مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ شنبه ۱ شهريور -اِسَّبِت ٢٦ شوال ١٤٣٥ - Saturday August 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  2484   بازدید    تاریخ درج مطلب  18/12/1388    
 
 
معانی احسان در قرآن

واژه«احسان» از ریشه«حُسن» به معنای زیبایی و نیكی می ‌باشد[1] كه در قرآن در سه معنا به كار رفته است: ‌1ـ تفضّل و نیكی به دیگران 2ـ انجام و سر و سامان دادن به امور و كارها به وجه نیكو و كامل 3ـ انجام اعمال و رفتار صالح. احسان در این كاربرد تقریباً مترادف با تقوا و پرهیزكاری است. از بررسی موارد كاربرد واژه«محسن» و مشتقاتش در قرآن، استفاده می‌ شود كه این واژه دارای دو معنی و كاربرد است: 1ـ‌ نیكی و خیر رساننده به دیگران 2ـ انجام ‌دهنده اعمال و رفتارهای صالح و نیك.
 
1ـ خوبی و نیكی به دیگران

در سوره بقره آیه 38 آمده است:  «وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ و بِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَ الْیتَامَى و َالْمَسَاكِینِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا» و(به یاد آورید) زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید؛ و به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید؛ و با مردم به زبان خوش سخن بگویید. و در آیه 60 سوره الرحمن آمده است: «هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ» آیا جزای نیكوكاری، جز نیكوكاری است؟ راغب اصفهانی در این‌ باره می‌ نویسد: « احسان این است كه انسان بیش از آن چه وظیفه اوست انجام دهد و كمتر از آن چه حق او است را بگیرد.» هم چنین حضرت علی(ع) در نهج البلاغه درباره تفاوت رعایت عدالت ورزی با رعایت احسان و نیکوکاری می ‌فرماید: «العدل الانصاف و الاحسان التفضل» عدل رعایت انصاف و احسان انعام و بخشش است.
 
2ـ كاری را به صورت كامل انجام دادن

در آیه 7 سوره سجده از قرآن كریم آمده است: «الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَیءٍ خَلَقَهُ» كسی كه هر چیز را كه آفرید، نیكو آفرید. در تفسیر نمونه درباره معنای آیه فوق آمده است: «آیه اشاره‌ای به نظام احسن آفرینش به طور عموم و سرآغازی برای بیان خلقت انسان و مراحل تكامل او به طور خصوص است: ‌«الذی أحسن كلّ شیءٍ خَلَقَه» و به هر چیز نیاز داشت داد و به تعبیر دیگر بنای كاخ عظیم خلقت بر«نظام أحسن» یعنی بر چنان نظامی استوار است كه از آن زیباتر تصور نمی‌ شود». خداوند در آیه‌ 229 سوره بقره می ‌فرماید: «الطَّلاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ»  طلاق دو بار است پس از آن یا باید او را به طور شایسته[همسر خود] نگاه داشت، یا به نیكی رها كرد.  منظور از«تسریح به احسان» یعنی رها كردن زن به نحو شایسته و نیكو انجام گیرد و همراه با اذیت و آزار نباشد‌ و به عبارت روشن‌ تر، این كار به نحو احسن انجام گیرد. در تفسیر نمونه آمده است: «همان طور كه رجوع و نگاهداری زن قید «معروف» دارد یعنی رجوع و نگاهداری باید بر اساس صفا و صمیمیت باشد، جدایی هم مقید به احسان است؛ یعنی تفرقه و جدایی باید از هر گونه امر ناپسندی مانند انتقام ‌جویی و ابراز خشم و كینه خالی باشد».[2] واژه احسان در همین معنا و كاربرد در نهج‌البلاغه نیز به كار رفته است: «قِیمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا یحْسِنُهُ»[3] ارزش هر انسانی به اندازه امور و كارهایی است كه آن ها را به نحو نیكویی انجام می ‌دهد. در این كلام مقدار و ارزش هر انسانی، مهارت و دانایی او بر انجام درست و نیكوی كارها، شمرده شده است. شاید به خاطر وجود همین نكته در عبارت فوق باشد كه سید رضی جمع آوری كننده نهج‌البلاغه بعد از نقل عبارت بالا می‌ نویسد: «و هی الكلمة التی لا تصاب لها قیمة و لا توزن بها حكمة و لا تقرن إلیها كلمة»[4] این از كلماتی است كه قیمتی برای آن تصور نمی ‌شود و هیچ حكمتی هم سنگ آن نبوده و هیچ سخنی والایی آن را ندارد.
 
3ـ‌ انجام كارهای نیك و رفتار صالح

در قرآن كریم آیه 10 سوره زمر آمده است: « قُلْ یا عِبَادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیا حَسَنَهٌ» بگو ای بندگان مومن از پروردگارتان پروا كنید، برای كسانی كه در این دنیا نیكی كنند پاداش نیكو است».  در این آیه«احسان‌»‌ در مورد انجام اعمال نیكو و صالح و بروز رفتارهای شایسته به كار رفته است. در آیه 154 سوره انعام آمده است: «ثُمَّ آتَینَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِی أَحْسَنَ» باری به موسی كتاب آسمانی دادیم، برای این كه نعمت را بر كسی كه نیكی[و اعمال و رفتار صالح] انجام داده بود... در این آیه اعطای كتاب آسمانی به خاطر انجام اعمال و رفتار نیك و صالح از سوی حضرت موسی یا كلیه پیروان او(بنابر اختلاف تفاسیر) ذكر شده است.
 
احسان و نیکوکاری از منظر روایات

«الاِحْسانُ مَحَبّةٌ»[5] احسان و نیکی محبت است.
«الاِحْسانُ رَأسُ الْفَضْلِ»[6] احسان اساس فضیلت و خوبی ‏هاست
«الاِحْسانُ ذُخرٌ وَ الکریمُ مَنْ حازَهُ»[7] نیکی کردن سرمایه انسان است و بزرگوار کسی است که آن را به دست آورد.
«الاِحْسانُ غُنمٌ»[8] نیکی کردن غنیمت است.
«کُلُّ مَعروفٍ اِحْسانٌ»[9] هر کار خوبی احسان و نیکی است.
«البَشاشةُ احسانٌ»[10] گشاده رویی احسان است.
 
اهمیت و فضیلت احسان

«اِکْتِسابُ الحَسَناتِ مِنْ اَفضَلِ المکاسِب»[11] تحصیل نیکی ‏ها از برترین کسب‏ ها است.
«رِأسُ الدِّینِ اِکْتِسابُ الحَسَناتِ»[12] اساس دین به دست آوردن نیکی‏ هاست.
«قَدْرُکُلُّ اِمْرِی ما یحْسِنُهُ»[13] منزلت هر شخصی به اندازه کارهای خیری است که انجام می ‏دهد.
«الاِحسانُ یسْتَرِقُ الاِنْسانَ»[14] احسان انسان را مدیون و بنده می ‏کند.
«اَفْضَلُ الاِیمانِ الاِحْسانُ»[15] برترین ایمان نیکی کردن است.
«رأسُ الاِیمان الاحْسانُ الی الناس»[16] اساس ایمان نیکی کردن به مردم است.
«زِینَةُ الاِسْلامِ اِعْمالُ الاِحْسانِ»[17] احسان کردن زینت اسلام است.
«مِنْ شَرَفِ الْهِمَّةِ بَذْلُ الاِحْسانِ»[18] بذل احسان نشانه بلندی همّت است.
 
آثار و نتایج احسان و نیکی

«بِالاِحْسانِ یسْتَعْبَدُ الاِنْسانُ»[19] احسان و نیکی انسان را بنده می ‏کند.
«بِالاِحْسانِ تُمْلِکُ الْقُلُوبُ»[20] قلب ‏ها با احسان تسخیر می ‏شوند.
«بِالاِحْسانِ یمْلِکُ الاَحْرارُ»[21] به وسیله احسان آزاد بنده می ‏شود.
«بِالاِحْسانِ وَ تَغَمُّدِ الذُّنُوبِ بِالْغُفْرانِ یعْظُمُ الْمَجْدُ»[22] با احسان و بخشودن گناهان مجد و عظمت انسان بیشتر می ‏شود.
«مَنْ کَثُرَ اِحْسانُهُ کَثُرَ خَدَمُهُ وَ اَعْوانُهُ»[23] هر کس که احسان و نیکوکاری‏اش بسیار باشد، خدمت کنندگان و یارانش بیشتر می ‏شوند.
«مَنْ اَحْسَنَ اِلی النّاسِ اِسْتَدامَ مِنْهُمْ المَحَبَّةَ»[24] هر کس که به مردم نیکی کند دوستی آن ‏ها با او ادامه پیدا می ‏کند.
«عَلَیکُمْ بِالاِحْسانِ اِلی العِبادِ... تأمَنُوا عِنْدَ قیامِ الاَشْهادِ»[25] بر شما باد نیکی کردن به بندگان خدا...؛ چون از این طریق در قیامت از خطرها ایمن می ‏شوید.
«مَنْ اَحْسَنَ اِکْتَسَبَ حُسْنَ الثَناءِ»[26] هر کس که نیکی کند ستوده می ‏شود.

پی نوشت ها:
[1]- دهخدا علي اكبر، لغت نامه دهخدا، تهران، چاپخانه مجلس، سال 1325ش، ج3، ص1089.
[2] - مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، چاپ اول،     1353، ج2، ص118.
[3]- نهج‌البلاغه، حکمت81.
[4]- همان
[5]- عبدالواحد، آمدی، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1378، چاپ دوم، ص385. 
[6]- همان، ص384.
[7]- همان، ص384.
[8]- همان، ص382.
[9]- همان.
[10]- همان، ص252.
[11]- همان، ص317.
[12]- همان، ص85.
[13]- همان، ص382.
[14]- همان، ص385.
[15]- همان، ص382.
[16]- همان.
[17]- همان.
[18]- همان، ص382.
[19]- همان، ص385.
[20]- همان.
[21]- همان.
[22]- همان.
[23]- همان.
[24]- همان.
[25]- همان، ص341.
[26]- همان، ص385.

منبع: پژوهشكده باقر العلوم(ع)

 

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :3.5 از 5 امتياز است.


12345
11 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 6250 -1 -1

اخلاق
ادیان و مذاهب
مهدویت
اهل بیت (ع)
فلسفه و عرفان
احکام اسلامی
قرآنی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse