مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۷ جمعه ۲۵ آبان -اِجُّمعَة ٧ ربيع الاول ١٤٤٠ - Friday November 2018
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  1789   بازدید    تاریخ درج مطلب  17/2/1391    
 
 
نگاهي به فيلم«فيتيله و ماه پيشوني»

وقتي روياها واقعيت دارند

گروه فيتيله اي ها با برنامه هاي شاد و پرانرژي شان در چند سال گذشته محبوبيت زيادي ميان بينندگان تلويزيون پيدا کرده اند. مي توان گفت در بين ده ها گروه تلويزيوني که با انبوهي عروسک سخنگو و سرود و نمايش و کارتون، سوداي جذب مخاطبان خردسال را دارند فيتيله اي ها موفق ترين بوده اند؛ البته اگر حساب کلاه قرمزي و پسرخاله را جدا کنيم و شخصيت هاي جورواجور برنامه«تن تن کارتون» را هم مخصوص بينندگان تهراني بدانيم. در عرصه برنامه هاي کودکانه و مسير تبديل آنان به فيلم سينمايي، الگوي ساده و مشخصي در سال هاي اخير وجود داشته که فيلم«فيتيله و ماه پيشوني» هم براساس همين الگو امکان ساخت و اکران عمومي پيدا کرده است. اين که يک يا چند شخصيت در برنامه اي تلويزيوني مطرح مي شوند و وقتي محبوبيت شان به درجه اي رسيد که بتوان احتمال داد مردم براي ديدن شان روي پرده سينما هم حاضرند پول بپردازند، از قاب شيشه اي تلويزيون خارج مي شوند و بر پرده نقره اي سينما جولان مي دهند. اين الگو به همين شکل درباره خاله قورباغه و کلاه قرمزي و پسرخاله و چند عروسک و کاراکتر کودکانه ديگر اجرا شده و حالا هم حضور فيتيله اي ها در يک فيلم سينمايي نشان دهنده همين تحليل است. سازندگان فيلم به اين نتيجه رسيده اند که محبوبيت بالاي برنامه آن ها در تلويزيون مي تواند تضميني براي فروش بالاي فيلم شان باشد. به همين دليل سعي کرده اند هسته اصلي مجموعه برنامه هاي فيتيله را در فيلم هم قرار دهند و مبنا را بر صحنه هاي موزيکال، تيپ سازي و شوخي هاي کودکانه بگذارند. تا اين جا ايرادي به تحليل سازندگان فيتيله و ماه پيشوني وارد نيست، اما ضعف فيلم از آنجا شروع مي شود که عموهاي فيتيله اي را از استوديو و صحنه ثابت شان بيرون مي آورند، اما نمي توانند ساير عناصر برنامه را هم مثل خود عموهاي فيتيله اي به فيلم منتقل کنند. نبايد فراموش کرد بخش مهمي از موفقيت برنامه هاي گروه فيتيله مديون حضور پرانرژي و پرسر و صداي مجيد قناد در قالب مجري بوده که طبيعتا نمي توان او را در قالب داستان يک فيلم سينمايي جاي داد و براي مجري و هماهنگ کننده گروه جا باز کرد. به اين ترتيب عملا ساختار برنامه تلويزيوني به درد استفاده در فيلم سينمايي نمي خورد و تنها خود عموهاي فيتيله اي يعني ۳ بازيگر اصلي برنامه مي توانستند در يک داستان واحد و منسجم جاي داده شوند. از سوي ديگر، شيوه اجراي فيتيله اي ها در نمايش هاي کوتاه تلويزيوني بيشتر متکي به روش هاي تئاتر مدرسه اي است و بدون گريم يا دکور آن چناني، فقط با امکانات و ابزارهاي ساده اي که در دسترس است، پيش مي رود. مخاطبان اين گونه نمايش ها قرار نيست شخصيت ها يا کارها و حرف هايشان را باور کنند و با آنها درگير شوند، بلکه از ابتدا پذيرفته اند کل ماجرا نمايشي بامزه است که براي سرگرم کردنشان ساخته و اجرا مي شود. در صورتي که در فيلم سينمايي قصه گو، شرط اول اين است که مخاطبان بتوانند شخصيت ها و ماجراهاي فيلم را باور کنند و با آن ها درگير شوند. طبيعي است الگوي هميشگي برنامه فيتيله در قالب يک فيلم سينمايي جا نمي افتد. به همين دليل مخاطبان خردسال اين برنامه که عادت کرده اند آيتم هاي ساختگي آنان را با فرض نمايشي بودن ببينند و باور نکنند، دچار تعارضي اساسي مي شوند؛ اين که در فيلم از آن ها خواسته مي شود ماجراهاي ۳ شخصيت اصلي را باور کنند و با داستان شان همراه شوند.

داستان فيتيله و ماه پيشوني براساس يک ساختار ساده و کليشه اي شکل گرفته و مايه هاي فانتزي اش هم از روابط بين شخصيت هاي مثبت(که دوستدار کودکان هستند) و شخصيت هاي منفي(که رئيس شان بسيار بدجنس و بدخواه کودکان است) شکل مي گيرد. در جاي جاي فيلم هم بزنگاه هايي در نظر گرفته شده که قطعه هاي موزيکال گنجانده شود. با اين تفاوت که اين بار بستر دراماتيک لازم براي آوازهاي کودکانه و قطعات موزيک فراهم شده و حضور در سرزمين رويايي ماه پيشوني، فضاي گريز به اين نوع صحنه ها را ايجاد مي کند. سراسر فيلم ماجراي کشمکش فيتيله اي ها با يک بدمن خبيث(با بازي احمد نجفي) است و تلاش آن ها براي به هم زدن نقشه هاي او و نجات دادن ماه پيشوني قصه. اشاره ظريف فيلم به اين که شخصيت اصلي، لبخندش را گم کرده و اگر بتواند بخندد طلسم ديو باطل مي شود، نه تنها از لحاظ وفاداري به الگوهاي فانتزي کودکانه موفق است، بلکه اشاره غيرمستقيم اما تأثيرگذاري است که اهميت شادي و خوشحالي را به کودکان تذکر مي دهد و آنان را به خنديدن و شاد بودن دعوت مي کند. فضاي رنگارنگ و شاد فيلم هم تأکيدي برهمين نکته است و البته بايد در نظر گرفت اساسا کودکان به اين دليل فيتيله اي ها را دوست دارند که برنامه تلويزيوني شان سرشار از شادي و بي خيالي و حتي خل بازي است. در دنياي آن ها هيچ مفهوم جدي و خشکي وجود ندارد و حتي وقتي مي خواهند نکته اي اخلاقي را آموزش بدهند، اين کار را از طريق نصيحت مستقيم نمي گويند. در فيلم هم با اين که مايه هايي مثل کمک به بهزيستي و ... خيلي رو و مستقيم عرضه مي شود، اما در کل نمي توان فيتيله و ماه پيشوني را فيلمي نصيحت گو و اخلاقي قلمداد کرد. شايد اگر مکث بيش از اندازه فيلم روي صحنه هاي مربوط به شخصيت هاي منفي نبود و اگر از تعداد صحنه هاي آواز و موسيقي کاسته مي شد، ريتم و انسجام فيلم بالا مي رفت. درست است که کودکان دوستدار فيتيله براي ديدن همين صحنه هاي موزيکال و فانتزي به سينما مي روند، اما تعدد اين صحنه ها و طولاني شدنشان به ريتم ضربه مي زند و تمرکز مخاطب را کم مي کند. با توجه به اين که مخاطبان خردسال(که طيف اصلي مخاطبان فيتيله و ماه پيشوني را تشکيل مي دهند) اساسا در تعقيب داستان و تمرکز روي اجزاي آن چندان قوي نيستند، بسيار مهم است که سر و ته قصه را گم نکنند و داستان آنقدر روان تعريف شود که فهم جزئياتش براي کودکان سخت نباشد. نقطه مقابل اين موضوع، آسان گيري و دست کم گرفتن مخاطب است. در فيتيله و ماه پيشوني شخصيت هاي رنگارنگ زيادي وجود دارند و بخصوص اضافه شدن شخصيت هاي زن باعث شده فضاي متنوع تري نسبت به برنامه هاي تلويزيوني اين گروه ايجاد شود. اما آيا تک تک اين شخصيت ها در پيشبرد فيلمنامه تاثير مهمي دارند؟ آيا حضور اين همه شخصيت جز تنوع بخشيدن به فضاي بصري فيلم، کمک ديگري هم مي کند؟ مساله اين است که خيلي از گره هاي فيلمنامه سريع مي شوند تا به اصل قضيه که شادي و موسيقي و حرکت هاي ۳ بازيگر اصلي است لطمه نخورد. طلسم قصه با يک آواز و چند بخش نمايشي کوتاه شکسته مي شود و ماه پيشوني که مدت ها اسير زندان سکوت بود، خيلي ساده به زندگي باز مي گردد. اگر اين يک برنامه ساده تلويزيوني بود چنين نوع روايتي اشکالي نداشت، چون در آنجا بنابر باورپذيري و تحت تأثير قرار دادن مخاطبان خردسال نيست. اما در فيلم ماجرا فرق مي کند. اگر روابط شخصيت ها و گره افکني هاي داستان بخوبي شکل نگيرد، کل فيلم به کشکولي از طنز و آواز و حرکت و موسيقي تبديل مي شود، بدون آن که مسير مشخصي را طي کند يا به سرانجام تأثيرگذاري برسد. فيلم از لحظه هاي بامزه و اشاره هاي جالب خالي نيست. اصراري که فيتيله و ماه پيشوني براي باوراندن رويا دارد شبيه شيوه اي است که کمپاني هاي بزرگ هاليوود در زمينه سرگرمي سازي به کار مي گيرند. يعني سعي مي کنند به کودکان ياد بدهند روياها و افسانه ها واقعي هستند و بايد دنياي قصه را جدي گرفت. در فيتيله و ماه پيشوني هم فيتيله اي ها باور دارند که ماه پيشوني فقط يک شخصيت افسانه اي نيست و واقعيت دارد. در پايان هم معلوم مي شود حق با آن ها بوده است و روياها واقعيت دارند.
 
منبع: روزنامه جام جم

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :4.8 از 5 امتياز است.


12345
5 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 33259 -1 -1

سینما
ادبیات
کتاب و کتابخوانی
هنری
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse