مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ شنبه ۱۰ آبان -اِسَّبِت ٨ محرم ١٤٣٦ - Saturday November 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  371   بازدید    تاریخ درج مطلب  26/6/1391    
 
 
موسيقي در قرون وسطا(۱۴۵۰-۴۵۰)1

يک هزاره از تاريخ اروپا به‌عنوان قرون وسطا شناخته مي‌شود. اين دوران که از حدود ۴۵۰ ميلادي با فروپاشي امپراتوري روم آغاز شد، نظاره‌گر 'عصر ظلمت' بود: عصر مهاجرت، آشوب و جنگ. با اين همه، اواخر قرون وسطا(تا حدود ۱۴۵۰) دوران رشد فرهنگي بود؛ دوراني که در آن کليساها و صومعه‌هائي به سبک رومانِسک (romanesque) ،(۱۱۵۰-۱۰۰۰) و نيز کليساهاي جامع گوتيک(۱۴۵۰ - ۱۱۵۰) بنا شد، شهرها گسترش يافت و دانشگاه‌ها بنيان گرفت.  در قرون وسطا ميان سه طبقهٔ اصلي اشراف، دهقانان و روحانيان تمايزي شديد برقرار بود. اشراف در قلعه‌هائي مستحکم در حصار خندق‌ها پناه گرفته بودند. آنان هنگام جنگ زره‌پوش بودند که به نبرد مي‌پرداختند و هنگام صلح به شکار، خوشگذراني و مسابقه‌هاي قهرماني سرگرم مي‌شدند. دهقانان که بيشتر جمعيت را تشکيل مي‌دادند - با فقر و تنگدستي در کلبه‌هائي يک اتاقه زندگي مي‌کردند. بسياري از آنان سِرف‌هائي پاي‌بند زمين و زير سلطهٔ ارباب‌هاي فئودال بودند. تمام اقشار جامعه نفوذ قدرتمند کليساي کاتوليک رُم را حس مي‌کردند. در اين عصر ايمان، دوزخ واقعيتي ترديدناپذير و کفر گناه کبيره بود. راهبان در صومعه‌ها، آموزش را منحصر به آموزه‌هاي مذهبي ساخته و بيشتر مردم - از جمله اشراف - بي‌سواد بودند. کليسا همان گونه که نگرش و انديشهٔ قرون وسطائي را در سيطره داشت، بر جريان زندهٔ موسيقي نيز حاکم بود. برجسته‌ترين موسيقيدانان، کشيش‌هاي خدمتگزار کليسا بودند.

خواندن آوازهاي نماز در هزاران صومعه از مشغوليت‌هاي مهم به‌شمار مي‌آمد. پسربچه‌ها در مدارس وابسته به کليسا تعليم موسيقي مي‌ديدند. زنان مجاز به آوازخواني در کليسا نبودند اما بي‌ترديد در ديرها به اجزاء موسيقي مي‌پرداختند. راهبه‌ها تعليم آواز مي‌ديدند و برخي از آنان مانند هيلده‌گارد اهل بينگن(Hildegard of Bingen) ،(۱۱۷۹ - ۱۰۹۸) - سرپرست دير زنان تارک دنيا در روپرتزبرگ(Rupertsberg - براي گروه همسرايان خود به آفرينش موسيقي مي‌پرداخته‌اند. با اين سيطره و حاکميت کليسا، جاي شگفتي نيست که طي سده‌هائي متمادي از قرون وسطا فقط موسيقي مذهبي تصنيف شده است.  در قرون وسطا، سبک معماري از اسلوب رومانسک، که در کليسائي مربوط به سدهٔ يازدهم (در بالا) ديده مي‌شود، به سبک گوتيک در کليساي جامع رنس(reims) از سدهٔ سيزدهم(تصوير چپ) تحول يافت.  گر چه سازهائي متنوع براي همراهي موسيقي به‌کار گفته مي‌شد اما بخش عمدهٔ موسيقي قرون وسطا آوازي بود. گرچه فقط در برخي از دست نوشته‌هاي موسيقي اين دوران اشاره‌هائي مشخص به سازها شده اما نقاشي‌ها و توصيف‌اي ادبي بر جا مانده از اين دوران گواه آن است که ساز نيز به‌کار گرفته مي‌شده است. کليسا با نظر به نقش پيشين سازها در آئين‌هاي کفرآلود(غير مسيحي) به استفاده از ساز روي خوش نشان نمي‌داد.  به هر تقدير از حدود ۱۱۰۰ ميلادي به بعد، سازها به‌گونه‌اي فزاينده در کليسا به‌کار گرفته شدند. ارگ برجسته‌ترين سازها بود؛ سازي در آغاز زمخت و خشن که شستي‌هاي کوبشي آن با مشت نواخته مي‌شد و به دَم‌هائي نيرومند نياز داشت. صداي اين ارگ‌ها چنان قوي بود که تا چند کيلومتري شنيده مي‌شد. ارگ به‌تدريج به چنان ساز انعطاف‌پذيري بدل شد که توانائي اجراء موسيقي ظريف و پيچيدهٔ پُلي‌فونيک را يافت. در اين ميان، کشيش‌ها از اينکه سازهاي پُرسر و صدا سبب آشفتگي حواس عبادت ‌کنندگان مي‌شدند گلايه داشتند براي نمونه، يکي از راهبان بزرگ سدهٔ دوازدهم مي‌گويد: 'کليسا از چه رو مي‌بايد ارگ‌ها و سازهاي بسيار داشته باشد؟ شما بگوييد، آيا کوبش موحش اصوات بم، بيشتر به تندر مي‌ماند يا آواي لطيف انساني؟ ... و در اين ميان، عامه محو تماشا، لرزان و حيران، نواي ارگ و صداي سنج و سازها را مي‌ستايند' . در اواخر قرون وسطا، ساز منشأ مجادله‌اي مداوم ميان آهنگسازان و مقامات کليسا بود؛ آهنگسازاني که خواستار خلق آثاري استادانه بودند و مقاماتي روحاني که موسيقي را ملازمي محتاط براي آدب و تشريفات مذهبي مي‌خواستند. 
 
موسيقي غيرمذهبي در قرون وسطا:
 
مهم‌ترين بخش از آوازهاي غيرمذهبي(اين جهاني) که با نگارشي قابل درک برجا مانده‌اند در سده‌هاي دوازدهم و سيزدهم به‌دست نجيب‌زادگان فرانسوي که تروبادورها(troubadours) و تروورها(trouveres) ناميده مي‌شدند ساخته شده است. از سرشناس‌ترين اين 'شاعر - موسيقيدان‌' ها، يکي تروبادور، گيوم نهم، دوک آکوئي‌تِن(Guillaume Ix duke of Aquitaine) از جنوب فرانسه و ديگري تروور شَستولِن دوکوسي(Chastelain de Couci) از شمال فرانسه بوده‌اند. در اين عصر شواليه‌ها، سلحشوران همان‌گونه که بيشتر مي‌توانستند با نبردي شجاعانه به آوازه و اعتبار فراوان دست بيابند، به‌عنوان شاعران موسيقي نيز پُر آوازه مي‌شدند. بسياري از آوازهاي عاشقانه‌اي که آنها مي‌خوانده‌اند به اين سبب برجا مانده‌اند که نجبا، کشيش موسيقيداني داشته‌اند که اين آثار را مي‌نگاشته است. اين آوازها اغلب توسط خنياگران دربار اجراء مي‌شد و مضمون عاشقانه داشت؛ اما آوازهائي دربارهٔ جنگ‌هاي صليبي، ترانه‌هاي رقص و آوازهاي گروهي يا برگردان‌هاي متعدد نيز وجود داشته است. در جنوب فرانسه، بانوان تروبادوري - مانند بئاتريز دو ديا(Beatriz de Dia) - بوده‌اند که آوازهائي دربارهٔ مردان مي‌سرائيده‌اند.  حدود ۱۶۵۰ ملودي از تروبادورها و تروورها برجا مانده است. در نت‌نگاري آنها اشاره‌اي به ريتم ديده نمي‌شود، اما شايد بسياري از آن ها وزني دقيق و ضرب مشخص و واضحي داشته‌اند. به اين ترتيب آنها از سرودهاي بي‌وزن و آزادگرگوريائي متمايز مي‌شوند. در قرون وسطا، مطربان دوره گرد در قلعه‌ها، ميخانه‌ها و ميدان‌هاي شهر به اجراء موسيقي و بندبازي مي‌پرداختند؛ محروم از حقوق شهرنشيني و در پست‌ترين مرتبهٔ و جايگاه، اجتماعي، هم‌تراز بردگان و روسپيان، فقط شمار اندکي بخت آن را داشتند که شغلي دائم در خدمت اشراف بيابند. آنان در عصري که هيچ روزنامه‌اي وجود نداشت، يک عامل مهم خبررساني بودند. آن ها اغلب سروده‌هاي ديگران را مي‌خواندند و بر چنگ‌ها، فيدل‌(fiddle، سازي زهي - آرشه‌اي - نياي ويولون امروزي). و لوت‌ (lute، سازي زهي - زخمه‌اي)‌هايشان نغمه‌هاي رقص مي‌نواختند. 
 
استامپي(سده ي سيزدهم): 
 
استامپي(estampie)، رقصي قرون وسطائي و يکي از قديمي‌ترين فرم‌هاي سازي برجا مانده است. در دست‌نويس اين استامپي، يک خط ملوديک تنها به نگارش درآمده است و مطابق معمول آن زمان اشاره‌اي بر اين که کدام ساز ملودي را بنوازد ديده نمي‌شود. در ضبط ما از اين قطعه، ملودي به‌وسيلهٔ يک ربِک(rebec) (سازي زهي - آرشه‌اي)، و يک پايپ (pipe) (ساز بادي لوله‌اي شکل) اجراء مي‌شود. چون احتمال مي‌رود خنياگران قرون وسطائي نغمه‌هاي رقص را با بداهه‌نوازي ساده‌اي نيز همراهي مي‌کرده‌اند، نوازندگان در اين اجراء صداهائي زمينه(۱) - در اينجا، دو نت همزمان و تکرارشونده به فاصلهٔ پنجم از يکديگر - را که با سازي به‌نام پسالتريون (psaltery) (سازي زهي - زخمه‌اي) نواخته مي‌شود به ملودي رقص افزوده‌اند. استامپي وزن سه‌تائي و ريتمي قوي و چالاک دارد. (۱) . drone، که در اينجا صداي زمينه آمده، اصطلاحي است که به‌طور معمول براي صدا(با صداهائي) ثابت، بم و ممتد که با سازهاي بم - به‌ويژه سازهاي بادي - نواخته مي‌شود به‌کار مي‌رود - م. 

منبع: سايت ويستا

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 36970 -1 -1

سینما
ادبیات
کتاب و کتابخوانی
هنری
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse