مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ چهارشنبه ۵ آذر -اِلأَربِعا ٣ صفر ١٤٣٦ - Wednesday November 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  7574   بازدید    تاریخ درج مطلب  6/12/1388    
 
 
آداب سخن گفتن

چه بگوییم و چه نگوییم

پیش از آن که خطیب بر کرسی سخن مستقر گردد باید بداند در این مجلس چه می خواهد بگوید و محتوای سخنش چیست؟ چه مواردی از آیات و ورایات، تواریخ و رویدادها، اشعار و امثال و دیگر مطالب را به کار خواهد برد. شناخت هدف، خطی مشی سخنران را تعیین می کند، به وی قدرت روحی و اطمینان خاطر می بخشد، سلطه معنویش را افزایش می دهد، او را از نگرانی و پریشان گویی مصون می دارد، با فکری آرام و خالی از تشویش مسیر سخن را می پیماید، دچار پراکنده گویی نمی شود و در سخنان خویش از این شاخه به آن شاخه نمی پرد. بر عکس، سخنرانی که هدف خود را تعیین ننموده و نمی داند در مجلس چه می خواهد بگوید و چه مواردی را به کار می برد، فکری ناآرام و ضمیری مشوش دارد، او مانند کسی است که می خواهد چشم بسته راه برود و در هر قدم نگران و مضطرب است. نمی داند به کجا می رود، راهش به چه نقطه ای منتهی می گردد و با چه لغزش هایی مواجه می شود.1
حضرت علی(ع) می فرمایند: فکرتم تکلم تسلم من الزلل2 اول فکر کن آن گاه سخن بگوی تا از لغزش ها سالم و محفوظ بمانی. طبق اصولی که بیان شد ما مجاز نیستیم هر سخنی را بر زبان آوریم. ما در سخن گفتن محدودیت داریم یعنی هر کاری که بخواهد خوب انجام شود پر از ضابطه و قانون خواهد شد. برای طراحی یک ساختمان و ساختن آن ما ضوابط و معیارهای زیادی در نظر می گیریم. نساختن آن یا تخریب آن که احتیاج به ضابطه و قانون ندارد. نیک سخن گفتن نیز چون قرار است نیک سخن گفتن باشد نه بد صحبت کردن احتیاج به قواعد و مقرراتی دارد که به برخی موارد آن اشاره می کنیم:

الف: آن چه که حق است بگوییم و از غیر حق بپرهیزیم: نباید زبان گشوده شود جز به حق گفتن و هر آن چه غیر حق بگوید مذموم و ناپسند است و سکوت به مواقع آن صدها بار از صحبت کردن بهتر می باشد. در این قسمت و دو قسمت دیگر برای روشن شدن مطلب، مواردی که سخن گفتن در مورد آن ناپسند است گفته می شود تا با حذف آن ها از کلام خود، سخنور مؤدبی در جمع باشیم.

1) دروغ گفتن:

مـرد بـاید که راستگو باشد  
ور بـبـارد بـلا بـر او چو تگرگ
نام مردی بر او دروغ بود 
کش نباشد به راست گفتن برگ
راستی را تو اعتدالی دان  
که از او شاخ خشک گیرد برگ
سخن راست گو مترس که راست
نـبـرد روزی و نـیـارد مـرگ3

یکی از زشت ترین صفات اخلاقی و مفاصد کلامی، دروغ می باشد تا آن جا که خود دروغگویان آن را نمی پسندند و از هر کس بشنوند زشت می دانند. قتل الخراصون 4
کشته باد دروغگویان. این آیه نشان دهنده شدت زشتی دروغ و تنفر خداوند از دروغگویان می باشد زیرا آن ها به بدترین نحو خیانت در امانت می کنند منظور زبانی است که به امانت به انان سپرده شده و استفاده نابجا از آن بی انصافی و ناسپاسی است. البته باید از هر نوع دروغی چه کوچک باشد و چه بزرگ، جدی باشد یا شوخی، بپرهیزد. چون کسی که به دروغ های کوچک مبتلا شود می تواند دروغ های بزرگ را نیز بگوید. زشتی دروغ به حدی است که خدای متعال در کوچک و بزرگ آن با هیچ کس مسامحه نمی کند و از احدی نمی پذیرد.5

2) تهمت: هر کس که پشت سر شخصی از او چیزی بگوید که در او نیست به او بهتان زده. وقتی کسی مورد تهمت قرار می گیرد، آبرویش می رود، و تا بخواهد از خودش دفاع کند بسیار طول می کشد در این فاصله در جمعی که با آن ها زندگی می کند خوار و خفیف می شود و چه زشت و قبیح است این گونه سخن گفتن و آزار دادن مردم.

3) دشنام و ناسزاگویی: اگر ما قبول کرده باشیم که هدف از سخن گفتن و نیک سخن گفتن این است که انسان ها به هم نزدیک شوند و به هم احترام گذارند و فضای رشد برایشان فراهم شود شخصیت انسان برایشان مهم باشد و انسان بودن صرف نظر از همه اوصاف آن ارزشمند باشد به راحتی قبول خواهیم کرد که فحاشی، هتاکی، دشنام و ناسزاگویی هم چون سم مهلکی است که روابط انسان ها را از بین می برد. در قرآن بزرگ ترین گناه شرک است و گناهکارترین انسان ها مشرکین هستند اما ما حتی حق نداریم به مشرکین دشنام دهیم یا فحاشی کنیم. و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله؛ به(معبود) کسانی که غیر خدا را می خوانند دشنام ندهید.
وقتی ما نسبت به دشمنان خدا حق هتاکی نداریم، حساب بقیه مشخص است و متأسفانه چقدر ما راحت حرمت انسان ها را می شکنیم فقط به خاطر این که مطابق میل ما رفتار نمی کنند.

ب: آن چه که مهم است بگوییم و به غیر مهم نپردازیم: عمدتاً انسان ها زیاد حرف می زنند و ممکن است از هر ده حرف شان یک حرف آن ها به جا و لازم باشد، انسان تا جایی که ممکن است باید از گفتن حرف های اضافه بپرهیزد، یکی از مواردی که ما بین ما شایع است همین بیهوده گویی می باشد که به شرح آن می پردازیم:

1. بیهوده گویی و زیاده گویی: وقت را می توان ساعت ها در خیابان هدر داد، پول را می توان بیهوده خرج کرد و آب را می توان بیهوده مصرف کرد. ساعت ها نیز می توان حرف زد بدون این که دو کلمه حرف حساب در آن باشد. اگر نگاهی به صحبت های خود بکنیم می بینیم که بیشتر حرف های ما انسان ها بیهوده است اما چگونه می توان تشخیص داد سخنی لغو است یا خیر. کافیست از خو بپرسیم آیا این حرف هایی که زده شد اگر گفته نمی شد تفاوتی ایجاد می کرد؟ آیا این سخن ها معرفت جدیدی را برای انسان ها ایجاد کردند؟ آیا این صحبت ها باعث بروز خیرات شدند؟ آیا این حرف ها فایده و نتیجه ای هم داشتند. خلاصه اگر سخنان خود و دیگران را ارزیابی کنیم خواهیم دید چقدر سخنان بیهوده روزانه از دهان مان خارج می شود که هیچ تأثیری ندارد. و اذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه و قالوا لنا اعمالنا و لکم سلام علیکم لا نبتغی الجاهلین. و هرگاه سخن لغو و بیهوده بشنوند از آن روی برمی گردانند و می گویند اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن خودتان، سلام بر شما، ما خواهان جاهلان نیستیم. این ها به سخنان بیهوده گوش فرا نمی دهند و با آنان که نادانان و بیهوده گو هستند بیهوده مجادله نمی کنند. بدون اتلاف وقت و طعنه و استهزاء با گفتار سلام می گذرند. کسانی که از چشمه زلال و همیشه جاری مهر و لطف الهی بهره برده اند و هرگز کار و گفتارشان بدون هدف نخواهد بود همواره نتیجه ای مفید و مناسب در نظر دارند تمام گفته ها و حرکات و سکنات ایشان نه تنها باطل و بی نتیجه نیست با تذکر و توجه به خدای متعال بسیار ارزشمند و سود رسان است و حتی از افکار پوچ و بیهوده هم پاک و پیراسته اند.8 امام علی(ع) می فرمایند: ایاک ان تذکر من الکلام ما یکون مضحکاً و ان حکیت ذلک عن غیرک9 از گفتن سخنی که پوچ و بیهوده است برحذر باش هر چند آن را از دیگری نقل کنی. از گوش دادن به سخنان بیهوده، از گفتن آن و نقل قول دیگری بپرهیزیم.

ج: آن چه که مفید و صلاح است بگوییم و غیر آن را بیان نکنیم:

1) غیبت: اگر صفتی در کسی وجود داشته باشد و مردم از آن بی اطلاع باشند در غیاب شخص به دیگران گفته شد به طوری که آن فرد دیگر و غمناک شود غیبت است. البته صفات زشت شخص که از نظر خداوند هم قبیح می باشد و در ملأ عام انجام گیرد اگر به قصد سوء مثل عیب جویی و سرزنش نباشد غیبت نخواهد بود. در سوره حجرات آیاتی داریم که به صراحت از زشتی غیبت سخن می گویند: و لا یغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یأکل لحم اخیه میتا فکرهتموه و اتقوا الله ان الله تواب رحیم10 و بعضی از شما از برخی دیگر غیبت نکند آیا یکی از شما دوست می دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد که از آن تنفر دارید و از خدا پروا کنید که بی شک خداوند توبه پذیر و مهربان است. غیبت نوعی بازی با شخصیت است، بازی حیثیت و آبروی انسانهاست. انسان اشرف مخلوقات است و حفظ اعتبار و شخصیت وی از سوی دیگران از واجبات مسلم و دستورات مؤکد اسلام است، با توجه به آیه کدام یک از ما می پسندیم که گوشت برادر مرده خود را بخوریم؟ حتی انسان های پلید و ناجوانمرد هم جرأت چنین کاری را ندارند پس چرا غیبت کنیم؟11 آیا صحیح است به جای این که دلی را شاد کنیم، با حرف هایمان زمینه های اندوه آن را فراهم کنیم. علامه مجلسی در باب غیبت شرح جالبی دارد که با هم می خوانیم، غیبت این است که پشت سر کسی حرفی بزند که اگر آن را بشنود غمگین شود، به شرطی که مستور و آبرومند باشد، اگر این بدگویی راست باشد غیبت و اگر دروغ باشد بهتان است. این معنی لغت غیبت است، ولی غیبت در نظر شرع منظور یاد کردن انسان معینی است به هر چیزی که بد می داند به او نسبت دهند با این که در او هست و در عرف هم نقص او محسوب می شود. با قصد بدگویی و نکوهش او، به وسیله ی زبان باشد یا با اشاره و کنایه، تصریح کند یا گوشه دهد و اگر شخصی را معین نکند، غیبت نیست، مثل بدگویی کردن از یک نفر از هر شهر یا بلد. شیخ بهایی فرموده: اگر از یکی از دو نفر به طور نامعلوم بدگویی کند آن هم غیبت است، مثل این که دو نفر قاضی در شهر باشد و او بگوید یکی از آن دو نفر فاسق است. اگر در حضور طرف بدش را بگوید غیبت نیست اگر چه حرام است از نظر آزاری که به او رسانده، مگر به قصد پند و اندرز و اگر در مقام نهی از منکر بد کسی را بگوید، غیبت حرام نیست.12

2) عیب گویی و عیب جویی: طعنه زدن یکی از مردم آزارترین آفات زبان و گفتار است. شاید کمابیش همه انسان ها دارای عیوبی باشند ولی اگر تنها به عیوب آن ها توجه شود و علت اظهار کردن آن از طریق دیگران لطمه زدن به شخصیت آن ها باشد این مسأله موجب دلسردی و کدورت و جدایی بین انسان ها می شود.

عیبجویان کینه ها افزون کنند
سینه ها پر آتش و پر خون کنند

فردی که تنها عیوب دیگران را می بیند و زیبایی های باطنی و ظاهری شخص را نمی بیند مسلماًً صاحب نظر نیست و نمی شود در امور با او مشورت کرد. او لیاقت هم صحبتی را ندارد و هرگز صلاحیت مدیریت را نخواهد داشت چرا که از دیدن واقعیت عاجز است.13 ویل لکل همزة لمزة 14وای بر حال هر شخص بسیار عیب جو و طعنه زن. این عمل به هر صورتی که باشد زشت و ناپسند می نماید چه می خواهد آشکار باشد یا پنهان و اشاره ای، چه در جمع باشد یا به طور تنهایی. البته اثرات سوء آن در میان جمع بیشتر است. چون وقتی عیب کسی را در جمع بیان کردی بقیه نیز متوجه عیوب او می شوند و نظرات شان در مورد او تغییر منفی می کند. این جاست که آدم عیب جو باید جواب گوی اثرات و آثار لطمات وارده به شخص باید باشد. حضرت علی (ع) می فرمایند: شر الناس من کان متتبعا لعیوب الناس عمیا عن معایبه 15 بدترین مردم کسی است که عیب های مردم را بررسی کند و جستجو نماید در حالی که از عیوب خویش غافل است.

3) سخن چینی: از دیگر چیزهایی که به هنگام صحبت کردن از آن باید پرهیز کرد سعایت و نمامه گویی است، زیرا تأثیرات مستقیم این امور ایجاد عوامل بدبینی و دشمنی بین انسان ها است. اعتماد و اطمینان را از بین می برد. مولا امیرمؤمنان علی(ع) می فرمایند: شرارکم المشاؤون بالنمیمة المفرقون بین الاحبة المبتغون للبراء المعایظ 16بدترین شماکسانی هستند که بسیار در پی سخن چینی بوده، جدا کننده دوستان پاکدامن می باشند.

هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد  
بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد

حضرت علی(ع) می فرمایند: الساعی کاذب لمن سعی الیه ظالم لمن سعی علیه 17سخن چینی نسبت به کسی که برای او سخن چینی می کند دروغگو و نسبت به کسی که از او به دیگری سخن چینی می کند ستمگر است.

4) سنجیده گویی: بدحرف زدن، زشت گویی، تندی در گفتار، هتاکی و بی حرمتی از آفات کلام به شمار می آید. بسیاری از دوستی های دیرین و روابط صمیمی، گاهی به خاطر کلامی نسنجیده و اهانت آمیز و تحقیر کننده یا دل آزار، بر هم می خورد. اگر جواب «های»، «هوی»  است جواب سخن مؤدبانه هم پاسخ احترام آمیز است. حضرت علی(ع) می فرمایند: اجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الجواب 18 زیبا سخن بگویید و خطاب کنید تا جواب زیبا هم بشنوید. پس باید تمرین کرد هر حرف را نزد، تازه بعضی از حرف ها هم بی اساس و شایعه است و بازگو کردن آن ها نوعی دامن زدن به شایعات دروغ است و این گناه به شمار می رود به آلوده شدن فضای جامعه می انجامد. حضرت علی(ع) می فرمایند: لا تحدث الناس بکل ما تسمع 19 هر چه را می شنوی برای مردم بازگو مکن. برای چه انسان حرف هایی بزند که هم وقت خودش را بگیرد و هم وقت دیگران را هدر دهد. یکی از گناهان انسان، سرگرم شدن و لعب در دنیا است، لعب این است که انسان فقط وقت گذارنی کند. بدون آن که چیزی عایدش شود و یا به دیگران چیزی برساند. مواردی که مفید و صلاح نیست که انسان آن ها را بگوید توضیح دادیم. چه خوبست که همه آدم ها به وقت مناسب با تقدیر و تشکر از یکدیگر و تعریف به جا و ابراز دوستی و دوست داشتن نسبت به یکدیگر روابط شان را مستحکم تر و پایدارتر کنند.20

چگونه بگوییم و چگونه نگوییم

همان طور که خطیب قبل از آغاز سخن لازم است موارد مورد بحث خود را در نظر بگیرد و بداند در این مجلس چه می خواهد بگوید، هم چنین لازم است موارد به نظر گرفته را در ذهن خود تنظیم کند، بدانید سخن را از کجا شروع کند، هر یک از موارد مورد بحث را در کجا و چگونه بکار برد و سخن را در کجا ختم نماید و تنظیم محتویات بحث در ذهن از جمله مسائل مهم در فن سخن است. به عبارت دیگر مطالب مورد بحث برای سخن به منزله سنگ و سیمان و آهن و دیگر مواد برای ساختمان است و تنظیم مواد سخن همانند بکار گرفتن هر یک از مصالح ساختمانی در جای خود، ساختمان متناسبی را تأسیس می کند و خطیب توانا نیز از مواد جمع آوری شده در ذهن خطابه جالبی را به وجود می آورد.21

الف) طرق مختلف بیان یک مطلب: ما در سخن گفتن ابتدا مفهومی را در ذهن داریم سپس آن را بر زبان می آوریم. اما برای بیان یک مفهوم طرق بسیار زیادی وجود دارد. ما یک مطلب را به ده ها روش می توانیم بازگو کنیم. مثال مشهوری که زده می شود تنوع بیان در امر به نشستن است. شما اگر بخواهید به یک نفر که ایستاده است امر به نشستن کنید به بیان های مختلف می توانید منظور ود را بیان کنید. به این مثال ها توجه کنید. «بنشینید». «خواهش می کنم بنشینید»، «اگر ممکن است لطف بفرمائید و بنشینید»، «استدعا دارم که بفرمائید بنشینید»، «از این که شما ایستاده اید من معذب هستم، خواهش می کنم بفرمائید بنشینید». این ها هم بیانگر یک عمل فیزیکی است. گذشته از آن می توان این بیان ها را نیز آورد: «بنشین». «چرا ایستاده ای بنشین دیگر»، «زود باش بنشین» می بینید که برای القاء یک مفهوم ما می توانیم ده نوع بیان  و بلکه هم بیشتر داشته باشم. اما گذشته از این که نوع کلام مهم است لحن کلام و احساسی که پشت کلام خوابیده است نیز اهمیت دارد. انسان ها مشکل ارتباطی زیادی با هم دارند و بیشترین مشکلات ریشه در کیفیت و نحوه بیان شان دارد خیلی از روابط انسان ها به این دلیل تیره و تار می شود که افراد حرف های صحیح و خوب را به خوبی بیان نمی کنند. خیلی ها بدون این که در ابتدا دشمنی و کینه از هم داشته باشند چون به خوبی با هم صحبت نمی کنند از هم دور می شوند و با هم مشکل پیدا می کنند. برخی روانشناسان برای خوب صحبت کردن توصیه هایی دارند که به بیان چند مورد آن که در باب آداب گفتگو آمده است می پردازیم:
1) با طرف مقابل خود هماهنگ شوید: در فضای فکری طرف مقابل قرار بگیرید، بفهمید او دقیقاً از چه چیزی ناراحت یا خوشحال است. اگر می دانید او فقط نیاز به همدردی دارد و فعلاً مشاوره و راهنمایی کارساز نیست حرف های او را به گونه ای تصدیق کنید و در فرصت مناسب با احتیاط اشکالات او را بگیرید. با شناخت صحیح از طرف مقابل می توانید بفهمید او چگونه آدمی است و از چه چیزهایی خوشحال و غمگین می شود.
2) با علاقه گوش کنید: به طرف مقابل این اطمینان را بدهید که حرف هایش را با علاقه گوش می دهید. اگر طرف مقابل تان خواهر یا مادر و یا همسرتان است وقتی او حرف می زند با تکان دادن سر و گفتن کلماتی هم چون آره، راستی، عجب و... به او این را بفهمانید که به حرف هایش گوش می دهید و اگر طرف مقابل مردی از اعضای خانواده تان است بنابر اقتضای سنی او با سکوت و گاهی همراهی در کلام و ستایش او در انجام کارهایش و بهتر جلوه دادن او به او این اطمینان را بدهید که همراه او هستید و با علاقه به صحبت هایش گوش می دهید.
3) از قطع صحبت خوددای ورزید: قطع صحبت از طرف شنونده در گوینده این حس را ایجاد می کند که به حرف هایش بها داده نمی شود. با کمی سیاست این مشکل قابل حل است. گوینده خویشتن داری کند و با خود فکر کند که شاید قطع صحبت از طرف شنونده خیلی ساده مربوط به طرز صحبت او باشد و هم چنین شنونده سعی کند به انتظار پایان صحبت گوینده باشد و صبر کند.
4) سؤالات خود را ماهرانه مطرح کنید: بعضی ها راحت ارتباط برقرار نمی کنند، صحبت با آن ها کوتاه و بی نتیجه است. با طرح سؤال مناسب می توان صحبت را با آن ها ادامه داد. کسی که جواب سؤال ها را کوتاه می دهد باید با سؤال دیگری که در مورد آن نظرات خاصی دارد مورد خطاب قرار گیرد. این جا باید ماهرانه سؤال کرد و سؤالات چرایی را کنار گذاشت. مثلاً پدر به جای این که از فرزندش- که دیر از مدرسه آمده- بپرسد؟ چرا دیر آمدی؟ اگر بپرسد در مدرسه چه خبر، بهتر است و اگر جواب کوتاهی شنید می تواند دوباره بپرسد راستی فلان دوستت چطور است یا امروز امتحانت را چطور دادی و... در این جا فرزند به صحبت می آید و ارتباط نیز بهتر می شود.
5) سیاست و نزاکت به خرج دهید: صحبت های جدی را از شوخی جدا کنید و سیاستمدارانه به گفتگوی تان جهت دهید.22

ب) راهنمایی قرآن در کیفیت گفتگو: قرآن کریم دستور مهمی برای کیفیت صحبت کردن می دهد: و قل لعبادی یقولوا التی هی احسن ان الشیطان ینزع بینهم ان الشیطان کان للانسان عدوا مبینا؛ ای محمد بندگانم را بگو که همیشه سخن بهتر را (در مقام تکلم) بر زبان آرید(و هرگز حرف زشت مگویید) که شیطان چه بسیار(به یک کلمه زشت) میان شما دشمنی و فساد برمی انگیزد. دشمنی او با آدمیان واضح و آشکار است. خداوند می فرماید تا می توانید با هم خوب صحبت کنید. این دستور غیر از سخن خوب گفتن است، بلکه دستور به خوبی صحبت کردن است. اما چرا تا این حد به کیفیت در لحن و ادای کلمات اهمیت داده شده است. ضرب المثل معروفی است که می گوید: «یک سیب را اگر به هوا پرتاب کنی ده ها چرخ می زند تا به زمین برسد» مفهوم این ضرب المثل از طرفی ممکن است این باشد که نمی توان پیش بینی کرد که سیب با چه کیفیتی به زمین اصابت می کند. در سخن نیز ما با چنین وضعیتی روبرو هستیم. وقتی کلامی از زبان ما خارج می شود تا به گوش شنونده برسد و او آن را دریافت بکند و تحلیل کند، ده ها احتمال تحلیل سخن وجود دارد. ما هم چنان که با توجه به سیستم فکری خود مسائل را از دید خود و از برداشت های فکری خود نگاه می کنیم دیگران نیز همین طور هستند. ما نمی توانیم دیگران را مجبور کنیم یا حتی از آن ها بخواهیم که دقیقاً مثل ما فکر کنند و جملات ما را آن طور که منظورمان است تفسیر کنند.

ج) هویت یافتن کلام: کلامی که از زبان خارج می شود دیگر تحت سلطه ما نیست، و دارای یک وجود و هویت مستقل می شود بنابراین افراد حق دارند که با آن رابطه برقرار کنند و از آن برداشت های متنوعی داشته باشند. شما  ممکن است دوست تان را بخواهید صدا بزنید و از کلمه«آهای» استفاده کنید. شاید منظور شما فقط خطاب کردن او باشد اما کلمه«آهای» را می توان برداشت های متعددی کرد. دوست تان حق دارد که با خود بگوید آیا او می خواست مرا تحقیر کند؟ چرا مرا به اسم خودم خطاب نکرد؟ آیا برای من ارزشی قائل نیست؟ این برداشت ها از کلمه«آهای» کاملاً منطقی است و فرد گوینده نمی تواند اثبات کند که منظوری نداشته است. اگر او منظوری نداشته است پس چرا صرفاً اسم دوستش را خطاب نکرده تا راه های برداشت های متعدد و منفی را مسدود نماید. انسان ها بیشتر از این که در دنیای واقعی باشند با ظن و گمان زندگی می کنند و این را می شود گفت یک خصلت برای انسان هاست که در دنیای واقعی زندگی نمی کنند و دنیا را از ظن و گمان هایشان می شناسند ولی خودشان فکر می کنند واقعیت ها را می بینند و واقع بینانه زندگی می کنند، خیلی از چیزهایی که ما در ذهن داریم ساخته های ذهنی خودمان  است و به عبارتی دیگر دنیا را از دریچه نگاه خودمان می بینیم. دیگران نیز همین طورند. بنابراین انتظار معقولی نیست که دیگران همان برداشتی از صحبت ما را داشته باشند که خودمان آن را لحاظ کردیم. این  همان، تصور طرفین از معانی جملات است. داریم که بیش از نیمی، افکار انسان ها، افکار ظن و گمان است. اگر کسی از یک فیلم تقلید می کند و حرف زدنش مانند آن ها می شود فکر می کند کار صحیحی انجام می دهد یا اگر خانی آرایش می کند گمان می کند زیباتر شده و بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. حال فکر می کنید این حالت ها واقعی است یا ظنی و گمانی؟ مسلماً ظن و گمان. منظور از توضیح مطالب بالا این بود که صحبت کردن نباید به گونه ای باشد که باعث ظن و گمان در دیگران شود چون هر کس به گمان خود از آن برداشتی می کند. وقتی گفتگویی رخ می دهد شنونده بنابر ظن و گمان خود منظور گوینده را درک می کند پس تا حد امکان انسان باید به گونه ای صحبت کند که احتمال برداشت های منفی از کلامش نباشد. مثلاً اگر بخواهیم نظرمان را در مورد(پخت) غذای خانم خانه بیان کنیم و ایرادهای او را برطرف کنیم نباید او را به طور مستقیم متوجه این مسأله بکنیم که غذای خوبی نپخته. ابتدا با تعریف و تمجید و در آخر با گفتن این جملات که اگر نمکش را بیشتر می کردی بهتر می شد یا اگر کمی آبش کمتر می بود خوشمزه تر می شد ایرادش را می گیریم.24
اگر بد صحبت کردن ما این نتیجه را در برداشت که شنونده ناراحت شود نباید ایراد را به او گرفت بلکه این ایراد متوجه گوینده است. وقتی می خواهیم حرفی بزنیم ابتدا آن را چند بار در دهان مان بچرخانیم و حلاجی کنیم سپس آن را بروز دهیم. همه آدم ها خودشان را محق می دانند پس این حق را به خود می دهند که از حرف ناپسند و نامعقولی که به آن ها زده می شود ناراحت شوند. این جاست که باید خوب صحبت کرد، واضح گفت و طوری سخن گفت که چند پهلو نباشد یا کنایه آمیز نباشد. این جاست که باید هنر گفتگو داشته باشیم وگرنه با مشکلات زیادی روبرو می شویم. خداوند در قرآن کریم فرموده است با هم خوب صحبت کنید. خداوند علت این مسأله و دستور را نیز بیان داشته است که شیطان از بد صحبت کردن انسان ها سوء استفاده های زیادی می کند و با القاء ظن و گمان های منفی در بین انسان ها آن هم به واسطه همین کلماتی که بین آن ها رد و بدل می شود بین آن ها جدایی می اندازد.
قبلاً بیان شد که ایجاد فضای صمیمیت و مهر و محبت یکی از اهداف مهم دین اسلام است. از طرفی ایجاد یک فضای سرد و بی روح و پر از تنش و کینه میان انسان ها نیز از اهداف مهم شیطان است اما چگونه دین می تواند به هدف خود برسد و شیطان چگونه می تواند به هدف خود برسد. هم شیطان و هم دین از حربه سخن استفاده می کنند، دین دستور به نیک سخن گفتن می دهد و شیطان هم دستور به بد صحبت کردن می دهد و این انسان است که انتخاب می کند به دستورات کدام یک عمل کند. بنابراین ما اگر سخنی گفتیم که دیگران رنجیده خاطر شدند نباید آن ها را سرزنش کنیم که چرا ما آنقدر خوب و صمیمانه سخن نگفتیم که فرد مقابل مان منظور خودمان را متوجه شود و برداشت دیگری نکند. البته این را باید در نظر گرفت که همیشه باید حق را گفت و به واسطه ترس از مردم یا از دست دادن آن ها حرف های بیهوده و باطل نزد. حضرت رسول(ص) می فرمایند: الا هل عسی رجل منک أن یتکلم بلکمة یضحک بها القوم فیسقط بها أبعد من السماء؛ آگاه باشد چه بسا شخصی از شما سخنی می گوید و به وسیله آن طایفه ای را می خنداند پس به وسیله آن از مسیری که دورتر از آسمان است سقوط می کند.
انسان باید خیلی در صحبت کردن مواظب باشد باید زبان را به بند کشید و آن را تحت سلطه خویش قرار دهد. می توان با صحبت کردن خیلی رابطه ها را بر هم زد و خیلی رابطه ها را ایجاد کرد. درست است که به وسیله زبان خیلی راحت و خیلی زیاد می توان حرف زد ولی این بدین معنا نیست که هر حرفی به ذهن مان رسید بر زبان جاری شود. ما در صحبت کردن معمولاً به نتایج گفتارمان توجهی نداریم نه آنقدر متوجه هستیم چه تأثیراتی بر دیگران می گذارد و نه آنقدر متوجه هستیم که چه تأثیراتی بر خودمان می گذارد. و نه توجه می کنیم که این کلام ها در پرونده اعمال مان ثبت می شود. اگر هر بار که خواستیم حرفی بر زبان جاری کنیم آن را نزد خود بررسی کنیم و فایده و ضرر آن را بسنجیم مطمئناً هیچ گاه دچار بدزبانی و آفات زبان نمی شویم.

پی نوشت ها:
1- آقای فلسفی، سخن و سخنوری، ص 113.
2- فهرست غرر، ص 315.
3- دیوان جمال الدین اصفهانی، ص 407 و 414 ؛ به نقل از محمد علی زرافشانی، گناهان زبان، ص 357.
4- سوره ذاریات، آیه 10.
5- رک: ودود برزی، آفات زبان(گفتار)، انتشارات آیدین، تبریز، چاپ اول، 1377، ص 55و54.
6- سوره انعام، آیه 108.
7- سوره قصص، آیه 55.
8- ودود برزی، آفات زبان، ص 155.
9- نهج البلاغه، نامه شماره 31، ص 405، به نقل از ودود برزی، آفات زبان، ص 155.
10- سوره حجرات، آیه 12.
11- رک: ودود برزی، آفات زبان، صص 103-101.
12- محمد علی صفری، گناهان زبان، ص 332.
13- رک: ودود برزی، آفات زبان، صص 29-27.
14- سوره همزه، آیه 10.
15- حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، ج9، انتشارات مؤسسه آل البیت(ع) قم، چاپ اول، 1407ق،
16- محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج4، ص 75.
17- عبدالواحد تمیمی آمدی، غرر الحکم، ص 75.
18- همان، ج2، ص 266.
19- همان، ج6، ص 281.
20- جواد محدثی، چگونه سخن بگوییم، پرسمان، سال 1382، شماره 14، بی تا، ص 31.
21- آقای فلسفی، سخن و سخنوری، ص 115.
22- پروفسور آرون تی بک، عشق هرگز کافی نست، برگردان مهدی قراچه داغی، نشر پیکان، بی جا، چاپ هفتم، 1375، ص 304.
23- سوره اسراء، آیه 53.
24- پروفسور آرون تی بک، عشق هرگز کافی نیست، ص 231.

منبع: مدرسه علمیه حضرت نرجس

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :3.3 از 5 امتياز است.


12345
51 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 6075 -1 -1

دانش و فناوری
پزشکی
ورزشی
جوانان
نوجوانان
بانوان
ادب و هنر
فرهنگی
اجتماعی
سیاسی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse