مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ پنج شنبه ۱ آبان -اِلخَميس ٢٨ ذو الحجه ١٤٣٥ - Thursday October 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  8200   بازدید    تاریخ درج مطلب  17/5/1388    
 
 
روش تحقيق

تحقيق چيست؟

تحقيق، از ريشه«حق» است. حق يعني آن ‌چه كه درست و استوار و ثابت باشد. ريشه اصلي واژه حق، در تمام اشتقاق ‌هايش مفهوم ثابت و مطابقت با واقع و استحكام را دارد. احقاق و تحقيق يك امر، يعني چيزي را ثابت و استوار ساختن، درستي چيزي را به اثبات رساندن، «حق» بودن مطلبي را آشكار ساختن و به عبارتي: شناخت«هست» ها. تحقيق، يك تلاش فكري و علمي براي«يافتن» مطلب درست و حق، و«ارائه» و«اثبات» آن است. طبيعي است كه در زمينه‌ هاي مختلف نظري و فكري و تاريخي و ادبي و علمي و ... حق بودن مطالب، به معناي مطابق با واقع بودن آن‌ ها در هر يك از زمينه‌هاست و تحقيق، طبق اين مفهوم، در ابعاد مختلف ياد شده، مفهوم پيدا مي ‌كند. جستجوي منظم و تلاشي كه بر مبناي علم و استدلال و شواهد و منابع، انجام مي‌ گيرد تا نظريه‌اي اثبات گردد و نكته‌اي كشف و بيان شود، «تحقيق» است. هر چيزي مي ‌تواند براي انسان، موضوع تحقيق باشد، چه عقلي چه حسي، چه جزئي چه كلي، آن ‌چه در حوزه‌ هاي و دانشگاه‌ ها به عنوان نگارش رساله تحقيقي و پايان نامه متداول است، نمونه روشني از يك تحقيق است و البته هر چه شيوه كار و معتبر بودن منابع و نوآوري‌ هاي علمي و سليقه در تدوين بيشتر مراعات شده باشد، ارزش آن افزون‌ تر خواهد بود.

تحقيق ميداني و كتابخانه‌اي

گاهي پژوهشي كه براي يافتن و اثبات چيزي انجام مي ‌گيرد، در ميدان گسترده اجتماع و با كاوش نمونه‌ هاي عيني است و با تفحص و استقراء در محيط بيرون و روي افراد و اشياء و پديده ‌هاي خارجي انجام مي ‌گيرد. نام آن«تحقيق ميداني» است و محقق بايد بگردد و با ديدن و شنيدن، مطالب را كشف كند. معمولاً تهيه گزارش پيرامون وقايع يا موضوعات اجتماعي و علمي و مسايل حسي و تجربي و كاربردي، از اين راه انجام مي ‌گيرد. گاهي پژوهش در كتاب ‌ها، اسناد، منابع و آراء و نظريات و در فضاي محدود كتابخانه شكل و انجام مي ‌گيرد. نام اين نوع، «تحقيقات كتابخانه‌اي» است و از منابع مكتوب استفاده مي‌ شود. اما نتيجه هر يك از دو شيوه ياد شده، به صورت مقاله يا كتاب، عرضه مي‌ گردد و اصول نگارش بر محصول كار تحقيقي حاكم است.

فرق تحقيق و تأليف

تأليف از ريشه«الفت» و به معناي پيوندزدن، به هم آميختن، گردآوري مطالب متناسب با هم در يك مجموعه است و معمولاً نياز به تتّبع و كاوش و دقت و حوصله دارد. گرچه در عرف رايج، معمولاً تأليف و تحقيق را و مؤلف و محقق را به جاي هم به كار مي‌ برند، ولي ميان محقق و مؤلف تفاوت بسيار است. مؤلف، صرف گردآورنده مطالبي از جاهاي مختلف و تنظيم كننده مطالبي است كه با تتبع و پژوهش به دست آورده است، اما محقق، از انديشه‌اي نقّاد و ديدگاهي عميق برخوردار است و«صاحب نظر» است و كارش تنها جمع آوري مطالب از منابع مختلف نيست(كه اين كار از بسياري برمي‌آيد) بلكه انديشمندي است كه نظريه‌اي را با برهان و دليل، اثبات يا رد مي ‌كند، يا مطلبي جديد كشف مي ‌نمايد، يا مطلب كشف شده‌اي را تكميل مي‌ كند، يا چيزي را كه به صورت نظريه بوده است به اثبات مي‌ رساند. «نظريه پردازي» و اثبات آن نيز ذهني قوي و شيوه‌اي محققانه مي ‌طلبد. البته تتبع و كاوش، مقدمه تحقيق مي تواند قرار بگيرد و محقق، بر مبناي«يافته‌ ها» مي‌ تواند نظر بدهد.

روش تحقيق

منظور از روش در تحقيق، ارائه مهارت ‌ها و تجربه‌ هايي است كه دست ‌يابي به هدف را آسان ‌تر و عملي ‌تر مي ‌سازد و با صرف وقت كمتر، نتايج بيشتري به دست مي ‌آيد. اين نكته، در كلّيه روش ‌ها مطرح است. يعني هر كاري بر مبناي«روش» هاي برگرفته از تجربه ‌ها و موفقيت ‌ها انجام پذيرد، تضمين بيشتري براي بهره دهي آن خواهد بود و افراد«‌داراي روش» موفق‌ ترند و مبتدياني كه با روش افراد موفق آشنا مي‌ شوند، زودتر به نتيجه مي ‌رسند. وقتي«روش تحقيق» گفته مي‌ شود، دو نوع مطالب و نكات، قابل طرح است:
1. آن‌ چه به«تحقيق» به شكلي عام و كلي مربوط است.
2. آن‌ چه به«تحقيق اسلامي» مربوط مي ‌شود.
در بخش اول نكاتي مورد نظر است كه در هر كار تحقيقي و پژوهشي، در هر موضوعي به كار مي ‌آيد و رعايت آن ‌ها لازم و مفيد است. چه ديني، چه غير ديني، چه اسلامي چه غير اسلامي، حتّي در تحقيقات جغرافيايي، آماري، اقتصادي، روانشناسي و تربيتي، طبيعي و باستان شناسي و ... كاربرد دارد. اين بخش نيز خود دو گونه است:
1. مطالبي مانند فيش برداري و ...
2. مطالبي كه اختصاص به هر يك از علوم دارد مانند روش تحقيق در رياضي يا جامعه شناسي يا ادبيات يا فقه كه هر كدام روش خاصّ به خود دارد. در اصطلاح به يكي روش و ديگري روش ‌مندي گفته مي ‌شود. در بخش دوم، نكاتي مطرح است كه براي يك فرد محقق و پژوهش‌ گر درباره مسائل اسلامي و معارف ديني و رهاوردهاي وحي، ضروري است.

تحقيق عام

نكات و مراحل مربوط به تحقيق در هر زمينه‌اي به صورت عام را مي‌ توان چنين برشمرد:
1. موضوع و سوژه تحقيقاتي: ابتدايي ‌ترين كار، تعيين موضوع است، محقق بايد قبل از شروع كار تحقيقي، بداند كه در جستجوي چيست و موضوع پژوهش و محدوده آن كدام است؟ و چه ابعادي دارد؟ مناسب است كه پژوهش ‌گر، در انتخاب موضوع به نكات زير توجه كند:
ـ علاقه و اشتياق به موضوع ـ ميزان توانايي خود در زمينه موضوع تحقيق ـ سودمندي آن براي جامعه، مثمر ثمر بودن و رفع نياز ـ قابل تحقيق بودن موضوع و ميزان منابع موجود و لوازم پژوهش، تا تحقيق او نيمه تمام نماند ـ محدود بودن دامنه موضوع، به خصوص اگر محقق تازه كار است، تا از عهده جمع و جور كردن و به پايان رساندن آن برآيد و در نيمه راه رها نكند.

2. ريزتر كردن عناوين موضوع: هر موضوع كلي،‌ قابل تقسيم به اجزا و محورهاي كوچك ‌تر و مشخص‌تري است كه كار پژوهش را آسان ‌تر مي ‌كند. محوربندي يك موضوع، هم ذوق و ابتكار مي ‌خواهد و هم معلومات عمومي و آگاهي ‌هاي خاصّ آن موضوع. عناوين ريز يك موضوع، هرچه بيشتر افزايش يابد، به شناخته ‌تر شدن ابعاد مختلف آن موضوع كمك مي ‌كند.

3. طرح تحقيقاتي: منظور، داشتن برنامه و طرح، براي مرحله اجرايي يك تحقيق است؛ يعني هم مشخص ساختن كيفيت و سبك و محدوده كار و نقطه شروع و پايان، و هم منظور داشتن هدف و نتيجه. در ذهن بايد ترسيم شود كه مي ‌خواهيم چه كنيم و با طي چه مراحلي به نتيجه گيري نزديك شويم.

4. آشنايي با كارهاي انجام شده: اين كار، هم جلوي دوباره كاري را مي‌ گيرد، هم كار انسان را قوي ‌تر و همه جانبه ‌تر مي ‌سازد و هم محقق را از تجارب گذشتگان بهره مند مي‌ كند. البته در كارهاي تحقيقي ابتكاري كه سابقه نداشته،‌ آشنايي با كارهاي مشابه و انجام شده قبلي معني ندارد. پس درباره هر موضوعي كه تحقيق مي ‌شود، بايد از نمونه ‌هاي قبلي كار درباره آن با خبر بود؛ مثلاً آن ‌كه درباره«قيام مختار» يا« نهضت مشروطيت» يا«ويژگي‌ هاي زبان فارسي» و ... مي ‌خواهد تحقيق كند، بايد كتب و مقالات و منابع مربوط به آن را كه ديگران نگاشته‌اند ببيند.

5. مأخذ شناسي: درباره هر موضوعي، منابع مهم و مأخذ دست اول و جامعي وجود دارد كه از اطلاعات معتبر و قابل استناد برخوردار است. محقق بايد منبع شناس باشد و با كتاب‌ هاي مرجع آشنايي داشته باشد. چه منابع كهن و قديمي، و چه منابع جديد. بعضي از كتاب ‌ها به عنوان منابع«رابط» و«هادي» مورد استفاده‌اند؛ يعني پژوهشگر را به منابع اصلي‌ تر متصل مي ‌كنند، مثل فهرست ‌ها، نمايه‌ ها، كتاب ‌شناسي ‌ها و مقاله نامه‌ ها. «كتاب مرجع» كتاب ‌هايي است با ساختاري منظم و فصل بندي و تدوين حساب شده كه در زمينه‌ هاي مختلف علمي، ادبي، تاريخي، اجتماعي و ... آگاهي ‌هاي فوري و دقيق به ما مي‌ دهد. كتاب ‌هايي از نوع: اطلاعات عمومي، دايره المعارف ‌ها، واژه نامه‌ ها، زندگي‌ نامه ‌ها، سال ‌نامه‌ ها، فهرست ‌ها، نمايه‌ ها، راهنماها، منابع جغرافيايي، فهرست مقالات، كتاب‌ نامه‌ها، كتاب‌ شناسي ‌ها و ... از كتاب‌ هاي مرجع محسوب مي‌ شود. مأخذ، هم به صورت كتاب و نوشته مي ‌تواند باشد، هم منابع زنده، يعني محققان و صاحب نظران و آگاهاني كه در موضوعات مختلف، معلومات دقيق و ارزنده‌اي دارند، اينان هم از مأخذ ما در امر تحقيق مي ‌توانند به حساب آيند. «منابع غير كتابي» نيز مأخذ پژوهش به حساب مي ‌آيد، هم چون تصويرها، مواد ديداري و شنيداري، فيلم ‌ها، نوار ويدئو و اسلايد، نوار ضبط صوت، ميكرو فيلم و ... انسان‌ هاي محقق و صاحب نظر نيز به نوعي منبع غيركتابي محسوب مي ‌شوند. به علاوه، محقق بايد ارزش و اعتبار منابع مختلف را هم مورد توجه قرار دهد و از ده‌ ها منبع مختلف پيرامون موضوع، بداند كه كدام‌يك معتبرتر و كدام يك فاقد ارزش و اعتبار است. نويسنده فلان كتاب، چه فكري و روشي داشته و امثال اين‌ گونه آگاهي ‌ها، كه به نتيجه گيري از مطالب يك كتاب منبع هم مربوط مي ‌شود و روي آن تأثير مي‌ گذارد.[1]

6. كشف مرتبطات: در مسائل تحقيق، اگر ذهن محقق بتواند موضوعات مختلفي را كه به هم مربوط مي ‌شوند، بشناسد و رابطه آن ‌ها را با هم مورد توجه قرار دهد، در بازدهي تحقيق موفق ‌تر خواهد بود؛ مثلاً كسي كه مي خواهد درباره«تخت سليمان» تحقيق كند، برخوردش با موضوعاتي هم‌ چون: انبيا و معجزه هم خواهد بود. و آن ‌كه بخواهد در شرح حال سيد جمال اسدآبادي تحقيق كند، با نهضت‌ هاي اسلامي قرن اخير، ايران عصر قاجار، نهضت سلفيه، اسدآباد، محمد عبده، ناصرالدين شاه، ميرزا رضا كرماني و ... به نحوي ارتباط پيدا مي ‌كند. كشف اين رابطه‌ ها در هر موضوعي، دريچه ‌هاي جديدي براي تحقيق و منبع ‌يابي به روي پژوهش گر باز مي ‌كند. براي اين امر، محقق نياز دارد به: 1. اطلاعات عمومي 2. درك نيازها و خلأها 3. سرعت انتقال ذهن و جولان ذهني 4. قدرت جمع بندي و نتيجه‌گيري ذهني و ... .

7. تفكر و انديشيدن: از منابع مهم انسان، استفاده از ذخاير فكر و انديشه و حافظه است. تنها نبايد در تحقيق روي مطالعات تكيه داشت، بلكه انديشمندي را هم بايد سهمي در اين امر تعيين كرد. انديشه انسان، گنجينه سرشار و دست نخورداه‌اي است كه درباره مسائل مختلف، مي ‌تواند منبع باشد و هر چه بيشتر از آن كار بكشند و به كار و فعاليت وادارند، بازدهي افزون‌ تري داشته باشد؛ مثل چاه آب كه هر چه بيشتر از آن آب استخراج كنند، جوشش بيشتري خواهد داشت و اگر راكد بماند، چه بسا بخشكد. «حافظه» نيز از منابع فراموش شده است. چه بسا مطالبي را قبلاً خوانده يا شنيده باشيم و در حافظه بايگاني شده باشد، كه نياز به«يادآوري» دارد و استفاده از آرشيو حافظه ... . گاهي شنيدن و خواندن چيزي حافظه را فعال ساخته، نكات بسياري در ذهن تداعي مي‌ شود.

8. فيش برداري و يادداشت: در خلال پژوهش در اسناد و منابع يا كاوش از نمونه ‌هاي اجتماعي و ملموس يا تهيه گزارش و آمار، يا ثبت وقايع و مشاهدات و ... مطالبي را كه متناسب با«موضوعِ» مورد تحقيق است، بايد يادداشت كرد. برگه ‌هاي يادداشت، به نام فيش معروف است. روي هر برگه و فيش تحقيقاتي، بايد اطلاعات لازم را هم در كنار مطلب يا بالاي صفحه ثبت كرد؛ مانند: موضوع كلي، موضوع جزئي، نام و مشخصات دقيق منبع، شماره و تاريخ يادداشت و ... مي ‌توان از كد و علايم رمزي هم براي موضوعات استفاده كرد. محقق ممكن است صدها هزار يا ميليون ها برگه يادداشت و فيش ‌هاي تحقيق داشته باشد كه هر كدام براي موضوعي و هدفي تهيه شده باشد. اطلاعاتي براي كار تحقيق، به كار مي ‌آيد كه اين اوصاف را داشته باشد:
عميق ـ گسترده ـ مطمئن ـ كافي. اطلاعات ما در فيش ‌ها بايد«سازمان يافته» باشد، و برخوردار از: نظم ظاهري ـ نظم باطني و معنوي. ايجاد سيستم ارتباطات و بايگاني دقيق يافته ‌ها و كشف شده‌ ها و شماره و كد و علامت و ... به امر بهره‌ گيري از يادداشت‌ ها كمك مي‌ كند.[2]

9. تنظيم: به مجموعه يادداشت‌ هاي تحقيقي، در نهايت كار، بايد شكل و صورت مطلوب و قابل عرضه داد، كه نام آن را«تنظيم» مي ‌گذاريم. شرايط يك تنظيم خوب عبارت است از:
الف. دسته بندي اطلاعات؛
ب. جايگزيني آن ‌ها در بخش‌ هاي مناسب؛
ج. پرهيز از فضل نمايي در دادن اطلاعات غير لازم، يا غير مربوط.
مطالب بدون دسته بندي و به هم ريخته، خود محقق و هم خوانندگان يادداشت‌ ها را گيج و خسته مي‌كند. نامناسب بودن جاي هر مطلب، از ارزش و بهره دهي آن مي ‌كاهد. فضل فروشي در بيان و نقل مطالب غير لازم و غير مربوط هم، جز افزودن بر حجم نوشته و جز كاستن از جاذبه، ثمر ديگري ندارد. بايد يادآور شد كه در مرحله تنظيم، مسأله«نگارش» هم به ميان مي‌ آيد، كه روش و اصول خاص خودش را دارد و بحثي مستقل و مبسوط است،‌ كه در پايان اين مبحث، نكاتي مربوط به آن خواهيم آورد؛ ولي در همين جا يادآوري مي ‌كنيم كه پيكره نوشته تنظيم يافته ما بايد سه بخش: (مقدمه ـ متن ـ نتيجه) را باشد و توانسته باشد حقيقت‌ هاي دريافت شده در تحقيق را به صورتي بليغ و رسا به ديگران انتقال دهد.

تحقيق در متون

در موضوعات مختلف، گاهي بايد متون خاص آن ‌ها را بررسي و مطالعه كرد تا مطلب مورد نظر را كشف نمود. در اين ‌جا با دو روش مي ‌توان كار كرد: 1. برخورد همراه با سؤال قبلي 2. برخورد آزاد. منظور از روش نخست، اين است كه محقق، سؤال يا سؤال ‌هاي خاصي را در ذهن خود داشته باشد و براي كشف جواب آن ‌ها متني را پژوهش و مطالعه كند. منظور از روش آزاد، آن است كه محقق بدون سؤال خاص، متني را مطالعه كند، هر چه كه توجهش را جلب كرد و برايش جاذبه داشت آن‌ها را يادداشت كند. البته هر كدام از دو روش، محاسن و معايبي دارد. در روش اول گرچه سراغ يك متن و كتاب خاصّ رفتن، همراه با سؤال ذهني و گم ‌شده خاص، بسياري از فرازها و مطالب را براي ما معني دارتر مي ‌كند و موضوعات، به شكل خاصي براي محقق چشمك مي ‌زند، ولي چون از زاويه خاصي به منبع نگاه مي ‌كند، از بسياري چيزها غافل مي ‌ماند، گرچه آن‌ ها جالب باشد؛ مثل توريستي كه وقتي همراه دفترچه راهنما از يك شهر بازديد مي‌ كند، موارد بسياري غير از آن چه در دفتر و كتابش هست، از نظرش دور مي ‌ماند. در روش دوم، نكات بسياري ممكن است به نظر بررسي كننده بيايد، ولي چون گم ‌شده خاصّي را تعقيب نمي ‌كند، دستاورد تحقيقش كمتر باشد؛ مثل همان توريست كه همين طور در شهري باستاني به گردش بپردازد و مثل تاجري كه گاهي براي خريد جنس خاصّي به كشوري مي ‌رود، يا همين طوري مي ‌رود و مي ‌گردد تا هر چه كه جالب بود بخرد.

ولي در مجموع، برخورد سؤالي با منابع مورد تحقيق، سازنده ‌تر و ثمر بخش ‌تر است. در صورت امكان، اگر يك متن چندبار، و هر بار به قصد موضوعي خاص مطالعه شود، بهتر از آن است كه در يك مرور، چند موضوع را هم زمان در نظر داشت؛ زيرا در اين شيوه هم موضوعات به يكديگر مخلوط و متداخل مي ‌شود، هم گاهي بعضي از آن ها از ذهن فرد، محو و فراموش مي ‌گردد و هم كاوش و استقراي كاملي نخواهد بود؛ مثلاً اگر كسي در« ديوان حافظ» تحقيق كند، يك بار بخواند، به قصد يافتن قطعه ‌هاي تاريخي نسبت به عصر حافظ، يك بار براي كشف ديدگاه‌ هاي اعتقادي او، يك بار به نيت گردآوري تشبيه‌ ها و استعاره ‌هاي زيباي شعري، يك بار به قصد موضوعاتي كه در شعر حافظ مطرح است، يك بار با هدف يافتن اصطلاحات خاصي كه در زبان شعري حافظ به كار رفته، بار ديگر به قصد شناخت عرفان حافظ و ... . اين يك شيوه است(كه البته موفق ‌تر است، ولي وقت و حوصله بيشتري مي ‌طلبد) گاهي هم در يك مرور و مطالعه، همه اين محورها و ابعاد را هم زمان و با هم بخواهد بررسي و استخراج كند. طبيعي است كه گاهي از بعضي غفلت خواهد شد و يا بعضي تحت الشعاع ديگري قرار خواهد گرفت.
به هر حال، در كار تحقيقي روي متون و منابع خاص درباره هر بحث و جمله و تعبير و فراز، هر چه بيشتر دقت و انديشه شود تا بيشترين مفاهيم و نكات جديد كشف شود، كار تحقيق، مفيدتر و جامع ‌تر خواهد بود.

شرايط يك محقق

يك محقق، در كار تحقيقي نياز به مسائل زير دارد تا هم در كارش موفق باشد و به نتيجه مطلوب برسد، و هم نتيجه كارش براي ديگران داراي ارزش و اعتبار باشد:
1. حوصله و صبر 2. تتبع و كاوش در منابع 3. دقت، هم در فهم هم در نقل 4. امانت در نقل ها و برداشت ‌ها 5. علم و اطلاع، نه فكر و ذوق.(يعني: ملاك، ذوقيات نيست) 6. آشنايي به موضوع مورد نظر و مورد تحقيق 7. گم نكردن سرخط اصلي، هنگام سند يابي و پژوهش 8. ارتباط«يافته» ها با مطلوب ‌ها و«نياز»ها 9. برخورداري كار، از بررسي و استدلال و دقت، تا«تحقيق» شود و گرنه در مرحله تتبع خواهد بود. البته تتبع مقدمه تحقيق است. 10. برخورداري از زبان ساده و بيان رسا 11. دوري از تعصّب و غرض ورزي و انتقام‌جويي 12. پرهيز از پيش‌ داوري و تحميل عقيده(اين در بحث تحقيق در معارف اسلامي هم خواهد آمد.) 13. برخورداري از شهامت و صراحت در بيانِ يافته ‌ها.
تلاش محقق براي كسب اطلاع و جمع آوري آگاهي ‌هاي لازم براي موضوع مورد نظر، و پيگيري و حوصله او در كار و پشت ‌كار وي، نقشي عمده در اين زمينه دارد.

تحقيق در مسائل اسلامي

براي تحقيق در مسائل اسلامي، شرايط و ضرورت‌ هايي لازم است، به قرار زير:
1. آشنايي با زبان عربي: از آن ‌جا كه مهم ‌ترين منابع ديني ما، هم چون قرآن و حديث و تفسير و تاريخ و ... به عربي است، آشنايي با اين زبان، در حد قدرت بر فهم و برداشت مطلب از منابع، كليد راه‌ گشاي اين وادي است و بدون آن، كار تحقيق ديني اعتبار كمتري خواهد داشت. گاهي محققان خارجي و مستشرقان براي تحقيقات اسلامي خود زبان عربي را فرا مي‌ گيرند.

2. آگاهي كافي از معارف اسلامي: البته مراد، آگاهي كلي و آشنايي عمومي است؛ و بيگانه نبودن از كليات دين. هم چنان كه اگر بخواهد در يك موضوع تاريخي يا فلسفي يا پزشكي تحقيق كند، لازم است تا حدي با اين مباحث آشنا باشد، تحقيقات ديني هم به چنين معلوماتي درباره اسلام نياز دارد.

3. اطلاع از تاريخ اسلام: حتي در موضوعات غير تاريخي هم، آگاهي يك محقق از تاريخ اسلام و مسلمين لازم است؛ زيرا در بسياري از موضوعات، برخورد با حوادث تاريخي پيدا مي ‌كنيم و جهل به تاريخ اسلام،‌كار تحقيق را خام و كم اعتبار مي‌ سازد. علاوه بر اين در متون تاريخي،‌ مباحث غير تاريخي فراواني مطرح است كه ناديده گرفتن آن‌ ها روا نيست.

4. اطلاع از كتب و تفسير و نظر مفسّران: چون بسياري از مباحث ديني، ريشه در قرآن دارد، طبعاً مفسران هم در آن زمينه ‌ها بحث كرده‌اند.

روش تحقيق

از همين جا آگاهي به تفاسير و مسائل قرآني نيز ضرورت پيدا مي ‌كند.

5. آشنايي با احاديث: به همان دلايل گذشته، جديث و آشنايي با آن از نيازهاي محقق اسلامي است، چون حديث، از مهم‌ترين منابع پژوهش‌ هاي ديني محسوب مي ‌شود و محتواي احاديث نيز از تنوع خيره كننده‌اي برخوردار است. منابع حديثي درياي ژرف و وسيعي است كه همه گونه گوهر در آن يافت مي ‌شود.

6. آشنايي با منابع اسلامي: هم چنان ‌كه در بحثِ«تحقيق عام» گفته شد، «مأخذ شناسي» از شرايط اوليه كار يك محقق است؛ يعني اين ‌كه بداند براي يافتن فلان مطلب، به چه كتب و منابعي بايد رجوع كند. اين نياز به كتاب‌ شناسي موضوعي دارد. مباحث اسلامي نيز اين ‌گونه است و محقق بايد به عمده ‌ترين منابع ديني آگاهي داشته باشد؛ به ويژه آگاهي از اين‌ كه كدام موضوع در چه مأخذي است، كارسازتر است. در شناخت منابع و مراجعه به آن ‌ها، نبايد از ديوان هاي شاعران مسلمان، به ويژه علما و انديشمندان مسلمان و متفكران غفلت داشت مثلاً مولانا، اقبال و ... .

7. پرهيز از پيش رأي و آزادي از قيد عقايد شخصي: گاهي انسان در مسأله‌اي نظر خاصّي يا علاقه خاصي دارد و دلش مي ‌خواهد نتيجه تحقيق و بررسي هم همان از كار درآيد كه دوست دارد. اين‌ جاست كه در بررسي متون و تحقيق منابع ارزيابي مدارك، اِعمال نظر مي ‌كند و پيش ‌داوري‌ ها در نتيجه كارش تأثير مي ‌گذارد. «اصل بي طرفي» در تحقيق، شرط اعتبار نتيجه پژوهش‌هاست و تحميل عقيده خود بر منابع در كار تحقيقي، هم به گمراهي مي ‌كشد و هم از اعتبار مي ‌اندازد. نتيجه چنين كاري، يا التقاط است، يا انحراف يا مسخ حقايق يا تحريف تاريخ و ... . بايد ديد منابع ديني چه مي‌ گويد، نه آن ‌كه نظرهاي از پيش تعيين شده خود را به نحوي از دل آيات و روايات و مدارك، بيرون كشيد. اين نوعي از التقاط است. درباره قرآن و نحوه برخورد ما با آن، از رسول خدا(ص) نقل است كه: «مَنْ جَعلهُ اَمامَهُ قادَهُ اِلي الجَنّه وَ مَنْ جَعله خَلفَه ساقَه الي النّار»[3] كسي كه قرآن را«پيشوا» ي خود قرار دهد، قرآن او را به بهشت رهبري مي‌ كند و هر كس آن را پشت سر قرا ر دهد(قرآن را به دنبال حرف ‌ها و نظرات خود يدك بكشد) قرآن او را به آتش، سوق مي ‌دهد. (دقت در تعبير قاده و ساقه).
 
8. آشنايي با لغت و منابع لغوي: بدون لغت شناسي عميق، گاهي فهم و برداشت پژوهش ‌گر از متون، غلط و انحرافي مي‌ شود. در تحقيق، نبايد به محفوظات ذهني اعتماد كامل كرد. منابع لغوي، گاهي غير از توضيح مفهوم واژه ‌ها نكات ارزش‌مندي دارد كه دريغ است از نظر محقق دور بماند. تتبع و دقت لغوي محقق، بر غناي كار او مي ‌افزايد.

منابع اسلامي

منابع اسلامي بسيار است. برخي پيرامون موضوعاتي خاصّ است، برخي مجموعه‌اي كه درباره مسائل اعتقادي، اخلاقي، تاريخي، تفسيري، شرح حال و ... حاوي مطالب است. مهم‌ترين منابعي را كه مي ‌توان براي«معارف اسلامي» به مفهوم عام آن بر شمرد، از اين قرار است:
1. قرآن، با تفسيرهاي متعدد و گوناگون آن از قديم و جديد، عربي و فارسي، شيعه و عامه، با مذاق ‌ها و شيوه‌ هاي گوناگون روايي، ادبي، عرفاني، كلامي، علمي و فلسفي.
2. نهج البلاغه، با شروح مختلف آن.
3. سنّت و حديث(احاديث قدسي، احاديث نبوي، احاديث ائمه).
4. كتب اربعه شيعه، كه از معتبرترين منابع شيعه و قديمي ‌ترين آن‌ هاست كه عبارتند از:
الف. كافي(كليني) اصول كافي، فروع كافي و روضه كافي.
ب. تهذيب(شيخ طوسي).
ج. استبصار(شيخ طوسي).
د. من لا يحضره الفقيه(صدوق).
و نيز شرح‌ هاي متعددي كه بر هر يك از اين كتب، در طول قرن‌ ها نوشته شده است (كه فعلاً جاي بيان آن ‌ها نيست).
5. وسائل الشيعه(20 جلد يا 30 جلد با تصحيح)،(شيخ حر عاملي).
6. مستدرك الوسائل(چاپ جديد با تصحيح 18 جلد)، (شيخ نوري).
7. بحار الأنوار(110 جلد)،(علامه مجلسي).
8. سفينه البحار(2 جلد، چاپ جديد با تصحيح، 8 جلد) از محدث قمي(كليدي براي مطالب بحار الأنوار.)
9. مستدرك سفينه البحار(10 جلد) نمازي شاهرودي.
10. وافي(14 جلد، چاپ جديد با تصحيح تاكنون 21 جلد)، (فيض كاشاني).
11. غررالحكم(2 جلد يا 7 جلد چاپ دانشگاه)، (آمِدي).
12. محجّه البيضاء(8 جلد)، (فيض كاشاني).
13. محاسن برقي(2 جلد)، (ابو خالد برقي).
14. علل الشرايع(2 جلد)، (صدوق).
15. تحف العقول(ابن شعبه حّراني).
16. احتجاج طبرسي(مرحوم طبرسي).
17. مكارم الأخلاق(طبرسي).
18. جامع احاديث الشيعه(21 جلد)، (معزّي).
19. الحياه(6 جلد)، (محمد رضا الحكيمي).
20. ميزان الحكمه(10 جلد)، (محمدي ري شهري).
اين‌ ها بعضي از مهم ‌ترين كتب حديثي علماي شيعه است. كتب حديثي اهل سنت نيز فراوان است، از جمله:
21. صحاح ستّه(يعني 6 كتاب معتبر و صحيح نزد اهل سنت كه عبارت است از:
صحيح بخاري؛ سنن تِرمذي؛ صحيح مسلم؛ سنن نسائي؛ سنن ابوداود؛ الموَطّأ.
22. كنز العمال(16 جلدي) مجموعه حديثي كه از منابع مختلف اهل سنت گردآوري شده است.
23. جامع الأصول من احاديث الرسول(11 جلد) ابن اثير.
24. مجمع الزّوائد و منبع الفوائد(10 جلد)، (هيثمي).
آن‌ چه ذكر شد، به طور عمده در زمينه روايات است. در هر يك از مباحثِ عقايد، فقه، اخلاق، شرح حال، تاريخ، فلسفه، عرفان، علوم قرآني، اصطلاحات علوم و ... نيز منابع عمده و معتبري وجود دارد كه مجال طرح و بيان بيشتري مي ‌طلبد(«راهنماي پژوهش» از مؤلف).

و از منابع مهم ديگر:

25. ادعيه اسلامي، چه صحيفه سجاديه و چه كتب دعاي ديگر، كه حاوي مطالب بسياري درباره معارف اسلامي است.
26. زيارات، متن زيارت نامه ‌هاي وارده از ائمه نيز منبعي براي معارف دين است. شيوه استفاده از كتابخانه. اگر در تحقيقاتِ ميداني، حوزه فعاليت محيط بيرون است، در تحقيقاتِ كتابخانه‌اي سر و كار با آثار و منابع دركتابخانه است. از اين رو محقق بايد بداند كه در يك كتابخانه چه منابعي هست و چگونه به موضوع مورد نظر دسترسي پيدا كند. در اين زمينه مي ‌توان از اطلاعات كتابداران هم بهره گرفت. در اغلب كتابخانه‌ هاي معتبر، سه نوع برگه فهرست در برگه دان ‌ها تهيه مي ‌شود: بر اساس نام نويسندگان ـ بر اساس نام كتاب‌ ها ـ بر اساس موضوعات. هر سه مورد نظام الفبايي دارد. محقق از هر يك از سه كانال ياد شده مي ‌تواند به منبع دست بيابد و كتاب را از قفسه بردارد(در كتابخانه‌ هاي قفسه باز) يا از كتابدار بگيرد. البته در هر يك از برگه‌ ها، هر سه نوع اطلاعات(نويسنده، كتاب، موضوع) وجود دارد، اما ترتيب برگه‌ ها به تناسب هر كدام فرق مي ‌كند. گاهي هم هر سه محور را در يك نظام الفبايي جامع و فراگير، يك جا تنظيم مي ‌كنند تا مراجعه كننده، به يك قفسه بيشتر مراجعه نكند. البته در برگه دان ‌هاي موضوعي نيز، نبايد انتظار منبع يابي كامل را داشت. ممكن است يك كتاب به چندين موضوع مختلف مرتبط باشد(مثل دايره المعارف‌ها) يا موضوع مورد نظر ما در نمايه‌ هاي ديگري قرار گرفته باشد كه به ذهن ما نيايد. از اين رو در مأخذ شناسي از طريق موضوع، از شيوه ارتباط مفاهيم بايد بهره گرفت. مراجعه به« فهرست مأخذ و منابع» كه در پايان اغلب كتاب‌ هاي علمي و معتبر وجود دارد، يكي از مفيدترين راهنماها براي دست ‌يابي به منابع ديگر مورد نياز پژوهش ‌گر است. ولي به هر حال، آن‌ چه اصلي است، كتاب‌ هاي موجود در كتابخانه است. محقق بايد بداند كه نظام چيده شدن كتاب ‌ها در قفسه‌ ها چيست و هر كتاب را در كدام قفسه بايد بيابد و كتب هر موضوع، در كجا قرار گرفته است.

رده بندي كتاب ‌ها

پايه چيدن كتاب در قفسه‌ ها، گاهي بر حسب قطع و اندازه و حجم است. گاهي طبق موضوع. در اغلب كتابخانه ‌هاي جهان از«رده بندي موضوعي» استفاده مي ‌شود. رايج ‌ترين روش‌ ها نيز روش«دَهدهي ديويي» و روش كتابخانه كنگره آمريكاست:
1. در رده بندي دهدهي ديويي، مجموعه دانستني ‌ها و معارف را به ده موضوع و گروه اصلي تقسيم مي‌ كنند و هر موضوع را به ده موضوع فرعي و هر يك از رده‌ هاي فرعي را نيز به ده رده فرعي ‌تر تقسيم مي ‌شود. اين شماره‌ هاي دهدهي رمزي است كه موضوع كتاب را مشخص مي ‌سازد و جايگاه آن در قفسه ‌ها و عطف كتاب ‌هاست. خلاصه اين رده بندي از اين قرار است:[4]
ـ كليات(كتاب شناسي‌ ها، فهرست‌ ها، كتاب‌ داري، دايره المعارف ‌ها، نسخه ‌هاي خطّي، فهرست مقالات و ...).
ـ فلسفه و مباحث وابسته 100(روان‌ شناسي، اخلاق، منطق و ...).
ـ دين 200(اديان مختلف، كتاب ‌هاي مقدس، الهيات و ساير مباحثِ مطالعات مذهبي).
ـ علوم اجتماعي 300(جامعه شناسي، اقتصاد، علوم سياسي و ...).
ـ زبان ‌ها 400(زبان ‌شناسي، واژه نامه ‌ها، دستور زبان و ...).
ـ علوم محض 500(رياضيات، زيست شناسي، شيمي، فيزيك و ...).
ـ علوم عملي(فنون) 600(مهندسي، پزشكي، كشاورزي و ...).
ـ هنر 700(طراحي، معماري، نقاشي، موسيقي و ...).
ـ ادبيات 800(ادبيات كلاسيك ملل، نمايش‌نامه، شعر و ...).
ـ تاريخ و جغرافيا 900(تاريخ و جغرافياي كشورها، سفرنامه‌ ها، تاريخ طبيعي و ...).
در هر يك از اين رده‌هاي ده‌گانه، براي موضوعات فرعي‌تر، رقم‌هاي دهگان و يكان افزوده مي‌شود. مثلاً از شماره200 تا 299 مباحث گوناگون اديان و مطالعات مذهبي هر يك شماره خاصّي دارد. شماره دين اسلام 297 است. اين شيوه كه خاص كشورهاي غربي است، معمولاً فراگير همه معارف و فرهنگ‌ هاي ملت‌ هاي شرقي و اسلامي نيست. از اين رو مراكزي در فكر تنظيم نوعي رده بندي متناسب با علوم و معارف اسلامي‌اند.
2. رده بندي كتابخانه كنگره نيز موضوعي است، ليكن به جاي عدد از حروف انگليسي استفاده مي‌ شود و همه معارف بشري در بيست و يك رده كلي به اين شرح تقسيم مي ‌شود:[5]
كليات A - فلسفه و مذهب B - علوم كمكي تاريخ C - تاريخ عمومي و تاريخ دنياي قديم D - تاريخ آمريكا Fو E - جغرافيا، مردم شناسي و ... G - علوم اجتماعي H - علوم سياسي J - حقوق K - آموزش و پرورش L - موسيقي M - هنرهاي زيبا N - زبان و ادبيات P - علوم محض Q - پزشكي R - كشاورزي و ... S - تكنولوژي T - علوم نظامي U - علوم دريانوردي V – كتاب شناسي و علوم كتاب داري .Z
رده‌ هاي فرعي‌ تر موضوعات، با نشانه‌ هاي مركب از اعداد و حروف مشخص مي‌ شود. اين شيوه نيز براي رده بندي مسايل و مباحث اسلامي محدود و نارساست. هر كتابخانه‌اي ممكن است سيستم و روش خاصّي در تنظيم و رده بندي كتاب ‌ها داشته باشد كه در گام نخست براي استفاده از منابع، بايد با آن نظام آشنا شد. مواد سمعي و بصري و منابع غير مكتوب هم در كتاب خانه ‌ها با شيوه خاصي نگه داري و تنظيم مي ‌شود كه با آن نيز بايد آشنا بود.[6] برخي كتابخانه‌ ها نيز مجهز به كامپيوتر است كه حجم عظيمي از اطلاعات گوناگون كتابشناسي، مؤلف شناسي، موضوع شناسي و نمايه‌ها را در خود ذخيره مي ‌كند. مي‌ توان از نظام بازيابي اطلاعات اين دستگاه استفاده كرد، كه هم صرفه جويي در وقت است، هم بهره گيري از منابع بيشتر و دقيق‌تر.

گزارش نويسي
 
گزارش نويسي، در واقع نوعي تحقيق پيرامون مسأله خاصّي است كه اغلب جنبه اجتماعي يا خبري دارد و عمده مطالبِ بحثِ روش تحقيق، در اين جا نيز كاربرد دارد. گزارش عبارت است از«ارائه آگاهي ‌هايي درباره موضوعي خاصّ به ديگران، جهت اطلاع يافتن يا تصميم گيري طبق آن». به بيان ديگر: «دادن اطلاعاتِ سازمان يافته، با نظر مشورتي در امري كه بر مبناي آن تصميم گيري آگاهانه براي گيرنده گزارش امكان پذير باشد.» از جهاتي گزارش تقسيماتي دارد:
الف. از نظر نوع: 1. گزارش شخصي و غيررسمي 2. رسمي و اداري. گزارش ‌هاي غيررسمي، اغلب طبق علاقه شخصي فراهم مي‌ شود، مثلاً در بازديدها، خاطرات، ثبت وقايع، تنظيم رساله‌ ها و پايان نامه‌ ها و ... اين نوع گزارش را كه جنبه فردي و احساسِ شخصي دارد مي ‌توان«خاطره نويسي» ناميد. اما گزارش ‌هاي رسمي، اغلب طبق درخواست مراكز و مقامات مسئول از زير مجموعه ‌هاي خود در زمينه ‌هاي اقتصادي، اداري، آموزشي و ... است.
ب. از نظر زمان بندي نيز تقسيماتي دارد. هم چون: روزانه؛ هفتگي؛ ماهانه؛ شش ماهه؛ سالانه و ... .
ج. به لحاظ ديگر، گزارش ‌ها يا«ادواري» است يا«اتّفاقي». ادواري آن ‌هاست كه در زمان ‌هاي معيني به طور مرتب، تهيه و ارسال مي ‌شود؛ ولي اتفاقي بنا به پيش آمدها و حوادث و موضوعات خاصّ مقطعي است كه نياز به تهيه گزارش پيش مي ‌آيد.
د. از نظر تهيه كنندگان نيز، گاهي به صورت«فردي» است، گاهي«گروهي». گزارش گروهي بيشتر آن ‌جاست كه دامنه موضوع، گسترده است يا مسأله، شاخه ‌ها و بخش‌ هاي متعددي دارد كه در جمع آوري اطلاعات و مواد لازم براي تدوين گزارش، افراد مسئول يا صاحب اطلاع در بخش‌ هاي مختلف، همكاري مي‌ كنند و از مجموعه مطالب گرد آمده، گزارشي جامع تهيه مي‌ گردد.

مراحل تهيه

هم چنان كه اشاره شد، تا حد بسياري تحقيق و گزارش همسان است، بنابراين براي تهيه گزارش مراحل زير، پيموده مي ‌شود:
1. مشخص ساختن موضوع گزارش 2. تعيين محورها و سؤال‌ هاي مطلوب در گزارش
3. تهيه اسناد، مدارك و گردآوري اطلاعات 4. تجربه، مشاهده، بررسي و مطالعه منابع، مجلاّت و ... 5. تدوين و تنظيم نهايي همه آگاهي ‌هاي فراهم شده 6. ضميمه ساختن اسناد، جدول‌ ها، آمارها، تصاوير و ... .

منابع

معلومات مورد نظر را در تحقيق و گزارش، از منابع عمومي يا منابع خاصّ به دست مي ‌آوريم. منابع محقق و گزارشگر عبارت است از: 1. مطالعه 2. مشاهده 3. مصاحبه 4. انديشه 5. منابع شنيداري و تصويري.
مطالعه كتب، مقالات، مطبوعات، پرونده‌ ها و آثار مكتوب پيرامون موضوع، يك راه است.
مشاهده حضوري از صحنه، حادثه، سوژه پژوهش و ثبتِ ديده ‌ها و شنيده‌ ها به عنوان مواد خام كاربرد دارد و اغلب، سريع ‌ترين و مطمئن ‌ترين دانستني‌ ها را در اختيار پژوهش‌ گر مي‌ گذارد. مصاحبه، چه با افراد كارشناس و صاحب نظر در مسائل تخصصي، و چه با گفتگو با عموم در مسائل عام به صورت گزارش‌ هاي مردمي و گردآوري نظرات شاهدان صحنه و آگاهان از موضوع، راه ديگري است. پرس و جو و طرح سؤال، به عنوان مكمل مصاحبه، راه ديگري براي كسب معلومات است. طرح سؤال هم به صورت حضوري مي ‌تواند باشد(اگر پرسش ‌گر، قوي و هشيار باشد و بتواند در مصاحبه حضوري، معلومات بيشتري به دست آورد) و هم مي ‌تواند به صورت پرسش ‌نامه مكتوب، با سؤالاتِ از پيش طرح شده باشد. هر يك از اين دو شيوه، مزايايي دارد كه در ديگري نيست. از راه طرح سؤال و مصاحبه، به مطالبي مي ‌توان دست يافت كه در كتاب خانه ‌ها و اسناد مكتوب و جرايد و بولتن ‌ها نيست. تحقيق و گزارش، بسته به اين ‌كه تحقيق ميداني يا كتابخانه‌اي باشد، نوع مأخذ و منابعي كه مورد استفاده قرار مي ‌گيرد، تفاوت مي ‌كند. استفاده از پرس و جو، مصاحبه، مشاهده، تحقيقات محلّي و ... در پژوهش ‌هاي ميداني كاربرد دارد، نه در تحقيق ‌هاي كتابخانه‌اي. در هر صورت، آمادگي ذهني و تيزهوشي و جولانِ انديشه محقق، پيرامون موضوع مورد كاوش، كار پژوهشي او را جامع ‌تر و غني‌ تر مي ‌سازد. در اين زمينه، دقت در كارهاي تحقيقي ارزشمند ديگران و توجه به سر فصل‌ ها، جزئيات، منابع و شيوه كار آن، آموزنده است.
آن چه انسان از رسانه ‌هاي صوتي و تصويري مي ‌شنود يا مي ‌بيند از منابع ديگر يك محقق به حساب مي ‌آيد، كه نه مكتوب است و نه صحنه عيني آن چه در سخنراني ‌ها، اجلاس‌ها، سمينارها و ... مطرح مي‌ شود، نيز آن چه كه به صورت نوار يا فيلم وجود دارد، همه مي ‌تواند منابعي جهت تهيه مطلب مورد توجه قرار گيرد. روشن است كه پژوهش‌ گر، در زمينه‌ هاي فوق هم آن چه را نقل مي ‌كند بايد با ذكر دقيقِ منبع همراه باشد.

ويژگي ‌هاي گزارش خوب يا ناقص

آن چه در يك گزارش خوب مطرح است، نكاتي از اين قبيل است:
ـ مطمئن و دقيق بودن اطلاعات گرد آمده؛
ـ دخالت ندادن احساسات و سليقه ‌هاي شخصي در مطالب؛
ـ كافي و به اندازه لازم بودن مطالب، نه كمتر و نه بيشتر؛
ـ منظّم و منسجم بودن تقسيم بندي و فصل بندي مطالب؛
ـ ابتكار و نوآوري و طرح مسائل تازه و شيوه ‌هاي جديد؛
ـ دقت در نقل قول‌ ها و پرهيز از تحريف؛
ـ رواني عبارات و درستي علامت‌ ها و رسم الخط در نگارش.
با دقت در جهات حسنِ يك گزارش، عيوب آن نيز آشكار مي ‌شود. فقدانِ هر يك از نكات ياد شده، نوعي ضعف به حساب مي ‌آيد. مثلاً ضعفِ انشا، نارسايي در جمله بندي، غير منسجم بودن مطالب، آمار و اطلاعات ناصحيح و غير دقيق، ارائه مطالب تخميني و حدسي بدون اتّكاء به اسناد و آمار، تناقص در بخش‌ هاي يك گزارش و ... همه از عيوب يك گزارش محسوب مي شود.

مرحله تدوين، نگارش و عرضه

آن چه به تحقيق و پژوهش يك محقق، ارزش و سود مي ‌بخشد، عرضه آن براي ديگران است. اين عرضه خوب و شايسته، نياز به كيفيت خوبِ نگارش و تدوين دارد و بدون آن، زحماتِ محقق، بهاي لازم خود را نمي ‌يابد. در تدوين و نگارش، شكل دادن به مجموعه دستاوردهاي تحقيقي مطرح است. در اين باره هر چه كار، دقيق‌تر، روان‌تر، منطقي‌ تر و مستدل ‌تر و مفيدتر باشد، ارزش بيشتري دارد. هنر نويسندگي و قدرت بر نگارش صحيح و روان، در اين زمينه تأثير بسزايي دارد.[7] در اين بخش، هم رعايت قواعد ادبيات فارسي و دستور زبان لازم است، هم درست نوشتن كلمات از نظر املايي و رسم الخطّي مورد نظر است، هم اسلوب ظاهر و شكل نوشته و علايم نگارشي، و هم صحت مطالب و درستي مفاهيمي كه در نوشته عرضه مي ‌گردد. پس، بايد«درست» نوشت، درست نويسي از جهاتِ: ـ املايي ـ رسم الخطّي ـ دستور زبان ـ علايم نگارشي ـ محتوا. پيكره نوشته، بايد داراي مقدمه، مطلب و استنتاج باشد. تيتر و عنوان مطلب و عناوين داخلي هم نبايد فراموش شود. ذكر مآخذ و مدارك مطالب هم ضروري است. داشتن فهرست و كتاب نامه دقيق براي نوشته‌ها هم، مكمل آن است. بخش‌ هاي تنظيمي يك گزارش يا جزوه تحقيقي را مي ‌توان اين ‌گونه خلاصه كرد:
1. صفحه اول(صفحه عنوان، شامل نام نوشته و گزارش، نويسنده، تاريخ ...).
2. فهرست مطالب.
3. پيشگفتار، سرآغاز، مقدمه و ... .
4. متن تحقيق و گزارش.
5. پيوست ‌ها، ضمايم، تصاوير، جدول ‌ها و ... .
6. فهرست اعلام، اماكن و ... .
7. فهرست منابع و مأخذ.
8. كتاب نامه(معرفي كتاب‌ هاي مستقل يا غير مستقل پيرامون موضوع پژوهش).
البته به تناسب مورد، شايد نياز به بخش‌ هايي كمتر يا بيشتر از آن چه ياد شد، باشد.

نكات جنبي

اين نكات، بيشتر به شكل نوشته و آراستگي ظاهري و كيفيت ارجاعات و ... مربوط مي‌ شود و رعايت آن ‌ها در تدوين نتيجه تحقيقات، لازم و مفيد است:
1.انتخاب نام«كوتاه» و«گويا» براي اثر تحقيقي.
2. تيترها و عناوين فرعي، هر چه كوتاه ‌تر و گوياتر باشد، بهتر است. عنوان ‌ها نبايد حالت جمله داشته باشد.
3. پرهيز از افراط و تفريط در فصل بندي و تيتر و عنوان. فصل بندي بايد با حجم نوشته تناسب داشته باشد. عنوان‌ ها مثل ايستگاه‌ هاي اتوبوس مي‌ ماند كه نه خيلي با فاصله بايد باشد، نه خيلي نزديك به هم.
4. در نقل قول ‌ها، اگر نقل مستقيم است، در عبارت، دخل و تصرف نشود و در صورت تغيير حتماً اشاره شود كه مثلاً: اقتباس، تلخيص، تغيير، ترجمه آزاد، نقل به مضمون، تصرف در الفاظ و ... است، تا توسط خوانندگان تهمت تحريف و عدم امانت زده نشود و اگر ترجمه متون عربي، به ويژه در متن‌ هاي دشوار، از ترجمه خاصّي استفاده شده است، قيد گردد تا حق ديگران تضييع نشود.
5. در منابعي كه در پاورقي آورده مي ‌شود، بايد نام كتاب به صورت كامل، و نيز نام مؤلف، شماره جلد و صفحه بيان شود. اگر كتابي چند چاپ شده و نوع آن‌ ها در صفحات مختلف است، در ارجاع، به نوبت چاپ هم اشاره شود. اگر بار اول، اطلاعات مربوط به كتاب مأخذ داده شد، در نوبت ‌هاي بعد لازم نيست.
6. در ارجاعات، از روش تلخيص و كد و رمز استفاده مي‌ شود؛ مثلاً به جاي اين‌ كه نوشته شود در اين باره به كتاب الميزان، تأليف مرحوم علامه طباطبايي، جلد دوم، صفحه 45 از چاپ بيروت مراجعه كنيد، مي‌ توان نوشت: (ر.ك: الميزان، علامه طباطبايي، ج 2، ص 45، ط. بيروت).
7. مطالب را در حد امكان، از منابع اصلي و قديمي و دست اول نقل كنيم، نه از كتاب ‌هاي دست چندم و دمِ دست.
8. نوشته ‌ها برخوردار از: زيبايي خط، سليقه و تميزي، فاصله مناسب بين سطور، فاصله مناسب سطور از اطراف صفحه، سرسطر آمدن‌ ها و پاراگراف بندي، جايگاه مناسب تيترها در صفحات و ... باشد.
9. جملات، طولاني و داراي تعبيرات دشوار و نامأنوس نباشد.
10. اگر در نوشته، آيات و احاديث يا اسماء نامأنوس عربي يا غربي يا اصطلاحات باشد، اعراب گذاري شود، تا خواننده دچار اشتباه نگردد.
11. در نوشته، علايم نگارشي مانند: . ، : «» ـ ( ) ؟ ! و امثال اين ‌ها به كار رود.[8]
12. در نوشته‌ هاي علمي و تحقيقي، از قلم پردازي‌ هاي غير لازم و لفاظي‌ هاي انشايي پرهيز شود.
13. انسجام و پيوستگي مطالب، قدم به قدم تا حصول نتيجه.

پي نوشت ها:
[1]. در زمينه شناخت منبع پيرامون موضوعات مختلف از جمله ر.ك: «راهنماي پژوهش»، جواد محدثي، كه كتاب شناسي منابع، معجم‌ها، دايره المعارف‌ ها و كتاب ‌هاي راهنماست، ناشر: دفتر تبليغات اسلامي، قم.
[2]. به بخش«روش يادداشت برداري»‌ در همين كتاب مراجعه شود.
[3]. بحار الأنوار، ج 89، ص 17.
[4]. بر گرفته از«مأخذ شناسي و استفاده از كتاب خانه»، پروين انوار(استعلامي)، ص 31. 
[5]. همان، ص 34.
[6]. براي آگاهي بيشتر در اين زمينه‌ ها از جمله ر.ك: «راهنماي كمك كتاب داران». «روش استفاده از كتاب خانه». «مفهوم ساده فهرست نويسي»، «مأخذ شناسي و استفاده از كتابخانه» و ... .
[7]. به مباحث مبسوط‌تر اين موضوع، در«روش نگارش» مراجعه كنيد.
[8]. توضيح بيشتري پيرامون اين علايم در بخش«روش نگارش» خواهد آمد.

نويسنده: جواد محدثي
منبع: كتاب روش‌ ها، ص 73.

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :3.8 از 5 امتياز است.


12345
64 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 3161 -1 -1

سینما
ادبیات
کتاب و کتابخوانی
هنری
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse