک نظر اين است در ميان ملائکه کساني هستند که اشرف از آدميانند، ولي نظر ديگر اين است که چون همه آدمي زادگان بر همه مخلوقات برتري ندارند، چنين تعبيري ذکر شده است. زيرا در ميان انسان ها نيز موجودات فاسد و شرور کم نيستند، اما اين گفته صحيح است که«مجموعه» انسان ها بر مجموعه مخلوقات برتري دارند. به هر حال، اصل تفضيل انسان ها بر موجودات ديگر، مزيتي است که خدا فقط براي انسان قرار داده است، کرامتي که خدا به انسان داده به هيچ موجود ديگري نداده است.

پس، انسان از ديدگاه قرآن و اسلام موجودي برتر و تافته اي جدا بافته است، در عين حال، در کنار موجودات ديگر قرار دارد. و انسان نوعي حيوان است که از نظر زيستي چندان تفاوتي با ساير حيوانات ندارد يا اين که پيچيدگي هاي مغز انسان، سلسله اعصاب و ارگانيسم او قابل مقايسه با موجودات ديگر نيست، در عين حال تمامي اين ها از نوع مادي و محدود است و کم و بيش با ساير حيوانات قابل مقايسه است؛ يعني، مي شود گفت پيچيدگي هاي مغز انسان چند برابر فلان حيوان است و اگر در بُعد مادي برتر است برتري آن قابل سنجش است، ولي وضعيت روحي انسان با هيچ موجود ديگري قابل مقايسه نيست. با استعداد و تعالي و روحي که انسان دارد، اگر همت پرواز داشته باشد چنان اوج مي گيرد که هيچ موجود ديگري به گَرد او نمي رسد؛ يعني، از نظر اسلام و قرآن، انسان موجودي برتر يا برترين مخلوق است. و اگر فرض کنيم که در ميان ملائکه مقرّب فرشتگاني باشند که مقام آنها از نوع انسان بالاتر باشد؛ در اين صورت بايد گفت: انسان حداقل از بسياري از موجودات هستي برتر و بالاتر است.

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :3.4 از 5 امتياز است.


12345
19 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 1201 -1 -1

اخلاق
ادیان و مذاهب
مهدویت
اهل بیت (ع)
فلسفه و عرفان
احکام اسلامی
قرآنی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse