مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۸ سه شنبه ۲۹ مرداد -اِثَّلاثا ١٨ ذو الحجه ١٤٤٠ - Tuesday August 2019
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  780   بازدید    تاریخ درج مطلب  3/6/1390    
 
 
يهود و انتفاضه از ريشه تا امروز

فلسطين نام سرزميني با وسعتي معادل 27000 کيلومتر مربع(1) است که در خاورميانه و شرق درياي مديترانه قرار دارد. اين کشور حلقه اتصال سه قاره آسيا، آفريقا و اروپا است و قلب جهان عرب نام گرفته است. هجوم يهودي هاي مهاجر به اين کشور و تاسيس دولت يهود و رژيم صهيونيستي، با نام جعلي اسرئيل، عملا فلسطين از جهان اسلام جدا شده و غاصبانه در اختيار يهودي هاي صهيونيست قرار گرفت.

زمينه هاي شکل گيري دولت يهود

الف- نقش تئودور هرتزل
 
در سال 1895 م در پاريس، کتابي به نام«دولت يهود»، توسط تئودور هرتزل(1904 - 1860 م) که اهل بوداپست مجارستان و خبرنگار بوده است، به انتشار رسيد، دو سال بعد طرح تشکيل دولت يهود در سال 1897 م در اولين کنگره صهيونيست ها در شهر بازل سوئيس مورد تاکيد قرار گرفت.(2) اين که در کجا بايد دولت يهود را تاسيس کرد و سرزمين موعود يهودي ها را تحقق بخشيد، مناطقي چون آرژانتين، اوگاندا در آفريقا و طرابلس در ليبي مد نظر يهودي ها قرار گرفت که بنا به دلايلي رد شد و سرانجام فلسطين، به عنوان وطن ملي يهود مورد توافق يهودي هاي صهيونيست و نظام سلطه جهاني، به سرکردگي انگليس قرار گرفت. يهودي ها فلسطين را به دلايل زير برگزيدند: صهيونيست ها مي گويند، يکي از بزرگ ترين عبادتگاه هاي يهوديان، يعني معبدي که متعلق به هيکل حضرت سليمان است، در بيت المقدس قرار دارد. به لحاظ تاريخي آن ها معتقدند که اين سرزمين وابسته به قوم يهود بوده که اقوام خارجي آن ها را از آن جا اخراج کرده اند، ولي منابع تاريخي تاکيد دارد که مسجد الاقصي، هم چون کعبه، از آغاز خلقت مکان مقدس بوده، به تدبير و الهام الهي ساخته شده و در زمان حضرت داود(ع) و فرزندش حضرت سليمان(ع) تجديد بنا شده است. بنابراين، اصلا وجود هيکل حضرت سليمان(ع) در زير مسجد الاقصي توطئه اي بيش نيست که از طرف صهيونيست ها، براي ويراني مسجد الاقصي از طريق حفاري ها و ايجاد تونلي در زير آن مطرح شده است.(3) از طرفي تا آن جا که تاريخ به ياد دارد، در سرزمين فلسطين 3500 سال پيش از ميلاد، اقوام سامي از قلب حجاز به سوي مصر، عراق، سوريه، لبنان و فلسطين کوچ نموده و اقوامي چون اعراب کنعاني در فلسطين سکني گزيدند و حدود دو قرن قبل از ميلاد، دولتي تحت عنوان کنعانيه را در آنجا تاسيس نمودند. در سال 1225 ق م، قوم بني اسرائيل، به همراه حضرت موسي(ع) در فلسطين سکونت کردند. حدود هزار سال پيش از ميلاد، اقوامي به نام فلسطيني که از درياي اژه آمده بودند، به اين ناحيه راه يافته و جاي کنعانيان را گرفتند. بعدها حضرت داود(ع) و سليمان(ع)، دولت هايي در اين سرزمين به وجود آوردند. فلسطين در طول ساليان دراز و در جنگ هاي حادث شده بين قدرت هاي دنيا، دست به دست مي شد تا اين که در زمان خليفه دوم، يعني عمر به دست نيروهاي اسلام افتاد.(4)

- مهاجرت يهوديان به فلسطين

يهودي هاي مستقر در فلسطين در سال هاي 71 - 1170م، تنها 1440 نفر و در آغاز قرن 19 به 8000 نفر و در سال 1880م، حدود 20000 نفر و در سال 1918م، اين رقم به 56000 نفر رسيد. مهاجرت يهوديان، پس از اعلاميه بالفور(1917م) شدت گرفت. در بين جنگ جهاني اول و دوم که فلسطين تحت قيموميت دولت انگليس در آمد، انگليسي ها در فروش اموال متعلق به دولت قيموميت به يهوديان سرمايه دار هيچ گونه دريغي نداشتند. يهودي هاي مهاجر در فلسطين هر لحظه بيشتر و بيشتر مي شوند، تا اين که در سال 1947 م تعداد آن ها به 629000 نفر و در سال 1948 م، پس از تشکيل دولت يهود به 760000 نفر رسيد. شش ماه از تاسيس دولت يهود نگذشته بود که تعداد يهودي هاي مهاجر به فلسطين را 101828 نفر ذکر کردند.(5)

- مساعدت انگليس در تشکيل دولت يهود

سومين عامل در شکل گيري دولت يهود، خيانت دولت انگليس است، با باز گشايي کانال سوئز در نيمه دوم قرن 19 و اشغال مصر توسط انگليس، و دعوت انگليس از آمريکا براي حضور در جنگ جهاني اول عليه آلمان، انگليس ها به صهيونيست ها قول مساعد دادند که وعده هاي خود به صهيونيست ها را براي تاسيس کشور مستقل صهيونيستي به انجام برسانند.

بالفور وزير خارجه وقت انگليس در نامه روتشيلد Rothschild صهيونيست فرانسوي که در خواست کرد، پس از پايان جنگ جهاني اول، انگليس بپذيرد که فلسطين وطن ملي يهود باشد و در جهت تاسيس دولت يهود در فلسطين از هيچ تلاشي فروگذار نکند، در دوم نوامبر 1917 م با صدور اعلاميه اي پذيرفت و اعلام داشت، دولت بريتانيا مساعدت خود را در اجراي اهداف فوق به نحو احسن عمل خواهد کرد.(6) نيروهاي نظامي انگليس، 27 روز پس از اعلاميه بالفور، وارد بيت المقدس شدند و در کنفرانس «سان رمو» قيموميت انگليس بر فلسطين به رسميت شناخته شد. در 30 ژوئن 1920 سر هربرت سامويل، يهودي انگليسي از سوي دولت انگليس با سمت کميسر عالي، وارد فلسطين شد تا يک حکومت غير نظامي بر فلسطين را سازمان دهد. او در فلسطين اشغالي اعلام داشت، بر اساس تصميم متفقين و قدرت هاي وابسته، زمينه مناسب براي تشکيل وطن يهودي در فلسطين فراهم خواهد شد.

- کشتار فلسطيني ها توسط مهاجرين يهود

پس از ورود يهودي هاي صهيونيست به فلسطين، گروه هاي مسلح صهيونيست ها دست به کشتار وسيع مردم مسلمان زدند. نمونه اين کشتار را در الحصاص 1947 م و دير ياسين در 9/4/1948 که به مثله شدن زنان باردار ختم شد، مي توان نام برد.

- طرح تقسيم فلسطين توسط سازمان ملل

انگليس که در جامعه ملل، در 24 ژوئن 1924 سند قيموميت خود بر فلسطين را به تصويب رساند، در سال 1947 به سازمان ملل متحد اعلام داشت که دوران قيموميتش بر فلسطين به اتمام رسيد و در خواست راه حل کرده بود. سازمان ملل هياتي 11 نفره از کشورهاي استراليا، کانادا، چک و اسلواکي، گواتمالا، هند، ايران، هلند، پرو، سوئد، اروگوئه و يوگسلاوي را براي طرح تقسيم فلسطين به اين کشور فرستاد. در نهايت طرح تقسيم فلسطين با 7 راي موافق از 11 راي، به سازمان ملل ارائه و در 29 نوامبر 1948 با فشار شديد آمريکا و همکاري شوروي سابق، طرح تقسيم فلسطين به تصويب سازمان ملل رسيد. قرار شد 45 درصد به فلسطين و 55 درصد به يهوديان داده شود. بيت المقدس به نام منطقه حايل(شهر بين المللي) تحت نظارت بين الملل قرار گرفت.

تشکيل دولت يهود:
 
در 15 مه 1948، با خروج نيروهاي انگليسي از فلسطين و قبول طرح تقسيم فلسطين توسط سازمان ملل، بن گورين تاسيس دولت يهود در فلسطين را اعلام کرد. دولت امريکا پس از 5 تا 9 دقيقه، تشکيل دولت يهود را برسميت شناخت و سيل کمک هاي نظامي، اقتصادي اين کشور به فلسطين اشغالي سرازير شد. گواتمالا دومين کشور و شوروي سابق سومين کشوري بودند که رژيم صهيونيستي اسرائيل را به رسميت شناختند و بدين صورت بود که غده اي سرطان در قلب جهان اسلام شکل گرفت.

ب. راه حل هاي بحران فلسطين
 
از همان ابتداي صدور اعلاميه بالفور در سال 1917م، مبارزات مردم فلسطيني آغاز شد و در سال 1920 در بيت المقدس، اولين شورش مسلمين و مسيحيان عليه يهودي هاي مهاجر، در مراسم«موسم النبي » شکل گرفت. از آن زمان به بعد راه حل هاي نظامي و سياسي متعددي در قضيه فلسطين به اجرا گذاشته شد که در ذيل به توضيح آنها مي پردازيم:

راه حل هاي نظامي

1. قيام شيخ عزالدين قسام(1935 م): شيخ عزالدين قسام اهل سوريه، تحصيل کرده الازهر و شاگرد شيخ محمد عبده بود. او در سوريه به علت قيام عليه استعمار فرانسه، توسط نظاميان فرانسوي غيابا به اعدام محکوم شد. با اعلام اين خبر، شيخ به شهر حيفا در فلسطين رفت و در آن جا به آموزش اسلامي و سازماندهي مردم پرداخت و با تشکيل گروه هاي کوچک عليه استعمار انگليس در فلسطين، دست به قيام زد و در نهايت با محاصره کوه«يعبد» توسط نظاميان انگليس و پس از نبرد سخت ميان نيروهاي قسام و انگليس، سرانجام او و يارانش به شهادت رسيدند.(7)
قيام شيخ، اولين حرکت نظامي اي بود که توسط اسلام گرايان صورت گرفت و از مسجد استقلال در حيفا آغاز و پس از آن به مناطق جنين، طولکرم و نابلس گسترش يافت.
2. عمليات هاي نظامي توسط ارتش هاي آزاد يبخش عربي: کشورهاي عربي و در راس آن ها مصر و سوريه، به صورت رسمي چهار بار، در سال هاي 1948، 1967، 1973 ميلادي، با رژيم صهيونيستي وارد جنگ شدند. در اين جنگ ها تنها در سال 1973 م به طور ناقص موفقيتي کسب کردند و در بقيه جنگ ها، نه تنها شکست را متحمل شدند، بلکه مناطقي از خاک خود را از دست دادند. در ذيل به بررسي سه جنگ فوق مي پردازيم:
- جنگ اول 1948 م; يک روز پس از تاسيس رژيم صهيونيستي، يعني در 16 مه 1948م، ارتش هاي عربي از مصر، اردن، سوريه، عراق، لبنان، يمن و قوايي از عربستان وارد فلسطين شدند. چيزي نمانده بود که تل آويو به تصرف نظاميان عرب در بيايد که پس از 8 ماه نبرد سخت ميان يهوديان صهيونيست و سربازان عرب، سرانجام با پادرمياني سازمان ملل، جنگ خاتمه يافت. صهيونيست ها از اعلام آتش بس توسط سازمان ملل نهايت بهره را بردند و با شروع عمليات عليه ارتش هاي عرب، خاک خود در فلسطين را به 77 درصد افزايش دادند.(8)
- جنگ دوم 1967 م; در ماه مه 1967 م، وقتي جمال عبدالناصر رييس جمهور مصر، سوريه را از احتمال حمله صهيونيست ها به اين کشور آگاه کرد، ارتش هاي مصر، سوريه، اردن، عراق و کويت به حال آماده باش در آمدند. شوروي سابق و امريکا تصميم گرفتند، جلوي جنگ را بگيرند و به همين خاطر سفير شوروي سابق در مصر، شبانه ناصر را از خواب بيدار و او را از بروز جنگ منع مي کند. ناصر وقتي از شروع جنگ منصرف مي شود،(9) نيروي هوايي رژيم صهيونيستي عمليات را آغاز و فرودگاه هاي مصر، سوريه، اردن و عراق را به شدت بمباران مي کنند. با ورود نيروي زميني صهيونيست ها به جنگ، طي مدت 6 روز، صحراي سينا، کرانه باختري رود اردن، بلندي هاي جولان، نوار غزه و بيت المقدس که شهر بين المللي اعلام شده بود به تصرف رژيم صهيونيستي در مي آيد. اين جنگ به جنگ 6 روزه معروف است.
- جنگ سوم 1973 م; در اکتبر سال 1973 م اعراب براي جبران شکست هاي گذشته خود به رهبري سادات از مصر و حافظ اسد از سوريه، عمليات غافلگيرانه اي را عليه رژيم صهيونيستي آغاز کردند. اين جنگ که در ماه رمضان اتفاق افتاد و به جنگ رمضان معروف است، در همان ساعات اوليه حمله ارتش هاي عرب، شکست سختي را نصيب رژيم صهيونيستي کرده بود، ولي با ايجاد پل هوايي آمريکا و کمک بي شمار آن به رژيم صهيونيستي، سرانجام عمليات اعراب متوقف و رژيم صهيونيستي توانست، از مرگ حتمي نجات پيدا کند و بدين سان اميدواري از ارتش هاي عربي به ياس تبديل شد.

3. تشکيل سازمان هاي مسلح فلسطيني

در گيرودار جنگ ارتش هاي عرب عليه رژيم صهيونيستي بود که برخي از فلسطيني ها تصميم گرفتند، دست به تاسيس سازمان هاي مسلح بزنند، تا از اين طريق، ناکامي ارتش هاي عربي را جبران کرده، شايد به نتيجه برسند و سرزمين خود را از چنگال اشغال گران آزاد سازند. اعم اين سازمان ها عبارت بودند از:
- الفتح(سازمان سپتامبر سياه): اين سازمان توسط تبعيديان فلسطيني در کويت، در سال 1950 م تشکيل شد که رهبري آن را ياسر عرفات به عهده گرفت.
- الصاعقه: اين سازمان در سال 1966 م توسط حزب بعث سوريه تشکيل شد که رهبري آن در دست«ظهير محسن» بوده است. سازمان مذکور به شدت طرفدار مواضع سوري ها به شمار مي آمد.
- جبهه دمکراتيک آزادي بخش فلسطين: اين سازمان طرفدار تفکر مارکسيستي و رهبري آن را«نايف حواتمه» و «عمر اديب» عهده دار بودند. جبهه مذکور به انقلاب طبقه کارگر اعتقاد داشت.
- جبهه خلق براي آزادي فلسطين: رهبري اين جبهه را(جرج حبش) عهده دار بود و تحت تاثير ايدئولوژي مارکسيستي شکل گرفتند. از جمله کارهاي آن ها هواپيماربايي بوده است.
- جبهه خلق آزاديبخش فلسطين(فرماندهي کل) : رهبري اين جبهه در دست «احمد جبريل » است: اين گروه سخت تحت تاثير سوري ها است.
- جبهه آزاديبخش فلسطين: اين گروه از جبهه خلق براي آزادي فلسطين(فرماندهي کل) منشعب شده بودند و از رهبران آن مي توان«طلعت توفيق» و «محمد العباس» را نام برد.
- جبهه آزاديبخش عربي: اين جبهه توسط عراق آموزش داده شد و سلاح هاي خود را از عراق مي گرفتند: رهبري آن در دست«عبدالرحيم احمد» و «ابواسماعيل» بود.
- جبهه مبارزات خلقي: اين گروه از طرفداران چنداني برخوردار نبود. رهبري آن را «دکتر سمير قو شاه» به عهده داشت.
- سازمان ژوئن سياه: رهبري اين سازمان را«خليل البنا» به عهده داشت. سازمان ژوئن سياه از سازمان الفتح جدا شدند و سبت به سياست هاي ميانه روي الفتح اعتراض داشتند.

راه حل هاي سياسي

تاکنون راه حل هايي از جانب سران دول عرب و نظام بين الملل براي حل بحران فلسطين ارائه شده است که در ذيل به بررسي آن ها مي پردازيم:

1. طرح صلح دول عربي: قرار داد کمپ ديويد: انور سادات رييس جمهوري مصر که در جنگ 1973 م عليه رژيم صهيونيستي فرماندهي جنگ را عهده دار بود، بعدها با فشار آمريکا، در مقابل خواسته هاي صهيونيستي تسليم شد. انور سادات در بهمن 1356 ه. ش(نوامبر 1977م) به اسرائيل سفر کرد و گفت وگوهاي صلح را با رژيم صهيونيستي آغاز کرد.(10) اين سفر نتيجه چنداني نداشت. در ادامه مذاکرات فوق به دعوت کارتر، سادات رئيس جمهور مصر و بگين سرکرده رژيم صهيونيستي، در کمپ ديويد آمريکا، گفتگوها را ادامه دادند. سرانجام با پادرمياني امريکا ميان مصر و اسرائيل، توافق نامه صلح در 16 شهريور 1356 ه. ش(7 سپتامبر 1978 م) به امضاي طرفين رسيد. مهم ترين مفاد قرار داد عبارت بود از صلح مصر و اسرائيل، يعني پذيرش اسرئيل توسط مصر و تخليه سينا توسط اسرائيل و استرداد آن به مصر و خود مختاري فلسطيني ها در نوارغزه و کرانه غربي رود اردن.(11) انعقاد اين موافقت نامه، انزواي کشور مصر در دنياي عرب را در پي داشت و بدين ترتيب قوي ترين کشور در خط مقدم جنگ با صهيونيست ها از جرگه مخالفان رژيم صهيونيستي خارج شد و اين اولين حرکت مصيبت بار در روند سازش ميان اعراب و اسرائيل بشمار مي آيد. طرح فهد: در آبان سال 1360 ه. ش(اوت 1981 م) فهد که وليعهد عربستان سعودي به حساب مي آمد، طرح 8 ماده اي را ه حل بحران فلسطين ارائه داد که از بندهاي زير برخوردار بود: 1. عقب نشيني اسرائيل از اراضي اشغالي سال 1967 م.
2. از ميان بردن آبادي هاي يهودي نشين در مناطق اشغالي 1967 م.
3. تضمين آزادي مراسم مذهبي در اماکن مقدسه براي پيروان تمام مذاهب.
4. جبران زيان مالي آن دسته از فلسطيني ها که خواستار بازگشت نيستند.
5. کنترل سازمان ملل بر ساحل غربي و نوارغزه پس از انتقال نيروهاي رژيم صهيونيستي.
6. تاسيس دولت فلسطيني در ساحل غربي رود اردن و نوارغزه.
7. شناسايي حق حاکميت تمام کشورهاي منطقه در صلح و همزيستي مسالمت آميز.
8. تضمين اجراي موارد طرح از سوي سازمان ملل متحد يا برخي از اعضاي آن سازمان.(12) طرح فهد با مخالفت بعضي از دولت هاي عربي به شکست انجاميد.

- طرح فاس: در سال 1361 ه. ش(سپتامبر 1982 م) شهر فاس در مراکش، محل تجمع سران 21 کشور عرب جهت حل مسئله فلسطين بود. اين اجلاس که به دعوت شاه حسين پادشاه وقت مراکش صورت گرفت. شامل بندهايي چون، عقب نشيني اسرائيل از همه سرزمين هاي اشغالي عرب در 1967م، تخليه مناطق يهودي نشين ساخته شده پس از جنگ 1967 م، تضمين آزادي انجام فرايض ديني براي پيروان همه اديان در بيت المقدس، برخورداري مردم فلسطين در حق تعيين سرنوشت خود در پرتو اکميت ساف، به عنوان تنها نماينده قانوني مردم فلسطين، نظارت و کنترل سازمان ملل متحد بر کرانه باختري رود اردن و نوار غزه براي يک دوره انتقالي چند ماهه و سپس تاسيس يک دولت مستقل فلسطيني به مرکزيت قدس و نيز تضمين برقراري و تداوم صلح و اجراي مواد فوق از سوي شوراي امنيت بوده است. اين طرح که چندان تفاوتي با طرح فهد نداشت، پس از ساعت ها مذاکره، نتيجه اي در برنداشت.(13)

2. طرح صلح نظام بين الملل:

ارائه طرح صلح توسط برژنف: برژنف صدر اعظم اسبق شوروي سابق، شايد اولين کسي بود که طرح کنفرانس بين المللي صلح را در سال 1979 م مطرح کرد. وي ضمن محکوم کردن موافقت نامه صلح کمپ ديويد، معتقد بود که تنها راه حل مسئله فلسطين تشکيل کنفرانس بين المللي صلح به رهبري سازمان آزاديبخش فلسطين، اسرئيل و امريکا و کشورهاي صلح طلب است. مجمع عمومي سازمان ملل در 10/2/1981 م در قطعنامه اي با اکثريت آرا، برگزاري کنفرانس بين المللي ويژه فلسطين را تحت نظارت سازمان ملل اعلام داشت.

- کنفرانس صلح مادريد: با آغاز قيام سراسري مردم مسلمان فلسطين که از سال 1987 م آغاز شد، امريکايي ها به اين فکر افتادند که هر چه سريع تر بايد جلوي شورش هاي فلسطينيان عليه رژيم صهيونيستي را بگيرند. به همين منظور در دسامبر 1988 مذاکرات صلح اعراب و اسراييل، با پا درمياني امريکا و شوروي سابق آغاز شد. اولين دور مذاکرات در پايتخت اسپانيا، يعني شهر مادريد در 30 اکتبر 1991 م و با حضور نمايندگاني از سوريه، لبنان، اسرائيل و رؤساي جمهور آمريکا، شوروي سابق و نخست وزير اسرائيل آغاز به کار کرد.(14) کنفرانس صلح مادريد پس از يازده دور مذاکرات سرانجام به نتيجه روشني دست نيافت. مهم ترين نتيجه کنفرانس صلح مادريد، شناسايي رژيم صهيونيستي توسط سازمان آزاديبخش فلسطين به رهبري ياسر عرفات بوده است.(15)
- قرار داد غزه – اريحا: ادامه مذاکرات صلح ميان سازمان آزادي بخش فلسطين(ساف) به رهبري ياسر عرفات و رژيم صهيونيستي، سرانجام سند نهايي قرار داد مذکور در 13 سپتامبر1993 م در واشنگتن به امضاي طرفين رسيد. اين قرار داد به نزاع ميان سازمان آزاديبخش فلسطين و رژيم صهيونيستي رسما خاتمه داد. علاوه بر به رسميت شناختن اسراييل توسط سازمان آزاديبخش فلسطين، رژيم صهيونيستي هم موجوديت ساف را به عنوان نماينده مردم فلسطين پذيرفت. براساس قرار داد غزه - اريحا، رژيم صهيونيستي به سازمان آزاديبخش فلسطين اجازه مي داد، يک دولت خود مختار فلسطيني(دولت انتقالي) در کرانه باختري رود اردن و نوارغزه تشکيل دهد. دولت انتقالي فلسطين، اداره امور شهرهاي کرانه باختري و نوارغزه را به عهده خواهد داشت، ولي حفاظت از مرزها و منابع آبي مناطق فوق هم چنان در اختيار اسراييل بوده است. در قرار داد مذکور گفته شد که اعطاي استقلال کامل و تشکيل دولت مستقل فلسطيني، پنج سال پس از انعقاد قرار داد غزه - اريحا اعطا خواهد شد.(16) همه آن چه به عنوان راه حل هاي نظامي و سياسي قضيه فلسطين آمده، نتوانسته مشکل بحران فلسطين را به پايان برساند و امروزه پس از آن همه راه حل ها، به نظر مي رسد فلسطين راه خود را جهت رهايي از چنگال صهيونيست ها پيدا کرده است و در قالب انتفاضه، به آينده اي سرشار از اميد دل خوش کرده است.

ج. ريشه هاي ظهور انتفاضه

انتفاضه به معني بيداري، آگاهي و غبارروبي ملتي است که نتيجه نوميدي و شکست هايي بوده که بيش از نيم قرن نصيب فلسطينيان گرديد: حرکت جديدي که در دسامبر 1987 م مطابق با آذر ماه 1366 با قيام همگاني و مردمي و به تاثير از انقلاب اسلامي آغاز شد. اين قيام همگاني مردم فلسطين عليه رژيم صهيونيستي، مي رود تا نظام غاصب اسرائيل را در يک موضع انفعالي و غافل گيري قرار دهد. در دهم اوت 1987 هسته اي از جهاد اسلامي فلسطين به يک گروه گشتي صهيونيست ها در غزه حمله کردند که طي آن فرمانده پليس نظامي اسراييل«ويکنو آرگون» کشته شد. در اين عمليات که به«نبرد شجاعيه» معروف شد، چهار تن از رزمندگان فلسطيني به نام هاي محمد سعيد جمل، سامي شيخ خليل، احمد حلس و زهدي قربقع به شهادت رسيدند. پس از اين حادثه، تظاهرات وسيعي با مشارکت همه نيروهاي مردمي و سازمان هاي مسلمان فلسطيني صورت گرفت که به انتفاضه اول شهرت يافت. رژيم صهيونيستي در 8 دسامبر 1987 م، براي انتقام از کشته شدن فرمانده پليس نظامي صهيونيستي بيت المقدس، يک کاميون اسراييلي را به صف کارگران فلسطيني هدايت کرد که چهار کارگر بي دفاع مسلمان در زير چرخ هاي کاميون به شهادت رسيدند و نه نفر ديگر به شدت مجروح شدند. شهادت کارگران مسلمان فلسطيني اوضاع را در همه مناطق فلسطيني به شدت ملتهب کرد. در پي اعتراض به اين عمل جنايتکارانه رژيم صهيونيستي، مردان و زنان فلسطيني به خيابان ها ريختند و هسته اصلي انتفاضه شکل گرفت.(17)

انتفاضه اول توان نيروهاي صهيونيستي را گرفت: اسحق رابين نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي، پس از اين جنبش همگاني مسلمانان فلسطيني در اين رابطه اظهار داشت: «آرزو مي کنم روزي از خواب برخيزم و ببينم تمام غزه در دريا فرو رفته و از شر اين منطقه رهايي يافته ام».(18) شهيد فتحي شقاقي، دبير کل سابق سازمان جهاد اسلامي فلسطين درباره قيام مردم غزه مي گويد: «غزه، در واقع يک سرزمين آزاد شده است. اسراييلي ها غزه را مانند يک خفره يا توفاني از آتش بر سرداشتند و نمي توانستند از آن رهايي يابند. آن ها براي رهايي از غزه، غير از پيمان صلح راهي نداشتند. عرفات چنين فرصت تاريخي را در اختيار آنان قرار داد تا غزه را در اختيار عرفات قرار دهند».(19) انتفاضه اول، اجراي عمليات شهادت طلبانه را در سرزمين هاي اشغال شده فلسطين مسير ساخت و از آن تاريخ جوانان بي شماري در قالب شهداي گردان هاي شهيد عزالدين قسام و بيت المقدس به صف نظاميان صهيونيستي زدند و با کشتن تعداد زيادي از صهيونيست ها، لباس فاخر شهادت را برتن کردند. پس از ايجاد ناامني براي صهيونيست ها در مناطق مسلمان نشين فلسطيني، شارون قصاب صبرا و شتيلا، در 28/9/2000 م به حرم شريف قدس رفت و طي مصاحبه اي وعده داد که امنيت را براي صهيونيست ها به مناطق مسلمان نشين برگرداند. با ورود شارون به بيت المقدس، تظاهرات وسيعي در سراسر فلسطين، عليه اين حرکت جنايتکارانه به راه افتاد که پس از دو سال، هم چنان صهيونيست ها را در کام آتش و دود فرو برده است. اين مرحله به انتفاضه دوم معروف شد. در پاسخ به اين سؤال که انتفاضه مردم فلسطين، در چه عواملي ريشه دارد، بايد گفت که ريشه هاي ظهور انتفاضه را در عوامل زير بايد جستجو کرد:

1. گسترش اسلام خواهي: با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران در اواخر دهه 1970م (1357 ه. ش) که رستاخيز اسلامي در جهان پر از ظلم و وحشت نام گرفت، روحيه خودباوري در ميان مسلمانان فلسطيني ايجاد شد. تجربه موفقي که نشان داد، اسلام توانايي رويارويي با قدرت هاي سلطه گر و در راس آن ها آمريکا را خواهد داشت. بنيامين نتانياهو نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي با اعتراف به اين خيزش عمومي در جهان اسلام مي گويد: «از سوي ديگر در حال حاضر، شاخص هاي ديگري وجود دارد که مژده دهنده خير و نيکي براي ملت ما نيست. ما شاهد افزايش جديد اسلام گرايي، از جمله موج قوي انزجار و تنفر عليه اسراييل، از سوي نيروهاي اسلامي که قدرتشان روبه افزايش است، هستيم».(20) و در همين رابطه شهيد دکتر فتحي شقاقي دبير کل جهاد اسلامي فلسطين مي گويد: «انقلاب اسلامي ايران تاثير مهمي بر جنبش هاي اسلامي در همه جا، و از جمله جنبش هاي اسلامي اراضي اشغالي(فلسطين) داشت :چه اين انقلاب آمد تا دليلي بر امکان پيروزي اسلام بر ظلم و قهر و برپايي دولت اسلامي ارايه دهد. انقلاب اسلامي نمونه اي براي تمام جنبش هاي اسلامي گرديد».(21)
او در جايي ديگر مي گويد: «هيچ چيز به اندازه انقلاب امام خميني(ره) نتوانست ملت فلسطين را به هيجان آورد و احساسات آن ها را برانگيزد و اميد را در دل هايشان زنده کند. با پيروزي انقلاب اسلامي ما به خود آمديم و در يافتيم که امريکا و اسراييل نيز قابل شکست هستند. ما فهميديم که با الهام از دين اسلام، مي توانيم معجزه کنيم. از اين رو ملت مجاهدما در فلسطين، به انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي به ديده تقدير مي نگرند و امام خميني(ره) را از رهبران جاويد تاريخ اسلام مي دانند».(22) بنابراين نقش مثبت انقلاب اسلامي در انتفاضه مردم فلسطين، مطلبي است که نمي توان به آساني از کنار آن گذشت.
2. نا اميدي مردم مسلمان فلسطين از ارتش هاي آزادي بخش عربي :شکست و ناکامي هاي عرب ها در جنگ هاي 1948، 1967 و 1973 و تسلط رژيم صهيونيستي بر کرانه باختري رود اردن، صحراي سينا، نوارغزه و بلندي هاي جولان، نمايان گر عدم توانايي ارتش هاي عربي براي نجات فلسطين بوده است، لذا خيزش عظيم اسلامي مردم فلسطين در انتفاضه، حاکي از ياس و نااميدي مردم مسلمان فلسطين از ارتش هاي عربي به حساب مي آيد.

3. سياست سرکوب بي رحمانه فلسطيني ها توسط رژيم صهيونيستي: صهيونيست هاي غاصب در فلسطين آن چنان عرصه را براي مسلمان درون فلسطين تنگ کرده اند که ديگر تحمل را بر فلسطيني ها امکان ناپذير کرده است. تلاش يهودي هاي صهيونيست در از بين بردن هر آن چه که رنگ اسلام به خود داشته است، از ديگر عوامل سر بر آوردن آتشي بود که قريب به سه دهه حاکميت غاصبانه صهيونيست ها را به بهاي آوارگي و تحقير شدن، مسلمانان به شهروندان درجه دو تبديل کرده بود. دکتر فتحي شقاقي در اين باره مي گويد: «انتفاضه ... پاسخي بود به اشغالگران و اعمال سرکوب و طغيان و تکبر آنان و اقدامات آن ها در ويران سازي منازل، مصادره زمين ها، اسکان يهوديان و ساختن شهرک ها، شکنجه مبارزان، دستگيري، تبعيد، ترور و شکستن استخوان هاي آنان، نابود کردن اقتصاد فلسطين و زيرسازهاي جامعه، دزديدن آب ها، تحميل ماليات و جرايم سنگين، تعطيلي مدارس و دانشگاه ها، جلوگيري از کار و کسب، ناديده گرفتن حقوق انساني و سياسي و ساير اقدامات مربوط به مجازات دسته جمعي».(23)
4. سازش سران دول عرب: قبول پيمان صلح کمپ ديويد در سال 1978 م توسط انور سادات، طرح 8 ماده اي صلح فهد در سال 1981م، و سرانجام کنفرانس صلح فاس (مراکش) در سال 1982 توسط سران کشورهاي عربي، اميد به آينده را از مسلمانان فلسطيني سلب کرده بود. شهيد فتحي شقاقي درباره خيانت دول عرب به آرمان فلسطين مي گويد: «انتفاضه پاسخي بود به واقعيت اسف انگيز و ياس آور اعراب که وابستگي، ضعف و سستي خود را آشکار کرده بودند. آن ها فلسطين و آزاد سازي فلسطين را توجيهي براي بقاي خود مي ديدند، تا جايي که مسئله فلسطين را در آخر ليست اولويت هاي خود قرار دادند و همگان اين امر را که حتي در کنفرانس هايي مثل کنفرانس سران در نوامبر 1987 م مشاهده کردند».(24)
5. نااميدي مسلمانان فلسطيني از سازمان هاي لاييک فلسطيني: سازمان هايي چون الفتح، الصاعقه، جبهه دمکراتيک آزاديبخش فلسطين، جبهه خلق براي آزادي فلسطين، جبهه آزاديبخش فلسطين، جبهه آزاديبخش عربي و جبهه مبارزات خلقي که بيشتر آن ها پس از شکست سنگين ارتش هاي عربي در سال 1967 م در صحنه سياسي و مبارزاتي مردم فلسطين ظاهر شدند، به لحاظ عدم اعتقاد به اسلام نتوانستند چندان در جنگ با رژيم صهيونيستي موفقيتي کسب بکنند و در ادامه، سرخوردگي تمام به راه حل هاي سياسي پناه آوردند، خود در قيام همگاني مردم فلسطيني به عنوان تنها گزينه حذف اسراييل از گيتي نقش اساسي داشته اند. نقش ياسر عرفات در سازش با رژيم صهيونيستي نشان داد که هيچ اميدي به سازمان هاي مسلح فلسطيني لاييک نيست.
6. نااميدي و ياس مسلمانان فلسطين از سازمان هاي بين المللي: راي به تقسيم خاک فلسطين به صورت 55 درصد به يهودي ها و 45 درصد به مسلمان ها توسط جامعه ملل در سال 1947 م و کوشش سازمان ملل در به سازش کشاندن مردم فلسطين در قالب صدور قطعنامه هاي بي اثر، نقطه پاياني بود بر اميد مردم مظلوم فلسطين از سازمان هاي بين المللي که در يافتند، از اين سازمان ها هم از جهت رهايي آن ها از چنگال بي رحمانه صهيونيست ها کاري ساخته نيست.
7. اسلام تنها راه نجات مردم فلسطيني: فلسطيني ها در يک دوره طولاني مبارزه عليه صهيونيست ها دريافتند که تنها اسلام است که مي تواند آن ها را از زير سلطه رژيم غاصب صهيونيستي نجات بدهد. روزنامه آمريکايي«کريستين سانيس مانيتور» با اعتراف به اين مطلب مي نويسد: «اگر به خاطر مسلمانان راديکال نبود، صلح بين اسراييل و ساف هرگز به وقوع نمي پيوست. از شگفتي هاي قضيه اين است که طرفين معاهده، يعني اسحاق رابين و عرفات، هر دو از ترس يک دشمن مشترک که همان اسلام سياسي راديکال باشد، مجبور به قرار داد صلح شدند».(25) قيام عمومي مردم فلسطين پس از نماز جمعه ها و حرکت دسته جمعي از مساجد به عنوان پايگاه اصلي مبارزه عليه صهيونيست ها و نام گذاري انتفاضه به انقلاب مساجد، همه و همه حکايت از اميد مردم مسلمان فلسطين از اسلام و کمک گرفتن از آن براي استقلال و هويت اصلي خود است. در طي سال هاي اخير و با قيام انتفاضه، ظهور دو سازمان مسلمان فلسطيني، خود دليل ديگري بر مدعاي اسلامي بودن انتفاضه است که در ذيل به توضيح اين دو سازمان، يعني جهاد اسلامي و حماس مي پردازيم: سازمان جهاد اسلامي فلسطين:(26) در پايان دهه 1970 م، شهيد فتحي شقاقي که مشغول تحصيل در کشور مصر بود، دريافت که اشکال اساسي در مبارزات نيروهاي ملي فلسطيني، دور بودن اين حرکت ها از اسلام اصيل بوده است. او خود تمام تلاش را در جهت اسلامي کردن قيام فلسطيني ها به کار برد تا اين که سرانجام در سال 1980 م، سازمان جهاد اسلامي فلسطين را بنيان گذاري کرد.(27) شهيد فتحي شقاقي که در سال 1951 م در شهر غزه به دنيا آمد و در رشته پزشکي در مصر فارغ التحصيل شد به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، کتاب مشهور خود به نام«خميني، راه حل و آلترناتيو اسلامي» را به نگارش در آورد. او در سال 1981 م از مصر وارد فلسطين شد و خود رهبري سازمان جهاد اسلامي را به عهده گرفت. در سال 1983 م به مدت 11 ماه در غزه زنداني شد و در سال 1986 م بار ديگر به مدت چهار سال زندان قطعي و 5 سال زندان تعليقي محبوس شد و سرانجام در سال 1988 م از داخل زندان به لبنان تبعيد شد و در 26/10/1995 م، در جزيره مالت، در مسير بازگشت از ليبي به دمشق، به وسيله دستگاه اطلاعاتي رژيم صهيونيستي(موساد) ترور و به شهادت رسيد. پس از شهادت او، دکتر رمضان عبدالله، به عنوان دبير کل جنبش جهاد اسلامي برگزيده شد.(28) با ظهور سازمان جهاد اسلامي فلسطين، تصوير جديدي از اسلام در مبارزات مردم فلسطيني ارائه شد و با ارتباط دادن دين با سياست توسط اين سازمان، انتفاضه فلسطين وارد مرحله جديدي از حيات خود شده است.
- جنبش مقاومت اسلامي فلسطين(حماس)، (29) اين جنبش در سال 1987 م مطابق با 1366 ه. ش همزمان با قيام سراسري مردم فلسطين (انتفاضه) از اخوان المسلمين فلسطين جدا شد و اعلام موجوديت کرد. جنبش حماس در ابتدا سعي کرد با تربيت جوانان فلسطيني در قالب عقيده اسلامي، به جنگ با رژيم صهيونيستي برود. رهبري معنوي اين جنبش در دست شيخ احمد ياسين است. حماس عليرغم اتخاذ مشي مبارزه مسلحانه با رژيم صهيونيستي در سايه اسلام، با جنبش هاي ديگر فلسطين، نظير ساف برخوردي مسالمت آميز دارد، و از اين نظر با سازمان جهاد اسلامي تفاوت اساسي دارد، زيرا سازمان جهاد اسلامي هيچ رابطه اي با سازمان هاي لاييک فلسطيني ندارد، ولي هر دو سازمان در مبارزه بي امان با صهيونيست ها، تشکيل دولت اسلامي و آزادي همه سرزمين فلسطين وحدت نظر دارند.(30)

د. ايران و مسئله فلسطين

رژيم صهيونيستي از ابتداي ظهور در فلسطين، مورد حمايت حکومت پهلوي در ايران قرار گرفت. همکاري هاي نفتي و اطلاعاتي ميان ايران و اسراييل در سطح گسترده اي شکل گرفت و در سال 1337 ه. ش نخستين نماينده سياسي رژيم اشغالگر قدس وارد ايران شد و يک سال بعد دفتر سياسي ايران در تل آويو گشايش يافت. شاه ايران در سال هاي پاياني دهه 1330 ه. ش در مصاحبه با سردبير روزنامه کيهان، به طور تلويحي اسراييل را به رسميت شناخت.(31) همکاري هاي ايران و رژيم صهيونيستي، بارها مورد اعتراض روحانيون سرشناسي چون آيت الله کاشاني و به ويژه امام خميني(ره) قرار گرفت. با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني(ره) مخالفت جدي با رژيم غاصب صهيونيستي، سر لوحه ياست خارجي جمهوري اسلامي قرار گرفت. حمايت هاي معنوي ايران از مبارزات مردم فلسطين، همواره خشم رژيم صهيونيستي را بر انگيخت. امام خميني(ره) درباره اسراييل فرمود:

«من مجددا خطر فراگيري غده چرکين و سرطاني اسراييل را در کالبد کشورهاي اسلامي گوشزد مي کنم... سران سازش کار اسلامي تصور نکنند که گذشت زمان سيرت و صورت جنايت هاي اسراييل را دگرگون ساخته است و گرگ هاي خون آشام صهيونيسم، از فکر تجاوز و غصب سرزمين هاي از نيل تا فرات دست برداشته اند». (32)

اعلام آخرين جمعه ماه مبارک رمضان توسط امام خميني(ره)، به عنوان روز«قدس » در راستاي حرکت عملي در جهت حمايت از مردم فلسطين بوده است. پس از رحلت امام خميني(ره) و اعلام رهبري حضرت آية الله العظمي خامنه اي به عنوان رهبري جمهوري اسلامي، بارها معظم له حمايت خود را از مردم فلسطين اعلام داشتند و فرمودند: «نظام اسلامي(جمهوري اسلامي ايران)، حتي يک ساعت، حکومت غاصب صهيونيستي را به رسميت نخواهد شناخت و هم چنان با اين غده سرطاني زاييده استعمار مبارزه خواهد کرد».(33) مخالفت آشکار جمهوري اسلامي با طرح هاي سازش اعراب و اسراييل، آخرين تلاش هاي صهيونيست ها را در به سازش کشاندن جهان اسلام ناکام گذاشته است. اين خود واقعيتي است که آينده فلسطين به حمايت بي چون چراي ايران اسلامي از آن بستگي دارد، چنان که دکتر ابولؤلؤ از رهبران جهاد اسلامي در همين زمينه مي گويد: «در حقيقت، ايران مسلمانان ديگر را زنده کرد. فلسطيني ها همواره به ايران نگاه مي کنند و ايران اراده مستضعفان است. ايران قدرت اسلامي را در جان هاي مسلمانان بيدار کرد. پيروزي انقلاب اسلامي عامل عمده اي در تشکيل سازمان جهاد اسلامي فلسطين و پيدايش انتفاضه بود که نيروي ايمان را در درون مسلمانان زنده کرد». (34) و بايد گفت: آينده فلسطين در گرو بالندگي انقلاب اسلامي، به عنوان تنها گزينه رهايي مسلمانان از زير سلطه گران جهاني، به ويژه آمريکاي زياده خواه است. حال که انتفاضه مردم فلسطين موجوديت رژيم صهيونيستي را نشانه رفته و چهره واقعي غاصبان بيت المقدس را بر ملا نمود و حيات دوباره اي در روح و کالبد مسلمانان فلسطيني دميده است، بايد عرصه را بر دشمنان اسلام هر چه بيشتر تنگ و تنگ تر کرد و در انتظار رهايي سرزمين مظلوم فلسطين از چنگال غاصبانه صهيونيست ها بود. امروز هر شهيدي که خونش در جاي جاي فلسطين به زمين ريخته مي شود، فرياد پيروزي مردمي را سر مي دهد که ساليان دراز است، در انتظار آن روز نشسته اند.

 ها پي نوشت:

1) سعيد بختياري، اطلس کامل گيتاشناسي، چاپ پانزدهم، تهران، موسسه گيتاشناسي، 1379، ص 22.
2) ناهوم سوکولوف، تاريخ صهيونيسم، ترجمه داود حيدري، 2 جلد، تهران، بنياد مستضعفان و جانبازان، 1377، ج اول، ص 385 - 386.
3) جنبش جهاد اسلامي فلسطين، فلسطين(سرزمين، تاريخ و مقاومت)، تهران: انتشارات جنبش جهاد اسلامي فلسطين، 1379، ص 34.
4) غلامرضاگلي زواره، سرزمين اسلام(شناخت کشورهاي اسلامي و نواحي مسلمان نشين جهان)، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 1377، ص 116.
5) جنبش جهاد اسلامي فلسطين، همان، ص 9.
6) دورين اينگرامز، بذرهاي توطئه، ترجمه حسين ابوترابيان، تهران، انتشارات اطلاعات، 1366، ص 15.
7) روزنامه جمهوري اسلامي، 3/6/1361.
8) محمد باقرسليماني، بازيگران روند صلح خاورميانه، تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين المللي، 1379، ص 16.
9) ماکسيم رود نسون، و ايزاک دويچر، درباره فلسطين، ترجمه منوچهر هزار خاني، تهران: توس، بي تا، ص 137 - 136.
10) زبيگنيوبرژنسکي، سياست خارجي آمريکا در خاورميانه، ترجمه حميد احمدي، تهران: نشر سفير، 1369، ص 51.
11) علي بابايي، فرهنگ علوم سياسي، 7 ج، تهران: ويس، 1368، ج 2، ص 65 و 795 - 797.
12) علي بابايي، فرهنگ تاريخي - سياسي ايران و خاورميانه، 4 ج، تهران: رسا، 1374، ج 2، ص 438.
13) راشدالغنوشي، مسئله فلسطين و ماهيت طرح صهيونيسم، ترجمه سيد هادي خسروشاهي، قم، فرانشر، 1370، ص 47.
14) محمدکريمي، پشت نقاب صلح، تهران: کيهان، 1380، ص 56 - 55.
15) محمد باقر سليماني، همان، ص 33.
16) فصلنامه خاورميانه، سال اول، شماره 1، زمستان 1373، ص 129.
17) سازمان جهاد اسلامي فلسطين، همان، ص 24.
18) روزنامه کيهان 27/10/1377.
19) جميله کديور، پشت پرده صلح، تهران: انتشارات اطلاعات، 1374، ص 262.
20) بنيامين نتانياهو، مکان تحت شمس، ترجمه محمد عودة الدويري، عمان: دارالجليل للنشر، 1995، ص 38.
21) زياد ابو عمر، جنبشهاي اسلامي در فلسطين، ترجمه هادي صبا، تهران: نشر سفير، 1371، ص 13.
22) جميله کديور، همان، ص 160.
23) ابراهيم فتحي شقاقي، انتفاضه، و طرح اسلامي معاصر، تهران: انتشارات بين المللي هدي، 1371، ص 86 و 28.
24) همان منبع، ص 86.
25) روزنامه اطلاعات، 23/6/1372.
26) حرکة الجهاد اسلامي في فلسطين.
27) محمد کريمي، همان، ص 75.
28) سازمان جهاد اسلامي فلسطين، همان، ص 44.
29) حماس بر گرفته از«حرکة المقامة الاسلاميه في فلسطين » است.
30) سيد هادي خسروشاهي، اسراييل پايگاه امپرياليسم و حرکت هاي اسلامي در فلسطين، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1370، ص 150.
31) هوشنگ مهدوي، سياست خارجي ايران در دوران پهلوي، تهران: البرز، 1360، ص 283.
32) امام خميني، پيام برائت، تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، 1366، ص 6.
33) روزنامه جمهوري اسلامي، 27/8/1377.
34) جميله کديور، انتفاضه حماسه مقاومت فلسطين، تهران: اطلاعات، 1372، ص 230 - 228.

نويسنده: محمد اسماعيل خدادادي

 

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 25162 -1 -1

تاریخ سیاسی
ایران
جهان
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse