مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ يکشنبه ۳۰ شهريور -اِلأَحَّد ٢٦ ذو القعده ١٤٣٥ - Sunday September 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  752   بازدید    تاریخ درج مطلب  4/4/1388    
 
 
نظر امام خميني(ره) در مورد گروههاى معاند

الان سلطنت طلب‏ها در خارج [مى‏گويند] همين ديشب هم مى‏گفتند كه همه ايران سلطنت طلبند و اعليحضرت رضاى دوم! الان‏محبوبيتى دارد كه مردم همه با او هستند! خوب، اينها بگويند .من اعتقادم اين است كه اين رندها جمع شده‏اند دنبال اين بچه كه پول‏هايش را از جيبش در آورند.اينها مى‏خواهند اين را، پول‏هائى كه پدر گدايش از مردم گرفته و حالا در بانك‏ها دست اين است با اين بهانه‏ها از او در آورند و بعد هم رهايش كنند برود سراغ كارش.و من صلاحش را مى‏دانم برود سراغ تحصيل و برود سراغ يك كاسبى، بداند كه ديگر اين كارها گذشته است، مردم، اگر چنانچه جمهورى اسلامى هم نباشد، ديگر سلطنت طلب نيستند شكى در اين نيست . (1) آنهائى كه مى‏گويند ما مليت را مى‏خواهيم احيا بكنيم، آنها مقابل اسلام ايستاده‏اند .اسلام آمده است كه اين حرف‏هاى نامربوط را از بين ببرد.افراد ملى به درد ما نمى‏خورند .افراد مسلم به درد ما مى‏خورند.اسلام با مليت مخالف است.معنى مليت اين است كه ما ملت را مى‏خواهيم و مليت را مى‏خواهيم و اسلام را نمى‏خواهيم. (2) من به صراحت مى‏گويم ملى گراها اگر بودند به راحتى در مشكلات و سختى‏ها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مى‏كردند.و براى اين كه خود را از فشارهاى روزمره سياسى برهانند، همه كاسه‏هاى صبر و مقاومت را يكجا مى‏شكستند و به همه ميثاق‏ها و تعهدات ملى و ميهنى ادعاى خود پشت پا مى‏زدند. (3)
لكن بسيار غفلت مى‏خواهد و بسيار ساده‏انديشى مى‏خواهد كه اين گروه‏هايى كه با هم ائتلاف كردند و اين جبهه ملى كه بر ضد اسلام مى‏خواهد راهپيمائى راه بيندازند و مسلمان‏ها هم همين بنشينند تماشا كنند كه به ضد اسلام مقاله بنويسند و سب اسلام را بكنند و حكم ضرورى اسلام را غير انسانى بخوانند، بعد از اينكه من مى‏بينم ائتلاف شما با اينهاست، خوب، من با اين جمعيت نمازخوان و متدين چه بكنم؟ من به اينها علاقه داشتم، حالا به بعضى‏شان هم باز علاقه دارم، با اينها ما تكليفمان چيست؟ خوب، چرا حسابتان را جدا نمى‏كنيد؟ من حالا باز عرض مى‏كنم به شماها حساب‏هايتان را جدا كنيد، به مجرد اينكه كمونيست‏ها هم به ضد اسلام است، آقايان از كمونيست‏ها هم دعوت كردند كه بياييد، بيائيد با هم باشيم .خوب، جبهه ملى تكليفش معلوم است، آن صريحا به ضد اسلام قيام كرده، اما شمايى كه مسلمان هستيد و هيچ‏گاه نمى‏خواهيد به ضد اسلام قيام كنيد، چرا اينقدر هواهاى نفسانيه زياد شده است كه نمى‏فهميد داريد چه مى‏كنيد؟ چرا اينقدر شيطان در نفس ماها سلطنت پيدا كرده است كه چشم‏هاى ما را كور كرده است و قلب‏هاى ما را وارونه كرده است؟ بيائيد حساب خودتان را جدا كنيد.آيا نهضت آزادى هم قبول دارد كه، آن حرفى را كه جبهه ملى مى‏گويد؟ آنها هم قبول دارند كه اين حكم، حكم قصاص كه در قرآن كريم و ضرورى بين همه مسلمين است، غير انسانى است؟ آيا اين نماز شب خوان‏ها اين را قبول دارند يا نه؟ شك ندارم كه قبول ندارند .خوب، اعلام كنيد.چرا ساكت نشسته‏ايد، مگر نهى از منكر فقط بايد من را نهى كنيد؟ نهى از منكر فقط براى اين است كه دولت را خرد كنيد و مجلس را خرد كنيد و چه؟! با منكر مى‏خواهيد نهى از منكر كنيد؟! كدام منكر؟ شما مى‏فرماييد كه آن كسى كه دعوت مى‏كند به اينكه بيائيد با اين حكم غير انسانى اسلام راهپيمائى كنيد، مسلمانها بنشينند تماشا كنند سب به رسول الله بشود، سب به قرآن هم بشود، اين سب به قرآن است. (4)


من به طلاب عزيز هشدار مى‏دهم كه علاوه بر اين كه بايد مواظب القائات روحانى نماها و مقدس مآب‏ها باشند، از تجربه تلخ روى كار آمدن انقلابى نماها و به ظاهر عقلاى قوم كه هرگز باصول و اهداف روحانيت آشتى نكرده‏اند عبرت بگيرند كه مبادا گذشته تفكر و خيانت آنان فراموش و دلسوزى‏هاى بى‏مورد و ساده‏انديشى‏ها سبب مراجعت آنان به پست‏هاى كليدى و سرنوشت ساز نظام شود.من امروز بعد از ده سال از پيروزى انقلاب اسلامى همچون گذشته اعتراف مى‏كنم كه بعض تصميمات اول انقلاب در سپردن پست‏ها و امور مهمه كشور به گروهى كه عقيده خالص و واقعى به اسلام ناب محمدى نداشته‏اند، اشتباهى بوده است كه تلخى آثار آن به راحتى از ميان نمى‏رود، گرچه در آن موقع هم من شخصا مايل به روى كار آمدن آنان نبودم ولى با صلاحديد و تأئيد دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم كه آنان به چيزى كمتر از انحراف انقلاب از تمامى اصولش و حركت به سوى آمريكاى جهانخوار قناعت نمى‏كنند در حالى كه در كارهاى ديگر نيز جز حرف و ادعا هنرى ندارند.امروز هيچ تأسفى نمى‏خوريم كه آنان در كنار ما نيستند چرا كه از اول هم نبوده‏اند.انقلاب به هيچ گروهى بدهكارى ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاى فراوان خود را به گروه‏ها و ليبرال‏ها مى‏خوريم، آغوش كشور و انقلاب هميشه براى پذيرفتن همه كسانى كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولى نه به قيمت طلبكارى آنان از همه اصول كه چرا مرگ بر آمريكا گفتيد! چرا جنگ كرديد؟ چرا نسبت به منافقين و ضد انقلابيون حكم خدا را جارى مى‏كنيد؟ چرا شعار نه شرقى و نه غربى داده‏ايد؟ چرا لانه جاسوسى را اشغال كرده‏ايم و صدها چراى ديگر. (5)
فاسدهايى كه با خارج پيوند دارند خائن به مملكت هستند، مى‏خواهند كردستان را به كمونيستى بكشند، مى‏خواهند اسلام را در كردستان محو كنند، الان هم مشغول تبليغات سوء هستند، الان هم با قلم‏هاى داخل و خارج به كار افتادند و تبليغات سوء مى‏كنند.از آن طرف مى‏گويند ما مى‏خواهيم ملت كرد را حفظ كنيم و از آن طرف مى‏گويند دولت مى‏خواهد كردها را سركوب كند.مسأله كرد مطرح نيست، مسأله كمونيست مطرح است.كرد مسلم است، ملت كرد ما مسلم است، متعهد به اسلام است.مسلم با مسلم جنگ ندارد.اينها مى‏خواهند مملكت ما را، كردستان ما را به ضلالت بكشند، به كمونيستى بكشند.ملت كرد بايد بيدار شود، علماء كردستان توجه‏داشته باشند اين جرثومه‏هاى فساد را معرفى كنند.ملت كردستان توجه داشته باشند كه اينها به اسلام عقيده ندارند، اينها اسلام را منافى با منافع خودشان مى‏دانند، اينها اسلام را مخالف با ارباب‏هاى خودشان مى‏دانند، اينها نمى‏خواهند كردستان را آباد كنند، اينها مى‏خواهند خرابى كنند تا كردستان را به ضلالت بكشانند، از اسلام خارج كنند.كردستانى‏ها ! جوان‏هاى خودتان را دريابيد.علماء معظم كردستان! مردم كردستان را دريابيد، مجال به اين ريشه‏هاى فاسد ندهيد.مردم شجاع كردستان! كردستان را دريابيد، اسلام را دريابيد.اى ريشه‏هاى فاسد! شما نمى‏توانيد كارى انجام بدهيد از صحنه بيرون برويد.ما شما را محكوم مى‏كنيم شما قابل هدايت نبوديد.آنهايى كه جوان‏هاى ما را اغفال كردند، آنهائى كه با اسم دموكراسى، با اسم دموكرات مى‏خواهند مملكت ما را به فساد و تباهى بكشند، اينها بايد سركوب شوند.ملت ما آنها را سركوب خواهد كرد.كارى نكنيد كه باب غضب باز شود و باب رحمت بسته شود. (6)

سؤال: نظرتان درباره فعاليت احزاب سياسى چپ بدون اتكاء به هيچ قدرت خارجى در چهارچوب حكومت جمهورى اسلامى چيست؟

جواب: در جمهورى اسلامى هر فردى از حق آزادى عقيده و بيان برخوردار خواهد بود و لكن هيچ فرد و يا گروه وابسته به قدرت‏هاى خارجى را اجازه خيانت نمى‏دهيم. (7) اين اشخاصى كه خودشان را چپى معرفى مى‏كنند يا به نفع خلق ـ به خيال خودشان ـ معرفى مى‏كنند اينها عمال آمريكا هستند، نه اينكه مربوط به آن طايفه (8) ديگر باشند.مى‏شود به آنها هم [وصل‏] باشند اما بيشتر احتمالش اين است كه اينها آمريكائى باشند، ساخته آنها باشند چنانكه اساس حزب توده را من يادم است، آن كسى كه حزب توده را در ايران ايجاد كرد سليمان ميرزا بود...از طريق انگليس‏ها اين طرح را ريخته بود.آنوقت ...آمريكائى‏ها خيلى در اينجا [سلطه‏] نداشتند بلكه هيچ، آن كه زياد دست داشت انگليس‏ها بودند و لهذا رضا شاه [را] هم انگليس‏ها آوردند، به طورى كه خود آنها در راديو گفتند، گفتند ما اين را آورديم و بعد كه خيانت كرد بيرونش كرديم.حالا ديگر انگليس‏ها نيستند، هر چه هست آمريكاست كه در اينجاها، هم نفع و طمعش زيادتر است هم نفوذش در اين ممالك شرقى بيشتر است. (9) همين حزب توده ـ كه ـ به قدرت بزرگ شوروى متكى است و مى‏دانيد كه جاسوسى براى كشورى مى‏كند كه شصت و چند سال از عمر حكومتش مى‏گذرد و نه در آنجا آزادى و نه حزبى جز حزب خودشان مى‏باشد.از اول هم كه روى كار آمدند گروه‏هاى بسيارى را كشته و يا تصفيه كردند . (10) اگر دليلى ما نداشتيم به اينكه اينها [: بهائى‏ها] جاسوس آمريكا هستند جز طرفدارى ريگان از آنها و دليلى نداشتيم كه حزب توده جاسوس هستند جز طرفدارى شوروى از آنها، كافى بود .لكن ما به شما بگوئيم نه حزب توده را به واسطه حزب توده بودنش و نه بهائى را به واسطه بهائى بودنش اين محاكم ما محاكمه كردند و حكم به حبس دادند.اينها مسائل دارند، [رهبران‏] حزب توده خودشان آمدند همه حرف‏هايشان را زدند و سابقه دارند اينها (11) .بهائى‏ها يك مذهب نيستند، يك حزب هستند، يك حزبى كه در سابق انگلستان پشتيبانى‏آنها را مى‏كرد و حالا هم آمريكا دارد پشتيبانى مى‏كند.اينها هم جاسوسند مثل آنها.اگر جاسوس نباشند خوب بسيارى از مردم ديگر هم هستند كه اينها انحرافات عقيدتى دارند، كمونيست هستند، چيزهاى ديگر هستند لكن محاكم ما به واسطه كمونيست بودن آنها يا انحراف عقيده داشتن آنها، آنها را نگرفتند حبس بكنند. (12)
نجف كه بودم، يك نفر از همين افراد پيش من آمد (قبل از اين كه آن منافقين پيدا شوند) .شايد بيست روز يا بيست و چهار روز، هرروز پيش من مى‏آمد و روزى شايد دو ساعت صحبت مى‏كرد .همه حرفهايش را از نهج البلاغه و قرآن مى‏زد.من تقريبا به نظرم آمد كه نهج البلاغه و قرآن، وسيله براى مطلب ديگرى است.مى‏گويند يك يهودى در همدان مسلمان شده و خيلى به آداب اسلام پايبند شده بود.اين امر، موجب سوء ظن مرحوم آقا سيد عبد المجيد (از علماى همدان) شد.يك وقت، مرحوم آقا سيد عبد المجيد، يهودى را خواست و به او گفت: تو مرا مى‏شناسى؟ گفت: بله.گفت: من چه كسى هستم؟ گفت: شما آقاى سيد عبد المجيد.گفت: من از اولاد پيغمبرم؟ گفت: تو چه كسى هستى؟ گفت: من يك يهودى بودم، پدرانم هم يهودى بودند و تازه مسلمان شده‏ام .گفت: نكته اين كه تو تازه مسلمان از من مقدسترى با اينكه همه پدرانت هم يهودى بودند و من همه اجدادم سيد و اولاد پيغمبر و ملا چيست؟ من شنيدم كه آن يهودى از آنجا رفت و معلوم شد كه حقه زده بود و مى‏خواست با صورت اسلامى كارش را بكند.من هم به نظرم آمد اين كه اينقدر نهج البلاغه مى‏خواند، خوب من هم كه طلبه هستم، اين قدر نهج البلاغه و قرآن نمى‏خوانم، (پس كاسه‏اى زير نيمكاسه است) در آن مدت به حرفهايش گوش كردم و جواب ندادم.آمده بود كه از من تاييد بگيرد.من گوش كردم و كلمه‏اى هم جواب ندادم.فقط اين كه گفت ما مى‏خواهيم قيام مسلحانه كنيم، گفتم، نه، حالا وقت قيام مسلحانه نيست و شما نيروى خودتان را از دست مى‏دهيد و كارى هم از شما نمى‏آيد.بعد هم معلوم شد كه مساله همان طور بود.از ايران هم اشخاصى سفارش كرده بودند كه اينها را تاييد كنيد.معذلك من باور نكردم .حتى از آقايان خيلى محترم تهران كه اينها چطور هستند، اما من باورم نيامده بود.اينهايى كه اينقدر از قرآن، نهج البلاغه و ديانت دم مى‏زنند و بعد جملات قرآن و نهج البلاغه را غير از آنچه كه بايد معنا شود، معنا مى‏كنند، ما نمى‏توانيم به آنها اطمينان داشته باشيم. بعثيهاى عراق هم به نهج البلاغه، مثل اينها استشهاد مى‏كنند و در پلاكاردشان مى‏نويسند .به آنها نمى‏شود اعتماد كرد.

سپس يكى از دانشجويان سوال كرد: در مقابل موضع ما چگونه بايد باشد؟ امام در جواب فرمودند : موضع شما اين است كه با آنها خيلى دوستانه برخورد نكنيد، البته نبايد طردشان كنيد، و نبايد با آنها درگير شد. (13) سقوط صدام تا حدى است كه حتى با منافقين فرارى كه خود از او مفلوكتر و شكست خورده‏تر هستند، دست اخوت مى‏دهد و منافقين نيز كه براى ترميم ننگ و بى‏آبروئى خود به هر حشيشى متشبث مى‏شوند و تنها براى اينكه راديو بغداد اسمى از اين مدعيان نجات خلق برد با كمال وقاحت با صدام جانى كه با خمپاره‏ها و موشك‏ها هزاران زن و مرد و كودك، بزرگ و كوچك اين مرز و بوم را شهيد كرده است و هر روز شهرهاى اين خلق بيگناه را با توپ‏هاى دوربرد بر سرشان خراب مى‏كند.دست اخوت و برادرى مى‏دهند و رسما براى آنان جاسوسى مى‏كنند و با آنكه سران منافقين در دامن آمريكا و فرانسه مشغول عياشى و خوشگذرانى هستند مع الاسف عده‏اى نوجوان را با حيله و تزوير گول زده و قدرت تفكر را از آنان سلب نموده‏اند.اميدوارم نوجوانان فريب خورده با ديدن اين جنايات و روشن شدن همدستى آنان با صدام، ديگر كوركورانه از آنان تبعيت نكنند. (14)

پى‏نوشت‏ها:

1 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با مسئولين مملكتى صحيفه نور جلد 18 ص 84 تاريخ: 7/6/62
2 ـ بيانات امام خمينى به مناسبت روز جهانى قدس صحيفه نور جلد 12 ص 275 ـ 274 تاريخ : 15/5/59
3 ـ پيام امام به مناسبت سالگرد كشتار خونين مكه و قبول قطعنامه 598 صحيفه نور جلد 20 ص 243 تاريخ: 29/4/67
4 ـ بيانات امام خمينى در جمع اقشار مختلف صحيفه نور جلد 15 ص 15 ـ 14 تاريخ: 25/3/60
5 ـ پيام امام خمينى درباره استراتژى انقلاب صحيفه نور جلد 21 ص 96 ـ 95 تاريخ: 3/12/67
6 ـ بيانات امام خمينى در جمع گروهى از دانشجويان صحيفه نور جلد 9 ص 8 ـ 7 تاريخ: 9/6/58
7 ـ مصاحبه امام خمينى با بولتن خبرى خاورميانه و...صحيفه نور جلد 3 ص 178 تاريخ: 26/8/57 (پاريس ـ نوفل لوشاتو)
8 ـ بيانات امام خمينى در جمع دانشگاهيان اصفهان و انجمن اسلامى وزارت كشور صحيفه نور جلد 8 ص 134 ـ 133 تاريخ: 24/4/ 58
9 ـ بيانات امام خمينى در جمع گروهى از اطلاعات سپاه پاسداران صحيفه نور جلد 18 ص 73 تاريخ: 30/5/62
10- اعتراف سران حزب توده به خيانت (دستگيرى بهمن 1361) در تاريخ 10 ارديبهشت 1362 نور الدين كيانورى دبير كل حزب خائن توده بر صفحه سيماى جمهورى اسلامى ايران ظاهر گشت و ضمن عرض پوزش شرمندگى در مقابل امام خمينى در توضيح علل دستگيرى خود و ساير رهبران و اعضاى كميته مركزى حزب مطالبى بيان داشت و موارد خيانتهاى حزب را در چهارچوب 6 مورد تخلف اينچنين ذكر نمود: «اولين و شايد مهمترين تخلف ما عبارت است از زير پا گذاشتن شعار عمده و اصلى سياست خارجى جمهورى اسلامى...در عمل بعلت آن چسبندگى و وابستگى كه طى چندين ده سال كه بين حزب ما و حزب كمونيست اتحاد شوروى برقرار شده بود نتوانستيم خودمان را از اين وابستگى خلاص بكنيم» كيانورى پس از بيان صريح اين مطلب كه گزارشات متعددى كه از طريق عناصر نفوذى بدست مى‏آمد.را براى اتحاد شوروى ارسال مى‏داشته‏اند بيان داشت اين بزرگترين تخلف ما كه مسلما خيانت هست بود.و بنظر من مادر كليه تخلفات ديگر است.دومين تخلف ما مسئله سلاح است.سومين و يكى از عمده‏ترين تخلف ما تخلف از اعلاميه ده ماده‏اى دادستانى كل انقلاب بود.بجاى اينكه سازمان مخفى خود را منحل كنيم آنرا تقويت كرديم و اين سازمان را تبديل كرديم به يك سازمان مخفى كه كارش عبارت بود از جمع آورى اطلاعات تا حد اطلاعات جاسوسى.چهارمين محور در خطاهاى ما مسئله افسران است كه ما بر خلاف سخن امام عمل كرديم و آنها را وصلشان كرديم به شبكه مخفى و برايشان در شبكه مخفى يك جريان مشخصى بوجود آورديم كه منظم‏تر از سابق شد براى گرفتن خبر و در مواردى هم انتقال اين خبر به مقامات شوروى كه اين خود يك خيانت به جمهورى اسلامى بوده است.محور پنجم برخورد با قانون پاكسازى تصويب شده از طرف مجلس شوراى اسلامى بود.ما سعى كرديم با افراد مختلفى در دستگاه تماس بگيريم خلاصه افراد نفوذى خود را و حزبى‏هاى خود را در مقامات به جاهاى حساسترى بنشانيم و يا اينكه افراد تازه‏اى را براى تماس با حزب جلب بكنيم.ششمين محورى كه من بعنوان يكى از خطاهاى بزرگ قائل هستم عبارت است از كوشش براى پيدا كردن راهى براى عبور غير قانونى از مرز در درجه اول البته براى بردن عده‏اى از كادر رهبرى حزب بود.كيانورى در نهايت در رابطه با موارد خيانتهاى مذكور اظهار داشت: بنظر من اين تخلفات خيلى سنگين است در چارچوب جاسوسى به خيانت ـ تخلف همه در آن مى‏گنجد و بقدرى سنگين است كه بنظر من سنگين‏ترين مجازاتهايى كه جمهورى اسلامى بخواهد حق دارد كه در مورد اين تخلفات و ما كه مسئول اين تخلفات هستيم تصميم بگيرد.همچنين تعداد ديگرى از اعضاى كميته مركزى حزب توده ظاهر شده و به همكارى مستمر با سازمان جاسوسى شوروى اقرار كردند.در 14 ارديبهشت 62 محمد على عموئى از رهبران اين حزب از طريق سيماى جمهورى اسلامى پس از اعتراف به خيانتهاى حزب توده، انحلال آن را اعلام كرد.وى بر خلاف كيانورى در توضيح سوابق و عملكردهاى حزب توده از آن بعنوان «اقدامات خائنانه و غير قانونى چند و چندين ساله» ياد نموده و صريحا به ابزار بودن حزب توده در دست اتحاد شوروى اقرار نمود.بنقل از مجله سروش سال پنجم شماره 12 207 شهريور 1362
11ـ بيانات امام خمينى در جمع روحانيون و مسئولين كشورى صحيفه نور جلد 17 ص 267 تاريخ : 7/3/62
12ـ بيانات امام خمينى در جمع دانشجويان دانشگاه تهران صحيفه نور جلد 7 ص 107 ـ 108 تاريخ: 23/3/58
13ـ پيام امام خمينى به خانواده مفقودين و شهدا صحيفه نور جلد 18 ص 122 تاريخ: 31/6/62

كتاب: آيين انقلاب اسلامى، ص 381

مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 2161 -1 -1

مدیر کل
ریاست سازمان
حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله)
حضرت امام خمینی (ره)
مصاحبه عمومي
سخنرانيها
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse