مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ جمعه ۷ آذر -اِجُّمعَة ٥ صفر ١٤٣٦ - Friday November 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  480   بازدید    تاریخ درج مطلب  26/1/1391    
 
 
راه سنجش خلوص نيت

يکي از نشانه هاي عبادت حقيقي که اولياء خدا به واسطه فرمايشات حضرات معصومين (ع) روي آن بسيار تکيه دارند، اين است که اگر عبادت، عبادت حقيقي شد و عبد در عبادتش فقط خداي متعال را مد نظر گرفت، ذوالجلال و الاکرام او را به صفت سر خودش، يعني اخلاص، مهمان مي کند اخلاص که سر خداست؛ به دست نمي آيد، الا به اين که عبد در عبادت، جدي باشد و هرگز عبادت را گذرا نبيند؛ يعني به عبادت عشق بورزد، مثل آن موحد عظيم الشأن، آيت الله قاضي(ره) که فرمودند: نگراني من اين است که فرداي قيامت ديگر نمازي نباشد؛ چون تکليف در دنياست و عقبي تکليف بردار نيست. ايشان آن قدر به عبادت؛ نماز، شب خيزي، صيام و... عشق مي ورزيدند که تنها نگراني شان اين بود. تو گويي اولياء خدا مي دانند، جاي آن ها در بهشت است اما نگران اين هستند که آن جا آيا چيزي به نام عبادت هست يا خير آن ها آنقدر به نماز، دعا و خلوت با پروردگار عالم عشق مي ورزند و آنقدر عشق دارند که در دل شب براي خدا قيام کنند که نگراني اخروي آن ها نگراني از عذاب نيست، بلکه از اين نگران هستند که آيا عبادت هست يا عبادت نيست. حرف بسيار عجيبي است! لذا وقتي به عبادت عشق بورزند، پروردگار عالم هم در اين عبادت، آنها را خالص مي کند.

چه کنيم حال عبادت داشته باشيم؟

شخصي محضر آن مرد عظيم الشأن و الهي، آن روح تقوا، آيت الله العظمي سيدمحمد تقي خوانساري(ره)، آن آقايي که نماز بارانش معروف شد، آمد و عرضه داشت: آقا! چه کنم حال عبادت، دعا و نماز داشته باشم؟ ايشان فرمودند: در مرحله نخست خود را موظف به نماز کنيد و عبادت کنيد. در مرحله دوم نسبت به عبادت معرفت پيدا کنيد، اين که چرا نماز مي خوانم؟ در مقابل چه کسي رکوع و سجود انجام مي دهم؟ در مقابل چه کسي مي ايستم و سخن مي گويم؟ کيست که به من اجازه داده است در محضر مبارکش سخن بگويم؟ اذان، اذن پروردگار عالم براي بندگي است، براي اعلام اين که خدايا من بنده ام. گرچه بندگان خدا هميشه بنده اند، خوابشان، بيداريشان، نشستن شان، ايستادن شان، خوردن شان، نوشيدن شان، صوم شان، همه و همه عبادت است اما تجلي بندگي در همين تکاليف است. ايشان فرمودند: وقتي معرفت پيدا کردي، آن وقت عشق مي ورزي و وقتي عشق ورزيدي پروردگار عالم تو را به سرش مزين مي کند و در عبادت، اخلاص را براي تو قرار مي دهد اين نکته بسيار مهم است.

ثمره عبادت حقيقي

لذا وجود مقدس علي بن ابيطالب(ع) مي فرمايند: «الاخلاص ثمره العباده»(۱) اگر عبادت، عبادت شد؛ ميوه و نتيجه آن اين است که پروردگار عالم انسان را به سرش، يعني اخلاص، وارد مي کند. پس شرط اين که انسان به اخلاص برسد اين است که عبد شود و نشانه عبدشدن در همين عبادت هاي ظاهري است. اولياء الهي قبل از اذان، آن قدر در حال شوقند که مي گويند: ذوالجلال و الاکرام، مجدد به ما مرحمت کرد، عنايت کرد و اجازه داد با او سخن بگوييم. وقتي مي خواهند اذان بگويند، ابدان مقدس اولياء مي لرزد؛ عشق به عبادت دارند، لذا مشتاقانه منتظر نمازند. اصلا ديگر تکليف را به عنوان تکليف نمي بينند؛ بلکه تکليف را خود بر خود تکليف قرار دادند؛ چون منتظرند، به نماز و عبادت عشق مي ورزند و با عبادت به وجد مي آيند. مي دانيد آن مخلص حقيقي و محدث عظيم الشأن، آيت الله حاج شيخ عباس قمي(ره) در مفاتيح، نماز ساعت اول، ساعت دوم و... را تبيين کرده اند. اين به چه معناست؟ آيا ما بايد دائم نماز بخوانيم؟! در اين صورت کار وزندگي چه مي شود؟ استاد عظيم الشأن مان، آيت الله العظمي مرعشي نجفي(ره) يکي از علل آن را بيان کردند، ايشان فرمودند: اين که در هر ساعتي نماز وجود دارد، به اين معناست که وقتي دل اولياء براي نماز تنگ شد، خدا براي آنها به واسطه اين نمازهاي مستحبي و يا نوافل، اجازه سخن گفتن با خودش را مرحمت کرده و اين لطف و عنايت حضرت حق بر بشر است. لذا وقتي بنده به اين حال رسيد، مثل آيت الله قاضي مي شود که نگراني او از آخرت اين مي شود که آيا من فرداي قيامت نماز مي خوانم يا نه؟ چون فرداي قيامت که تکليف نيست، دلم براي نماز و عبادت تنگ مي شود! وقتي آن ها به اين حال رسيدند خدا هم لطف مي کند و سر خودش، اخلاص را مرحمت مي کند «الاخلاص ثمره العباده» اگر به اين معرفت رسيديم و يقين پيدا کرديم که بندگي براي خدا لذت دارد، ديگر عبادت براي ما سخت نمي شود. ديگر هر جايي که هستيم تا صداي اذان را شنيديم، مي گوييم: اول نماز. اولياء خدا، ذيل اين فرمايش وجود مقدس امام جعفر صادق(ع) که فرمودند: شفاعت ما شامل حال آن کسي که نماز را سبک بشمارد نمي شود، فرمودند: منظور از کسي که نماز را سبک مي شمرد، کسي است که وقتي صداي اذان را مي شنود و وقت نماز را مي داند، بگويد: حالا بعدا مي خوانم، يعني به نماز اهميت ندهد و دلش براي عبادت نسوزد، يعني اهميت آن کارش بيشتر است.


حضرت نفرمودند: من براي آن کسي که نماز را نخواند، شفاعت نمي کنم، فرمودند: آن کسي که نماز را سبک بشمارد. گفتند: سبک شمردن يعني اهميت ندهد، بگويد: حالا وقت ديگر، کارها مهم است. آن وقت معلوم مي شود نفهميده عبادت و عشق به عبادت يعني چه. اين نماز است که خدا اذن داده است. گفته است: بنده من! هيچ کس مثل تو اين گونه نيست که بتواند با من سخن بگويد. درب را گشودم، اجازه دادم، بيا با من سخن بگو. آن کسي که در اوج کار، ياد خدا باشد، يک باره کار را رها مي کند و مي گويد: اذان دادند. اصلا اولياء اين گونه هستند که قبل از اين که صداي اذان پخش شود، اذان در وجودشان پخش مي شود. يکي از مسئولين نظام بيان کردند که در محضر حضرت امام، آن امام العارفين(ره) بوديم. در دوران جنگ، امر مهم جنگي بود، تمام فرماندهان مهم، فرماندهان سپاه و ارتش جمع بودند. بحث شروع شده بود، مقداري گذشت، ديديم امام يکدفعه بلند شدند. گفتيم: شايد حال حضرت امام بد شده و قلب مبارکشان درد گرفته است چون حتي براي ايشان براي تجديد وضو هم زنگ گذاشته بودند که اگر حال شان بد شد، زنگ بزنند گفتيم: مسئله اي شده؟ فرمودند: خير، وقت نماز است. در بحبوحه تصميم گيري، يک دفعه جلسه را تعطيل کردند و گفتند: وقت نماز است! معلوم مي شود اولياء خدا و خصيصين، قبل از اين که اذان به گوش شان برسد، اذان در وجودشان قرار دارد، آن گوش درون، صدا را مي شنود. آن گوش دروني صداي ملکوت را که او را به عبادت دعوت مي کنند، مي فهمد. براي همين آن ها خالص مي شوند.

سنجش خلوص نيت

چطور آن ها، هم به مقام عبادت و هم به مقام اخلاص مي رسند؟ چه مي شود که ثمره عبادت، اخلاص مي شود؟ اولين نشانه اش اين است که وقتي از طريق عبادت به اخلاص رسيدند، ديگر چشم بر کسي جز خدا ندارند، يعني چشم اميد به مردم ندارند. نه اين که به مردم بي احترامي کنند، در جامعه نباشند يا با مردم مراوده نداشته باشند، خير. در مردم هستند، مثل مردم هستند، با مردم مراوده دارند ولي هيچ گاه چشم اميدشان به مردم نيست. آن ها فقط و فقط به خدا دل بسته اند. به هيچ مقام و پست يا منزلت ظاهري دنيايي دل نبستند، به هيچ کسي هم دل خوش نيستند. عجيب است اميرالمومنين، علي بن ابيطالب(ع) مي فرمايند: «علي قدر قوه الدين يکون خلوص النيه» (۲) و بعد مي فرمايند: «قلل الامال تخلص لک الاعمال»(۳) و«اول الاخلاص الياس مما في ايدي الناس»(۴) اين سه مطلب بسيار مهم و عالي، انسان را به اين برساند که اولين نشانه مخلصين اين است: «الياس مما في ايدي الناس». روايت اول، اين مطلب را مي گويد که اگر انسان دين دار بود، به اندازه شدت دين داري اش، خلوص نيت هم پيدا مي کند. يعني هر چه خدا گفت، بگويي: چشم. حلال خدا حلال باشد، حرام خدا حرام باشد. فرمود: به پدر و مادر احترام بگذار، بگويي: چشم. فرمود: اگر پدر و مادر که آن گونه بايد به او احترام بگذاري، از تو کار حرام خواستند، يا خواستند حلالي را حرام کني، يا حرامي را حلال کني، نبايد گوش بدهي اما از آن طرف اگر عشق به زيارت، عشق به مستحبات داري، اما پدر و مادر گفتند: نه، بايد بگويي: چشم. دين يعني اين که اگر گفت: الان قيام کن، بگويي: چشم. الان خيبرشکن باش، چشم. الان به خاطر خدا و به خاطر دين مثل علي(ع) سکوت کن، چشم. دين دار بودن يعني اين که بدانم خدا از من چه مي خواهد. اين اولين راه است که انسان بداند خدا تکليفش را چگونه تعيين کرده است، فقط آن را انجام دهد. اگر گفت: پيش به سوي شهادت، چشم. اگر گفت: سکوت براي رضاي خدا، چشم. اگر گفت: فرياد بزن، چشم. اين دين داري مي شود. براي همين است که مي فرمايند: اگر اين حال را داشتي، تمام است. خلوص نيت خودت را هم اينطور مي تواني بسنجي. يعني معيار اين است: خلوص نيت تو براثر شدت دين داري ات است. اميرالمؤمنين(ع) راجع به اين مسئله مي فرمايند: اصلا حياتي وجود ندارد الا به واسطه دين. زندگي ما فقط و فقط به واسطه دين داري است. حيات حقيقي بشر به واسطه دين داري است. اگر اين طور شديم، برنده ايم. لذا پروردگار عالم هم در همين حد دينداري نشان مي دهد که ما چقدر مخلصيم.

چرا صداي ملکوت را هنگام بندگي نمي شنويم؟

حال، ثمره اين دين داري چيست؟ از کجا بفهميم جدي دين داريم؟ با عمل کردن به آن چيزي که خدا مي فرمايد. لذا حضرت مي فرمايند: «ثمره العم اخلاص العمل»(۵) نتيجه علم به دينت اين است که در عمل خالص باشي؛ يعني عملت فقط براي خدا باشد. نکته اي بگويم که خيلي زيبا و عالي است. چرا هم اولياء هم ما صداي ملکوت را در موقع بندگي و عبادت نمي شنويم؟ آيت الله العظمي سلطان آبادي فرمودند: دو علت دارد: يکي اينکه عرفا با شنيدن صداي ملائکه رنجش خاطر مي گيرند. آن ها اگر بشنوند که ملائکه مي گويند: بارک الله و به عبادت اين بنده غبطه مي خورند، ناراحت مي شوند؛ چون خلوت با خدا را دوست دارند. خصوصيت مخلصين عالم اين است که دوست ندارند حتي فرشته بداند. ناراحت مي شوند. حضرت صادق(ع) فرمودند: خدا هم پرونده آنها را سفيد قرار مي دهد و بعد در آن جا در مقابل پروردگار عالم پر مي شود: «و اذا وقفوا بين يديه تعالي ملأها من سرما أسروا اليه»(۶) دومين علت براي ماست، اگر ما صداي ملکوت و ملائکه الهي را بشنويم که آن ها ما را تشويق مي کنند و به حال ما غبطه مي خورند، امکان دارد در عبادت مان غره برويم، چون ما به مقام مخلصين نرسيديم، براي همين نبايد اين صدا را بشنويم ولي حال ملائکه در موقعي که ما بندگي خدا را مي کنيم و عمل مي کنيم، همين است که اين حال را بندگان خدا دارند، آن قدر بالا مي روند، چون صدا را که نمي شوند، خلوت بين خودشان و خدا، باعث مي شود آن ها هم به اخلاص برسند. لذا ثمره دانستن اين که خدا به من لطف کرده و دين را مرحمت کرده، اخلاص در عمل مي شود. اگر علم پيدا کنيم و يقين داشته باشيم به اين که فقط به واسطه شدت دين داري مخلص مي شويم؛ يعني فقط از راه دين داري و عمل به اين که هرچه خدا گفت، به يقين و اخلاص مي رسيم، طبيعي است عمل مي کنيم و وقتي عمل کرديم خدا هم ما را خالص مي کند. يکي از آقايان بيان کرد: در حج بوديم، عالم عظيم الشأني از اولياء، اوتاد و خصيصين، در طواف بودند. هميشه وقتي سلام مي کردم، ايشان جواب سلام را مي دادند، اما آن روز آن قدر غرق بودند که سلام کردم و گفتم: التماس دعا، ديدم اصلا جواب نمي دهند. دو روز بعد آقا را ديدم، گفتم: آقا ما در طواف عرض ادب کرديم، فرمودند: کي؟ گفتم: فلان موقع. فرمودند: اگر مي شنيدم واجب بود جواب سلام را بدهم! بندگان خالص خدا در عمل به اين حال مي رسند؛ يعني غرق در عبادت مي شوند. لذا اگر کسي بخواهد به اين حال برسد، اول چيزي که بيان مي کند اين است: «اول الاخلاص الياس مما في ايدي الناس» آن قدر خالص مي شود که اصلا نگاه نمي کند که چه کسي چگونه است. اگر احترام هم مي گذارد، براي خدا احترام مي گذارد، نه براي پست و مقام. پس اگر براي خدا باشد، چنان عزيز مي شود که خداي متعال او را از همه خلق مستغني مي کند و اين لطف خداست.

رمز پيروزي حضرت امام(ره)

رمز پيروزي امام اخلاص بود، اما رمز ورود ايشان به اين جرگه اين بود که خودشان فرمودند: از روز نخست چشم اميدي به هيچ کس جز خدا نداشتم. وقتي اين گونه شد خدا هم مردم را به سمت او هدايت مي کند. لذا مردان خدا اين گونه هستند، اين که فلان حزب يا فلان گروه، من را حمايت مي کند يا نمي کند، براي آن ها مهم نيست. اگر کسي اين حال را پيدا کرد که فقط گفت: خدا از من راضي است يا نه، پيروز مي شود. پيشواي شافعي ها مي گويد: «علي حبه جنه، قسيم النار و الجنه». چه زماني مي تواند قسيم النار و الجنه باشد؟ آن موقعي که به همه جنت مسلط باشد. آن موقعي که به قول فرمايش خودشان طرق آسمان ها را بهتر از زمين بدانند. اول مخلصين عالم خود حضرات معصومين(ع) هستند و در اين شکي نيست. بعد تالي تلوهاي معصوم، آنها که بندگي خدا را فقط براي خدا انجام مي دهند به اين مقام مي رسند. شرطش اين است که به هيچ عنوان نگاه شان به دست ديگران نباشد: «اول الاخلاص اليأس مما في ايدي الناس» يأس يعني اين که بداند آن که بخواهد انتخاب کند اوست، نه اين که فلاني و فلاني من را انتخاب مي کنند. اگر خدا بخواهد اين محبت را در دل مردم مي اندازد. مثل اين که همه مردم نمي شناختند که امام(ره) کيست، اما ايشان براي خدا کار کردند و مردم به جايي رسيدند که فرياد مي زدند: «خميني عزيزم! بگو تا خون بريزم»؛ چون اتکاي امام، خدا بود، خدا هم اين گونه معامله مي کند. خدا آقامعلم دامغاني، آن عارف بزرگوار را رحمت کند، ايشان فرمودند: امام به بنده و بعضي از آقايان ديگر فرمودند: به خدا قسم براي من درود گفتن ها هيچ اثري نداشت. ايشان اصلا هيچ نمي ديد، خدا مي ديد. آنجا که مي گويد: مردم به واسطه اين که مردم الهي هستند، مي گويد: مردم. مردان خدا دوست دارند مردم را به خدا نزديک کنند، براي همين مي گويند مردم. اصلا نه تنها يأس از مردم، اول اخلاص است، بلکه علي(ع) مي فرمايند: «اصل الاخلاص اليأس مما في ايدي الناس»(۷) اصل اخلاص اين است که از همه ببريد، بگوييد: فقط خدا. بريدن اين نيست که بين مردم نباشيد؛ خير در مردم هستيد، با مردم هستيد، با آن ها رفت و آمد داريد، اما همه اش خدا. درنشستن و برخاستن خدا را ببينيد.

چه کنيم دل امام زمان براي ما تنگ شود؟

لذا وقتي انسان به اين مردان خدا انس مي گيرد، ديگر اصلا از آن ها دل نمي کند، چون اين ها هم خدايي شدند، دوست دارد دائم با آن ها باشد. به فضل الهي عرض خواهيم کرد که يکي از نشانه ها هم همين است که اگر کسي بخواهد به مقام اخلاص نزديک شود، خدا او را طوري قرار مي دهد که دوست دارد با اين مردان خدا انس بگيرد. بعضي ها به جايي مي رسندکه اگر چند روز ولي خدا را نبينند غمناک هستند، احساس مي کنند چيزي گم کرده اند. آيت الله العظمي شاه آبادي(ره) مي فرمايند: بعضي ها به جايي مي رسند که اگر يک روز ولي خدا را نبينند ، احساس کمبود مي کنند، بعد به جايي مي رسند که اين قدر با مردان خدا و مخلصين عالم، انس مي گيرند که اگر آن ها را يک ساعت نبينند احساس دلتنگي مي کنند. مخلصين عالم غوغا کرده اند. اخلاص، اين ميوه شيرين در عبادت چه مي کند؟! غوغايي است! تا انسان نچشد، نمي فهمد. تازه اين ها ثمرات دنيوي است، چه مي دانيم اخروي چيست؟ آيت الله العظمي اديب در يک جمله کوتاه و خلاصه فرمودند: براي خدا کار کنيم، ثمراتش را ببينيم. فقط براي او کار کنيم، ببينيم چه خبر مي شود؟ همان طور که وقتي از طريق بندگي و عبادت، معرفت به وجود بيايد، دل انسان براي مولا که اول مخلص عالم است، تنگ مي شود، به جايي مي رسد که مولا هم براي سيد بحرالعلوم، مقدس اردبيلي و امثال امام خميني دل تنگ مي شود. آن وقت اگر اين طور شد، انسان حاضر است خودش را فدا کند. مثل قمر منير بني هاشم، ابوالفضل العباس، آن دنياي معرفت.

پي نوشت ها:
1- غررالحکم/۷۹۱
2- همان۳۹
3- همان ۵۵۱
4- همان ۸۹۱
5- همان/ ۴۶
6- عده الداعي، ص ۷۰۲
7- همان/ ۸۹۳

نويسنده: آيت الله روح الله قرهي
منبع: روزنامه کيهان

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :3.3 از 5 امتياز است.


12345
3 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 32564 -1 -1

اخلاق
ادیان و مذاهب
مهدویت
اهل بیت (ع)
فلسفه و عرفان
احکام اسلامی
قرآنی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse