مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ شنبه ۸ شهريور -اِسَّبِت ٤ ذو القعده ١٤٣٥ - Saturday August 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  360   بازدید    تاریخ درج مطلب  23/9/1391    
 
 
رضایت شغلی، سلامت روانی می آورد

 یکی مدام آه می کشد، یکی دست را زیر چانه می زند و روی کاغذهای چیده شده روی میز خط های کج و معوج می کشد و وقت می کُشد، یکی مرتب از پشت میز کار بلند می شود و با همکاران بخش های مختلف درِگوشی حرف می زند و از هر دری گلایه می کند، یکی رفتن به جهنم از آمدن به محل کار برایش خوشایند تر است، دیگری تا مشغول کار است، مدام خودخوری می کند و به امید تمام شدن زمان کار، ساعت را نگاه می کند، آن دیگری زیاد از حد غرغر می کند و آن دیگری تا فرصتی بیابد از محل کار جیم می شود و اگر دستش برسد هفته ای چند بار با دیگران بگومگو می کند. همه این آدم ها یک درد مشترک دارند؛ درد این ها نارضایتی از شغل و لذت نبردن از محیط کار است. اگر آدم ها کارشان را با علاقه انتخاب کرده باشند و از روی اجبار به سمت شغلی نرفته باشند حتی اگر محیط کار، ناملایماتی هم برایشان داشته باشد آن ها به جای ابراز نارضایتی با شرایط سازگار می شوند.

استعدادهای ناشناخته

ضرورت کشف استعداد ها و توانایی هایی که هر فرد با آن ها زاییده می شود، فقط تبلیغ شرکت های کشف استعداد و متخصصان استعدادیاب نیست، بلکه شناخت هر فرد از توانایی هایش نیازی جدی است که اگر به آن اهمیت داده نشود، می تواند به نارضایتی شغلی منجر شود. نارضایتی شغلی بدون علت به وجود نمی آید، گاهی ممکن است این نارضایتی به خاطر انتخاب شغلی باشد که تناسبی با توانایی های فرد ندارد، مثلا کسی برای انجام کارهای هنری خلق شده، اما به اجبار خانواده یا شرایط اجتماعی در رشته حسابداری تحصیل می کند یا برعکس کسی به حسابداری علاقه دارد و این رشته را با عشق ادامه داده، اما وقتی نوبت انتخاب شغل می شود به علت محدودیت های بازار کار در شغلی غیر مرتبط مشغول می شود. پس طبیعی است که این دو گروه ـ هر دو بویژه اگر آدم های حساسی باشند ـ در محیط کار احساس نارضایتی می کنند و هر روز با فشارهای روانی ناشی از این نارضایتی روبه رو می شوند.

 

 

مدیران ناکارآمد، همکاران معترض

برخی مدیران، مدیریت را با ریاست و تدبیر را با داد و فریاد و تنبیه اشتباه می گیرند؛ این ها در هر محیط کاری که باشند حس نارضایتی را به نیروی انسانی تزریق می کنند. این دسته از مدیران سلامت روانی کارمندان شان را به خطر می اندازند، چون شاغلان در یک محیط کار نیاز به حس احترام و به دست آوردن جایگاه متناسب با شأن خود دارند و باید مطمئن باشند بیشتر کار کردن آن ها مترادف با رسیدن به مراتب بالاتر است. داشتن همکاران معترض و ناراضی را نیز منشأ اختلال در سلامت روان افراد می داند و هم نشینی با آن ها را ابزار تولید استرس و سرمنشأ دچار شدن به بیماری های جسمی تلقی می کند. در تمام محیط های کاری کسانی هستند که تیپ شخصیتی شان معترض است. آن ها نسبت به همه چیز اعتراض دارند و حتی اگر همه چیز روبه راه باشد، بازهم موضوعی برای اعتراض و گله پیدا می کنند. طبیعی است اگر افراد در محیط کار با چنین کسانی همکاری نزدیک داشته باشند، منفی گرا و برخوردهای نادرست شان بر آن ها نیز تاثیر می گذارد و حس نارضایتی را به آن ها منتقل می کند. بی شک، ایجاد استرس در افراد و داشتن تنش های درونی و اضطراب پیامد حتمی هم نشینی با چنین آدم هایی است.

برخی اختلال شخصیت دارند

برخی آدم های منفی گرا که همه چیز را با عینک بدبینی می بینند، اختلال شخصیت دارند. این افراد را در زمره شخصیت های ضداجتماعی ـ که افرادی همواره ناراضی اند ـ جا می گیرند برخی معترضان نیز بیماران پارانوییدی هستند که ذهن شان مملو از افکار بدبینانه و منفی است و منفی نشان دادن محیط کار و حتی بد جلوه دادن اتفاقات خوب از ویژگی های آن هاست. دوری کردن از چنین اشخاصی بهترین راه برای نجات روان و حرکت به سمت سلامت جسمی و روانی است.

به خاطر سلامت روان، سازگار شو

«یا زنگی زنگ یا رومی روم»؛ شاید بشود این نسخه باستانی را برای افراد شاغل که در معرض نارضایتی شغلی قرار دارند، پیچید. روان شناسان عقیده دارند آدم های باهوش و بادرایت کسانی هستند که شرایط موجود را می سنجند و بر اساس واقعیت ها تصمیم می گیرند. مثلا کسانی که می بینند اگر شغل شان چند ایراد دارد، اما در عوض منبعی برای درآمد است یا این شغل باعث ایجاد وجهه و جایگاه اجتماعی برایشان می شود پس با ایرادات آن کنار می آیند تا با استفاده از محسنات شغل به درجات بالاتر برسند. به بیان دیگر، دیدن جلوه های مثبت یک شغل بهترین روش برای سازگارشدن با محیط کار است، همان طور که تعریف کردن یک هدف برای خود و تلاش برای رسیدن به آن نیز بهترین انگیزه برای پذیرش ادامه شغل در محیط مورد نظر است. برخی شرایط کاری از حد تحمل برخی افراد خارج است و می تواند به تشدید استرس و درنهایت افسردگی و بیماری های جسمی ناشی از آن منتهی شود. به همین علت چنین افرادی که حاضرند به خاطر استرس های شغلی عطای آن را به لقایش ببخشند، توصیه می شود در صورت امکان هر چه سریع تر آن محیط را ترک کنند و به متعادل کردن کفه سلامت روان شان بیندیشند.

نویسنده: مریم خباز 

منبع: روزنامه جام جم

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :3.0 از 5 امتياز است.


12345
1 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 39656 -1 -1

جامعه شناسی
روانشناسی
آسیب شناسی اجتماعی
خانواده
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse