مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۸۹ جمعه ۱۹ شهريور -اِجُّمعَة ١ شوال ١٤٣١ - Friday September 2010
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  10   بازدید    تاریخ درج مطلب  19/11/1388    
 
 
روحانيون و انقلاب اسلامي

الف) نقش برجسته ي امام خميني در انقلاب اسلامي: در همه ي انقلاب ها نقش رهبري در ايجاد و تكوين خط جديد و به دنبال آن نظام سياسي و اجتماعي جديد، انكارناپذير است؛ اما اين نقش در بعضي از انقلاب ها مانند انقلاب اسلامي بسيار برجسته و خاص يك شخصيت است و در پاره اي ديگر به يك جريان يا گروه تعلق مي يابد. در مكتب اراده گرايي، كه خود امام خميني(ره) هم مؤيد آن بودند، به نقش رهبري در وقوع انقلاب تأكيد مي گردد. به هر روي، قيام 15 خرداد 1342 اين رهبري را محرز و زمينه ي نقش تعيين كننده ي امام خميني را در وقوع انقلاب اسلامي فراهم ساخت. بسيج عمومي يكي از مهم ترين عوامل در وقوع انقلاب است. هر چند اين بسيج موقوف به وضعيتي است كه از اراده ي افراد خارج و نقش رژيم پيشين در ايجاد نارضايتي عمومي بسيار زيادتر از نظريه هاي انقلاب است؛ اما هم سو كردن همه ي نيروها و ايجاد زمينه ي انقلاب هم نيازمند طراحي و مهندسي است كه تاكنون به نام بزرگان تاريخ ثبت شده است و از آن جمله است كار امام خميني. كار امام خميني را مي توان در چهار نكته تشريح كرد: يكي احياي انديشه ي ديني، دوم سازماندهي انقلابي روحانيت، سوم گردآوري ساير گروه ها زير چتر روحانيت و بالاخره بسيج توده ها.

احياي انديشه ي ديني

لازم به ذكر اين نكته است كه آشنايي ايران با مغرب زمين با هجوم انديشه هاي غربي به سرزمين ما همراه بود و در زمان رضاشاه نمادهاي تمدن غرب و تغيير روش زندگي مردم به سبك غرب نيز به گونه اي اقتدارگرايانه آغاز شد. اين الگو در تركيه نيز به كار گرفته شد و گمان مي رفت پس از يكي دو دهه، اعتقاد به دين در تركيه و ايران از بين برود؛ اما دست كم به دو دليل در ايران چنين نشد: يكي وجود روحانيت شيعه و ديگري باور قوي مردم همراه فرهنگ دولت ستيزي ايرانيان كه فرامين حكومت ها را معكوس عمل مي كردند. در عين حال اين خطر وجود داشت كه به مرور ايام، مردم از شعائر ديني غفلت كنند، اما وجود تقيه از يك سو و وجود مراكز تشيع در عراق از سوي ديگر، از چنين كاري جلوگيري كرد. در زمان پهلوي دوم هم ترس و احترامي كه حكومت نسبت به آيت الله بروجردي داشت، دست آن را در سركوب روحانيت و گسترش اعمال ضد مذهبي مي بست. پس از رحلت آيت الله بروجردي، چنين تصور مي شد كه مانع از بين رفته است. در چنين وضعيتي قيام 15 خرداد صورت پذيرفت كه نتيجه ي آن عبارت بود از تثبيت رهبري امام خميني و تبديل مساجد به كانون هاي مقاومت و بالاخره شكاف ترميم ناپذير روحانيت و حكومت. محور اصلي بحث امام خميني در احياي انديشه ي ديني، در مبارزات سياسي واقعه ي عاشورا بود: «امام حسين(ع) نيروي چنداني نداشت و قيام كرد... دربار اموي خيلي خوشحال مي شد كه سيدالشهدا بنشيند و حرف نزند و آن ها بر خر مراد سوار باشند».[1] پس از اين ارجاع عام، بايد به تأثير كتاب«ولايت فقيه»[2] توجه كرد. در حقيقت اين كتاب بر آن چه محال تلقي مي شد، نقطه ي پايان گذاشت و با صراحت تشكيل حكومت اسلامي را مطرح كرد. امام خميني در كتاب«البيع» نيز دلايل ضرورت حكومت اسلامي را بيان داشته، مي فرمايد: «لزوم حكومت براي گسترش عدالت، تعليم و تربيت، حفظ نظم، رفع ظلم... از واضح ترين احكام عقول است».[3] اما آن چه شايد از همه ي اين نكات مهم تر باشد، نطق هاي آتشين امام خميني و ترويج اين انديشه بود كه اسلام تنها راه رهايي مردم مستضعف و مسلمان از چنگال استعمار و استكبار است. اين نكته، در احياي انديشه ي اسلام سياسي، در عصري مؤثر افتاد كه مبارزه ي چپ گرايانه با امپرياليسم و استعمار تنها راه رهايي به شمار رفته و بر جريان  هاي فكري و روشن فكري مسلط شده بود؛ اما اين راه در جنگ هاي چريكي و آموزه هاي ماركسيستي خلاصه مي شد. زيرا راه دومي كه در عرصه ي گيتي گرايي(سكولاريسمي) مطرح شده بود، يعني تكيه بر ناسيوناليسم، پيش از اين در جريان ملي شدن نفت در ايران يا ملي شدن كانال سوئز در مصر شكست خورده بود. اهميت طرح اسلام سياسي، نقش مذهب در بسيج توده هاي مردم بود وگرنه مبارزات در حصار ذهنيت روشن فكري و ايدئولوژي هاي گيتي گرا(سكولار) محبوس و عقيم مي ماند. در اين ايام دانشمندان ديگري هم وجود داشتند كه پاره اي خلأهاي نظري را پر مي كردند. اما هيچ يك از آن  ها به لحاظ استقامت و حتي درايت سياسي به پايه ي امام خميني نمي رسيدند. به ويژه آن كه ايشان اسلام را به گونه اي مطرح مي كردند كه مسلمانان را از هر ايدئولوژي ديگر مستغني مي گرداند: «اسلام مكتبي است كه برخلاف مكتب هاي غيرتوحيدي، در تمام شئون فردي و اجتماعي و مادي و معنوي و فرهنگي و سياسي و نظامي و اقتصادي دخالت و نظارت دارد و از هيچ نكته ولو بسيار ناچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادي و معنوي نقش دارد فروگذار ننموده است».[4]

سازماندهي انقلابي روحانيت

روحانيت شيعه در طول تاريخ با حكومت هاي ديني و عمدتاً ظالم درگير بوده است؛ اما اين درگيري سازماندهي شده نبود و بيشتر، حركت هاي توده واري بود كه چندين عالم ديني آن ها را هدايت مي كرد. تقريباً تا درگذشت آيت الله بروجردي اين وضع ادامه داشت؛ اما پس از آن گروه جديدي از روحانيون به رهبري امام خميني(ره) شكل گرفته، قدم به ميدان مبارزه گذاشتند. امام(ره) طي بيانيه اي سياسي در سال 1323، روحانيون را به قيام دعوت كرده، مي نويسد: «... هان اي روحانيين اسلامي! اي علماي رباني! اي دانشمندان دين دار! اي گويندگان آيين دوست! اي دين داران خداخواه! امروز روزي است كه نسيم روحاني الهي وزيدن گرفته و براي قيام اصلاحي بهترين روز است...».[5] امام پس از احراز مقام مرجعيت، در اوايل دهه ي 40 خورشيدي، امكان بيشتري براي مداخله در امور سياسي پيدا كرده، شبكه ي گسترده اي از شاگردان خود را با مسايل سياسي و مبارزاتي آشنا نمود، ايشان در فرازهاي مختلف از رابطه ي روحانيت و سياست ياد نموده است كه الگوي عمل بسياري از پيروان ايشان گرديد و روحانيت را به طور گسترده با مسايل سياسي درگير نمود. در اين جا به نمونه هايي از بيانات امام(ره) در اين باره اشاره مي كنيم: «اين را كه«ديانت بايد از سياست جدا باشد و علماي اسلام در امور اجتماعي و سياسي دخالت نكنند» استعمارگران گفته و شايع كرده اند. اين را بي دين ها مي گويند. مگر زمان پيغمبر اكرم(ص) سياست از ديانت جدا بود؟...»[6] «مسأله ي جدا بودن دين از سياست، مسأله اي كه با كمال تزوير و خدعه طرح كردند حتي ما را هم مشتبه كردند، حتي كلمه ي آخوند سياسي يك كلمه ي فحش است در محيط ما...»[7] «لكن در عين حالي كه فقيه هستيد جناح سياست را رها نكنيد، تفكر كنيد در امور، وارد بشويد در امور، دخالت كنيد در امور«من فقيهم و ديگر كاري ندارم به چيزي» نمي شود اين...»[8] «علماي اسلام وظيفه دارند از احكام مسلّمه دفاع كنند، از استقلال ممالك اسلامي پشتيباني نمايند. از ستمكاري ها و ظلم ها اظهار تنفر كنند، از پيمان با دشمنان اسلام... اظهار انزجار كنند».[9] «شما اي علماي بزرگ اسلام و سياسيون بزرگ كه از فشار شاه هراسي به دل راه نمي دهيد، نشانه ي اتحاد و قوت روحيه ي ملت هستيد و در اين موقع حساس نه تنها بايد استقامت كنيد بلكه روحيه ي عالي مقاومت جامعه را هر چه بيشتر تقويت كنيد».[10] اين گونه سخنان امام تفكر تازه اي در ميان روحانيون به وجود آورد به طوري كه علي رغم هزينه ي سنگين مخالفت با نظام سياسي به طور وسيع درگير انقلاب گرديد. گر چه اثبات حضور روحانيت در صحنه‎ي  مخالفت با رژيم پهلوي جاي ترديدي ندارد؛ دو شاخص مهم تعداد شهداي روحانيت و تعداد روحانيون ممنوع المنبر، دلايل معتبري براي حضور فعال روحانيت در صحنه ي بسيج انقلابي است. و مي توان نتيجه گرفت كه روحانيت از اوايل دهه ي چهل شمسي، به طور جدي وارد معادلات سياسي، اجتماعي شده، عملاً در كشمكش هاي سياسي مخالفين و موافقين نظام سياسي نقش فعالانه  اي ايفا نمود و در اين راه رنج هاي زيادي از جمله زندان، شكنجه و حتي شهادت را تحمل نموده است.

گردآوري ساير گروه ها تحت رهبري روحانيت

گروه ها و طيف هاي مختلفي در دهه ي 40 و 50 شمسي مدعي مبارزات سياسي بودند كه آب هيچ كدام در يك جوي نمي رفت. اما كار امام خميني اين بود كه به دو دليل همه ي گروه هاي سياسي را به پيروي از روحانيت تشويق كند: يكي حركت انقلابي و ايستادگي بي چون و چرا در برابر قدرت حاكم و ديگري نشان دادن توان بسيج گروه ها و توده ها كه در توان هيچ گروه ديگري نبود. جان فوران وضعيت را به اين صورت توصيف مي كند: «در متن ساختار طبقاتي ايران، روحانيان، بازاريان، پيشه وران، روشنفكران، كارگران و طبقه هاي حاشيه ي شهري يك ائتلاف مردمي تشكيل دادند. زنان و اقليت هاي قومي نظير كردها، آذري ها و تركمن ها، خارج از مقوله ي طبقاتي، به صورت يك دست در ائتلاف شركت كردند».[11]

پي نوشت ها:
[1]- صحيفه ي نور، ج 1، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1370، ص 17.
[2]- امام خميني، ولايت فقيه: حكومت اسلامي، تهران اميركبير، 1370.
[3]- امام خميني، البيع، جلد 2، ص 471.
[4]- امام خميني، وصيت نامه ي سياسي ـ الهي، انتشارات وزارت ارشاد اسلامي، 1371، ص 8.
[5]- صحيفه ي نور، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1370، ج اول، ص 25.
[6]- روح الله خميني، ولايت فقيه، همان، ص 16.
[7]- صحيفه ي نور، جلد 5، ص 19(سخنراني امام خميني براي روحانيون در 14/ 11 / 57).
[8]- صحيفه ي نور، جلد 5، ص 169.
[9]- صحيفه ي نور، جلد 1، ص 188.
[10]- صحيفه ي نور، جلد 2، ص 196.
[11]- فوران، پيشين، ص 567.

منبع: انديشه قم

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :0.0 از 5 امتياز است.


12345
0 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 5699 -1 -1

تاریخ سیاسی
ایران
جهان
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse