مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ پنج شنبه ۶ آذر -اِلخَميس ٤ صفر ١٤٣٦ - Thursday November 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  2187   بازدید    تاریخ درج مطلب  11/2/1389    
 
 
چگونه معلمي خوب باشيم

آموزش و تدريس کاري بسيار ظريف و حساس است: زيرا هر کس که سوادي يا معلوماتي در رشته خاصي کسب کرده است نمي تواند معلم موفقي باشد. معلم شايسته فقط آن کسي نيست که در يک دبستان يا دبيرستان تدريس مي کند، بلکه مي تواند هر فرد واجد شرايطي باشد که در يک پرورشگاه و سازمان تربيتي، يک دانشکده، يک کارگاه يا کارخانه، يک ورزشگاه، يک زندان يا يک ندامتگاه فعاليت مي کند و بخواهد در کار تدريس و فن آموختن موفقيت به دست آورد. بنابر آن چه گذشت هر داوطلب شغل معلمي بايد با ويژگي هاي معلمان خوب و پرورشکاران نمونه آشنايي حاصل کند و بداند که معلمان کامياب از چه صفات و مزايايي برخوردارند و چه پيشرفت هاي علمي و آموزشي در بالا بردن سطح کارآيي و مهارت آنان موثرترند. به علاوه به عنوان يک کارشناس و منتقد تربيتي چگونه مي توانند به پرورش داوطلبان شغل معلمي ياري کند و نارسايي و ناتواني معلمان ناکام را مشخص سازد و معلم کند چگونه مي توان به رفع آن ها توفيق يافت. در واقع چنين شرايطي تنها موجب سازندگي و پيشرفت کار معلمان شايسته و برجسته نمي شوند، بلکه به طور کلي با افراد کامياب و موفقي نيز ارتباط پيدا مي کنند که به نوعي با مردم داد و ستد اجتماعي دارند.

نقش تربيتي معلم

براي معلمان به طور کلي دو نقش يا دو وظيفه منظور گرديده است. نخستين وظيفه آنان مسئوليتي است که در برابر فرهنگ جامعه خود به عهده گرفته اند و ديگر، وظيفه اي که در قبال شاگردان پذيرفته اند. اين دوگانگي وظيفه اغلب هم زمان با يکديگر انجام مي گيرد. در مورد نخست ممکن است معلمان نسبت به فرهنگ حاکم بر رفتار جامعه خود نظرهاي خاصي را دنبال کنند و در مورد دوم فقط به آموزش کودکان و نوجوانان توجه نمايند. پس، معلمان هم با فرهنگ هر قوم و ملتي و هم با شاگردان آن منطقه ارتباط دارند. منظور از فرهنگ طرز زندگي معمول يا ميراث اجتماعي مردم است و محصول همه گونه تجربه هاي انساني است که در پرتو آن گروهي از مردم به راه و رسم زندگي خود ادامه مي دهند. فرهنگ به طور کلي به اموري مانند زبان، آداب و رسوم، اخلاق، ابزارها و روش هاي معمول، معلومات ساخته هاي هنري و نمايشي، آرمان ها و ملاک هاي رفتاري يک جامعه يا يک کشور اطلاق مي گردد.

نقش معلم نسبت به فرهنگ

يکي از وظيفه هاي مهم هر معلمي انتقال بخشي از ويژگي هاي فرهنگ ملت خود به نسل جوان جامعه است که مورد تاييد اکثر مردم قرار گرفته باشد، اما بايد توجه داشت کوششي که در راه اجراي چنين وظيفه اي به کار مي رود امر تربيت را در وضع محافظه کارانه اي قرار مي دهد و آموزش و پرورشي که فقط به حفظ دستاوردهاي گذشت و فرهنگ موجود بپردازد نمي تواند پويا، مترقي و متحول به شمار آيد. از يک فرهنگ ايستا نمي توان اميد هيچ گونه موفقيت و پيشرفتي داشت. فرهنگي که نتواند خود را با دگرگوني هاي زمان تطبيق دهد و با معيارهاي نو سازگاري برقرار نمايد محکوم به شکست و عقب ماندگي است. اگر چه در بسياري از جامعه ها اکثر مردم، هم به حفظ ميراث هاي فرهنگي و هم به اصلاح و پيشرفت آن اظهار علاقه مي کنند. اما دشواري هاي کار معلم در اين است که چگونه بتواند ميان اين دو قطب متضاد سازش و هماهنگي به وجود آورد.

اهميت ويژگي هاي رفتاري معلمان

روانشناسان تربيتي همان گونه که براي شاگردان مدرسه ويژگي هايي يادآور شده اند براي معلمان موفق نيز شرايطي تعيين کرده اند که در گزينش آنان و پيشرفت تحصيلي شاگردان داراي اهميت فراواني است. از سويي برخي تصور کرده اند که شرايط لازم براي معلمان خوب اموري فطري و ذاتي هستند و با آموزش و پرورش ارتباطي ندارند. اگر چنين نظري درست باشد، در اين صورت سازمان هاي تربيت معلم ديگر معنايي نخواهند داشت. اما در واقع چنين نيست. تجربه نشان داده است که معلمان خوب، متوسط و ضعيف با گذراندن يک دوره آموزشي پربار پرورشکاراني بهتر و موثرتر شده اند. شايد بعضي ها شرايط و ويژگي هايي را براي معلمان شايسته و موفق پيشنهاد کنند، اما ممکن است ويژگي هاي آن دسته از پرورشکاران ارزشمندي که براساس پژوهش هاي روانشناسان فراهم آمده اند با نظر آنان مغاير باشند. گروهي ديگر نيز تصور کرده اند که معلم خوب هميشه به موقع سرکلاس حضور مي يابد از شاگردان راضي است و شاگردان هم از او رضايت کامل دارند. اما پس از رسيدگي به کارنامه او در پايان هر دوره درسي مشاهده مي شود که نتيجه کار رضايت بخش نيست. هم چنين، اگر چه تشويق شاگردان نرم خويي و همدلي با آنان از ويژگي هاي جالب و مهم هر معلم موفقي به شمار مي آيد، ولي تحقيق و تجربه کارشناسان تربيتي نشان داده اند که اين صفات از ويژگي هاي درجه اول معلمان برجسته نمي باشند. البته، معلمان خوب و بد همه جا ديده مي شوند. تربيت معلمان خوب، که يکي از هدف هاي روانشناسي تربيتي است، تنها به مدارس اختصاص ندارد، بلکه به همه واحدهاي اجتماعي مربوط مي شود. چنان که هر پدر و مادري به نوبه خود معلم به شمار مي آيند. بنابراين، آموزش صحيح و تضمين موفقيت يادگيرنده شرط اصلي و اساسي پيشرفت هاي علمي، اجتماعي و اخلاقي است. گروهي از پژوهشگران تربيتي براي شغل معلمي دو پيش نياز اصلي را که عبارتند از علا قه به تدريس و ايجاد علاقه در شاگردان، مورد توجه قرار داده، يادآور شده اند که براي گزينش معلمان واجد شرط نخست بايد مسلم شود که آيا داوطلب زمينه دريافت اين دو پيش نياز را داراست يا نه؟

۱) علاقه به تدريس: پژوهشگران عشق و علاقه به تدريس را نخستين پيش نياز معلمي دانسته اند و اين نبايد به آن علت باشد که معلمي شغلي شريف و مورد احترام مردم است. بلکه بدان سبب است که تا کسي به کار تدريس علاقه مند نباشد، هر گونه شرايط ديگري بي حاصل خواهد بود. و حتي معتقدند که معلم بايد موضوع درس و تدريس را بيشتر از شخص خود دوست داشته باشد، يعني، معلم رياضي نخست بايد به رياضي علاقه مند باشد و گرنه نبايد آن را تدريس کند و از هيچ معلمي نيز نبايد خواست موضوعي را که دوست ندارد درس بدهد. معلمي که به عللي در برخي از کلاس ها چندين موضوع مختلف را درس مي دهد، معلم خوبي نيست، مگر آن که نخست ثابت شود که وي همه آن درس ها را دوست دارد. البته کم اتفاق مي افتد که يک نفر به چندين موضوع درسي به طور يکسان علاقه داشته باشد. وقتي معلمي از روي بي ميلي و با قيافه اي حاکي از بيزاري بگويد: «گويا درس تاريخ داريم يا مثل اين که امروز تاريخ داريم، يا، خواه ناخواه درس تاريخ را بايد آغاز کنيم» بيانگر اين واقعيت است که معلم خود به درس تاريخ علاقه اي ندارد و به طور ضمني مي رساند که تاريخ درس مهمي نيست و وقتي شاگرد مي بيند معلم نسبت به درس بي تفاوت است او نيز بي تفاوت مي شود. در واقع هر معلمي بايد کار خود را به يک موضوع درسي محدود کند و در صورت امکان بيش از روزي يک بار آن را تدريس نکند، زيرا کلاس هاي مکرر غالبا خسته کننده و کم بار است و در نتيجه به آمادگي ذهني معلم و يا پيشرفت تحصيلي شاگردان زيان وارد مي کند.

۲) ايجاد علاقه در شاگردان: تنها علاقه معلم به موضوع درس کافي نيست، بلکه او بايد بتواند اين علا قه را در شاگردان خود نيز ايجاد کند. تدريس خوب نياز به مهارت دارد و آن هنگامي حاصل مي شود که معلم نشان دهد هم به شغل خود و هم به کار تدريس علاقه مند است. معلماني که به درس علاقه دارند، اما نسبت به شاگردان خود بي تفاوت هستند کلاس شان غالبا سرد و کسل کننده جلوه مي کند بدين معنا که توجه و کنجکاوي شاگردان را که لا زمه يادگيري و پيشرفت تحصيلي است بر نمي انگيزد معلم خوب همانند يک هنرپيشه نيرو و مهارت خود را در برانگيختن علاقه و توجه شاگردان به کار مي برد. دو عامل پيش نيازي که در بالا بيان شد، بي شک دو شرط اصلي براي هنر معلمي است و نبايد تصور نمود که آن ها اموري فطري و ذاتي هستند و با آموزش و پرورش ارتباطي ندارند. دليل وجود سازمان هاي تربيت معلم به همين علت است. در واقع همان گونه که شاگردان در کوشش براي آموختن تغيير مي کنند و امکانات و پيشرفت هاي نويني در آنان پديد مي آيد، سطح کارآيي معلمان را با تنظيم برنامه هاي خاص مي توان بالا برد.

منبع: روزنامه مردم سالاري

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :3.4 از 5 امتياز است.


12345
12 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 7524 -1 -1

دانش و فناوری
پزشکی
ورزشی
جوانان
نوجوانان
بانوان
ادب و هنر
فرهنگی
اجتماعی
سیاسی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse