مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۸ دوشنبه ۲۷ خرداد -اِلأِثنين ١٣ شوال ١٤٤٠ - Monday June 2019
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  1235   بازدید    تاریخ درج مطلب  7/12/1387    
 
 
الگوهاي تربيت

اگر چه در تربيت انسان، عوامل مختلفي تأثيرگذار هستند و هر يک به نوعي در شکل دهي شخصيت او نقش ايفا مي کنند، اما تأثير الگوهاي انساني در تربيت بسيار حائز اهميت است.

● خانواده

با توجه به آن که کودک چند سال نخست زندگي خود را در محيط خانه با پدر و مادر و ساير افراد خانواده سپري مي کند، به طور قطع هر آن چه را که از آنان مي بيند الگوبرداري مي کند و خصوصيات اخلاقي، عقيدتي، شخصيتي و ديگر گرايش ها را از آنان مي آموزد. اين که مردم در قضاوت هاي خود، رفتارهاي مختلف کودک را به حساب پدر و مادر کودک مي گذارند، حاکي از واقعيتي است که از مطالعات فراوان به دست آمده است.[۱]
پدر و مادر اولين و آشناترين چهره هايي هستند که کودک با آنها برخورد مي کند. به تدريج به موقعيت حساس پدر و مادر و نياز شديد خود به آنان پي مي برد و متقابلاً به آنان علاقه مند مي گردد و به همين جهت والدين خود را بهترين و خيرخواه ترين و با نفوذترين اشخاصي مي داند که مي توانند آنان را سرمشق يا الگوي زندگي قرار دهند و از رفتارشان پيروي نمايند.[۲] قرآن بر نقش کليدي پدر و مادر توجه داشته و در آياتي چند به اين مسأله پرداخته است. حضرت نوح با اشاره به نقش والدين به خداوند عرضه مي دارد: «وَ لاَ يلِدُوا إِلاَّ فَاجِرًا کَفَّارًا؛[۳] اينان جز فاجر و کافر نمي زايند.» به اين معنا که نتيجه تربيتي قوم نوح جز فرزنداني با اين خصوصيات نيست.
بنابراين، خانواده در سازندگي يا ويراني شخصيت کودک و نوجوان نقش اساسي دارد و کودک از محيط خانواده اوصافي چون: زبان گفتار، آداب معاشرت، محبت و مهرورزي به ديگران، قاطعيت و اقتدار و انضباط را مي آموزد. بعد از پدر و مادر، برادران و خواهران هستند که در خانواده بيشترين تأثير را بر روي طفل مي گذارند، به ويژه زماني که طفل داراي برادر يا خواهري بزرگ تر بوده و تفاوت سني شان نيز زياد باشد. خواهر بزرگ تر براي کودک نقش مادر، و برادر بزرگ تر نقش پدر را ايفا مي کند. کودک براي دور ماندن از شرّ آنها و نيز همرنگ ساختن خود با ايشان، سعي مي کند رفتار خود را براساس خواسته آنها تطابق دهد.[۴] از اين رو، چنان چه والدين بتوانند فرزند بزرگ تر را خوب تربيت کنند، تقريباً در تربيت بقيه بچه ها موفق ترند زيرا فرزند بزرگ تر نسبت به کوچک تر نقش الگويي دارد و در تربيت و سازندگي کوچک تر تأثير به سزايي دارد.
بنابراين ريشه اخلاق و رفتار انسان از خانه است و به همين نظر از ميان نهادهاي متعدد اجتماعي خانواده اهميت بيشتري در تربيت کودک دارد.[۵]

● معلمان

پس از والدين و اعضاي خانواده، مربيان و معلمان و اعضاي مدرسه بيشترين تأثير را در تربيت کودکان دارند. کودکان در سنين پايين تحت تأثير والدين خود هستند، اما وقتي وارد مدرسه مي شوند از معلمان خود اثر مي پذيرند. معلمان بايد بدانند که افکار، رفتار و گفتار آنان سرمشق دانش آموزان است. معلم بعد از پدر و مادر با نفوذترين افراد، در امر تربيت کودک و نوجوان است. دانش آموزان بويژه دانش آموزان دوره ابتدايي، شديداً تحت تأثير معلم خود قرار دارند و رفتار او را الگو قرار مي دهند. معلم با روح و جان دانش آموز سر و کار دارد و به همين جهت به عنوان يک الگوي محبوب و مطاع پذيرفته مي شود. دانش آموزان همه اعمال و رفتار معلمان و مدير و حتي مستخدم مدرسه را زير نظر دارند و از طرز برخورد آموزگاران با مدير، معلمان با يکديگر، معلمان با خدمتکاران مدرسه و معلمان با دانش آموزان درس مي گيرند.[۶]
فضاي تعليم و تربيت زير پوشش عناصر گوناگوني قرار دارد که همه آنها مي توانند براي شاگردان، الگو و سرمشق باشند، مانند حياط مدرسه، فضاي کلاس، معلم، مدير، ناظم، شاگردان و همه پديده هايي که در مدرسه به چشم مي خورد با شاگردان مدرسه پيوند و تماس دارند. اما هيچ عنصري در مدرسه همانند معلم و به اندازه او نمي تواند الگوساز باشد. خواجه عبدالله انصاري مي گويد: «دود از آتش نشان ندهد و خاک از باد، که ظاهر از باطن و شاگرد از استاد».[۷]
مغز کودک، نوجوان و جوان مانند دوربين عکاسي است. کودکان در دوران کودکي خود از عقل پيروي نمي کنند بلکه تابع احساسات و تقليد هستند. آنان در اين سنين قيافه، تُن صدا، بي ادبي يا ادب در کلام و بالاخره همه گفتار و کردار بزرگترها را به طور ناخودآگاه تقليد مي کنند. از آن جا که کودکان بيشتر وقت خود را در خانه و يا مدرسه سپري مي کنند، پدر و مادر و معلم مي توانند با کردار و گفتار خود، آنها را تحت تأثير قرار دهند و شخصيت کودک را بسازند. حاحظ درباره تقليد شاگرد از معلم مي نويسد: «عقبة بن ابي سفيان به آموزگار فرزندانش گفت: نخستين وظيفه تو در اصلاح فرزندانم اين است که قبلاً خويشتن را اصلاح کني؛ زيرا چشمان آنها به تو دوخته است و رفتار و کار نيک در نظر آنها، رفتاري است که تو آن را نيک مي داني و رفتار زشت از ديدگاه آنها رفتاري است که تو آن را زشت تلقي مي کني».[۸]

● دوستان

گروه ديگري که مي توانند تأثير زيادي بر روان کودکان، نوجوانان و جوانان باقي بگذارند، دوستان، معاشران و همسالان مي باشند. قرآن به نقش اين گروه توجه مي دهد و با يادکرد سخنان افرادي که به جهت دوستي با افراد فاسق و کافر گرفتار آتش دوزخ شده اند مي کوشد تا افراد را ترغيب نمايد که در انتخاب و گزينش دوستان دقت لازم را به عمل آورند؛ زيرا همين دوستان هستند که با تأثيرگذاري بر شخصيت آنان خوشبخت و يا بدبخت مي کنند. گروهي که به جهت دوستي با دوستان ناباب خويش از راه به در رفته اند در قيامت مي گويند: «يـوَيلَتَي لَيتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَنًا خَلِيلاً؛[۹] اي کاش فلاني را دوست خود نمي گرفتم».
کودک، بخش قابل توجهي از رفتار و کيفيت معاشرتش را از دوستان و معاشران خود نيز مي آموزد و اين تبعيت بدان خاطر است که به تناسب سن همگام با دوستان و انديشه هايش هماهنگ با آنهاست کودکان به کارهاي جديد رغبت بسياري نشان مي دهند و هنگامي که با آن مواجه مي شوند سعي مي کنند از دوستان خود تقليد نمايند. پيداست که هر کودکي داراي روش و منشي خاص است که معمولاً از محيط اجتماعي خود فراگرفته است و کودک ديگر در تماس با او از همان ها پيروي مي کند.[۱۰]
به بيان ديگر، در کودکان و نوجوانان حالت تشابه جويي و همانندسازي وجود دارند و سعي دارد خود را همانند ديگران به ويژه آنان که مورد علاقه و تأييد آنان هستند بسازند. کودکان تا حدود ۷ سال اول زندگي بيشتر از هر کسي به والدين خود علاقه دارند اما کم کم با ورود به اجتماع، به خاطر تناسب در سن و رفتار و گفتار جذب دوستان و همسالان خود مي شوند و از آنها تقليد مي کنند. آنان معمولاً مباني اخلاقي، ارزش هاي اجتماعي، نظام حکومتي، آداب و رسوم، نوع روابط و نوع اعمال خود را از معاشران مي آموزند.[۱۱]
در منابع اسلامي آيات و روايات فراواني وجود دارد که بيانگر تأثيرات ژرف همنشيني با دوستان خوب و بد مي باشد. در قرآن کريم در مورد همنشينِ خوب فرمود: «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِينَ يدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَوةِ وَ الْعَشِي يرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لاَ تَعْدُ عَينَاکَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيوةِ الدُّنْيا؛[۱۲] همراه با کساني باش که هر صبح و شام پروردگارشان را مي خوانند و خشنودي او را طلب مي کنند و نبايد به خاطر پيرايه هاي زندگي دنيا چشمان تو از آنان منصرف شود.»
و يا در مورد دوري گزيدن از غافلان مي فرمايد: «فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّي عَن ذِکْرِنَا وَ لَمْ يرِدْ إِلاَّ الْحَيوةَ الدُّنْيا؛[۱۳] پس تو نيز از کسي که از(سخن) ما رويگردان مي شود و جز زندگي دنيا را نمي جويد، اعراض کن».
رسول اکرم(ص) در اين باره مي فرمايد: «ألْمَرءُ علي دينِ خليله فَلْينْظُرْ أحَدُکُم مَن يخالِلْ؛[۱۴] آدمي تحت تأثير رفيق خودش است. پس بايد هر يک از شما ببيند که با چه کسي طرح دوستي مي ريزد».
از حضرت سليمان(ص) روايت شده که ايشان فرمودند: «لا تَحکُمُوا علي رَجُل بشيء حَتّي تَنْظُرُوا إلي مَنْ يصاحِبْ فَانَّما يعرف الرَّجُلُ بِاَشکاله و أقرانه و ينسَبُ إلي أصحابِه و أخلانِهِ؛[۱۵] درباره کسي به نيکي يا بدي قضاوت نکنيد تا رفقايش را ببينيد چه آن که آدمي از امثال و اقرانش شناخته مي شود و به صفات همنشينان و دوستان صميمي اش توصيف مي گردد».
ائمه اطهار و معصومين(ع) نيز طي سخنان خود، خطرات رفاقت هاي گمراه کننده را خاطرنشان کرده و پيروان و ياران خود را از همنشيني با افراد فاسد و تبهکار بر حذر داشته اند. امام علي(ع) در نامه ۶۹ نهج البلاغه به حارث همداني توصيه کرده اند: «از رفاقت با کساني که افکارشان خطا و اعمالشان زشت و ناپسند است بر حذر باش! همانا دوست را به وسيله دوستش مي شناسند».[۱۶]
همسالان از راه هاي منحصر به فرد و عمده اي در شکل گيري شخصيت، رفتار اجتماعي، ارزش ها و نگرش هاي يکديگر دخالت دارند. کودکان از طريق سرمشق دهي، اعمال قابل تقليد، تشويق يا تنبيه، پاسخ هاي خاص و ارزشيابي فعاليت هاي يکديگر و باز خوردي که به هم مي دهند، در يکديگر تأثير مي گذارند.[۱۷]
در حقيقت، علت اساسي گرايش شديد کودکان نسبت به همديگر را بايد در «مشابهت» جستجو کرد. فلاسفه در اين باره مي گويند: «مشابهت»، علت جذب و دوستي و عشق است و شاعر در اين باره گفته است:[۱۸]
چه بسا کودکاني که در خانه تربيت نيکو پيدا کرده اند؛ ولي در مدرسه و در نزد معاشران و دوستان فاسد و بداخلاق دچار انحراف شده اند. بسياري از کج خلقي ها، انحراف ها و ناسازگاري ها بر اساس تأثيري است که دوستان و معاشران فرزندان ما، در مدرسه يا محيط خارج بر آنها گذارده اند. از اين رو، نظارت بر معاشرت کودکان بسيار ضروري مي نمايد.

● چهره هاي ورزشي و هنري

در عصر حاضر که نگاه جوانان و نوجوانان و حتي بزرگ سالان به طور گسترده اي به مقوله هنر و ورزش دوخته شده است به يقين از نقش مهم و تأثيرگذار اين طيف وسيع نمي توان غافل بود.
جوانان و نوجوانان با علاقه اي که به هنرپيشه يا بازيکن ورزشي خاصي دارند به طور مستقيمي تحت تأثير رفتارهاي ديگر او نيز قرار گرفته و از آن ها الگوگيري مي نمايند. نظر به اهميت اين عنصر مهم تربيتي است که اکنون سردمداران تهاجم فرهنگي توجه خود را به اين حوزه معطوف نموده و بسياري از اهداف خود را در قالب هنر و شخصيت هاي ورزشي پياده مي کنند.
امروزه به روشني بسياري از جوانان را شاهديم که در سخن گفتن، مدل لباس و مو، نحوه رفتار و... به طور مستقيمي تحت تأثير اين چهره قرار گرفته اند.
از اين رو برنامه ريزي و سرمايه گزاري جهت اصلاح و تهذيب و تربيت شايسته اين گروه مي تواند نقش مهمي در الگوسازي ويژه جوانان و نوجوانان داشته باشد.

● حاکمان

الگو شدن در اخلاق و عمل و نقش اساسي آن در تربيت، دايره اي وسيع دارد، که از جمله آنها مي توان حاکمان و مسئولان حکومتي را نام برد.
اگر مجريان و مسئولان حکومت، مردماني صالح و متعهد باشند، از باب«النّاس، علي دين مُلُوکِهِم» مردم به تدريج اصلاح مي شوند، ولي چنان چه آنان در تربيت و مراقبت از نفس خود سستي کنند و به دنياگرايي روي آورند، آرام آرام جامعه نيز لباس صلاح را از تن بيرون کرده و رو به تباهي خواهد گذاشت. آن گاه نصيحت ناصحان بي اثر مي ماند و صالحان امت تضعيف و منزوي مي گردند و افراد ناشايست و تهي از ارزش هاي انساني ميدان دار خواهند شد.[۱۹] قرآن با اشاره به سرنوشت خفت بار قوم فرعون به نقش تأثيرگذار حاکمان اشاره داشته و مي فرمايد: «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ...؛[۲۰] فرعون قومش را خوار و سبک شمارد و آنان وي را پيروي و اطاعت کردند» همين اطاعت و پيروي از حاکمان فاسد است که جامعه و تمدن ايشان را به فساد کشانيد و در نهايت خود نيست و نابود شدند.
اميرمؤمنان علي(ع) در اين مورد مي فرمايد: «فَلَيسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيةُ إِلاّ بِصَلاحِ الُولاةِ؛[۲۱] پس رعيت اصلاح نمي شوند، جز آن که زمامداران اصلاح گردند».
و يا در فرازي ديگر فرموده: «مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ للنّاسِ إماماً فَلْيبْدَأ بِتَعْلِيمِ نَْفسِهِ قَبْلَ تَعْلِيم غَيرِهِ، وَلْيکُنْ تأديبُه بسيرتِهِ قَبْلَ تَأديبِهِ بِلسانِهِ و مُعَلِّمُ نَفْسِهِ و مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالاْجلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ و مؤدّبِهِم؛[۲۲] آن که خود را پيشواي مردم سازد، پيش از تعليم ديگري بايد به ادب کردن خويش بپردازد، و پيش از آن که به گفتار تعليم فرمايد، بايد به کردار ادب نمايد، و آن که خود را تعليم دهد و ادب اندوزد، شايسته تر به تعظيم است از آن که ديگري را تعليم دهد و ادب آموزد.»
اين موضوع در حکومت هاي ديني که متوليان، زمامداران آن اهل دين مي باشند، از اهميت و حساسيت بيشتري برخوردار است. چرا که صلاح و فساد جوامع به شدت متأثر از عملکرد اينان مي باشد.[۲۳]
از پيامبر اکرم(ص) روايت شده است که: «صِنْفانِ مِن أُمَّتي إذا صَلُحَا صَلُحَتْ أُمَّتي، و إذا فَسَدا فَسَدَتْ أمَّتي. قيل: يا رسول الله وَ مَنْ هُما؟ قال:[ الفُقَهاءُ و الأُمراءُ؛[۲۴] دو گروه از امت من، هر گاه صالح گشتند، همه امتم صالح مي گردد و چون فاسد شوند، همه امتم فاسد مي شوند عرض کردند: اي رسول خدا، آن دو طايفه کدامند؟ فرمود: دانشمندان ديني و فرمانروايان».

● عالمان دين

از جمله الگوهاي انساني، عالمان و متوليان دين هستند. رفتار و گفتار عالمان و فقها در مردم و جامعه اثر فراوان دارد. اگر عالمي صالح باشد، جامعه را به صلاح و رستگاري مي کشاند، و چنان چه عالمي فاسد باشد، جامعه را به فساد مي کشاند. قرآن در بيان تأثير عالمان با اشاره به هدايت پذيري نصارا مي فرمايد: «ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يسْتَکْبِرُونَ؛[۲۵] اين هدايت پذيري آنان به جهت آن است که در ميان ايشان کشيشان و رهبانان عالي هستند که استکبار نمي ورزند.[۲۶]
امام علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «زَلَّةُ العالِمِ کانکِسارِ السَّفينَةِ تَغْرَقُ و تُغْرِقُ مَعَها غَيرُها؛[۲۷] لغزش عالِم هم چون شکستن کشتي است، غرق مي شود و ديگران را هم با خودش غرق مي کند».
عملکرد تمام کساني که به عنوان متوليان دين شناخته مي شوند، در نوع سلوک ديني و دينداري و مردمان نقش و تأثيري اساسي دارد، اساساً انسان بيش از آن که از قول و سخن و تبليغ متوليان دين تأثير بپذيرد، از رفتار و سلوک و عملکرد آنان متأثر مي شود، و به همين سبب عملکرد متوليان دين، به ويژه عالمان دين در تقويت جايگاه دين يا تضعيف آن در ميان مردمان بسيار مهم است و صلاح و فساد آنان با توجه به مراتب و حوزه عملشان جامعه را نيز در بر مي گيرد.[۲۸]
قرآن کريم کساني را که به گفته هاي خويش عمل نمي نمايند مورد سرزنش قرار داده و مي فرمايد: «لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ؛[۲۹] چرا مطالبي را که بدان عمل نمي کنيد بازگو مي کنيد».
از نگاه اميرمؤمنان(ع) دعوت مردم به دين و دينداري زماني تأثيرگذار خواهد بود که دعوت کنندگان ابتدا خودشان به آن چه که مي گويند عمل نمايند: «فَإنّ العالِمَ العامِلَ بغيرِ عِلْمِهِ کَالجاهِلِ الحائِرِ الّذي لا تَستَفيقُ مِنْ جَهْلِهِ، بل الحُجَّةُ عَلَيهِ أَعْظَمُ، و الحَسرَةُ لَهُ ألْزَمُ، وَ هُوَ عِنْدَ اللهِ ألْوَمُ؛[۳۰] همانا عالمي که به غير علم خود عمل کند، چونان جاهل سرگرداني است که از بيماري ناداني شفا نخواهد گرفت، بلکه حجّت بر او قوي تر و حسرت و اندوه بر او استوارتر و در پيشگاه خدا سزاوارتر به نکوهش است».
بنابر آن چه گفته شد مسئوليت عالمان و متوليان دين، بسيار خطير است، چرا که رفتار و کردار آنان الگو و سرمشقي براي ساير افراد جامعه مي باشد.
 
● امامان معصوم(ع)

الگوهايي که تاکنون از آنها بحث شد شايستگي اين را دارند که خوب و يا بد باشند، که در هر دو صورت آثار مثبت يا منفي بر روي ديگران مي گذارند؛ اما الگوهايي که در اين قسمت بررسي مي شود، الگوهايي هستند که بدي در آنها راه ندارد. از اين رو مطمئن ترين الگوها به شمار مي روند.
به همين خاطر قرآن کريم با پذيرش اين اصل مهم و تکيه بر آن همواره طريقه زيستن پيامبران و تربيت يافتگان مکتب آنان را براي مؤمنان در زمينه هاي مختلف بازگو مي کند تا مسلمانان با تأسّي از شيوه زندگي شان زمينه زندگي توأم با سعادت را براي خويشتن فراهم سازند.[۳۱]  يکي از اين الگوها و اسوه هاي حسنه که در قرآن از آن ياد شده، پيامبر اکرم(ص) مي باشد. در سوره مبارکه احزاب مي خوانيم: «لَّقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ يرْجُواْ اللَّهَ وَ الْيوْمَ الاَْخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِيرًا؛[۳۲] به درستي که پيامبر براي شما الگوي خوبي است براي کسي که اميد به خدا و روز آخرت دارد و خداوند را بسيار ياد مي کند».
پيامبر اسلام(ص) انسان کامل و نمونه کامل عرفان، زهد، عشق، تقوا و شجاعت است. هر زاويه اي از زندگي او الگويي تام از همان زاويه است و نمونه شايسته و کامل از يک پدر، شوهر، دوست و انسان مي باشد.
حضرت علي(ع) در مورد الگوپذيري از رسول گرامي اسلام مي فرمايد: «فَتَأسَّ بِنَبيکَ الاطيب الأطهَرِ(ص) فَإنَّ فيهِ أسْوَةٌ لِمَنْ تَأَسّي، و عَزَاءً لِمَنْ تَعَزّي و أحَبُّ العبادِ إلي اللهِ المتأسّي بِنَبيه؛[۳۳] پس به پيامبر پاکيزه و پاکت اقتدا کن، که راه و رسم او الگويي است براي الگوطلبان، و مايه فخر و بزرگي است براي کسي که خواهان بزرگواري باشد، و محبوب ترين بنده نزد خدا کسي است که از پيامبرش پيروي کند، و گام بر جايگاه قدم او نهد».
قرآن کريم درباره تأسف و حسرت گروهي که با غير پيامبر(ص) همگام و همراه شدند، مي فرمايد: «وَ يوْمَ يعَضُّ الظَّالِمُ عَلَي يدَيهِ يقُولُ يــلَيتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً  يـوَيلَتَي لَيتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَنًا خَلِيلاً؛[۳۴] و روزي که ستمگر دست هاي خود را مي گزد و مي گويد اي کاش با پيامبر راهي را گرفته بودم. اي واي بر من! اي کاش فلاني را دوست نمي گرفتم.»
پس از پيامبران الهي که به عنوان الگوهاي نمونه يا اسوه هاي حسنه معرفي شده اند، ائمه معصوم(ع) نيز مي توانند اسوه هايي نيک براي انسان ها خاصه نوجوانان و جوانان باشند.
البته در الگوپذيري از آن بزرگان بايد به دو نکته مهم و اساسي توجه کنيم. اول اين که ارزش هاي انساني داراي دو جنبه مي باشد، يکي ثابت و ديگري متغير. چهره ثابت آن، همان جنبه اي است که به انسانيت مربوط مي شود و صورت متغير آن قالب و لباسي است که آن ارزش در آن متجلي مي شود. عنصر زمان و مکان فقط مي تواند در مورد دوم تأثير گذار باشد و آن را دستخوش تغيير و تحولات کند ولي اصل و حقيقت آن ارزش، هرگز بر اثر تغييرات زمان و مکان متحول نخواهد شد.
به عنوان مثال، برخي از رفتارهاي امام علي(ع) اختصاص به آن زمان داشته و بعضي ديگر عمومي است و در هر زمان و مکان قابل عمل مي باشد. نمونه نخست مثل لباسي که حضرت مي پوشيدند که تنها در روزگار خودش قابل پياده شدن بود، اما اگر هم اکنون آن لباس ها را بپوشيم مورد اعتراض مردم قرار خواهيم گرفت. و نمونه دوم مانند رفتارهايي که زمان و مکان نمي شناسند و همواره براي الگوگرفتن مناسب و ارزشمند است، مانند: کار و توليد، بازسازي و عمران، جهاد و شهادت طلبي، کمک به فقراء و محرومان و ساير کارهايي انساني و معنوي.[۳۵]

پي نوشت ها:
۱. دفتر همکاري حوزه و دانشگاه و ديگران، روان شناسي رشد با نگرشي به منابع اسلامي، ج ۲، چاپ اول، تهران، دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۵، ص ۸۵۵.
۲. ابراهيم اميني، اسلام و تعليم و تربيت، ج دوم، چ چهارم، تهران، انجمين اولياء و مربيان جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۷۶، ص ۱۰۰.
۳. نوح/ ۲۷.
۴. علي قائمي، زمينه تربيت، چ چهارم، تهران، انتشارات اميري، ۱۳۶۵، ص ۱۲۹.
۵. علي قائمي، تربيت و سازندگي، پيشين، صص۲۹۷ و ۲۹۸.
۶. ابراهيم اميني، اسلام و تعليم و تربيت، پيشين، صص ۱۰۲ و ۱۰۳.
۷. خواجه عبدالله انصاري، به نقل از محسن شکوهي يکتا، تعليم و تربيت اسلامي (مباني و روش ها)، صص ۱۱۰ و ۱۱۱.
۸. عمر و بن بحر جاحظ، البيان و التبيين، ج ۲، ص ۶۳، به نقل از در آمدي بر نظام تربيتي اسلام، پيشين، ص ۱۵۲.
۹. فرقان/ ۲۸.
۱۰. همان، ص ۱۴۳.
۱۱. ر.ک: همان، صص ۵۲ و ۱۴۰.
۱۲. کهف/ ۲۸.
۱۳. نجم/ ۲۹.
۱۴. مستدرک، ج ۲، ص ۶۲، به نقل از الحديث، ج ۲، ص ۴۸.
۱۵. مستدرک، ج ۲، ص ۶۲، به نقل از جوان از نظر عقل و احساسات، ج ۲، آقاي محمد تقي فلسفي، ص ۳۲۲.
۱۶. محمد دشتي، ترجمه نهج البلاغه، پيشين، ص ۶۱۱.
۱۷. دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، روان شناسي رشد با نگرشي به منابع اسلامي، پيشين، ص ۸۹۵.
۱۸. محمد علي کريمي نيا، الگوهاي تربيت اجتماعي، چاپ اول، قم، انشتارات پيام مهدي، ۱۳۷۷، ص ۳۲۰.
۱۹. سيد مهدي موسوي کاشمري، روش هاي تربيت، پيشين، ص ۱۴۸.
۲۰. زخرف/ ۵۴.
۲۱. محمد دشتي، ترجمه نهج البلاغه، پيشين، خطبه ۲۱۶، ص ۲۴۳.
۲۲. محمد دشتي، ترجمه نهج البلاغه، پيشين، حکمت ۷۳، ص ۶۳۹.
۲۳. ر.ک: مصطفي دلشاد تهراني، رهزنان دين، آسيب شناسي دين و دينداري در نهج البلاغه، چاپ اول، تهران، انتشارات دريا، ۱۳۷۹، ص ۲۳۸.
۲۴. ابي جعفر محمدبن علي بن الحسين بابويه قمي، الخصال، ترجمه سيد احمد فهري زنجاني، ج ۱ ـ ۲، قم، انتشارات علميه اسلامي، بي تا، ص ۴۱.
۲۵. مائده/ ۸۲.
۲۶. در اين زمينه رجوع کنيد به الميزان ذيل همين آيه.
۲۷. عبدالواحد آمدي، غرر الحکم و دررالکلم، ج اول، محمدعلي انصاري، قم انتشاراد دار الکتاب، بي تا، ص ۴۲۶.
۲8. ر.ک: مصطفي دلشاد تهراني، رهزنان دين، پيشين، صص ۲۳۷ و ۲۳۸.
۲۹. صف/ ۲.
۳۰. محمد دشتي، ترجمه نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰، پيشين، ص ۲۱۱.
۳۱. شکرالله جهان مهين، تربيت و اخلاق، پيشين، ص ۲۰۱.
۳۲. احزاب/ ۲۱.
۳۳. محمد دشتي، ترجمه نهج البلاغه، خ ۱۶۰؛ همان، ص ۳۰۰.
۳۴. فرقان/ ۲۷ و ۲۸.
۳۵. ر.ج: محمد دشتي، الگوهاي رفتاري امام علي(ع) و مباحث تربيتي، پيشين، ص.۱۳ 

منبع: خبرگزاري فارس

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 1323 -1 -1

ازدواج
رفتارشناسی
ناهنجاری ها
اصول تربیتی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse