مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ پنج شنبه ۱۰ مهر -اِلخَميس ٧ ذو الحجه ١٤٣٥ - Thursday October 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  1452   بازدید    تاریخ درج مطلب  18/8/1388    
 
 
عوامل عزت و ذلت از ديدگاه قرآن كريم، احاديث و روايات

خطوط برجسته و طلايي تاريخ ملت ها متعلق به كساني است كه با حريت و آزادي زندگي كرده و عزت و شرافت خود را بر هر مال و منالي ترجيح داده اند، كساني كه از جان و مال و مقام و خاندان گذشته اند اما تن به ذلت نداده اند، افتخار هر ملتي نيز به وجود چنين آزاد مردان است. اديان الهي كه انسان را خليفه خدا و در روي زمين مي دانند ارزش والايي براي مقام را انسان قائل هستند بخصوص دين مقدس اسلام كه بالاترين ارج را براي مقام انسان واقعي منظور داشته است. و لقد كرمنا بني ادم و حملناهم في البر و البحر: و ما فرزندان آدم را بسيار گرامي داشتيم و آن ها را به مركب بر و بحر سوار كرديم .... يعني اين كرامت و شرافت و بزرگواري را در سرشت و آفرينش او قرار داديم. كرامت و عزت و بزرگواري جزئي از سرشت انسان است. اين است كه اگر انسان خود را آن چنان كه هست بيابد كرامت و عزت را مي يابد. اسلام انسان مومن را عزيزتر از هر موجودي به شمار آورده. امام كاظم(ع) فرمود:  المومن اغز من الكبريت الاحمر ... . مومن گرامي تر از ياقوت سرخ است ... امام صادق(ع) فرمود: المومن اعظم حرمه من الكعبه: احترام مومن از كعبه بيشتر است.
و به هيچ وجه به مومن اجازه نمي دهد كه خود را پست و با ذلت جلوه دهد و شرافت انساني خود را پايمال كند. امام صادق(ع) فرمود: ان الله فوض الي المومن كل شيء الا اذلاله نفسه: همانا خداوند هر امري را به مومن تفويض كرده اما ذليل كردن نفس خود را به او اجازه نداده است.
امام علي(ع) فرمود: اكرم نفسك كل دنيه... . نفس خويش را از هر كار پستي برتر و بالاتر بدار... .
 امام صادق(ع) فرمود: ... و لا تكن واهنا يحقرك من عرفك... . و شل و سست مباش كه هر كه تو را ببيند تحقير كند... و از طرف ديگر توصيه و سفارش اكيد به حفظ عزت و كرامت.
امام كاظم(ع) فرمود: ان اعظم الناس قدرا من لايري الدنيا لنفسه خطرا: از همه مردم بلند مرتبه تر و عظيم القدرتر آن كسي است كه اگر تمام دنيا را يك طرف بگذارند او خودش و عزت و نفسش را بر تمام دنيا مقدم مي دارد. يعني حاضر نيست شرافت و كرامت خود را در مقابل اين كه تمام نعمت هاي دنيا را به او بدهند لكه دار كند. حفظ شرافت و عزت نفس براي همه لازم است، اما براي برخي از اصناف مردم لازم تر است كه در راس آن ها نظاميان و حافظان مرز و بوم و آيين قرار دارند، چرا كه عزت آنان، عزت ملت و شرف و مجد آنان، مجد و عظمت دين و آيين است. فالجنود باذن الله حصون الرعيه و زين الولاه و عز الدين... .

علل و عوامل عزت 

در سخنان پيشوايان عزت، مطالبي بسيار درباره علل و عوامل عزت وارد شده است،  عواملي كه در سايه آن ها مي توان فرد را در چارچوب سيره نبوي تربيت كرد، عواملي كه با تدارك آن ها فرد عزيز و در نتيجه نفوذ ناپذير، محكم، راسخ و شكست ناپذير مي شود. اكنون به مهم ترين اين علل اشاره مي شود.

اطاعت خدا

هيچ چيز چون بندگي و اطاعت از خدا آدمي را عزت نمي بخشد از پيام آور عزت روايت شده است كه فرمود: ان ربكم يقول كل يوم: انا العزيز فمن اراد عز الدارين فليطع العزيز  خداوند هر روز ندا مي دهد كه من پروردگار عزيز شمايم، و هر كه خواهان عزت دو جهان است، خداي عزيز را اطاعت كند. اطاعت خدا ذره ناچيز و حقير را به بي نهايت عزيز و قوي مرتبط مي كند و از او موجودي سرافراز مي سازد. از امير مومنان(ع) وارد شده است: اذا طلبت العز فاطلبه بالطاعه: هرگاه خواهان عزت شدي، آن را در اطاعت و فرمانبرداري خداي بجوي. انسان خواهان عزت، بايد آن را از خدا و به سبب اطاعت او بخواهد كه پيام آور عزت(ص) به ابو امامه فرمود: يا ابا امامه! اعز امر الله، يعزك الله: اي ابوامامه، امر خدا را عزيز بدار تا خداوند تو را عزت بخشد.
عزيز داشتن امر خدا در اطاعت و فرمانبرداري اوست كه كليد عزت يابي است و هيچ چيز چون آن راه گشا به اين كمال نيست. از اميرمومنان(ع) وارد شده است: لا عز الا بالطاعه: هيچ عزتي نيست مگر به سبب اطاعت و فرمانبرداري(خداي). مادام كه اين رابطه ميان مخلوق و خالق هستي وجود دارد، و انسان در مدار اطاعت حق است، عزت نيز هست و چون از اين عهد الهي خارج شود، جز ذلتي خفت بار بهره اي نخواهد داشت.

تقواي الهي

تقواي الهي پوششي است كه آدمي را مصون و محكم و استوار مي سازد و او را از آسيب و سستي و ناراستي حفظ مي كند. راغب اصفهاني مي نويسد: تقوا از وقايه است و وقايه به معناي حفظ و نگهداري چيزي است از هر چه كه به(محافظ) قرار دادن از آن چه بيم مي رود(بدان آسيب و زيان رساند). پيامبر عزت فرموده است: من اراد ان يكون ان اعز الناس فليتق الله: هر كه مي خواهد كه با عزت ترين مردمان باشد، پس تقواي الهي پيشه كند. تقواي الهي در ارجمندي آدمي چنان نقش آفرين است كه از امير مومنان(ع) نقل شده است كه فرمود: لا عز اعز من التقوي: هيچ عزتي عزت بخش تر از تقوا نيست. تقوا سرافرازي مي آورد و پرده دري سرافكندگي، تقوا راه مي نمايد و خودخواهي به گمراهي مي كشاند تقوا ارجمند مي كند و گناه خوار مي سازد، تقوا آزاد مي كند و نافرماني به اسارت در مي آورد، تقوا استوار مي سازد و نفسانيت فرو مي پاشد، و چه نيكو فرموده است علي(ع): التقوي تعز، الفجور تذل: تقوا عزت مي بخشد و تبهكاري ذليل مي سازد. بنابراين نسبتي مستقيم و رابطه اي تنگاتنگ ميان تقوا و عزت وجود دارد و هر چه بر آن افزوده شود، اين فزوني مي يابد. تقواي الهي از چنان جايگاهي در عزت بخشي برخوردار است كه پيشواي پرهيزگاران، علي(ع) درباره اش فرمود: لاكرم اعز من التقوي: هيچ كرامتي چون تقوا، انسان را عزيزترين نمي سازد.

انقطاع

به ميزاني كه انسان به خدا تكيه مي كند و از غير خدا گسسته مي شود، به همان ميزان عزت مي يابد. زيرا عزت مختص اوست و جز با گسستن از غير خدا به دست نمي آيد. در خبري مشهور آمده است كه جبرئيل امين خدمت پيامبر اكرم(ص) رسيد و چنين گفت: يا محمد! عش ما شئت فانك ميت و احبب من شئت فانك مفارقه، و اعمل ما شئت فانك مجزي به، و اعلم ان شرك الرجل قيامه بالليل، و عزه استغناوه عن الناس: اي محمد! هر چه مي خواهي زندگي كن، اما مردم است، هر كه را مي خواهي دوست بدار، اما جدايي است، هر چه مي خواهي بكن، اما جزاي آن را خواهي ديد، و بدان كه شرافت انسان در شب زنده داري است و عزت او در بي نيازي از مردم. اين آموزش انقطاع و عزت يافتن در سيره نبوي است. ارجمندي و بزرگي حقيقي در سايه گسستن از غير خدا به دست مي آيد. لقمان حكيم فرزند خود را به انقطاع و قطع طمع مي خواند و در اين جهت تربيت مي كند: پسرم ... اگر خواهان آني كه همه عزت اين جهاني را داشته باشي، از آن چه در دست مردم است قطع طمع كن كه پيامبران و راست كرداران به آن چه دست يافتند، منحصرا به سبب قطع طمع شان بود.

اوصياي پيامبر كه جلوه هاي كامل عزت الهي در مدرسه پيامبرند به سبب انقطاع كامل شان به كمال عزت رسيدند، و از همين روست كه در دعاي شعبانيه امير مومنان(ع) كه بنابر نقل ابن خالويه همه اوصياي پيامبر آن را مي خوانده اند. چنين آمده است: الهي هب لي كمال الانقطاع اليك: خداي من، مرا انقطاع كامل به سوي خود عطا فرما. اولياي خدا از خود گسستند و به خدا پيوستند و به عزت رسيدند و شكست ناپذير شدند. اين سنت خداست كه هر كس طمع خويش بميراند، به عزت دست يابد و عزتش پايدار ماند. از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: اطلب بقاء العز باماته الطمع: ماندگاري عزت را با ميراندن طمع بخواه. تربيت نبوي به انقطاع مي خواند تا آدمي را از اسارت برهاند و به كمال برساند. زيرا زندگي توام با آزادگي و عزت جز با انقطاع طمع فراهم نمي شود كه پيشواي آزادگان، علي(ع) فرموده است: من اراد ان يعيش حرا ايام حياته فلا يسكن الطمع قلبه: هر كس خواهان آن است كه در دوران زندگي خويش آزادانه زيست كند، هرگز طمع را در دل خويش جايگزين نسازد.

ايمان

ايمان به خداوند و اعتقاد به وجود خالق و مدبر دانا و تواناي جهان، بالاترين مجد و شرف را براي انسان به ارمغان مي آورد و در سر لوحه تمام مجدها و بزرگواري هاي انسان قرار دارد. من كان يريد العزه فلله العزه جميعا: لله العزه و لرسوله و للمومنين: امام صادق(ع) فرمود: فالمومن يكون عزيزا و لايكون ذليلا: مومن عزيز است و هرگز ذليل نمي شود.

جهاد

جهاد در راه خدا باعث سركوبي دشمنان انسانيت و موجب سرافرازي اسلام و عزت آيين است. تنها وسيله اي كه پيروان حق براي نزديكي به خداوند بدان دست مي يازند، ايمان به خداوند و فرستاده او و جهاد در راه او، كه بالاترين مرتبه عزت در اسلام است: و الجهاد في سبيله فانه ذروه الاسلام: و خداوند متعال جهاد را براي عزت اسلام قرار داده است: و(افرض الله) الجهاد عزا للاسلام: و در حديث ديگر از رسول خدا(ص) آمده است: ذروه الاسلام الجهاد في سبيل الله لايناله الا افضلهم: رفيع ترين چشم انداز اسلام، جهاد در راه خداست كه جز بهترين مسلمان ها به آن دست نيابند. جهاد و پيكار در راه خدا نه تنها عزت براي كساني است كه در آن شركت مي كنند بلكه براي نسل هاي آينده نيز موجب عزت و شرافت است. رسول خدا(ص) فرمود: اغزوا تورثوا ابنائكم مجدا: پيكار كنيد تا براي فرزندان تان مجد و بزرگواري ميراث گذاريد. امير مومنان و سرور مجاهدان در وصف جهاد مي فرمايد: بعد از اعتقاد به اسلام، اشرف اعمال جهاد است كه موجب قوام و استواري دين است و اجر عظيم دارد و در عين حال با عزت و مناعت همراه است ... .

قرآن و اهل بيت

قرآن، كتاب محكم الهي و اهل بيت عصمت و طهارت دو مشعل فروزان هدايتند كه تمسك به هر دوي آن ها و پيروي از دستورات شان موجب سعادت و ترك آن ها يا يكي از اين دو موجب گمراهي و ضلالت است. رسول خدا(ص) فرمود: اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي ... : روشن است كه راه يافته و سير كننده در صراط مستقيم عزيز است و آن كه از مسير سعادت منحرف و گمراه گشته، ذليل است. اميرالمؤ منين(ع) درباره قرآن مي فرمايد: ثم انزل عليه الكتاب نورا... و عزا لاتهزم انصاره و حقا لا تخذل اعوانه ... : پس قرآن را بر او فرستاد، نوري كه چراغ آن فرو نميرد... و عزتي است كه يارنش را شكست و ناپايداري نباشد و حقي كه ياورانش را زيان و خواري نباشد. امام صادق(ع) نيز در مورد اهل بيت و تبعيت از ايشان مي فرمايد: معنا رايه الحق، من تبعها لحق و من تاخر عنها غرق، الاوبنا يدرك تره كل مومن و بنا تخلع ربقه الذل عن اعناقكم و... : پرچم حق با ماست، هر كس از آن پيروي كند به او مي رسد و هر كسي عقب بماند غرق مي شود، همانا به وسيله ما خونبهاي هر مومني(كه به ناحق كشته شد) گرفته مي شود و به وسيله ما، طوق ذلت از گردن هاي شما برداشته مي شود. اميرالمؤمنين(ع) در اين مورد مي فرمايد:
بنا اهتديتم الظلماء و بنا تسنمتم العليا: به وسيله ما راه يافتيد در تاريكي و به وسيله ما بالا رفته و بر مرتبه بلند رسيديد.

اتحاد و اتفاق

يكي ديگر از عوامل بسيار مهم عزت و شرافت ملت ها و اجتماعات، همدلي، هماهنگي و وحدت كلمه بين افراد آن جامعه مي باشد. سخنان امير مومنان(ع) در نهج البلاغه، نكات بسيار ارزنده اي را در اين مورد آشكار مي سازد، از جمله در مورد عزت و نيرومندي عرب و جهت اسلام و اتحادشان مي فرمايد: و العرب اليوم، و ان كانوا قليلا، فهم كثيرون بالاسلام عزيزون بالاجتماع: و عرب امروز اگر چه در شمار اندكند اما با يك دلي و يك سخني در اسلام عزيزند و بسيار. و درباره امت هاي گذشته و سرنوشت آن ها در حال اتحاد و اتفاق مي فرمايد: پس بنگريد آن گاه كه گروه ها فراهم بودند و همگان راه يك آرزو مي پيمودند چگونه مي آسودند و دل ها راست بود و با هم ساز وار و دست ها يكديگر را مددكار، شمشيرها بر ياري هم آخته و ديده ها به يك سو دوخته و اراده ها در پي يك چيز تاخته. آيا مهتران سراسر زمين نبودند و بر جهانيان فرمانروايي نمي نمودند!؟ پس بنگريد كه پايان كارشان به كجا كشيد چون ميان شان جدايي افتاد... .

كمالات روحي و صفات كمالي

كمالات روحي و صفات كمالي از جمله عللي است كه نقش ايجاد و حفظ عزت را دارد، مادام كه انسان متصف به اين كمالات است، عزيز است، و با كم رنگ شدن اين صفات و روحيات عزت نيز كم رنگ مي شود. از جمله اين صفات و كمالات مي توان به موارد زير اشاره كرد:

انصاف

پاس داشتن عدل و داد و رعايت حق مردمان و با آنان به راستي رفتار كردن، از جمله اموري است كه عزت آدمي را پايدار مي كند و افزون مي سازد. از امام محمد باقر(ع) روايت شده است كه: امير مومنان(ع) در ضمن سختي فرمود: الا انه من ينصف الناس من نفسه لم يزده الله الا عزا: بدانيد هر كه از خود به مردم انصاف دهد، خداوند جز عزتش نيفزايد.

قيام به حق و گرفتن حق

مادام كه انسان براي حق برخيزد و در برپايي حق بكوشد در عزت خداست و خداوند از هر كه اقامه حق و داد كند خواري ببرد و لباس ارجمندي و بزرگي بر تنش كند. از امام عسكري(ع) چنين نقل شده است: ما ترك الحق عزيز الا ذل، و لا اخذ به ذليل الا عز هيچ عزيزي حق واننهاد مگر آن كه خوار شد، و هيچ خواري اقامه حق نكرد مگر آن كه عزيز شد.

در گذشتن در عين قدرت و بخشش و پيوند

بزرگواري و گذشت و بخشش از جمله اموري است كه عزت آفرين است و هر چه اين كلمات در انسان افزون شود بر عزتش افزون مي شود. پيامبر بزرگوار و ارجمند اسلام فرموده است: عليكم بالعفو، فان العفو لا يزيد العبد الا عزا، فتعافوا يعزكم الله: بر شما باد به گذشت كه گذشت كردن جز بر عزت بنده نمي افزايد، پس از يكديگر در گذريد تا خدا شما را عزيز كند. هم چنين شيخ طوسي(ره) به اسناد خود روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: من عفا عن مظلمه ابدله الله بها عزا في الدنيا و الاخره: آن كه از ستمي گذشت كند، خداوند در عوض آن به او عزت دنيا و آخرت بخشد. جابر از امام باقر(ع) روايت كرده است كه فرمود: ثلاث لايزيد الله بهن المرء المسلم الاعزا: الصفح عمن ظلمه، و اعطاء من حرمه، و الصله لمن قطعه: سه چيز است كه خداوند به وسيله آن ها جز عزت انسان مسلمان را نيفزياد: گذشت از كسي كه به او ستم روا داشته، و بخشيدن آن كه او را محروم ساخته، و پيوند با آن كه از او بريده است.

فرو خوردن خشم

آن كه بر وجود خود قاهر است و خشم خود را فرو مي خورد به عزت الهي نايل مي شود. از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: ما من عبد كظم غيظا الا زاده الله عزوجل عزا في الدنيا و الاخره: و قد قال الله عزوجل: (و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس و الله يحب المحسنين) و اثابه الله مكان غيظه ذلك: هيچ بنده اي خشمي را فرو نخورد، مگر آن كه خداي عز و جل عزت او را در دنيا و آخرت بيفزايد؛ و همانا خداي عز و جل فرموده است: و آنان كه فرو خوردگان خشم و در گذرندگان از مردمند، و خدا نيكوكاران را دوست دارد. و خدا به جاي فرو خوردن خشمش او را چنين پاداش مي دهد.

صبر و استقامت

صبر و استقامت از مهم ترين علل به وجود آورنده و پايدارنده عزت است. صبر در برابر گناه، صبر در طاعت خدا، صبر در مصيبت ها و صبر در برابر مال و مقام و خود را حفظ كردن آدمي را محكم و استوار مي كند.

صد هزاران كيميا حق آفريد
كيميايي هم چو صبر آدم نديد
 
امام صادق(ع) فرموده است: من صبر علي مصيبه زاده الله عز و جل عزا علي عزه؛
هر كه به مصيبتي شكيبايي ورزد، خداي عز و جل عزت بر عزتش بيفزايد.

شجاعت

شجاعت از كمالاتي است كه آدمي را استوار مي سازد و عزتش را نگه مي دارد چنان كه در سخنان علي(ع) وارد شده است: الشجاعه احد العزين: شجاعت يكي از دو عزت است. شجاعت چنان عزت آفرين است كه خود برابر با تمام عزت هاي ديگر است و نمي گذارد آدمي تن به خواري و پستي دهد كه علي(ع) فرموده است:
الشجاعه عز حاضر: شجاعت عزتي است مهيا و آماده.

قناعت

قناعت و گسستن خود از فزون طلبي، آدمي را عزت مي بخشد زيرا زياده خواهي و هوس بي حاصل است كه آدمي را در دامن حسرت و خواري فرو مي برد و چون ريشه اين درخت زده شود، سربلندي و عزت به بار آيد. در سخنان نوراني اميرمومنان(ع) وارد شده است: القناعه تودي الي العز، قناعت به سوي عزت مي كشاند. ثمره القناعه العز، ميوه قناعت عزت است. اقنع تعز: قناعت كن، عزيز باش. القناعه عز: قناعت عزت است. خردمند هرگز از قناعت دست نمي كشد و تن به خواري نمي سپارد.

عزت ز قناعت است و خواري طمع
با عزت خود بساز و خواري مطلب
 
برائت از بدي و شر

انسان به ميزاني كه از بدي و شر پاك مي شود و از آن دوري و بيزاري مي جويد به بزرگي و ارجمندي مي رسد؛ وارهيدن از آن، پيوستن به اين را مي آورد. امام صادق(ع) فرمود: من بري من الشر نال العز: هر كه از شر و بدي برائت جويد به عزت دست يابد.

علم و حلم

لاشرف كالعلم و لا عز كالحلم... هيچ شرف چون دانايي و هيچ عزت چون بردبار بودن نيست ...

صبر و تحمل

اميرالمؤمنين(ع) نتيجه صبر و تحمل امت هاي گذشته را چنين بيان مي فرمايد: ... تا خدا ديد چگونه در راه دوستي او بر آزار شكيبايند، و چسان از بيم او ناخوشايند را تحمل مي نمايند، از تنگناهاي بلا گشايشي برايشان پديد آورد. و از پس خواري، ارجمندشان فرمود و آرامش را جايگزين بيم كرد.

حسن خلق

اميرالمؤ منين(ع) فرمود: عليكم بمكارم الاخلاق فانها رفعه و اياكم و الاخلاق الدنيه فانها تضع الشريف و تهدم المجد: بر شما باد به اخلاق نيكو چرا كه موجب رفعت و بلندي است و بپرهيزيد از اخلاق پست. زيرا شخصي بزرگ را پست مي كند و مجد و عزت را نابود مي سازد.

تواضع

رسول خدا(ص) فرمود: التواضع لايزيد العبد الا رفعه فتواضعوا يرفعكم الله: فروتني جز بر رفعت و بلندي مقام بنده نمي افزايد پس تواضع پيشه كنيد تا خداوند مقام شما را بالا برد.

اطاعت از رهبران عادل

و طاعه ولاه العدل تمام العز: و فرمانبرداري از واليان عادل نهايت عزت است.

صدق

اميرالمؤمنين(ع) فرمود: الصدق عز: راستي عزت است. الصادق علي شفا منجاه و كرامه ... راستگو بر كنگره هاي رستگاري و بزرگواري است ...

موجبات ذلت و نفاق و دوستي با كافران

خداوند متعال در قرآن مجيد بيان مي فرمايد: كه عزت تنها از آن خدا و پيامبرش و مومنين مي باشد و لكن منافقين درك نمي كنند و در آيه ديگر به منافقين كه كافران را دوست مي دارند و در پي كسب عزت در پيش آنان هستند وعده عذاب مي دهد. بشر المنافقين بان لهم عذابا اليما. الذين يتخذون الكافرين اولياء من دون المومنين ايبتغون عندهم العزه لله جميعا: و مژده بده منافقين را به اين كه عذاب دردناك برايشان (مقرر) است. آنان كه مومنان را ترك گفته و كافران را دوست گرفتند، آيا عزت را در پيش ايشان جستجو مي كنند پس همانا تمام عزت براي خداست.

طلب عزت از غير خدا

چنان كه از آيه شريفه معلوم شد تمام عزت براي خداست پس هر كس غير از خداوند متعال طلب عزت نمايد و به خاطر كسب شرف و كرامت به سوي غيرخدا دست دراز كند، ذليل خواهد شد. اميرالمؤ منين(ع) در اين باره مي فرمايد: من اعتز بغير الله سبحانه ذل: هر كس به غير خدا عزت يابد، ذليل شود. و به همين مضمون از رسول خدا(ص) نيز روايت شده است كه: من اعتز بالعبيد اذله الله: هر كس به بندگان عزيز گردد خداي تعالي وي را ذليل كند.

ترك جهاد

رسول خدا(ص) مي فرمايد: للجنه باب يقال له باب المجاهدين ... قال: فمن ترك الجهاد البسه الله ذلا و فقرا في معيشته و محقا في دينه: بهشت دري دارد كه به آن باب مجاهدان گفته مي شود... و فرمود: پس هر كس جهاد را ترك كند خداوند لباس مذلت را به اوي مي پوشاند... چنان كه جهاد تنها موجب عزت براي نسل جهادگر در هر عصر نيست، بلكه موجب سرافرازي نسل هاي آينده نيز مي باشد، در مقابل ترك جهاد هم موجب ذلت و سرافكندگي براي نسل حاضر و آينده مي شود. اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد: فعاودوا الكر، و استحيوا من الفر، فانه عار في الاعقاب، و نار يوم الحساب: پس پشت سر هم حمله آوريد و از فرار شرم كنيد كه موجب سرافكندگي و عار در نسل هاي بعد و نيز سبب آتش در روز حساب است.

سستي در جهاد و فرصت دادن به دشمن

بايد به موقع و در اولين فرصت ممكن به جهاد اقدام كرد و فرصت را از دست دشمن خارج نمود و با ابتكار عمل و سرعت عمل و هوشياري نظامي، دشمن را سركوب كرد. و گرنه اهمال در جهاد و فرصت دادن به دشمن، موجب ذلت خواهد شد. اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد: ... و قلت لكم اغزوهم قبل ان يغزوكم فوالله ما غزي قوم قط في عقر دارهم الا ذلوا: و گفتم با آنان بستيزيد پيش از آن كه بر شما حمله برند و به خدا سوگند با مردمي در آستانه خانه شان نجنگيدند جز كه جامه خواري بر آن مردم پوشاندند.

اختلاف و تشتت

اختلاف و تشتت هر ملتي موجب ذلت، هلاكت و اسارت آنان در بند دشمنان خواهد بود. قرآن كريم مي فرمايد: و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم: راه نزاع و اختلاف نپيماييد كه سست شويد و شوكت و قدرت شما از بين برود.

زير سلطه بودن

انساني كه خداوند او را آزاد آفريده اگر به اختيار خود، طوق بندگي قلدران حاكم را به گردن افكند، شرافت انساني خود را نابود كرده است. اميرمومنان(ع) مي فرمايد:
... و لاتكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا: ... بنده ديگران مباش در حالي كه خداوند ترا آزاد آفريده است. و در بياني ديگر مي فرمايد: كل عزيز داخل تحت القدره فذليل: هر ارجمندي كه تحت سيطره قدرتي باشد ذليل است.

تجمل پرستي

تجمل پرستي و تشريفات گرايي موجب نيازمندي و وابستگي است؛ زيرا زندگي تشريفاتي حد و مرزي ندارد تا با رسيدن به آن نياز مرتفع شود و از جهت همين نياز، وابستگي پيش مي آيد. وابستگي به افراد يا منابعي كه اين نيازمندي را بتوانند بر طرف كنند، موجب ذلت و خواري براي انسان مي شود؛ زيرا تامين كنندگان اين گونه نيازها به شرط تامين منافع خود و بهره بري از شخص وابسته، اقدام به اين كار مي كنند. خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: اي پيامبر بگو - امت را - اگر شما پدران، فرزندان، برادران، زنان، خويشاوندان و اموالي كه جمع آورده ايد و تجارتي كه از كسادي آن بيمناكيد و منازلي را كه به آن دل خوش داشته ايد، بيش از خدا و رسولش و جهاد در راه او دوست مي داريد، پس منتظر باشيد تا امر خدا برسد - و دنيا طلبان بدكار از كار خويش پشتيبان شوند - و خداوند بدكاران را - به راه بهشت و سعادت - هدايت نخواهد كرد.

اخلاق ناپسند

رفتارهاي ناپسند و مذموم، موجبات ذلت انسان را فراهم مي كند. اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: ... و اياكم و الاخلاق الدنيه فانها تضع الشريف و تهدم المجد: بر حذر باشيد از اخلاق پست چرا كه انسان بزرگوار را پست مي كند و مجد و كرامت را نابود مي سازد. و از جمله اخلاق هاي زشت كه انسان را به خواري دچار مي كند تكبر و دروغگويي است. علي(ع) مي فرمايد: من تكبر علي الناس ذل: هر كس با مردم با تكبر برخورد كند ذليل مي شود. اميرالمؤ منين(ع) مي فرمايد: و ان الكاذب لمهان ذليل: همانا دروغگو پست و خوار است.

منبع: انتشارات نمايندگي ولي فقيه

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :4.6 از 5 امتياز است.


12345
12 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 4100 -1 -1

اخلاق
ادیان و مذاهب
مهدویت
اهل بیت (ع)
فلسفه و عرفان
احکام اسلامی
قرآنی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse