مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ پنج شنبه ۲۸ فروردين -اِلخَميس ١٦ جمادي الثانيه ١٤٣٥ - Thursday April 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  340   بازدید    تاریخ درج مطلب  2/3/1390    
 
 
حکیم ملاصدرا

محمدبن ابراهيم قوامي شيرازي ملقب به صدر‌المتألهين - ملاصدرا - در سال 979 قمري به دنيا آمد. پدر ملاصدرا ـ خواجه ابراهيم قوامي ـ سياستمداري دانشمند و بسيار مؤمن بود و باوجود داشتن ثروت و عزت و مقام هيچ فرزندي نداشت، ولي سرانجام بر اثر دعا و تضرع بسيار به درگاه الهي، خداوند پسري به او داد كه بعدها به نام ملاصدرا معروف گرديد. صدرالدين محمد، تنها فرزند وزير حاكم منطقه وسيع فارس، در بهترين شرايط زندگي مي‌ كرد. صدرا پسري بسيار باهوش، جدي، باانرژي، درسخوان و كنجكاو بود. در مدت كوتاهي تمام دروس مربوط به ادبيات زبان فارسي و عربي و هنر خط نويسي را فراگرفت. درس‌ هاي ديگر او علم فقه و حقوق اسلامي و منطق و فلسفه بود كه در اين ميان صدراي جوان ـ كه هنوز به سن بلوغ نرسيده بود ـ از همه آن دانش‌ ها مقداري آموخت ولي طبع او بيشتر به فلسفه و بخصوص عرفان گرايش داشت.

 

ملاصدرا بخشي از اين آموزش ‌ها را در شيراز ديد، ولي بخش عمده آن را در پايتخت آنزمان(قزوين) گذراند. وي در قزوين با دو دانشمند و نابغه بزرگ- شيخ بهاءالدين عاملي و ميرداماد ـ آشنا شد و به دروس آنان رفت. با انتقال پايتخت صفويه از قزوين به اصفهان، شيخ بهاءالدين و ميرداماد به همراه شاگردان خود به اين شهر آمدند و بساط تدريس خود را در آن جا گستراندند. ملاصدرا كه در آن زمان 26 يا 27 سال داشت، از تحصيل بي ‌نياز شده بود و خود در فكر يافتن مباني جديدي در فلسفه بود و مكتب معروف خود را پايه گذاري مي‌كرد. وي كه سرمايه‌اي بسيار و منبعي سرشار از دانش و بويژه فلسفه داشت و خود او بانوآوري ‌هايش آراء جديدي را ابراز كرده بود، در شيراز بساط تدريس را گستراند و ازاطراف شاگردان بسياري گرد او جمع شدند.

اما رقباي او كه مانند بسياري از فيلسوفان و متكلمان، از فلاسفه پيش از خود تقليد مي كردند، و از طرفي موقعيت اجتماعي خود رانزد ديگران در خطر مي ‌ديدند، يا به انگيزه دفاع از عقايد خود و يا از روي حسادت بناي بدرفتاري را با وي گذاشتند و آراء نو او را به مسخره گرفتند و به او توهين مي ‌كردند. اين رفتارها و فشارها با روح لطيف ملاصدرا نمي ‌ساخت، از اين رو از شيراز به صورت قهر بيرون آمد و به شهر قم كه در آن هنگام هنوز مركز مهم علمي و فلسفي نشده بود، رفت. ملاصدرا در شهر قم هم نماند و به روستايي به نام كَهَكْ در نزديكي شهر قم منزل گزيد. شكست روحي ملاصدرا سبب گرديد تا مدتي درس و بحث را رها كند و همان گونه كه وي در مقدمه كتاب بزرگ خود ـ اسفار ـ گفته است، عمر خود را به عبادت و روزه و رياضت گذراند.

 

وي در اين دوران ـ كه از نظر معنوي دوران طلائي زندگاني اوست ـ توانست به مرحله كشف و شهود غيب برسد و حقايق فلسفي را نه در ذهن كه با ديده دل ببيند و همين سبب شد كه مكتب فلسفي خود را كامل سازد. وي حدود سال 1015ق سكوت را شكست و قلم بدست گرفت و به تأليف چند كتاب از جمله كتاب بزرگ و دائرة‌المعارف فلسفي خود پرداخت. وي تا حدود سال1040ق به شيراز باز نگشت و در شهر قم ماند و در آن شهر حوزه فلسفي بوجود آورد و شاگردان بسياري پرورش داد. دو تن از شاگردان معروف او فياض لاهيجي و فيض‌ كاشاني هستند كه هر دو داماد ملاصدرا شدند و مكتب او را ترويج كردند. وي در شيراز نيز به تدريس فلسفه و تفسير و حديث اشتغال يافت. از كتاب سه اصل چنين بر مي‌آيد كه در آن دوره نيز مانند دوره اول اقامت در شيراز زير فشار بدگوئي هاو بد خوئي ‌هاي دانشمندان همشهري خود بوده است، ولي اين ‌بار مقاوم بود و تصميم گرفت در برابر فشار آن ها پايداري و مكتب خود را معرفي كند.

منبع: سايت صدا و سيما

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 21428 -1 -1

سینما
ادبیات
کتاب و کتابخوانی
هنری
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse