مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۸ شنبه ۲۹ تير -اِسَّبِت ١٧ ذو القعده ١٤٤٠ - Saturday july 2019
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  1125   بازدید    تاریخ درج مطلب  4/5/1386    
 
 
امام خميني و روحانيت

علما و دانشمندان سراسر جهان بويژه علما و متفكران اسلام بزرگ يكدل و يك جهت در راه نجات بشريت از تحت سلطه ظالمانه اين اقليت حيله باز و توطئه‏گر كه با دسيسه‏ها و جنجال‏ها سلطه ظالمانه خود را بر جهانيان گسترده‏اند بپا خيزند و با بيان و قلم و عمل خود خوف و هراس كاذبى را كه بر مظلومان سايه افكنده است بزدايند و اين كتاب‏هايى را كه اخيرا با دست استعمار كه از آستين كثيف اين بردگان شيطان منتشر شده و دامن به اختلاف بين طوايف مسلمين‏مى‏زنند نابود كند و ريشه خلاف كه سرچشمه همه گرفتارى مظلومان و مسلمانان است را بر كند و يكدل و يكسو بر اين رسانه‏هاى گروهى كه در بيشتر ساعات شب و روز به فتنه انگيزى و نفاق افكنى و دروغ پردازى و شايعه سازى عمر خود را مى‏گذرانند پرخاش كنند و بر سرچشمه تروريزم كه از كاخ سفيد مى‏جوشد بشورند.چرا كه با ريشه‏يابى معلوم مى‏شود اساس آنچه كه تفنگداران و سربازان آمريكا را در بيروت و ديگر جاها با انفجارهاى محيط به هلاكت رسانده و مى‏رساند، همان كاخ‏هاى ستم بويژه كاخ سفيد است. (1) آقايانى كه از اطراف آمده‏ايد، از اطراف دنيا آمده‏ايد، علما هستيد بايد متشبث به آن سيره‏اى بشويد كه پيغمبر اكرم و ائمه اسلام بين ما گذاشته است كه حتى آن روزى كه دست‏هايشان بسته بود و نمى‏توانستند يك كلمه بر خلاف سياست دولت وقت بگويند، با ادعيه‏شان مردم را دعوت مى‏كردند، دعا مى‏كردند، با دعا مردم را دعوت مى‏كردند و هر روزى كه فرصت مى‏كردند .در هر فرصتى تصريحا دعوت مى‏كردند.ما بايد به آنها تشبث پيدا بكنيم، به قرآن كريم تشبث پيدا بكنيم.قرآن كريم دعوت به وحدت مى‏كند، دعوت به اين مى‏كند كه مخالف با هم نباشيد كه فشل بشويد.و مع الاسف بعض از روحانيون وابسته به دولت‏هاى اسلامى دعوت به فشل مى‏كنند، مى‏خواهند فشل ايجاد كنند.در يك مركز اسلامى به اسلام نمى‏توانند حمله كنند به ايران كه مى‏خواهند اسلام را پياده كند حمله مى‏كنند.
آن قاضى‏اى كه در حجاز يا در مصر يا در ساير جاها بر خلاف قرآن كريم دعوت مى‏كند، لكن نه به طورى كه صريح باشد، بر خلاف قرآن كريم دارد دعوت مى‏كند و مسلمين را از هم جدا مى‏كند، آن قاضى، قاضى جور است و شما بايد آنها را سر جاى خودشان بنشانيد.شما كه بر مى‏گرديد به ممالك خودتان، در خطبه‏هاى نماز جمعه، در ادعيه‏اى كه مى‏خوانيد خطبه‏هاى شما همانطور كه در صدر اسلام خطبه‏ها يك جنبه سياسى داشته است، نماز جمعه يك اجتماع سياسى است.نماز جمعه يك عبادت سر تا پا سياسى است و مع الاسف در جاهايى انسان مى‏بيند كه در نماز جمعه ابدا مربوط به چيزهائى كه ملت‏ها به آن احتياج دارند، چيزهائى كه مسلمين، اجتماع مسلمين بر آن احتياج دارد، خبرى نيست. در صدر اسلام مساجد، محافل و نمازها جنبه سياسى داشته است، از مسجد راه مى‏انداختند لشكر را به جنگى كه بايد بكنند و به آنجائى كه بايد بفرستند.از مسجد مسائل سياسى طرح ريزى مى‏شد.از مسجد، مسجد محل اين بود كه مسائل سياسى در آن طرح بشود، مع الاسف مساجد را ما كارى كرديم كه به كلى از مصالح مسلمين دور باشد و با دست ما آن طرح‏هائى كه براى ما ريخته بودند با دست خود ما پياده شد و ما ديديم آنچه كه، مسلمين ديدند آنچه كه بايد ببينند و امروز بايد بيدار بشوند مسلمين.مى‏توانند، به صراحت وقتى كه مى‏بينند حكومت‏شان بر خلاف اسلام عمل مى‏كند، بگويند.نمى‏توانند، با دعا، با خطبه و به طور كلى با ظالمين، به طور كلى با متجاوزين، با مخالفين اسلام معارضه كنند.خطبه‏ها را نگذارند چند تا دعا باشد و چند تا ذكر باشد و اين چيزها، همانطورى كه تا حالا بوده است، خطبه‏ها را محتوايش را قوى كنيد.
شما قوى هستيد، مردم همراه شما هستند، مردم همراه حكومت‏هاى جور نيستند، مردم همراه با علما هستند.شما قوى هستيد، شما هر كدام در محل خودتان همان قدرتى داريد كه روحانيون ايران در اينجا دارند.آنها عمل كردند در مقابل يك قدرتى كه در منطقه نظير نداشت، در مقابل يك قدرتى كه هيچ يك از قدرت‏هاى منطقه شبيه به او نبودند.همين مردم كوچه و بازار ما و همين كشاورزان و كارگران ما به واسطه تعليمات اسلامى كه علماى اسلام به آنها داده بودند و دادند بيدار شدند و هجمه كردند بر يك همچو قدرتى و او را شكستند و او را بيرون كردند، شما هم مى‏توانيد.ننشينيد كه براى شما حكومت‏هايتان كار كنند.آنها براى خودشان كار مى‏كنند.شما اسلام را بايد تقويت بكنيد.شما بايد در كشورهاى خودتان، در خطبه‏هاى نماز جمعه خودتان كه براى همين مقصد نمازجمعه بپا شده است، در ادعيه خودتان، در زيارات خودتان، در هر چه رفت و آمد داريد مصالح اسلامى را طرح بكنيد، مصالح اجتماعى مردم را طرح بكنيد.مسائل خصوصى نگوئيد، مسائل اجتماعى را بگوئيد.بگذاريد اگر شما اين را گفتيد نمازتان را تعطيل كنند، مردم عكس العمل نشان مى‏دهند.
اگر دولتى به واسطه خطبه‏هاى نماز جمعه، نماز جمعه شما را تعطيل كنند، با عكس العمل مردم مواجه مى‏شود و همانى است كه ما مى‏خواهيم.منتظر نشويد كه يك لشكرى پيدا بكنيد يك اسلحه‏اى پيدا بكنيد، جنگ نمى‏خواهيد بكنيد، شما مصالح مسلمين را مى‏خواهيد بگوئيد .شما انتظار نكشيد كه اول قدرت پيدا بكنيد بعد بگوئيد.شما بگوئيد تا قدرت پيدا بكنيد .ايران همين كار را كرد، ايران گفت تا قدرت پيدا كرد، نه اينكه نشست تا قدرت پيدا بكند، اگر نشسته بود تا ابد هم نمى‏شد.در مقابل آن قدرتى كه محمد رضا داشت و آن پشتيبانى‏اى كه همه از او مى‏كردند، علماى ايران ننشستند تا اينكه اول اجتماع پيدا كنند، بعد قيام كنند.علماى اسلام اول دعوت كردند مردم را و در هر فرصتى نترسيدند و در منبر و پائين مسجد مردم را دعوت كردند تا قدرت پيدا كردند، شما هم همين كار را بكنيد.مى‏توانيد، اگر خيال كنيد نمى‏توانيد، بدانيد كه نخواهيد توانست.به خودتان تزريق كنيد كه مى‏توانيد و بدانيد كه خواهيد توانست. هر عملى اولش فكر است.هر كارى اولش تفكر و تأمل در اطراف كار است.اگر ما در روحمان ضعف باشد، نمى‏توانيم كارى بكنيم، روح را قوى كنيد، قلب خودتان را قوى كنيد، به خدا منقطع بشويد.اينهمه ادعيه‏اى كه وارد شده است و همه را دعوت كرده است به اينكه [توكل‏] به خدا بكنيد براى اينكه او مركز قدرت است.اينهمه دعوت شده است كه به كس ديگرى غير خدا متشبث نشويد، براى اينكه به شما تزريق كنند قوت را، كه شما يك پشتوانه عظيم داريد و او خداست.كسى كه خدا را دارد، از چه بايد بترسد؟ شمايى كه براى خدا بخواهيد كار بكنيد از چه قدرتى مى‏ترسيد؟ مى‏ترسيد كه شهيدبشويد؟ شهادت ترس دارد؟ مى‏ترسيد حبس بشويد؟ حبس در راه خدا ترس دارد؟ مى‏ترسيد شكنجه بشويد؟ شكنجه در راه خدا اشكال دارد؟ ايران در راه خدا همه چيز ديده معذلك دست بر نداشت، و اين روحانيون بودند كه مردم را بسيج كردند و مردم متحول شدند و امروز از آن بچه كوچولوئى كه تازه زبان باز كرده است تا آن پير مردى كه چند جوان از دستش رفته، يكصدا بر ضد قدرت‏هاى بزرگ صحبت مى‏كنند و قيام كردند. «نتوانيد» نگوييد.هيچ وقت فكر نكنيد كه نمى‏توانيد، هميشه فكر كنيد كه مى‏توانيد، هميشه فكر كنيد كه خدا با شماست، هميشه فكر كنيد كه اسلام شرف شماست و اين اسلام بايد به دست شما تقويت بشود. (2) متأسفانه نه تنها مردم كشورها، بلكه روحانيون ممالك اسلامى اكثرا از كارآيى و نقش سازنده و تعيين كننده خود در مسايل روز و سياست‏هاى بين‏المللى بى‏خبر هستند و متأثر از القائات و برداشت‏هاى مادى، تصور مى‏كنند كه در عصر تمدن و تكنيك و صنعت و تحولات علمى و پيشرفت‏هاى مادى، نفوذ روحانيت كم شده است و نعوذ بالله اسلام از اداره كشورها عاجز مانده است، كه بحمد الله پيروزى انقلاب اسلامى ايران به رهبرى روحانيت، خلاف اين تصورات را ثابت نمود و على رغم همه كارشكنى‏ها و سنگ اندازى‏ها و توطئه‏هاى شرق و غرب و حسادت و كينه توزى ايادى آنان توانمندى و اقتدار روحانيت اسلام آشكار گرديد.كه من از تمامى علما و متفكرين و دانشمندان اسلامى سراسر جهان دعوت مى‏كنم كه در فرصت‏هاى مناسب به كشور عزيز اسلامى ايران سفر كنند و در وضع گذشته اين مملكت كه نظام شاهنشاهى آن را به مملكتى غرب زده و تهى از ارزش‏هاى اسلامى مبدل ساخته بود و ايران مى‏رفت تا پايگاهى براى اسلام زدايى و محو آثار رسالت گردد و از تاريخ تا فرهنگ و همه مظاهر اسلام نابود شود، فكر نمايند و همچنين به بررسى وضعيت كنونى بپردازند كه اساس قوانين و مقررات اين كشور را وحى و اسلام معين نموده است و تمامى مظاهر كفر و شرك و معاصى علنى حتى المقدور برچيده شده و على رغم همه نغمه‏هاى شوم التقاطى‏ها و چپ‏ها و راست‏ها و ملى گراها كه در روزهاى اول پيروزى انقلاب و براى قبضه نمودن قدرت و تفكر ملت ايران از حلقوم آنان بر مى‏خاست، خداوند بر ما منت نهاد كه توطئه آنان كشف و در تمامى كشور ما قوانين و برنامه‏هاى اسلامى در حال پياده شدن است و از ميدان‏هاى نبرد و كارزار گرفته تا مراكز تحقيقات علمى، دانشگاه‏ها و حوزه‏ها و از مجالس قانونگذارى و تدوين همه مقررات كشورى و لشكرى تا قوه مجريه كه دست‏اندركار حل و فصل بزرگترين مسايل ادارى و اجرايى يك كشور بزرگ و در حال جنگ و محاصره و با جمعيتى متجاوز از پنجاه ميليون نفر است و از قوه قضاييه كه مسؤوليت اجراى حدود و احكام الهى و در حقيقت بار سنگين تأمين امنيت جان و نواميس و اموال و شخصيت يك جامعه انقلابى را به عهده دارد تا فرماندهى قواى نظامى و انتظامى كه مسؤوليت امنيت مرزها و داخل كشور و خنثى نمودن صدها توطئه رنگارنگ به عهده آنان است و بايد جلوى تخريب و جنايات منافقين و ضد انقلاب و اشاعه فحشا و منكرات و دزدى‏ها و قتل‏ها و مواد مخدر را بگيرند، كه همه اينها با رهبرى روحانيت متعهد و به بركت احكام نورانى اسلام و كتاب آسمانى پيامبر اكرم حضرت محمد بن عبد الله ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ و پيروى از ائمه هدا ـ عليهم السلام ـ اداره مى‏شود و خدا را سپاس مى‏نهيم كه با تكيه بر آيات وحى و كتاب خدا توانسته‏ايم كشورمان را از وابستگى‏ها نجات دهيم.

البته تا پياده كردن تمامى احكام و مقررات اسلامى و عمل كامل در همه سطوح جامعه راه زيادى در پيش داريم ولى به يارى خداوند همچنان به تلاش و كوشش خود ادامه مى‏دهيم و در عمل به همه غرب زدگان و شرق زدگان و خودباختگانى كه از مطرح كردن شعار اسلام و اعتماد به قرآن كريم واهمه داشته‏اند، نشان مى‏دهيم كه چگونه مى‏توان جامعه را از سرچشمه‏هاى معرفت كتاب خدا و هدايت اسلام عزيز سيراب نمود، كه بحمد الله همه اينها از بركات و ورود علما در مسايل سياسى و استنباط احكام در مسائل مستحدثه بوده است، كه‏روحانيت كشور ايران فقط به خطابه و وعظ و ذكر مسائل روزمره اكتفا ننموده است و با دخالت در مهمترين مسائل سياسى كشور خود و جهان توانسته است قدرت مديريت روحانيت اسلام را به نمايش بگذارد و اتمام حجتى براى همه قائلين به سكوت و سازشكاران بى‏تعهد و علم فروشان بى‏عمل باشد و تعجب است كه چگونه بسيارى از علما و روحانيون كشورها و بلاد اسلامى از نقش عظيم و رسالت الهى و تاريخى خود در اين عصرى كه بشريت تشنه معنويت و احكام نورانى اسلام است غافلند و عطش ملت‏ها را درك نمى‏كنند.از التهاب و گرايش جوامع بشرى به ارزش‏هاى وحى بى‏خبرند و قدرت و نفوذ معنوى خود را دست كم گرفته‏اند، كه در همين شرايط پر زرق و برق حاكميت علوم و تمدن مادى بر نسل معاصر، علما و خطبا و ائمه جمعه بلاد و روشنفكران اسلامى با وحدت و انسجام و احساس مسؤوليت و عمل به وظيفه سنگين هدايت و رهبرى مردم، مى‏توانند دنيا را در قبضه نفوذ و حاكميت قرآن در آورند و جلوى اين همه فساد و استثمار و حقارت مسلمين را بگيرند و از لانه كردن شياطين كوچك و بزرگ و خصوصا آمريكا در ممالك اسلامى جلوگيرى كنند و به جاى نوشتن و گفتن لاطائلات و كلمات تفرقه انگيز و مدح و ثناى سلاطين جور و بدبين كردن مستضعفان به مسائل اسلام و ايجاد نفاق در صفوف مسلمين به تحقيق و نشر احكام نورانى اسلام همت بگمارند و با استفاده از اين درياى بيكران ملت‏هاى اسلامى، هم عزت خود را و هم اعتبار امت محمدى ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ را پايدار نمايند.
آيا براى علماى كشورهاى اسلامى ننگ آور نيست كه با داشتن قرآن كريم و احكام نورانى اسلام و سنت پيامبر ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ احكام و مقررات كفر در ممالك اسلامى تحت نفوذ آنان پياده شود و تصميمات ديكته شده صاحبان زر و زور و تزوير و مخالفان واقعى اسلام اجرا گردد و سياست گذاران كرملين يا واشنگتن دستور العمل براى ممالك اسلامى صادر كنند؟ علماى بلاد و كشورهاى اسلامى بايد راجع به حل‏مشكلات و معضلات مسلمين و خروج آنان از سيطره قدرت حكومت‏هاى جور با يكديگر به بحث و مشورت و تبادل نظر بپردازند و براى حفظ منافع مسلمين سينه‏ها را سپر كنند و جلوى تهاجم فرهنگ‏هاى مبتذل شرق و غرب را كه به نابودى نسل و حرث ملت‏ها منتهى شده است را بگيرند و به مردم كشورهاى خود آثار سوء و نتايج خود باختگى در مقابل زرق و برق غرب و شرق را بازگو نمايند و به مردم و به دولت‏ها خطر استعمار نو و شيطنت ابر قدرت‏ها كه جنگ و مسلمان كشى در جهان به راه انداخته‏اند، گوشزد كنند.
من مجددا تأكيد مى‏كنم كه دنيا امروز تشنه حقايق و احكام نورانى اسلام است و حجت الهى بر همه علما و روحانيون تمام گرديده است، چرا كه وقتى جوانان كشورهاى اسلامى براى دفاع از مقدسات دينى خود تا سر حد شهادت پيش رفته‏اند و براى بيرون كردن متجاوزان، خود را به درياى حوادث و بلا زده‏اند و زندان‏ها و شكنجه‏ها را به جان خريده‏اند و همچون مسلمانان شجاع و مبارز و عزيزان حزب الله لبنان و ساير كشورها مقاومت كرده‏اند و به جهاد عليه متجاوزان برخاسته‏اند، چه حجتى بالاتر از اين و چه بهانه‏اى براى سكوت و مماشات و در خانه نشستن و تقيه كردن‏هاى بى‏مورد مانده است؟ علما و روحانيت متعهد اسلام اگر دير عمل كنند، كار از كار مى‏گذرد.البته ما درد تنهايى بعض از علما و متعهدينى كه در شهرها و كشورهايشان در محاصره سر نيزه‏ها و فشار تهديدها و حكم‏هاى نامشروع علماى سوء و دربارى گرفتار آمده‏اند احساس مى‏كنيم ولى به همه اين عزيزان كه در فشار جباران مى‏باشند، موعظه خدا را يادآور مى‏شويم كه «ان تقوموا لله مثنى و فرادى ثم تتفكروا» ، براى خدا قيام كنيد و از تنهايى و غربت نهراسيد، مساجد بهترين سنگرها و جمعه و جماعات مناسب‏ترين ميدان تشكل و بيان مصالح مسلمين مى‏باشند.امروز دولت‏ها و سر سپردگان ابر قدرت‏ها اگر چه به جنگ جدى با مسلمانان برخاسته‏اند و همچون دولت هند مسلمانان بى‏گناه و بى‏پناه و آزاده را قتل عام مى‏كنند ولى هرگز جرأت و قدرت‏تعطيل مساجد و معابد مسلمين را براى هميشه ندارند و نور عشق و معرفت ميليون‏ها مسلمان را نمى‏توانند خاموش كنند.در عين حال اگر آنان مساجد و محافل مذهبى و سياسى علماى اسلام را به تعطيلى بكشانند و حتى علماى اسلام را در ملاء عام بدار كشند، خود دليل مظلوميت اسلام و موجب توجه بيشتر مسلمانان به روحانيت و پيروى از آنان مى‏شود.مگر نه اين است كه خداوند از علما پيمان گرفته است كه در برابر ستم ستمكاران و ظلم جنايت پيشگان ساكت و آرام نمانند؟ مگر نه اين است كه علما حجت پيامبران و معصومين بر زمين هستند؟ پس بايد علما و روشنفكران و محققان به داد اسلام برسند و اسلام را از غربتى كه دامنگيرش شده است نجات دهند و بيش از اين ذلت و حقارت را تحمل نكنند و بت سيادت تحميلى جهانخواران را بشكنند و با بصيرت و سياست چهره منور و پر اقتدار خود را آشكار سازند و در اين راستا، دو چهره‏ها و روحانى نمايان و دين به دنيا فروشان و قيل و قال كنندگان را از خود و از كسوت خود برانند و اجازه ندهند كه علماى سوء و تملق گويان ظلمه و ستمگران، خود را به جاى پيشوايان و رهبران معنوى امت‏هاى اسلامى بر مردم تحميل كنند و از منزلت و موقعيت معنوى علماى اسلام سوء استفاده كنند.روحانيون متعهد اسلام بايد از خطر عظيمى كه از ناحيه علماى مزور و سوء و آخوندهاى دربارى متوجه جوامع اسلامى شده است سخن بگويند، چرا كه اين بى‏خبران هستند كه حكومت جابران و ظلم سران وابسته را توجيه و مظلومين را از استيفاى حقوق حقه خود منع و در مواقع لزوم به تفسيق و كفر مبارزان و آزاديخواهان در راه خدا حكم مى‏دهند، كه خداوند همه ملت‏هاى اسلامى را از شرور و ظلمت اين نااهلان و دين فروشان نجات دهد.
و يكى از مسائل بسيار مهمى كه به عهده علما و فقها و روحانيت است، مقابله جدى با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادى شرق و غرب و مبارزه با سياست‏هاى اقتصاد سرمايه‏دارى و اشتراكى در جامعه است، هر چند كه اين بليه دامنگير همه ملت‏هاى جهان گرديده است و عملا بردگى جديدى بر همه ملت‏ها تحميل شده واكثريت جوامع بشرى در زندگى روز مره خود به اربابان زر و زور پيوند خورده‏اند و حق تصميم گيرى در مسائل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است و على رغم منابع سرشار طبيعت و سرزمين‏هاى حاصلخيز جهان و آبها و درياها و جنگل‏ها و ذخائر، به فقر و درماندگى گرفتار آمده‏اند و كمونيست‏ها و زراندوزان و سرمايه‏داران با ايجاد روابط گرم با جهانخواران، حق حيات و ابتكار عمل را از عامه مردم سلب كرده‏اند و با ايجاد مراكز انحصارى و چند مليتى، عملا نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همه راه‏هاى صدور و استخراج و توزيع و عرضه و تقاضا و حتى نرخ گذارى و بانكدارى را به خود منتهى نموده‏اند و با القاى تفكرات و تحقيقات خود ساخته، به توده‏هاى محروم باورانده‏اند كه بايد تحت نفوذ ما زندگى كرده و الا راهى براى ادامه حيات پا برهنه‏ها، جز تن دادن به فقر باقى نمانده است و اين مقتضاى خلقت و جامعه انسانى است كه اكثريت قريب به اتفاق گرسنگان در حسرت يك لقمه نان بسوزند و بميرند و گروهى اندك هم از پرخورى و اسراف و تعيش‏ها جانشان به لب آيد، به هر حال اين مصيبتى است كه جهانخواران بر بشريت تحميل كرده‏اند و كشورهاى اسلامى به واسطه ضعف مديريت‏ها و وابستگى، به وضعيتى اسف بار گرفتار شده‏اند كه اين به عهده علماى اسلام و محققين و كارشناسان اسلامى است كه براى جايگزين كردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاكم بر جهان اسلام، طرح‏ها و برنامه‏هاى سازنده و در برگيرنده منافع محرومين و پا برهنه‏ها را ارائه دهند و جهان مستضعفين و مسلمين را از تنگنا و فقر معيشت به در آورند.البته پياده كردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصا برنامه‏هاى اقتصادى آن و مقابله با اقتصاد بيمار سرمايه‏دارى غرب و اشتراكى شرق، بدون حاكميت همه جانبه اسلام ميسر نيست و ريشه كن شدن آثار سوء و مخرب آن چه بسا بعد از استقرار نظام عدل و حكومت اسلامى همچون جمهورى اسلامى ايران نيازمند به زمان باشد، ولى ارائه طرح‏ها و اصولا تبيين جهت گيرى اقتصاد اسلام در راستاى حفظ منافع محرومين و گسترش مشاركت عمومى آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان‏بزرگترين هديه و بشارت آزادى انسان از اسارت فقر و تهيدستى به شما مى‏رود و بيان اين حقيقت كه صاحبان مال و منال در حكومت اسلام هيچ امتياز و برترى از اين جهت بر فقرا ندارند و ابدا اولويتى به آنان تعلق نخواهد گرفت.مسلم راه شكوفايى و پرورش استعدادهاى خفته و سركوب شده پابرهنگان را فراهم مى‏كند.و تذكر اين مطلب كه ثروتمندان هرگز به خاطر تمكن مالى خود نبايد در حكومت و حكمرانان و اداره كنندگان كشور اسلامى نفوذ كنند و مال و ثروت خود را به بهانه فخر فروشى و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتكشان افكار و خواسته‏هاى خود را تحميل كنند، اين خود بزرگترين عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گرايش آنان به اخلاق كريمه و ارزش‏هاى متعالى و فرار از تملق گويى‏ها مى‏گردد و حتى بعض ثروتمندان را از اين كه تصور كنند كه مال و امكاناتشان دليل اعتبار آنان در پيشگاه خداست متنبه مى‏كند.
خلاصه كلام اين كه بيان اين واقعيت كه در حكومت اسلامى بهاى بيشتر و فزون‏تر از آن كسى است كه تقوا داشته باشد، نه ثروت و مال و قدرت و همه مديران و كارگزاران و رهبران و روحانيون نظام و حكومت عدل موظفند كه با فقرا و مستمندان و پا برهنه‏ها بيشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمكنين و مرفهين، و در كنار مستمندان و پابرهنه‏ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگى است كه نصيب اولياء شده و عملا به شبهات و القائات خاتمه مى‏دهد، كه بحمد الله در جمهورى اسلامى ايران، اساس اين تفكر و بينش در حال پياده شدن است.
و همچنين مسؤولين محترم كشور ايران على رغم محاصرات شديد اقتصادى و كمبود در آمدها، تمامى كوشش و تلاش خود را صرف فقرزدايى جامعه كرده‏اند و همه آرمان و آرزوى ملت و دولت و مسؤولين كشور ماست كه روزى كه فقر و تهيدستى در جامعه ما رخت بر بندد و مردم عزيز و صبور و غيرتمند كشور از رفاه در زندگى مادى و معنوى برخوردار باشند.خدا نياورد آن روزى را كه سياست ما و سياست مسؤولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به‏حمايت از سرمايه‏دارها گردد و اغنياء و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشترى برخوردار بشوند، معاذ الله كه اين با سيره و روش انبياء و امير المؤمنين و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ سازگار نيست، دامن حرمت و پاك روحانيت از آن منزه است، تا ابد هم بايد منزه باشد و اين از افتخارات و بركات كشور و انقلاب و روحانيت ماست كه به حمايت از پابرهنگان برخاسته است و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده كرده است.از آن جا كه محروميت زدايى، عقيده و راه و رسم زندگى ماست، جهانخواران در اين مورد هم ما را آرام نگذاشته‏اند و براى ناتوان ساختن دولت و دست اندركاران كشور ما حلقه‏هاى محاصره را تنگ‏تر كرده‏اند و بغض و كينه و ترس و وحشت خود را در اين حركت مردمى و تاريخى تا مرز هزاران توطئه سياسى ـ اقتصادى ظاهر ساخته‏اند و بدون شك جهانخواران به همان ميزان كه از شهادت طلبى و ساير ارزش‏هاى ايثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرايش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمايت از پابرهنگان در هراسند و مسلم هر قدر كشور ما به طرف فقرزدايى و دفاع از محرومان حركت كند.اميد جهانخواران از ما منقطع و گرايش ملت‏هاى جهان به اسلام زيادتر مى‏شود و روحانيت عزيز بايد به اين اصل توجه عميق داشته باشند و افتخار تاريخى و بيش از هزار ساله پناهگاهى محرومان را براى خود حفظ كنند و به ساير مسؤولين و مردم توصيه نمايند كه ما نبايد گرايش و توجه بى شائبه محرومين را به انقلاب و حمايت بى‏دريغ آنان را از اسلام فراموش كنيم و بدون جواب بگذاريم.
البته پر واضح است كه همه اقشار كشور ما در انقلاب سهيم و شريكند و همه براى خدا و انجام وظيفه الهى خود وارد صحنه‏ها شده‏اند و مقصد خداست و هرگز آمال بلند و الهى خود را به مسايل مادى آلوده نمى‏كنند و با كمبودها از ميدان برد نمى‏روند، چرا كه كسى كه براى خدا جان و مال فدا مى‏كند به خاطر شكم و دنيا از پا در نمى‏آيد، ولى وظيفه ما و همه دست‏اندركاران است كه به اين مردم خدمت كنيم و در غم و شادى و مشكلات آنان شريك باشيم كه گمان نمى‏كنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد.راستى وقتى كه پابرهنه‏ها و گودنشينان و طبقات كم در آمد جامعه ما امتحان و تقيد خود را به احكام اسلامى تا سر حد قربانى نمودن چندين عزيز و جوان و بذل همه هستى خود داده‏اند و در همه صحنه‏ها بوده‏اند ـ و انشاء الله خواهند بود ـ و سر و جان را در راه خدا مى‏دهند، چرا ما از خدمت به اين بندگان خالص حق و اين رادمردان شجاع تاريخ بشريت افتخار نكنيم! ما مجددا مى‏گوييم كه يك موى سر اين كوخ نشينان و شهيد دادگان به همه كاخ و كاخ نشينان جهان شرف و برترى دارد . و آخرين نكته‏اى كه در اين جا ضمن تشكر از علماء و روحانيون و دولت خدمتگزار حامى محرومان بايد از باب تذكر عرض كنم و بر آن تأكيد نمايم، مسأله ساده زيستى و زهدگرايى علماء و روحانيت متعهد اسلام است كه من متواضعانه و به عنوان يك پدر پير از همه فرزندان و عزيزان روحانى خود مى‏خواهم كه در زمانى كه خداوند بر علما و روحانيون منت نهاده است و اداره كشور بزرگ و تبليغ رسالت انبياء را به آنان محول فرموده است، از زى روحانى خود خارج نشوند و از گرايش به تجملات و زرق و برق دنيا كه دون شأن روحانيت و اعتبار نظام جمهورى اسلامى ايران است، پرهيز كنند و بر حذر باشند كه هيچ آفت و خطرى براى روحانيت و براى دنيا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حركت در مسير دنيا نيست كه بحمد الله روحانيت متعهد اسلام امتحان زهدگرايى خود را داده است، ولى چه بسا دشمنان قسم خورده اسلام و روحانيت بعد از اين براى خدشه‏دار كردن چهره اين مشعل داران هدايت و نور دست به كار شوند و با كمترين سوژه‏اى به اعتبار آنان لطمه وارد آورند كه انشاء الله موفق نمى‏شوند . (3) در قديم اگر يك روحانى راجع به امور سياسى مردم صحبت مى‏كرد مى‏گفتند رهايش كنيد او سياسى است، كه اين نوع فكر بلا اشكال از شياطين داخل و خارج بوده است.آنها به ما باورانده بودند كه روحانى بايد عبايش را سر بكشد و فقط برود مسجد نمازمعمولى‏اش را بخواند.روحانى حق دخالت در هيچ امرى را نداشت.ولى واقعيت اين است كه ما تابع حضرت رسول و ائمه عليهم السلام هستيم كه همه امور دست آنها بود.حكومت تشكيل دادند و مردم را هدايت نمودند.بحمد الله امروز وارد مسائل سياسى شدن ديگر عيبى ندارد، ولى بايد توجه كنيد كه همه متوجه شما هستند، لذا زى اهل علم خودتان را حفظ كنيد.درست مانند علماى گذشته ساده زندگى كنيد .در گذشته چه طلبه و چه عالم بزرگ شهر زندگى شان از سطح معمولى مردم پائين‏تر بود و يا مثل آنها بود.امروز سعى كنيد زندگى‏تان از زى آخوندى تغيير نكند.اگر روزى از نظر زندگى از مردم عادى بالاتر رفتيد بدانيد كه دير يا زود مطرود مى‏شويد.براى اينكه مردم مى‏گويند ببينيد آنوقت نداشتند كه مثل مردم زندگى مى‏كردند، امروز كه دارند و دست‏شان مى‏رسد از مردم فاصله گرفتند.بايد وضع مثل سابق باشد.بايد طورى زندگى كنيم كه نگويند طاغوتى هستيم. (4) شما آقايان كه در راه اسلام و علم قدم بر مى‏داريد و متلبس به لباس اسلام و لباس انبياء شده‏ايد و متلبس به لباس روحانيت شده‏ايد، گمان نكنيد كه درس خواندن بدون اينكه قرائت به اسم رب باشد برايتان فايده دارد، گاهى ضرر دارد، گاهى علم غرور مى‏آورد، گاهى علم انسان را پرت مى‏كند از صراط مستقيم.اينهائى كه دين ساز بودند، اكثرا اهل علم بودند .اينهائى كه دعوت بر خلاف واقع كردند، اكثرا از اهل علم هستند، چون علم قرائت به اسم رب نبوده است، انحراف داشته است از اول.اين راه انحرافى هر چه پيش رفت، بيشتر انحراف حاصل مى‏شود، دورتر مى‏شود از انسانيت.چه بسا يك نفر آدم فيلسوف اعظم است به حسب نظر مردم، فقيه اكرم است به حسب نظر مردم، همه چيز مى‏داند.انبار معلومات است لكن چون قرائت به اسم رب نبوده است از صراط مستقيم دور شده است و از همه دورتر.هر چه انبار زيادتر و زرش زيادتر، هر چه انبار بزرگتر و زر و ظلماتش بيشتر، «ظلمات بعضها فوق بعض» .
گاهى علم ظلمت است، نور نيست.آن علمى كه شروع بشود به‏اسم رب، نور هدايت دارد.اين علمى كه براى اين است كه ياد بگيرد، آن خوبش اين است كه مى‏خواهد ياد بگيرد و الا مى‏خواهم مسند بگيرم، مى‏خواهم امام جماعت بشوم، مى‏خواهم اهل منبر بشوم، مى‏خواهم مقبول عامه باشم، مقبول مردم باشم، انحراف است، اينها انحرافات است و همه دقيق. «صراط مستقيم» به حسب وصفى كه شده است باريكتر از موست بسيار دقيق است.چه بسا انسان يك عمر در ريا بوده و خودش نفهميده، يك عمر هر عملى كرده ريا بوده است و نفهميده خودش.رياست اينقدر دقيق است كه خود آدم هم نمى‏فهمد. (5) لازم است طبقات محترم روحانى و دانشگاهى، با هم احترام متقابل داشته باشند.جوانان روشنفكر دانشگاه‏ها به روحانيت و روحانيون احترام بگذارند.خداوند تعالى آنها را محترم شمرده و اهل بيت وحى، سفارش آنها را به ملت فرموده‏اند.روحانيت قدرت بزرگى است كه با از دست دادن آن خداى نخواسته پايه‏هاى اسلام فرو مى‏ريزد و قدرت جبار دشمن، بى‏معارض مى‏شود .
مطالعات دقيق اجانب استثمارگر در طول تاريخ به آن رسيده كه بايد اين سد شكسته شود و تبليغات دامنه‏دار آنها و عمال آنها در چند صد سال، موجب شده كه مقدارى از روشنفكران را از آنها جدا و به آنها بدبين كنند تا جبهه دشمن، بى معارض شود.اگر احيانا در بين آنها كسانى بى‏صلاحيت خود را جا بزنند، لكن نوع آنها در خدمت هستند، به حسب اختلاف موقف و خدمت آنها ملت را پاى بند اصول و فروع ديانت نموده، برغم اجانب و عمال آنها بايد اين قدرت را تأييد و حفظ نمود و با ديده احترام نگريست.چنانچه روحانيون محترم بايد به طبقه جوان روشنفكر كه در خدمت اسلام و كشور اسلامى است و به همين جهت مورد حمله عمال اجانب است، احترام گذاشته آنها را چون فرزندانى عزيز و برادرانى ارجمند بدانند و اين قدرت بزرگ كه مقدرات، خواه ناخواه در دست آنها خواهد افتاد.از دست ندهند و از تبليغات سوئى كه بر ضد آنها در اين چند صد سال‏شده و آنها را در نظر بعضى طور ديگر جلوه داده‏اند تا از تفرقه استفاده هر چه بيشتر برند، احتراز كنند و كسانى را كه جهلا يا از سوء نيت موجب دور نگه داشتن اين طبقه مؤثر است از روحانيت، از خود برانند و به آنها اجازه ايجاد تفرقه ندهند و مطمئن باشند كه با ضم اين دو قدرت بزرگ پيروزى به دست مى‏آيد و با جدائى روى آن را نخواهند ديد. (6) به جامعه محترم روحانيت خصوصا مراجع معظم وصيت مى‏كنم كه خود را در مسائل جامعه خصوصا مثل انتخاب رئيس جمهور و وكلاء مجلس كنار نكشند و بى‏تفاوت نباشند.همه ديديد و نسل آتيه خواهد شنيد كه دست سياست بازان پيرو شرق و غرب، روحانيون را كه اساس مشروطيت را با زحمات و رنجها بنيان گذاشتند از صحنه خارج كردند و روحانيون نيز بازى سياست بازان را خورده و دخالت در امور كشور و مسلمين را خارج از مقام خود انگاشتند و صحنه را به دست غرب زدگان سپردند و به سر مشروطيت و قانون اساسى و كشور و اسلام آن آوردند كه جبرانش احتياج به زمان طولانى دارد. (7) از اول كه در اين مسائل بوديم و كم كم آثار پيروزى داشت پيدا مى‏شد، در مصاحبه‏هائى كه كردم، چه با كسانى كه از خارج آمدند، حتى در نجف و در پاريس و چه در حرف‏هائى كه خودم زدم، اين كلمه را گفته‏ام كه روحانيون شغل‏شان يك شغل بالاتر از اين مسائل اجرائى است و اگر چنانچه اسلام پيروز بشود، روحانيون مى‏روند سراغ شغل‏هاى خودشان، لكن وقتى كه ما آمديم و وارد در معركه شديم ديديم كه اگر روحانيون را بگوئيم همه برويد سراغ مسجدتان، اين كشور به حلقوم آمريكا يا شوروى مى‏رود.ما تجربه كرديم و ديديم كه اشخاصى كه در رأس واقع شدند و از روحانيون نبودند، در عين حالى كه بعضى‏شان هم متدين بودند، از باب اينكه آن راهى كه ما ميخواستيم برويم و آن راهى كه مستقل باشيم و با نان جو خودمان‏بسازيم و زير فرمان قدرت‏هاى بزرگ نباشيم، آن راه، با سليقه آنها موافق نبود.و لهذا چون آنجا ديديم كه ما نمى‏توانيم در همه جا يك افرادى پيدا بكنيم كه صد در صد براى آن مقصدى كه اين ملت ما براى آن، جوان‏هاشان را دادند و اموالشان را دادند، نمى‏توانيم پيدا بكنيم، ما تن داديم به اينكه رئيس جمهورمان از علما باشد و گاهى نخست وزيرمان هم همين طور.و در جاهاى ديگر هم كه قبلا گفته بوديم، بنا نداريم اينطور باشد و الان هم عرض مى‏كنم هر روزى كه ما فهميديم كه اين كشور را يك دسته از افرادى كه روحانى نيستند، به آنطورى كه خداى تبارك و تعالى فرموده است، اداره مى‏كنند، آقاى خامنه‏اى تشريف مى‏برند سراغ شغل روحانى بزرگ خودشان و نظارت بر امور و ساير آقايان هم همين طور.ما اينطور نيست كه هر جا يك كلمه‏اى گفتيم و ديديم مصالح اسلام، حالا ما آمديم ديديم اينجورى نيست، اشتباه كرده بوديم، بگوئيم ما سر اشتباه خودمان باقى هستيم.ما هر روزى فهميديم كه اين كلمه‏اى كه امروز گفتيم اشتباه بوده و قاعده‏اش اين است كه يك جور ديگر عمل بكنيم، اعلام مى‏كنيم كه آقا اين را ما اشتباه كرديم، بايد اينجورى بكنيم.ما دنبال مصالح هستيم، نه دنبال پيشرفت حرف خودمان.
ما از حرفى كه در مصاحبه‏ها گفتيم، عدول كرديم و موقتا تا آنوقتى كه اين كشور را به غير روحانى مى‏تواند اداره كند، آقايان روحانيون به ارشاد خودشان و به مقام خودشان بر مى‏گردند و محول مى‏كنند دستگاه‏هاى اجرائى را به كسانى كه براى اسلام دارند كار مى‏كنند و تا مسأله اينطور است كه ابهام پيش ما هست، احتمال هست.اگر در يك ميليون احتمال، يك احتمال ما بدهيم كه حيثيت اسلام با بودن فلان آدم يا فلان قشر در خطر است.ما مأموريم كه جلويش را بگيريم، تا آنقدرى كه مى‏توانيم.هرچه مى‏خواهند به ما بگويند، بگويند كه كشور ملايان، حكومت آخونديسم و از اين حرفهائى كه مى‏زنند، و البته اين هم يك حربه‏اى است براى اينكه ما را از ميدان به در كنند.ما نه، از ميدان بيرون نمى‏رويم. (8)
سئوال: گفته شده است كه اصلاحات ارضى شاه، روحانيونى را كه دومين طبقه زمينداران بزرگ را تشكيل مى‏داده‏اند (نيويورك تايمز 11 دسامبر) صدمه زده است و اين يكى از دلايلى است كه شما با شاه مخالفت مى‏كنيد، آيا اين مطلب صحيح است؟ پيش از سال 1962 چند درصد از زمين‏هاى زراعتى را افراد مذهبى اداره مى‏كرده‏اند؟ آيا پس از رفتن شاه، عوامل مذهبى دوباره اداره زمين‏ها را به عهده خواهند گرفت؟ كشاورزى دولتى كه مورد تأييد شما باشد چه خواهد بود؟ آيا مكانيزه كردن كشاورزى جايگزين كار يدى خواهد شد؟ در اين صورت، اين ماشين‏هاى كشاورزى از كجا تهيه خواهد شد؟ جواب: به طور كلى هيچ يك از روحانيون مخالف شاه از زمينداران بزرگ نمى‏باشند تا اصلاحات ارضى شامل زمين‏هاى آنها بشود و من هم اعلام كرده‏ام كه چون زمينداران بزرگ ماليات‏هاى اسلامى خود را نپرداخته‏اند، ما زمين‏ها را از رعايا پس نخواهيم گرفت و مخالفت من و ساير روحانيون با شاه هرگز بدين خاطر نبوده است و اين هم از تبليغات سوء شاه است كه ديگر رنگ خود را باخته است. (9) علماى اسلام موظفند با انحصار طلبى و استفاده‏هاى نامشروع ستمگران مبارزه كنند و نگذارند عده كثيرى گرسنه و محروم باشند و در كنار آنها ستمگران غارتگر و حرامخوار در ناز و نعمت بسر ببرند. (10) علماى اصيل اسلام هرگز زير بار سرمايه داران و پول پرستان و خوانين نرفته‏اند و همواره اين شرافت را براى خود حفظ كرده‏اند و اين ظلم فاحشى است كه كسى بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدى با سرمايه داران در يك كاسه است. (11) اين وظيفه مأمورين الهى است كه در دنيا آمده‏اند براى آنكه‏بشر را از اين عالم به عالم بالا ببرند و يك وظيفه هم روحانيين ملت‏ها دارند، روحانيين مسيح، روحانيون مسلم، روحانيون يهود، همه روحانيون.و آن وظيفه تبعيت تام از پيغمبرها و از آنهائى كه آمدند براى تربيت بشر و براى صلح و صفا بين تمام افراد بشر.روحانيون در مرتبه اول واقعند براى تحقق دادن به آرمان‏هاى انبيا كه همان وحى الهى است.روحانيون يك وظيفه الهى دارند كه اين وظيفه الهى بالاتر از آن وظايفى است كه ساير مردم دارند.يك مسؤوليت الهى دارند.روحانيون مسؤولند در مقابل پيامبران و در مقابل خداى تبارك و تعالى مسؤولند كه تعليمات انبيا را به مردم برسانند و دست مردم را بگيرند و از اين گرفتارى‏ها كه دارند نجات بدهند.مردم دنيا امروز مبتلا هستند به قدرت‏هاى بزرگ و به قدرت‏هائى كه شيطانى هستند و در مقابل انبياء بزرگ ايستادند و نمى‏گذارند تعليمات انبيا تحقق پيدا بكند.روحانيت مسيح يك خصوصيت زيادى دارد و آن اينكه قدرت‏هاى بزرگ مسيحى هستند، مدعى مسيحيت هستند و آن قدرت‏هاى بزرگند كه در دنيا بر خلاف تعليمات خداى تبارك و تعالى كه به همه انبيا تعليم فرموده است و بر خلاف تعليمات عيسى مسيح عمل مى‏كنند.روحانيت مسيح موظف است به حسب تعليمات مسيح و به حسب تعليم خداى بزرگ كه با اين قدرت‏هائى كه بر خلاف مسير انبيا و بر خلاف مسير مسيح رفتار مى‏كنند مبارزه معنوى بكنند، آنها را ارشاد بكنند به ملت مسيح، هدايت كنند ملت مسيح را كه تبعيت از اين قدرت‏هائى كه بر ضد مسيح هست نكنند. (12)

پى‏نوشت‏ها:

1 ـ پيام امام خمينى به مناسبت سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى صحيفه نور جلد 19 ص 102 تاريخ: 22/11/ 63

2 ـ بيانات امام خمينى در جمع ميهمانان دومين كنگره جهانى ائمه جمعه و جماعات صحيفه نور جلد 18 ص 278 ـ 276 تاريخ: 23/2/ 63

3 ـ پيام امام به زائران بيت الله الحرام صحيفه نور جلد 20 ص 130 ـ 125 تاريخ: 6/5/ 66

4 ـ بيانات امام خمينى در جمع اعضاى شوراى مركزى ائمه جمعه استان تهران صحيفه نور جلد 17 ص 262 تاريخ: 4/3/ 62

5 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با روحانيون حوزه علميه قم صحيفه نور جلد 7 ص 226 ـ 225 تاريخ: 7/4/ 58

6 ـ پاسخ امام خمينى به اتحاديه انجمنهاى اسلامى دانشجويان در اروپا صحيفه نور جلد 2 ص 20 تاريخ: 24/11/ 56

7 ـ وصيت نامه الهى ـ سياسى حضرت امام (س) صحيفه نور جلد 21 ص 186 تاريخ تحرير: 26/11/61 تاريخ قرائت: 15/3/ 68

8 ـ بيانات امام خمينى در جمع گروهى از روحانيون صحيفه نور جلد 16 ص 212 ـ 211 تاريخ : 30/3/ 61

9 ـ مصاحبه امام خمينى با دكتر جيم كوكلر رفت استاد دانشگاه روتكرز آمريكا صحيفه نور جلد 4 ص 105 تاريخ: 7/10/57 (پاريس ـ نوفل لوشاتو)

10 ـ ولايت فقيه ـ ص 44 ـ 43

11 ـ پيام امام خمينى خطاب به مراجع و روحانيون سراسر كشور صحيفه نور جلد 21 ص 90 تاريخ : 3/12/ 67

12 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با چند كشيش امريكايى و الجزايرى صحيفه نور جلد 11 ص 92 تاريخ: 4/10/ 58

 

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 2157 -1 -1

مدیر کل
ریاست سازمان
حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله)
حضرت امام خمینی (ره)
مصاحبه عمومي
سخنرانيها
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse