مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ دوشنبه ۳۱ شهريور -اِلأِثنين ٢٧ ذو القعده ١٤٣٥ - Monday September 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  1023   بازدید    تاریخ درج مطلب  10/12/1388    
 
 
9 قرن فرهنگ نويسي در ايران

 فرهنگ‌نامه‌ها همواره يكي از ابزارهايي بوده‌اند كه انسان را به شناخت بسياري از ناشناخته‌ها ياري كرده‌اند. فرهنگ‌نامه‌هايي كه از يك ‌سو زير شاخه علم نوپاي زبانشناسي ما محسوب مي‌شوند و از سويي ديگر مي‌توان به‌عنوان مهمترين منابع ادبي ما هم از آنها نام برد و كنارگذاشتن فرهنگ‌ لغتهايي كه به‌نظر مي‌رسد از اواسط قرن پنجم هجري تاكنون نگاشته شده از پيكره ادبيات، يعني گم‌كردن كليدهايي كه بسياري از قفل‌ها را براي هميشه بسته نگه مي‌دارد. پس به همين خاطر نگاهي مي‌اندازيم به تاريخ فرهنگ‌نويسي ايران از آغاز تا اكنون.
دكتر محمد معين در مقدمه فرهنگ خود مي‌نويسد كه «شواهدي در دست است كه از اواسط قرن پنجم هجري، تلاش‌هايي در امر فرهنگ‌نويسي براي زبان فارسي انجام گرفته است و بنا به سخن دكتر وثوقي احتمال دارد كه تلاش‌هايي بيش در فرهنگ‌نويسي، قبل از قرن پنجم هم در ايران صورت گرفته باشد، اما در حوادث تاريخي و... از بين رفته‌اند و امروزه هيچ سند مكتوبي از آنان نداريم. گرچه در کتابخانه آتن اگر به جستجويي درباره ايران دست يازيد، به سرعت نام کساني از دانشمندان يونان يافت مي شود که با ايرانيان تبادل نظر مي کرده اند يا در دانشگاه اسکندريه مصر و يا کتب عبري، نشان از کنکاش ها و مباحثات آنان با دانشمندان ايراني وجود داردو يا وجود ترجمه هاي چيني، هندي، عبري، يوناني و فارسي به همديگر، نشان از وجود مترجماني حرفه اي دارند و حتي در عهد ساساني که به قول رشيد ياسمي، عده اي از مهاجرين يوناني به فرمان سکندر در ايران اقامت گزيدند و شايد نظر سيد صادق گوهرين درست باشد که ملت هاي ايران و روم و مصر و مغرب و اندلس و ساير ملل اسلامي به علت وحدت اقتصادي مجبور بودند که با هم آميزش و مراوده داشته باشند.
در دوران ساسانيان گرچه زبان فارسي – قبل از هجوم اعراب – در ايران، زبان رسمي بوده است؛ چه بسا كه مانند چين و يونان ما هم فرهنگ‌هايي داشته‌ايم و يا حتي از سلسله صفاريان به بعد كه زبان عربي و فرهنگ اسلامي هم به سرزمين ما آمد اين احتمال وجود دارد كه قاموس‌ها به عربي و فارسي توسط نويسندگان و اهل قلم آن زمان به رشته تحرير درآمده باشد. و علي اصغر حکمت معتقد است که از قرن دوم هجري به بعد ايرانيان در رشته هاي مختلف علوم اسلامي، نهضت عظيمي را به وجود آوردند و در تدوين لغت و ادب، پيشقدم بوده اند و آثار ادبي ايرانيان باستان به وسيله ايرانيان مستقيما در زبان عربي راه يافت. اما به ناچار، براساس شواهد تاريخي، به معرفي فرهنگ‌هاي مشهور فارسي مي‌پردازيم:

فرهنگ سُُُغدي – فرهنگ قطران ارموي

دهخدا معتقد است كه فرهنگ ابوحفص سغدي (ابو حفص حكيم بن احوص سغدي سمرقندي – که موسيقي دان و از نخستين شاعران پارسي گو و به قول دکتر صفا، هم عصر بهرام گور و حنظله بادغيسي و عباس مروزي بوده است) كه بين سال‌هاي 300 و 306 مي‌زيسته است، {يعني قرن چهارم هجري که زبان اهالي ماوراء النهر، فارسي بود و زبان عربي هم زبان علمي محسوب مي شد و ايرانيان فرهنگهاي عربي فارسي زيادي را به رشته تحرير در آوردند} تا اوايل قرن 11 نيز در دست فرهنگ‌نويسان آن دوره بوده، اما امروزه شايد در كتابخانه‌اي وجود نداشته باشد. سيد محمد علي داعي‌الاسلام در مقدمه فرهنگ نظام معتقد است كه آن كتاب «اكنون در هيچ كتابخانه بزرگ جهان» پيدا نمي‌شود. البته سعيد نفيسي معتقد است که در سده 11ق / 17 م. برخي از فرهنگ نويسان معروف مانندجمال الدين انجو، سروري و تتوي در تاليف آثار خود از لغت نامه اي منسوب به ابوحفص استفاده کرده اند، از آنجا که شواهدي که اين مولفان از لغت نامه اي منسوب به ابوحفص براي واژه ها نقل کرده اند، از شاعران 4 و 5 ق. – مانند ناصر خسرو و عنصري – است و بايد ابوحفص را شخص ديگري و زمان او را بعد از سده 5 ق. دانست !
اما ناصر خسرو در سفرنامه خود در 438 مي‌گويد: «شاعري را ديدم شعر نيك مي‌گفت اما زبان فارسي (دري) نيكو نمي‌دانست»؛ مراد شرف‌الزمان قطران بن منصور ارموي شاعر معروف (متوفي در 465) است كه كتاب لغتي داشته، اما بنا به حوادث تاريخي اثري از آن هم فعلا در دست نيست كه البته در فرهنگ جهانگيري آمده است كه فرهنگ ارموي، سيصد لغت داشته و دكتر محمد معين نيز آن را نخستين فرهنگ ايراني ناميده است.اما به جز اين دو نمونه گويا به نام فرهنگي ديگر در كتاب‌ها و رساله‌هاي آن دوران اشاره‌اي نشده است.

اسدي طُوسي

حکيم ابونصرعلي ابن احمد اسدي طوسي(وفات 465 ه) شاعر حماسه سرا و لغت‌نامه‌نويس قرن 5 ق. ايراني كه منظومه حماسي گرشاسب‌نامه را نوشته و فرهنگ لغت او، به لغت فرس شهرت دارد، در مقدمه فرهنگ خود مي‌گويد: «فرزندم اردشير قطبي، از من لغت‌نامه‌اي خواست كه بر هر لغتي گواهي بود از قول شاعري از شعراي پارسي و...»
و همچنين دهخدا معتقد است كه فرهنگ اسدي تا سال‌ها – شايد دو قرن – بي‌رقيب بوده است. لغت فرس در 1897 م. با كوشش و تصحيح پاول هورن – شرق‌شناس آلماني – در گوتنگن آلمان منتشر شد و در سال 1319 توسط عباس اقبال آشتياني و در 1336 توسط محمد دبير سياقي طبع شد كه نسخه اصلي آن در كتابخانه واتيكان است و كهن‌ترين دست‌نويس آن از 722 ه. در كتابخانه ملي است. درواقع مي‌توان گفت، قديمي‌ترين فرهنگ لغت موجود در ايران است و شايد بتوان قرن 5 هجري (يا 451 شمسي – 1072 م) را آغاز نهضت فرهنگ‌نگاري فارسي در ايران ناميد.
به اعتقاد دهخدا پس از تاليف لغت‌نامه اسدي تا مدت‌هاي مديد در ايران ديگر كتابي معتبر نظير آن تاليف نكرده‌اند كه البته در فرهنگ نظام آمده است: «بعد از اسدي تا مدتها كسي به فكر نوشتن فرهنگ جديدي برنيامد، به جهت اينكه زبان خراساني از جهت وسعت سلطنت سلجوقيان –552، 429قمري – در تمام ايران گسترش يافت و فارسي ادبي زبان رسمي كشور بود و در ابتداي قرن 7، حمله ويرانگر و خانمان سوز تركان چنگيزخان – تموچين، جهانگشاي مغول – ايران از علم و ادب خالي شد و ديگر از آن ميراث تمدن بشري ايران در روزگاران کهن، نشانه اي نماند و حدود يك قرن به طول انجاميد تا اهل قلم ايران دوباره فعاليت ادبي خود را آغاز كنند و در تمدن جهان از نو، نغمه کهن خود را بسرايند و بنوازند».
دكتر ذبيح‌الله صفا در كتاب «تاريخ ادبيات در ايران» (ج 3) مي‌گويد: «دوره‌اي كه با هجوم مغول در سال 616 ه. و انقراض خوارزمشاهيان آغاز شد، در اين دوران پرآشوب و پرماجرا ويرانكاران مغول و تاتار و ديگر زردپوستان وحشي يا نيم‌وحشي آسياي مركزي در ايران تاخت و تازهاي سياسي و بلاخيز كردند و قسمت بزرگي از فلات ايران را درهم گرفتند و ويران ساختند كه ديگر جز نامي از آنها در صفحه كتاب‌ها باقي نمانده است». هرچند كه در اين دوران پرحادثه و شوم ايرانيان فرهنگ نيم‌جان خود را نجات دادند و افرادي مانند «مولانا، عراقي، سعدي و...» در اين دوران ظهور يافتند. که استاد جلال همايي مي فرمايند که «سده 7 با آنکه روزگار محنت باري بود،اما يکي از دوره هاي بزرگ علمي و ادبي اسلام به شمار مي رود و اهميت اين قرن از نظر علمي و ادبي به واسطه وجود نوابغي است که در اين عصر مي زيسته اند و چراغ دانش و فرهنگ را در اين تند باد حوادث – ترکتازي مغولان – روشن داشته اند» و شايد بدين خاطر بود که جمعي از فرهنگ نويسان ما راه هند در پيش گرفتند و به قول دکتر صفا جاي افسوس دارد که از اوائل قرن 4 تا آغاز قرن 7 چندان به فرهنگ نويسي اهتمام نشد!

صحاح الفرس

شمس‌الدين محمدبن فخرالدين هندوشاه نخجواني- مشهور به شمس منشي- در سال 728 به تصحيح و افزودن به لغات فرس پرداخت كه دهخدا بسيار از اين فرهنگ تقدير كرده است. البته اين فرهنگ در 25 باب و 430 فصل و 2300 لغت با شواهد متعدد است. (1326 م- 705 هـ.ش).

ادات الفضلا- فرهنگ ابراهيمي- فرهنگ ميرزا
ادات الفضلا، يكي از نخستين كتاب‌هاي لغت است كه در هند تاليف شده كه تاليف قاضي خان بدر محمد دهلوي- ملقب به بدهاروال- است كه گردآوري آن از 812 ه شروع شده و در 822 به پايان رسيده و نسخه‌اي از آن در كتابخانه موزه بريتانيا وجود دارد و پس از آن فرهنگ ابراهيمي تاليف ابراهيم قوام‌الدين فاروقي است كه در 878 پايان يافته است.
ميرزا ابراهيم بن ميرزا شاه حسين اصفهاني هم در زمان شاه طالب صفوي در 950 هجري (برابر با 1599م- 978 ه.ش) فرهنگ ميرزا ابراهيم را منتشر كرد كه دوران سلطنت شاه‌ طهماسب صفوي بود.

فرهنگ شمس فخري- مجمع‌الفرس- جهانگيري

فرهنگ «معيار جمالي» نوشته شمس الدين محمد فخري اصفهاني است كه به نام شيخ‌ابواسحاق فارس نوشته و سال 1303 هجري به همت كارل زالمان در روسيه منتشر شده است. دكتر صادق‌كيا، در اين باره معتقد است: «كه شمس فخري، روش اسدي طوسي را در واژه ‌نويسي دنبال كرده است و هر حرف را يك باب كرده و باب ها را به رديف الفباي كنوني فارسي آورده است:«اما بعضي افراد مانند فرهنگ نظام معتقدند كه او روش فرهنگ‌نويسي را درست رعايت نكرده و جعل ‌هايش موجب گمراهي ديگر فرهنگ‌نويسان شده است». و حتي دكتر كيا مي‌گويد: «گاهي شمس فخري، معني واژه‌ها را نيز نادرست آورده است».
فرهنگ جهانگيري را «ميرجمال الدين حسين بن فخرالدين حسن انجوي شيرازي» از رجال معروف هند- ملقب به «عضدالدوله» - تاليف كرده است كه در سال 1005 ه. شروع و در سال 1017 به پايان رسانيد. علي اصغر حكمت آن را فرهنگي نفيس مي‌داند و مي‌گويد كه بنا به مقدمه كتاب 44 فرهنگ و رساله سنت در اختيار مولف آن بوده و جامع‌ترين فهرست مجموعه لغت‌هاي فارسي قديم و جديد است. اين فرهنگ در هندوستان تاليف و منتشر شده است. که در فرهنگ دائره المعارف فارسي آمده است که اين کتاب لغت از نظر آوردن شواهد شعري داراي اهميت بسياري است و در 24 باب مرتب شده و فقط شامل لغاتي است که فارسي شناخته شده اند.
و باز هم در ان کتاب مي آيد که اين فرهنگ در سال 1008 ق. با مطالعه 16 نسخه از فرهنگ هاي مختلف فارسي- عربي (و بالعکس) و حذف واژه هاي عربي و افزودن شواهد شعري از اشعار بزرگان شعراي فارسي به نام شاه عباس اول صفوي تاليف شده است. مولف در سال 1028 ق. با ديدن چند فرهنگ ديگر - از جمله فرهنگ جهانگيري- تاليف خود را تصحيح و تکميل و تنقيح مجدد کرده است. (که البته در سه مجلد در اوايل دهه 40 در تهران چاپ شده اند)
 درباره علي اصغر حكمت معتقد است كه در همان زمان كه فرهنگ جهانگيري در هند تاليف مي‌شد، در سال 1008، فرهنگ مجمع الفرس در ايران به امر شاه عباس اول توسط محمد قاسم بن حاج محمد كاشاني- متخلص به سروري- تاليف مي‌شده (برابر با 1599م- 978ش) اما دكتر رضازاده شفق مي‌گويد: «وي مربوط به دربار اكبرشاه و پسر خلفش جهانگير بوده و از هردو حكمران حمايت و صله گرفته و لغت خود را به حكم اكبر شاه شروع نموده و آن را به نام جهانگير شاه نموده است». اين فرهنگ در حدود 6 هزار لغت دارد. در اين اثنا- يعني حدود 983 شمسي- كه 5 قرن از فرهنگ نگاري فارسي مي‌گذرد، در انگلستان نهضت فرهنگ‌‌نويسي آغاز شده است.

برهان قاطع – رشيدي

اين فرهنگ را محمدحسين بن‌خلف تبريزي – متخلص به برهان- در سال 1062 ه. در حيدرآباد هند نوشت (برابر با 1030 ش- 1651م) و سعي او بر آن بوده است تا فرهنگش نسبت به فرهنگ‌هاي پيشين جامع‌تر باشد كه در مصاحب مي گويد در حدود 19417 لغت و کنايه و اصطلاح و استعاره مستعمل در فارسي را در بر دارد و بار اول در 1818م. در کلکته و سپس در کلکته و بمبئي و لکهنو و تهران مکررا به طبع رسيده است. در اين راستا، علي اصغر حكمت بنا به چاپ كلكته تعداد لغت‌هايش را 20211 كلمه ذكر كرده است؛ و جالب آنكه مي‌گويد زبان‌ها و لهجه‌هاي مختلف ايراني و غيرايراني در داخل اين فرهنگ نقل شده است، (مانند مصري، عبري، سرياني، تركي، هندي، يوناني، رومي، ارمني، پهلوي و...). که مولف در مقدمه اش مي گويد که مي خواست «جميع فوائد فرهنگ جهانگيري، مجمع الفرس، سرمه سليماني، صحاح الادويه – حسين انصاري – را که هر يک حاوي چندينکتاب لغات اند، را به طريق ايجاز بنويسد»
سيدمحمد علي داعي‌الاسلام معتقد است: فرهنگ ديگر قرن 11 كه در سال پس از تاليف برهان قاطع در هند نوشته شده، فرهنگ رشيدي تاليف عبدالرشيد بن عبدالغفور الحسيني المدني اهل تته سنه است. اين فرهنگ در سال 1392 در انجمن آسيايي كلكته به‌طبع رسيد... ظاهر كه تاليف آن در 1064 انجام شده است....فرهنگ رشيدي خلاصه فرهنگ جهانگيري است که در 1875 م. در هند به طبع رسيده و در اوائل قرن 13 هم به ترکي عثماني – تحت عنوان تبيان نافع - ترجمه شده است.

فرهنگ انجمن آراء – برهان جامع – آنندراج

در ايران پس از مجمع الفرس سروري، در سال 1008 هجري تا سال 1288، يعني فرهنگ انجمن آرا نوشته رضا قلي خان هدايت باشي، فرهنگ ديگري انتشار نيافت. در واقع در قرن 8، فرهنگ‌نويسي از ايران به هند منتقل شد و در قرن 9، 10 و 11 به تكامل رسيد و شايد بتوان گفت كه فرهنگ‌نويسي در ايران با مجمع‌الفرس سروري خاتمه يافت. با حمله محمود غزنوي، مسلمانان به هند رفتند. که در اين فرهنگ مصاحب معتقد است که کلمات عربي مستعمل در فارسي نيامده است.
سعيد نفيسي در فرهنگ فارسي مي‌گويد: «در نيمه سده 5 زبان پارسي را ايرانيان به هند بردند و در ميان مسلمانان هند رواج يافت. از سده 9 زبان فارسي زبان دوباره هند شد و نوشتن فرهنگ‌هاي زبان فارسي آغاز شد». در اين ايام دو قرن خلاء در فرهنگ‌نويسي زبان فارسي به‌وجود آمد؛ در انگلستان فرهنگ‌نويسان علاوه بر تعريف مدخل‌ها، ريشه‌شناسي، تكيه، تلفظ و دستور زبان را مطرح كردند. ساموئل جانسون در انگلستان – درست 100 سال پيش از انتشار برهان قاطع، فرهنگ خود را در 1114 ش – ظهور كرد و در آمريكا نوح وبستر در سال 1207 ش. تاثير بسزايي در اين نهضت گذاشت و كم‌كم ضرورت رعايت اصول زبان‌شناسي در فرهنگ‌نويسي مطرح شد. اوايل قرن 10 در ايران كه دوران سلطنت صفويه آغاز شد و در هندوستان سلطنت آل‌تيمور برقرار بود. قرن 10 و 11 را دوران يا عصر طلايي فرهنگ‌نويسي فارسي مي‌دانند.
در قرن 11 در ايران فقط فرهنگ سروري منتشر شد، اما در هندوستان فرهنگ‌هاي فراواني انتشار يافتند. دكتر معين مي‌گويد كه انجمن آرا را هدايت – معروف به لله‌باشي- با مراجعه به فرهنگ‌هاي فارسي و عربي گذشتگان تهيه كرد كه اين كتاب در 1288 ق. در تهران به طبع رسيده است. فرهنگ انجمن آرا را گاه خلاصه فرهنگ‌هاي رشيدي و برهان قاطع مي‌دانند. فرهنگ ديگري در ايران، به نام برهان جامع توسط محمدكريم ابن مهدي قلي سرابي تبريزي – معلم محمد ميرزاي وليعهد يا محمد شاه - در سال 1260 ه. تاليف شد (برابر با 1844م/1222ش) كه آن را خلاصه برهان قاطع مي‌دانند. مولف در 1256 ق. در سال آخر سلطنت فتحعلي شاه و آغاز وليعهدي محمد شاه، به تاليف آن پرداخته و آن را در اوائل سلطنت محمد شاه به پايان رسانيده و فرهنگ محمد محمد شاهي ناميده است.
فرهنگ آنندراج در ابتداي قرن 14، در حزب هند نوشته شد، مولف آن محمد پادشاه- متخلص به شاد ولدغلام محي‌الدين و معروف به نسيم ميرمنشي مهاراجه آنندراج راجه ولايت ويجي نگر- بوده است. اين فرهنگ نيز در 1306 ق. در لکهنو هندوستان تدوين و انتشار يافته است (1888 م-1267 ش).

فرهنگ ناظم‌الاطبا نفيسي-نظام

پس از استخراج و نهضت فرهنگ‌نويسي فارسي در هجرت - يعني هندوستان - دوباره كار فرهنگ ايران از سر گرفته شد (البته نيم قرن پس از آنندراج و شايد هم در دوران اميرکبير و سلاطين قاجار، زمينه اي براي اجراي اين امر مهم در ايران فراهم نشد!) و دكتر ميرزا علي اكبر خان نفيسي ناظم‌الاطبا آن را به رشته تحرير در آورده است و بنا به وصف سعيد نفيسي، 158431 لغت دارد و اين فرهنگ در اوايل 1300 ش. تا 1307 تامين شده است.
سپس فرهنگ نظام نوشته سيدمحمدعلي داعي‌ براي نخستين ‌بار در سال 1305 شمسي در هندوستان انتشار يافت كه استاد نظام كالج حيدرآباد دكن هنر برده است كه اين كتاب را بنا به سفارش محل تدريس‌اش و كمك وزارت معارف اين فرهنگ را به رشته تحرير در آورد.وي سعي وافر بر آن داشته تا زبان فارسي معيار و مرسوم ايران را در نظر بگيرد و خود در مقدمه‌اش مي‌نويسد: «مقصودم گذاشتن اساس لغت‌نويسي موافق حاجت امروزه دين است تا اخلاف من بر آن اساس عمارت عاليه سازند».

از دهخداو عميد تا صدري افشار و انوري

فرهنگ دهخدا در سال 1325 ش انتشار يافت كه 200 هزار مدخل دارد. در اين ايام دهخدا در مقدمه خود نام 188 فرهنگ لغت قبل از خود را ذكر مي‌كند و در اين ايام آكسفورد به تكميل و ويرايش و توسعه فرهنگ خود پرداخته و فرهنگ The shorter Oxford با 195 هزار واژه انتشار يافته است و بدون شك دهخدا نيز از اين پيشرفت نامطلع نبوده.
پس از دهخدا تا دوران انقلاب ايران در سال 1357، دو فرهنگ معتبر ديگر به نام‌هاي دكتر محمد معين (1342) و حسن عميد (1340) انتشار يافت و البته تا گذشت سه دهه (يعني تا 1370). فرهنگ‌هاي ادبي و دانشنامه‌اي خاص –ازجمله: لغات عاميانه/ جعفر محجوب، دايره‌المعارف فارسي/غلامحسين مصاحب، صناعات و اصلاحات ادبي/محمد طباطبايي، تلميحات/ سيروس شميسا، ادبيات/ زهرا خانلري، اساطير/ جعفر ياحقي، نقد ادبي/ بهرام مقداري، كوچه/ شاملو، كنايات عاميانه/ ثروت، مثل‌ها/ صادق عظيمي، عاميانه/ نجفي و... همه منتشر شدند و در زمان فعاليت «راندم‌ هاوس و هريتيج» در آمريكا و «لانگمن و كمبريج و کوبيلد» در انگلستان؛ يعني پس از انقلاب هم (در دهه 70) شاهد توليد سه فرهنگ اساسي و معتبر به نام‌هاي مهشيد مشيري، غلامحسين صدري افشار و حسن انوري بوده‌ايم و دو فرهنگ ديگر نيز در دست تدوين و تاليف است:
1. علي كافي/ مركز نشر دانشگاهي
2. علي اشرف صادقي/ فرهنگستان زبان فارسي.
اما اکنون بايد اذعان داشت که از انتشار لغت فرس اسدي –در 450 ش- تا امروز – 1385 ش - چيزي در حدود 9 قرن مي‌گذرد، در حالي كه ايران در فرهنگ‌نويسي از کشورهايي مانند انگليس و فرانسه و آمريكا – حتي از غرب ها – چيزي در حدود 5 قرن بيشتر سابقه دارد؛ اما از تمدن يونان و چين ديرتر آغاز كرده‌ايم؛ حال به راستي در مقايسه با فرهنگ‌هاي معتبر جهان، در كجا ايستاده‌ايم؟ آيا فرهنگ ‌نويسان معاصر، دانش‌ زبانشناسي مدرن و اصول و معيارهاي ساختاري معاصر را به كار مي‌گيرند.

در تدوين اين مقاله از كتاب‌هاي ذيل استفاده شده است:
1- نخستين درس‌هاي فرهنگ‌نگاري، عرفان قانعي‌فرد، بهنود، تهران، 1384
2- واژه‌شناسي و فرهنگ‌نگاري فارسي، حسين وثوقي، باز، تهران، 1383
3- توصيف ساختمان زبان فارسي، دکتر محمدرضا باطني، اميركبير، تهران، 1348
4- تاريخ زبان فارسي، دکتر پرويز ناتل‌خانلري، بنياد فرهنگ، تهران، 1352
5- لغت‌نامه، علي اكبر دهخدا، تهران، 1325
6- فرهنگ فارسي، حسن عميد، اميركبير، تهران، 1357
7- فرهنگ نظام، سيدمحمد علي داعي‌الاسلام، تهران، 1360
8- تاريخ ادبيات در ايران، ذبيح‌الله صفا، تهران، 1356
9- ايران در فرهنگ جهان، علي اضغر حکمت، فرهنگستان، 1326
10- دايره المعارف مصاحب، شرکت سهامي، 1381

به قلم:‌ عرفان قانعي‌فرد

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :3.0 از 5 امتياز است.


12345
3 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 6121 -1 -1

سینما
ادبیات
کتاب و کتابخوانی
هنری
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse