مسئولان در بخش های گوناگون، نوآوری، خلاقیت و ابتکار در روشها را وظیفه خود بدانند -رهبر معظم انقلاب   
۱۳۹۳ شنبه ۱۰ آبان -اِسَّبِت ٨ محرم ١٤٣٦ - Saturday November 2014
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
  بازدید ها :  1521   بازدید    تاریخ درج مطلب  25/2/1389    
 
 
ازدواج حضرت زهرا(س)

خواستگاران حضرت زهرا (س)

حضرت فاطمه (س) چون به سن ازدواج رسيد، اكثر بزرگان و شخصيتهاي برجسته عرب مسلمان، به مقام خواستگاري برآمدند، ولي رسول خدا با عكس‏العمل منفي همه را مأيوس كرد و در برابر اصرار آنان خشمگين شد.... (1)
حتي در تاريخ و حديث آمده است: از جمله خواستگاران، دو مرد ثروتمند و توانگر عبدالرحمن عوف و عثمان بن عفان بودند. آنان ثروت خود را به رخ پيامبر (ص) كشيده. مثل ساير دنياپرستان دم از مهريه زياد و رفاه زندگي سر دادند و مي‏گفتند: ما حاضريم در برابر ازدواج با فاطمه (س) يك صد شتر گرانقيمت و ده هزار دينار طلا مهريه دهيم.
«فغضب النبي (ص) من مقالتهما... و قال لعبد الرحمن: انك تهول علي بمالك؟! (2)
رسول خدا از سخن آنان به خشم آمده و به عبدالرحمن فرمودند: آيا مي‏خواهي از طريق مال دنيا مرا فريب دهي؟!
در احاديث ديگري از طريق شيعه و سني آمده است كه خليفه‏ي اول و دوم نيز به ترتيب به خواستگاري فاطمه (س) آمدند و خيلي سماجت كردند، ولي جوابي گرفتند كه ديگران مأيوسانه گرفته بودند.

 

چند حديث:

1- ان ابابكر و عمر خطبا فاطمة (س)، فرد هما رسول‏اللَّه (ص) و قال: لم اومر بذلك، فخطبها علي (ع) فزوجه اياها. (3)
حكم بن ظهير از سدي نقل مي‏كند كه: ابوبكر و عمر هر دو به خواستگاري حضرت فاطمه (س) آمده، ولي رسول خدا هر دو را رد كرد و فرمود: من به اين كار مأمور نيستم. سپس علي (ع) از او خواستگاري نمود، حضرت فاطمه (س) را به تزويج او درآورد.

2- عن علي (ع): خطب ابوبكر و عمر فاطمة الي رسول‏اللَّه (ص) فابي رسول‏اللَّه عليهما، فقال عمر: انت لها يا علي!.... (4)
علي (ع) نقل مي‏كند: ابوبكر و عمر به سراغ فاطمه آمدند، ولي پيامبر خدا (ص) خواستگاري آنان را نپذيرفت، آنگاه عمر گفت: يا علي تو به سراغ او برو....

3- عن عبداللَّه بن بريدة، عن ابيه،: ان ابابكر و عمر خطبا فاطمة الي النبي (ص) فقال: انها صغيرة، فخطبها علي (ع) فزوجها منه. (5)
عبدالله بريد از پدرش نقل مي‏كند: ابوبكر و عمر از فاطمه (س) دختر پيامبر خدا (ص) خواستگاري كردند، ولي پيامبر (ص) فرمود: او صغير است و چون علي (ع) خواستگاري كرد به او تزويج فرمود.

4- عن انس بن مالك: جاء ابوبكر الي النبي فقعد بين يديه فقال:... تزوجني فاطمه! فسكت عنه، او قال: اعرض عنه، فرجع ابوبكر الي عمر فقال: هلكت و اهلكت. قال: و ماذاك؟ قال: خطبت فاطمه الي النبي فاعرض عني قال: مكانك حتي آتي النبي فاطلب مثل الذي طلبت، فاتي عمر النبي فقعد بين يديه فقال: يا رسول‏اللَّه،! تزوجني فاطمه! فاعرض عنه.... (6)
انس بن مالك، كه يكي از دشمنان اميرالمؤمنين (ع) و از طرفداران سرسخت خلفاي ثلاثه به شمار مي‏آيد، مي‏گويد: ابوبكر به حضور پيامبر خدا (ص) رسيده و از خدمات و سوابق خويش بسيار تعريف كرد. آنگاه گفت مي‏خواهم دخترت فاطمه (س) را به من تزويج كني. پيامبر اسلام چون اين سخن بشنيد، با وي سخني نگفته و از او چهره برگردانيد و ابوبكر با شرمندگي به پيش عمر آمد و چنين اظهار داشت.
من ديگر هلاك شدم. عمر گفت: مگر چه شده؟ ابوبكر جواب داد: من به خواستگاري فاطمه (س) رفته بودم، ولي....
عمر گفت: اجازه بده من نيز خواستگاري كنم، اين بگفت و به سراغ خانه‏ي پيامبر (ص) آمد و مو به مو سخنان ابوبكر را تكرار كرد، ولي جواب همان بود كه رفيق ديرينش شنيده بود. لذا عمر با شرمندگي بيشتر به نزد ابوبكر برگشت و چنين سخن آغاز كرد:
او منتظر فرمان الهي است، هان رفيق! هرچه زودتر بلند شو تا به سراغ علي (ع) رويم و از او درخواست كنيم كه مانند ما به خواستگاري فاطمه برخيزد....
اين احاديث كه همگي آنها از طريق اهل سنت نقل گرديد، مي‏رساند كه شيوخ عرب و بزرگان قريش و از جمله خلفاي ثلاثه با تمام سماجت از فاطمه‏ي زهرا خواستگاري كرده و از خود مدح و ستايش نموده‏اند.... ولي پيامبر خدا (ص) همه‏ي آنان را رد كرده و طبق فرمان الهي با درخواست اميرالمؤمنين موافقت نموده است.

پيشنهاد خواستگاري حضرت زهرا به اميرالمؤمنين

روزي ابوبكر، عمر، و سعد بن معاذ به اتفاق گروهي ديگر در مسجد گرد آمده بودند و از هر دري سخن مي‏گفتند. سخن از دختر پيامبر (ص) شد.
ابوبكر گفت: خواستگاراني كه رفته‏اند پيشنهادشان رد شده، پيامبر (ص) فرموده كه تعيين همسر فاطمه (س) با خداست. تنها علي (ع) در مورد خواستگاري تاكنون اقدامي نكرده است. شايد به خاطر تهيدستي از انجام اين كار سر باز مي‏زند. با اين همه برايم روشن است كه خدا و پيامبر (ص) زهرا (ع) را براي او نگه داشته‏اند. آنگاه ابوبكر رو به دوستانش كرد و گفت: مايليد نزد وي رويم و ماجرا را برايش بازگو گوييم و ببينيم آيا او مايل به ازدواج است؟
سعد بن معاذ از اين پيشنهاد استقبال كرد، سپس به اتفاق عمر و ابوبكر از مسجد خارج شدند و به جستجوي علي (ع) پرداختند. او در خانه نبود، اطلاع پيدا كردند كه او در تلاش براي معاش در نخلستان يكي از انصار به وسيله شترش به آبكشي و آبياري نخل ها مشغول است. به سويش شتافتند. علي (ع) فرمود: از كجا و به چه منظوري آمده‏ايد؟ ابوبكر به بيان ماجرا پرداخت و در پايان گفت من صلاح مي‏دانم هرچه زودتر در خواستگاري فاطمه (ع) تعجيل كني. (7) علي (ع) نيز يادآور شد كه اين وصلت آرزوي من است.

خواستگاري اميرالمؤمنين از حضرت زهرا

علي (ع) مي‏دانست كه پيغمبر دخترش را به عنوان ازدواج نمي‏فروشد، متاع ناپايدار دنيا در پيش رسول خدا (ص) آن ارزش و اعتبار را ندارد كه جانشين فضل و كرامت شود. رسول خدا (ص) نماينده خدا است و از طرفي در پيشگاه خداوند تعالي سرمايه امتياز و فضيلت فقط تقوي و دانش است و فرستاده خدا هرگز غير از آنچه را كه خدا دوست دارد نمي‏خواهد و به آن اعتبار نمي‏دهد.
علي پيغمبر خدا را بيش از هركس مي‏شناسد كه روح او آسماني و ملكوتي است هرگز گرفتار قيد و بند ماديات زودگذر نشده و نمي‏شود اما لازم است در اين عقيده از ديگران نيز گواهي و اعتراف بگيرد لازم است آنها كه در امر ازدواج رقيب او هستند و به غرور مال و دارايي خود از فاطمه (س) خواستگاري كرده‏اند اقرار كنند كه درهم و دينار، ملاك فضيلت نيست. ملاك، تقوي است كه آنها فاقد آن مي‏باشند اين اعتراف، بر آنها حجتي بزرگ بوده باشد. حجتي بزرگ براي روزهايي كه در پيش خواهد بود.
آنها كه به آن حضرت گفته بودند كه شما در مورد خواستگاري دختر پيامبر (ص) قدم به جلو بگذاريد، در دنباله سخنان خود گفتند اي علي! تو از ما بهتر مي‏داني كه رسول خدا (ص) در بند مال و متاع دنيا نيست آنچه در نظرش گرانبها است در تو وجود دارد او جز به تقوي و دانش به چيزي اهميت نمي‏دهد علي (ع) كه در مزرعه‏اي مشغول آبياري درختان بود از كار دست كشيد و شتر خود را به خانه آورد و سر و صورت خود را شستشو داد و به خدمت رسول خدا (ص) شرفياب شد و درب خانه آن حضرت را كوبيد، رسول خدا (ص) به ام‏سلمه فرمود ببين كيست درب خانه را مي‏كوبد؟ ام‏سلمه پرسيد كيست؟ بانگي دلنشين شنيده شد كه باز كنيد منم.
اين صدا از هر چيز خوش‏تر براي پيامبر (ص) بود فرمود: باز كن اي ام‏سلمه زودتر اين، آن كس است كه خدا و رسولش دوستدار او هستند.
ام‏سلمه عرض كرد: كيست او يا رسول‏اللَّه كه اين چنينش بلند مي‏ستايي؟
فرمود: اي ام‏سلمه آرام باش او مردي است كه در حواديث سخت و بزرگ هرگز ناتوان و زبون نمي‏شود و اظهار ضعف و سستي نمي‏كند او برادر و پسر عموي من، محبوبترين خلق خدا در نزد من است ام‏سلمه با شتاب رفت و در را گشود علي (ع) وارد شد و سلام كرد و به اذن رسول خدا (ص) نشست اما سر بزير انداخت.
رسول خدا (ص) فرمود: پسر عموي عزيز، گويا به حاجتي آمده است و از حياء اظهار نمي‏كند ولي دوست دارم كه آشكارا هر چه هست بگويد قصه چيست؟
علي (ع) كه گويي منتظر صحبتي بود عرض كرد: آري يا رسول‏اللَّه مرا حاجتي است كه از علي (ع) شرم دارم ولي كرامت رسول خدا (ص) و محبت خاصي كه به من دارد اجازه مي‏دهد كه آشكارا بگويم.
اي رسول خدا پدر و مادرم فداي تو باد، تو همان بزرگواري هستي كه مرا در كودكي از پدر و مادرم گرفتي، و مرا از غذاي خود پروراندي، به آداب خود مؤدبم فرمودي؟ تو براي من از پدر و مادر مهربانتر و خوب‏تر بودي، امروز اندوخته دنيا و آخرت من نيز تو هستي، دوست دارم همانطور كه خداوند بازوي مرا به وجود تو نيرومند كرد، از بركت تو مرا به همسري نيكو نيز برساند، من به اين اميد به سوي حضرتت شتافته‏ام زيرا دختري را كه من خواستار او هستم در خانه صاحب اختيار من زندگي مي‏كند.
رسول خدا (ص) از خوشحالي چهره‏اش شكفته و متبسم گشت، آري علي جان چنين است كه مي‏گويي ولي براي اين كار چه تهيه كرده‏اي؟
يا رسول‏اللَّه بر آنچه مالك آن هستم شما داناتر هستيد و شما خوب مي‏دانيد كه جز يك زره و شمشير و شتر آبكش چيزي از متاع دنيا برنگرفته‏ام.
رسول خدا (ص) فرمود: بسيار خوب من امشب با فاطمه (س) در اين مورد صحبت مي‏كنم اميد است فردا تو را آنچنان كه دوست داري ملاقات نمايم.
همواره به حكم قرآن پاكان نصيب پاكان هستند
الطيبات للطيبين والطيبين للطيبات.
زنان پاك طينت مخصوص مردان پاك‏نهاد و مردان پاك براي زنان پاك‏سرشت ذخيره شده‏اند. در برخي از كتب اينگونه آورده‏اند.
برخي از صحابه از اميرالمؤمنين علي (ع) خواستند كه چرا به خواستگاري حضرت زهرا عليهالسلام نمي‏رويد؟ ايشان در جواب فرمودند كه من چيزي ندارم گفتند پيغمبر (ص) از شما چيزي نمي‏خواهد و پس از آن علي (ع) به خانه پيغمبر (ص) رفت و از شرم و حيا نتوانست چيزي بگويد و منظور خود را به عرض برساند بدون نتيجه برگشت روز دوم به محضر رسول خدا (ص) شرفياب شد. باز هم عرق شرم بر پيشاني مباركش نشست و بدون نتيجه برگشت ولي روز سوم كه به حضور سرور كاينات رسيد پيغمبر (ص) خودش فرمود: يا علي آيا حاجتي داري؟ عرض كرد آري. رسول خدا بلافاصله فرمود بگو گمانم به خواستگاري زهرا آمده‏اي! عرض كرد آري، يا رسول‏اللَّه در اين موقع جبرئيل نازل شد و گفت يا محمد خداوند سبحان امر فرموده است كه فاطمه را به ازدواج علي مرتضي درآوري. (8)

كفويت و همشأني حضرت زهرا با اميرالمؤمنين

حضرت صادق (ع) در اين زمينه بيان روشن و واضحي فرموده‏اند: «لو لا ان اللَّه عز و جل خلق اميرالمؤمنين، لم يكن لفاطمة كفو علي وجه الارض، آدم فمن دونه». (9)
«اگر خداي عز و جل اميرالمؤمنين را نمي‏آفريد،- از اولين و آخرين- فاطمه را بر روي زمين نظير و همتائي وجود نداشت».
علي و فاطمه هر دو صاحب ولايت، هر دو داراي مقام عصمت و طهارت و هر دو از اركان توحيد و ايمانند.
امام ششم با عبارت ديگري مي‏فرمايد: «لو لا ان اميرالمؤمنين تزوجها، لما كان لها كفو الي يوم القيامه علي وجه الارض، آدم فمن دونه». (10)
تشخيص «ركن بودن» و يا «كفو و همتا بودن» بشري با بشر ديگر، مطلبي است كه فهم انسان از درك آن عاجز و ناتوان است، و تنها خداي تعالي (واللَّه يعلم ما خلق) كه از ضمائر مخلوقات خويش آگاه است مي‏داند و مي‏تواند معين كند چه كسي كفو نظير و همانند كيست، و همتاي هر موجودي در عالم كدامست.
لذا اختيار فاطمه (س) براي همسري علي (ع)، يك انتخاب الهي است، خداي تعالي خود براي زهرا (س) زوجي را كه كفو و همتاي اوست برمي‏گزيند و در اين عقد آسماني خود خطبه مي‏خواند، و شهود اين ازدواج مقدس، پيامبر اكرم (ص) جبرئيل و فرشتگان هستند؛ و بايد اينچنين باشد، زيرا جز خداي خالق يكتا چه كسي مي‏داند كفو و همانند زهرا (س) كيست، زهرايي كه همتا ندارد و هيچ بشري جز علي شبيه و نظير او نيست، و در نتيجه‏ي همين جهل و ناداني و ناتواني بشر در شناخت مقام شامخ زهرا (س) است كه مي‏بينيم ابوبكر و عمر نيز خواستار ازدواج با فاطمه (س) مي‏شوند و پيامبر اكرم (ص) در جواب آنان چنين مي‏فرمايد: فاطمه از آن خداست و من در اين مورد هيچ‏گونه اختياري ندارم (اللَّه يعلم ما خلق)، و تنها خدا كه خالق زهراست مي‏داند كفو و همسر و زوج شايسته‏ي او كيست، و من و دخترم اگر چه صاحب مقام ولايتيم، ولي خداي متعال بر من و او ولايت دارد و انتخاب و تعيين همسر فاطمه (س) امري است خدايي.

آزادي در انتخاب همسر و مشورت رسول اكرم (ص) با دخترشان

انتخاب همسر يكي از حساس‏ترين مراحل زندگي هر جواني اعم از دختر و پسر است. ازدواج مرحله‏ي انتخاب سرنوشت يكي عمر زندگي مشترك و اساس مهم سازندگي تاريخ چندين نسل بالقوه، و نقطه‏ي پايه‏گذاري آينده‏اي براي فرزندان و نوادگان و سازندگان جامعه‏ي فرداست. ملاحظه مي‏شود كه بدين‏گونه، مسأله‏ي ازدواج از صورت يك امر شخصي، و خصوصي خارج مي‏شود و جنبه‏ي اجتماعي و عمومي و تاريخي به خود مي‏گيرد كه چه بسا در سرنوشت و تاريخ و آينده‏ي ملت يا ملتهايي نقش مهم و تعيين‏كننده داشته باشد.
از اين رو انتخاب همسر شايسته كاري است دشوار و به خصوص براي دختران چندان به سهولت و سادگي امكان‏پذير نيست. بلكه اين امر مهم، بايد روي اصول و قوانين حساب‏شده، و اساس ثابت و لايتغيري كه در طول قرون و اعصار حكومت داشته است استوار باشد و در مسير آن حركت كند تا خداي نكرده انحرافي صورت نگيرد. لذا مطمئن‏ترين اصول در اين مود، همانا رعايت قوانين الهي و تعاليم جاوداني آسماني است كه به افراد بشر مي‏آموزد كه پدر و مادر، در شرايط عادي و عمومي، همواره بيش از فرزندان در اين باره تجربه و آگاهي دارند و با دلسوزي و دقت بيشتري، بدون تأثير احساسات آني و زودگذر مي‏توانند تصميمات شايسته و سازنده بگيرند.
بر اين اساس، مشاوره با پدر و مادر و جلب نظر و رضايت آنان، از شرايط اصلي ازدواج دختران قرار مي‏گيرد و برخي آن را از جمله‏ي فرايض و واجبات و اركان به شمار آورده و تخطي از آن را كاري ناروا و در حد اسقاط واجب دانسته‏اند. با اين همه بايد توجه داشت كه اين اجازه و رضايت هم بايستي جنبه‏ي صحيحي و عقلاني و منطقي داشته باشد و اگر از روي ناداني و دشمني يا لجاج، مسأله مخالفت پدر و مادر مطرح شود و يا پدر و مادر از اين قدرت خود سوءاستفاده كرده و آن را بدون جهت و دليل عقلاني به كار گيرند و تنها خودخواهي و تمايلات غير منطقي خود را در نظر داشته باشند، چنين حقي از آنا سلب مي‏گردد. آنچنان كه رضايت و آزادي دختر نيز در انتخاب همسر شايسته و دلخواه، كاملاً مورد نظر و توجه شارع مقدس اسلام قرار گرفته و در اين مورد براي دختران مسلمان حقوقي منظور شده است كه نظير آن را با آن همه وسعت و عمق و توجه در هيچ جاي ديگر نمي‏توان سراغ گرفت.
پيامبر اكرم كه خود پايه گذار و مجري برنامه‏هاي الهي و پياده‏كننده‏ي قوانين آسماني در روي زمين است، دخترش فاطمه (ع) را در انتخاب شوهر آزار گذاشت و بدون اين كه كمترين تحميل و فشاري در اين باره روا دارد، براي آزادي عقيده‏ي او و رعايت حقوق اسلامي‏اش كمال احترام را قائل شد تا اين امر، سرمشقي براي جامعه و تاريخ اسلام باشد. نكته‏ي مهم در اينجا آن بود كه پيامبر (ص) به خوبي مي‏دانست كه در امر ازدواج فاطمه، نه فقط سرنوشت آينده‏ي او، بلكه خير و مصلحت جوامع بشري و نسل‏هاي آتي اسلام مطرح است.
با اين كه پيامبر اسلام چند دختر شوهر داده بود، ولي هرگز ديده نشده بود كه اراده و اختيار را از آنان سلب كرده باشد. هنگامي كه علي بن ابيطالب (ع) سرباز شجاع و دلاور اسلام براي خواستگاري زهراي مرضيه نزد پيامبر اسلام (ص) رفت، پيامبر اسلام فرمودند: تاكنون چند نفر ديگر به خواستگاري آمده‏اند و من شخصاً اين مسأله را با دخترم در ميان گذاشته‏ام. اما او به علامت نارضائي چهره‏ي خود را برگردانده است. اكنون نيز خواستگاري تو را به اطلاع او مي‏رسانم».

جواب مثبت حضرت زهرا در ازدواج با اميرالمؤمنين

پس از خواستگاري امير مؤمنان پيامبر فرمود: علي جان! واقعيت اين است كه پيش از تو بسياري ديگر به خواستگاري «فاطمه» آمده‏اند و من تقاضاي آنان را با او در ميان نهاده‏ام اما در چهره‏ي تابناكش به روشني آثار نارضايتي و عدم موافقت را خوانده‏ام، اينك شما باش تا برگردم. پيامبر برخاست و نزد دخت يگانه و بي‏همتاي خويش آمد و تقاضاي امير مؤمنان و دعوت او براي زندگي مشترك با «فاطمه» را، با او در ميان گذاشت و به انتظار پاسخ نشست همانگونه كه امير مؤمنان هم در اطاق ديگري به انتظار نتيجه‏ي تقاضاي خويش نشسته بود.
در چنين شرايطي، گاه پدر خيرخواه و دلسوز ناگزير مي‏گردد كه ويژگيهاي اخلاقي و انساني خواستگار، سن و سال و شرايط جسمي، شغل و ديگر خصوصيات او را براي دخترش- در صورتي كه آشنا نباشد- روشن سازد تا دخترش از روي بينش و آگاهي و دانايي تصميم به ازدواج بگيرد اما در مورد خواستگاري علي (ع) از «فاطمه» نياز به اين مراحل نبود، چرا كه علي چهره‏اي شناخته شده‏تر از آن داشت كه نياز به معرفي داشته باشد و خود دخت فرزانه‏ي پيامبر او را به شايستگي مي‏شناخت و از سابقه‏ي درخشان و ويژگي هاي اخلاقي و كمالات انساني و درايت و جوانمردي او آگاه بود. به همين جهت هم، پيامبر گرامي به همين بسنده كرد كه بگويد: «فاطمه» جان! «علي» همين كسي است كه خويشاوندي و برتري و پيشتازي‏اش در اسلام برايت روشن است و من از پروردگار خويش همواره خواسته‏ام كه شايسته‏ترين و محبوب‏ترين انسانها را به همسري تو برگزيند و اينك اين «علي» است كه خواهان توست، نظرت در مورد پيشنهاد او چيست؟
فاطمه سخنان پيامبر را تا آخرين واژه به دقت شنيد و بجاي پاسخ صريح، سكوت پرمعنا را برگزيد بي‏آنكه علائم و نشانه‏هاي نارضايتي و عدم موافقت از خود نشان دهد. پيامبر به دقت بر سيماي دخترش نگريست و نه تنها آثار نارضايتي نديد كه از سيماي پرشكوه او شوق و رغبت پيوند با علي (ع) را خواند. اينجا بود كه برخاست و فرمود: اللَّه‏اكبر... سكوت‏ها اقرارها. سكوت پرمعناي او نشانگر موافقت اوست، آري، او با اين پيوند موافق است.

پيوند مقدس حضرت زهرا و اميرالمؤمنين در آسمانها

رسول خدا (ص) صبحگاهان براي اينكه علي را به رضاي فاطمه بشارت دهد كسي را به دنبال او فرستاد و علي (ع) نيز حضور يافت.
پيامبر (ص) به علي (ع) فرمود: پسر عموي عزيز فرشته خدا به نزدم آمد و مرا به تزويج آسماني شما دو نفر آگاه كرد فابشر يا علي ان اللَّه عز و جل اكرمك كرامه لم يكرم بمثلها احدا و ان اللَّه تعالي اذا اكرم وليه و احبه اكرمه بما لاعين رات و لا اذن سمعت.(11)
بشارت باد بر تو يا علي خداوند بزرگ تو را كرامتي فرمود كه به هيچكس همانند آن ننموده است و خداي بزرگ چون بخواهد دوستش را مورد تكريم قرار دهد به چيزي او را گرامي خواهد داشت كه هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده باشد.
علي (ع) به منظور تشكر از اين موهبت الهي گفت: رب اوزعني ان اشكر نعمتك التي انعمت علي و علي والدي و ان اعمل صالحا ترضيه و اصلح لي في ذريتي.
پروردگارا مرا ياري كن تا شكر نعمتي را كه به من عطا فرمودي به جاي آورم...

تاريخ و سن حضرت زهرا در زمان ازدواج

اين ازدواج مبارك در روز اول ماه ذي‏حجة الحرام سال دوم هجرت در مدينه‏ي طيبه واقع شد. هنگام ازدواج مادرم زهرا (س) نه يا ده ساله بود.
اينك بحث ما در سن مبارك زهراي اطهر (س) در سال ازدواج است. لذا اقوال مؤيد سن حضرت در سال ازدواج بر نه سالگي و حداكثر ده سالگي را از منابع شيعه و عامه با نشاني دقيق ذكر مي‏كنيم:
1. روضه‏ي كافي: ص 340، سعيد بن مسيب مي‏گويد: به علي بن الحسين (ع) عرض كردم: در چه زمان رسول‏اللَّه (ص) فاطمه (س) را به علي (ع) تزويج كرد؟ فرمود: يك سال بعد از هجرت در مدينه، و آن روز فاطمه (س) نه ساله بود.
2. حديقة الشيعة، محقق اردبيلي: ص 174، مي‏گويد: اصح اقوال آنست كه فاطمه (س) هنگام ازدواج ده ساله بوده، چون هشت سال با پدر بزرگوارش در مكه بود، و در سال دوم هجرت تزويج واقع شد.
3. بحارالانوار: ج 19 ص 116 از روضه كافي.
4. بحارالانوار: ج 43 ص 6 از مناقب نقل كرده كه جابر مي‏گويد: وقتي پيامبر (ص) به مدينه آمد دو سال بعد در اول ذي‏حجة الحرام فاطمه (س) را به علي (ع) تزويج كرد، و روز ششم ذي‏حجة نيز روايت شده، در روز سه‏شنبه ششم ذي‏حجة بعد از جنگ بدر عروسي فاطمه (س) بود.
5. مناقب ابن شهرآشوب كه بحار از آن نقل كرده همانگونه كه گذشت.
6. حليةالابرار، بحراني: ج 1 ص 96 حديث كافي را نقل كرده و در وقت ازدواج حضرت را نه ساله ذكر كرده است.
7. نزل الابرار، بدخشاني 1126 ه: در ص 132 مي‏گويد: پيامبر اكرم (ص) فاطمه (س) را در سال دوم هجرت در ماه رجب يا رمضان به علي (ع) تزويج كرد و در آن روز فاطمه (س) نه سال داشت.
8. الدمعة الساكبة، بهبهاني 1285 ه: ج 1 ص 235 از كافي نقل كرده: فاطمه (س) هشت سال با پدرش در مكه بود. بعد به مدينه هجرت كرد، و يك سال پس از ورود به مدينه پيامبر (ص) او را به علي (ع) تزويج كرد، و هنگامي كه پيامبر (ص) از دنيا رفت او هيجده سال داشت، و بعد از پدرش هفتاد و دو روز زنده بود.
9. الدمعة الساكبة در همان صفحه از كشف‏الغمه نقل كرده كه فاطمه (س) هشت سال با پدرش در مكه بود و بعد به مدينه مهاجرت كرد، و ده سال با پدرش در مدينه بود و عمرش در وفات پدر هيجده سال بود، و بعد از وفات پدر هفتاد و پنج روز با اميرالمؤمنين (ع) زندگي كرد.
10. رياحين‏الشريعة: ص 77 مي‏گويد: بنابراين ولادت فاطمه (س) در روز جمعه بيستم جمادي الاخرة ششهزار و دويست و هشت سال بعد از هبوط آدم صفي بود، و نزول رسول خدا (ص) در مدينه روز شنبه دوازدهم شهر ربيع‏الاول سال ششهزار و دويست و شانزده هبوط بوده، و از روز ورود فاطمه (س) به مدينه تا اول شهر رجب سال دوم هجرت- كه ماه تزويج فاطمه (س) با علي (ع) بود- يك سال و ده روز قمري بود چون سالهاي شمسي را به سال قمري نقل كنيم، عمر فاطمه در وقت زفاف نه سال و سه ماه قمري خواهد بود.  11. رياحين‏الشريعة: ص 77 قول حق اين است كه ماه ربيع‏الاول حضرت رسول (ص) به مدينه هجرت فرمودند، و ابتداي سال هجرت نبوي قرار دادند، و بعد از يك سال كه ربيع‏الثاني ديگر سال هجرت مي‏شود رسول خدا (ص) در ماه رمضان آن سال به غزوه‏ي بدر رفته و فاطمه‏ي زهرا (س) در اين ربيع‏الثاني از سن مباركش نه سال گذشته به حد بلوغ رسيده بود.
12. رياحين‏الشريعة: ص 79 مي‏گويد: چون از سن مبارك بتول عذرا (س) نه سال گذاشت و در حجره ام‏سلمه به كمال رشد (جسمي) رسيد، از اطراف و اكناف از اهل مدينه و عظماي قبائل رؤساي عشائر به ين قصد و خيال باطل به هيجان آمدند و حركت كردند.... الخ.
13. منتخب التواريخ: ص 92 مي‏گويد: گفته شد ولادت حضرت در جمادي الاخره پنج سال بعد از بعثت، و ظاهراً در آخر سال چهارم بوده، كه از روز بعثت تا روز ولادت مخدره چهار سال و دو ماه و بيست و سه روز گذشته است، پس سن مخدره در وقت هجرت هفت سال و هشت ماه و ده روز بوده. پس در حين زفاف مخدره بر مختار ما نه سال و هفت ماه و يك روز مي‏شود.
14. منتخب التواريخ: ص 92 از كافي و دروس نقل مي‏كند: ولادت حضرت در سال پنجم بعثت، و ولادت حضرت مجتبي (ع) در نيمه‏ي رمضان سال دوم بوده است. بنابراين وقت زفاف، حضرت هشت سال و هفت ماه داشته‏اند.
صاحب منتخب التواريخ بعد از نقل اين قول مي‏گويد: «و اين بعيد است» و شايد استبعاد به خاطر اين است كه در هشت سال و هفت ماه هنوز به سن بلوغ نرسيده، ولي بنا به قول اول استبعاد ندارد زيرا به سن بلوغ رسيده؛ اگر چه در قول دوم مي‏توان رفع استبعاد كرد زيرا قبل از بلوغ عقد ازدواج جاري مي‏شود و عروسي متعارف نمي‏شود، و آن نيز با فاصله بين عقد و عروسي و زفاف حل مي‏شود.
15. ناسخ‏التواريخ جلد حضرت فاطمه (س): ج 1 ص 35 همان قول اول رياحين‏الشريعة: ص 77 است كه ظاهراً به خاطر تقدم ناسخ، رياحين از ناسخ نقل كرده است.
16. فاطمه الزهراء (س) (ملا داود كعبي): ص 30 مي‏گويد: تولد فاطمه (س) در مكه، در ساعات آخر شب جمعه، پنج سال بعد از بعثت بوده و هشت سال با پدرش در مكه بود، و بعد به مدينه هجرت كرد و در آنجا دو سال با پدرش بود و بعد از پدرش اندك مدتي با علي (ع) بود، و ازدواج او با علي (ع) دو سال پس از ورود به مدينه بود.
17. فاطمه الزهراء (س) (ملا داود كعبي): ص 35 مي‏گويد: ازدواج زهرا (س) در ماه رمضان، و زفافش در ذي‏حجه سال دوم هجرت است.
18- خصائص فاطميه، كجوري: ص 352، مي‏گويد: چون سن مبارك حضرت از نه سال گذشت، و در حجره‏ي ام‏سلمه به كمال رشد رسيد بدين قصد... و اين قول به قرينه‏ي اينكه عيناً در الفاظ و معاني با ناسخ يكسان است، از او نقل شده است.
در همان صفحه مي‏گويد: آنچه حقير حق مي‏داند اين است كه در ماه ربيع‏الاول حضرت رسول (ص) هجرت به مدينه كرد، و ابتداي سال هجرت نبوي قرار داد و بعد از يك سال كه ربيع‏الثاني ديگر سال دوم مي‏شود، رسول خدا (ص) در ماه رمضان آن سال به غزوه‏ي بدر رفتند، و فاطمه زهرا (س) در اين ربيع‏الثاني دوم از سن مباركش نه سال گذشته و به حد بلوغ رسيده بود.
19. خصائص فاطميه در همين صفحه يك سال بعد از هجرت و دخول به سال دوم را از كليني نقل مي‏كند و مي‏گويد: حق همين است.
20- حبيب السير، خواند مير: جلد اول جزء سوم، مي‏گويد: در سال دوم از هجرت ميان شاه مردان و سيده‏ي بانوان عقد مناكحت منعقد گشت.
بعد از ص 15 مي‏گويد: و در آن زمان زهرا (س) به روايت اهل‏بيت عليهم‏السلام نه ساله بود.
21. مستدرك السفينة: ج 8 ص 244 مي‏گويد: ازدواج فاطمه (س) در سال اول هجرت بوده، و آن روز حضرت نه سال داشته است.
22. تذكرة الهداة، ميرزا محمد نظام العلماء نائيني: ص 20 در حالات حضرت زهرا (س) با نظم مي‏گويد:
قد زوجت من والد الكرام -في اوّل ذي حجّةالحرام
او سادس منها علي ما رويا-زوجها بالمرتضي خير الوري
والمجلسي بالروايتان-نص و ما صرّح بالرجحان
من بعد عام قد مضي في الطيبة -من هجرة كانت زواج فاطمة
و هي ابنة التسع من السنينا -حال الزواج هكذا روينا
زفافها الي امير العرب -قد كان في محرم في الاقرب
قد كان في احدي و عشرين كما -روي الصدوق ليلة فليعلما
در اين نظم تصريح كرده كه فاطمه (س) هنگام ازدواج نه سال داشته است.
23. سيرة المصطفي (ص)، هاشم معروف حسني: ص 326 از جلد دوم اعيان الشيعة نقل مي‏كند: عمر زهرا (س) بين نه و ده و يازده سال بوده است.
24. اعيان‏الشيعة: جزء دوم، طبق سيرة المصطفي (ص) همانطور كه نقل شد.
25. كشف‏الغمة: جزء دوم همانگونه كه از الدمعة الساكبة گذشت.
26. ناسخ‏التواريخ، جلد حضرت رسول اكرم (ص): ج 1 ص 95 مي‏گويد: تزويج فاطمه (س) با علي (ع) در سال دوم هجرت بود. و سال ميلاد فاطمه (س) در بيستم جمادي الاخره سال ششهزار و دويست و هشت هبوط بود، و از آن زمان تا ماه رجب سال دوم هجرت نه سال و ده روز قمري باشد و زفات آنحضرت نيز در اين ماه بود. و او از بعضي مخالفان نقل كرده: كه اگر فاطمه (س) هنگام زفاف نه ساله بوده، لازم مي‏شود كه امام حسن (ع) را در ده سالگي آورده باشد و اين از عادت زنان بعيد است؛ جز اينكه بگوئيم: از پيغمبر زادگان- خاصه از آنحضرت- عجب نباشد.

تعيين و ميزان مهريه‏ي ازدواج حضرت زهرا و اميرالمؤمنين

پيامبر گرامي رو به امير مؤمنان كرد و فرمود: آيا چيزي از امكانات مالي و اقتصادي براي ازدواج در اختيار دارد؟
آن حضرت پاسخ داد: پدر و مادرم فدايت باد! به خداي سوگند شرايط اقتصادي من بر شما پوشيده نيست. همه‏ي ثروت من در حال حاضر يك شمشير ستم سوز است و يك زره براي جهاد و يك شتر آبكش براي كسب و كار.
آري! اين دارايي علي (ع) است و اين تمامي امكانات مالي و اقتصادي اوست كه مي‏خواهد با دخت يگانه‏ي پيامبر پيمان زندگي ببندد.
پيامبر گرامي در برابر صداقت و جوانمردي وصف‏ناپذير امير مؤمنان در اوج كرامت و بزرگواري فرمود: علي جان! اما در مورد شمشيرت نظرم اين است كه شما به او نيازمندي تا بوسيله‏ي آن در راه خدا و دفاع از حقوق و امنيت انسانها به جهاد برخيزي و دشمنان تجاوز كار خدا را سر جايشان بنشاني. در مورد شترت نيز نظرم اين است كه آن هم وسيله‏ي كار و درآمد توست. بوسيله‏ي آن، هم نخلستانت را آب مي‏دهي و براي خانواده‏ات هزينه‏ي زندگي فراهم مي‏آوري و هم زاد و توشه‏ي سفرت را جابجا مي‏نمايي. پس از تعيين زره‏ي حضرت علي (ع) به عنوان مهريه حضرت زهرا (س) حضرت رسول اكرم فرمودند: اما من دخت فرزانه‏ام را به ازدواج تو در خواهم آورد و در برابر اين پيمان براي زندگي مشترك و به نشان صفا و صداقت، اينك زره‏ات را بفروش و پول آن را بياور تا ترتيب اين كار را بدهم.
امير مؤمنان به دستور پيامبر به بازار شتافت و زره مورد اشاره را به حدود پانصد درهم فروخت و پول آن را به پيشواي بزرگ توحيد و آزادگي تقديم داشت. و مقرر گرديد كه اين پول، «مهر» برترين و والاترين بانوي جهان هستي، سالار زنان گيتي و دخت فرزانه‏ي سالار پيام‏آوران خدا، محسوب مي‏گردد.
پيامبر گرامي بدينسان و با اين مقدمات، دخت نمونه‏ي خويش را به ازدواج امير مؤمنان درآورد و با همين سادگي و سهولت و بزرگمنشي اين پيوند پرشكوه انجام پذيرفت تا زنجيرهاي گران اوهام و خرافات و تقليدهاي احمقانه‏اي كه بر دست و پاي مردم پيچيده شده بود، همه را در هم نوردد و مردم كه در مقام و منزلت علمي و عقيدتي و معنوي هرگز با اين خاندان شكوهبار قابل مقايسه نيستند، از شيوه‏ي انساني و آزادمنشانه‏ي آنان پيروي كنند. پيامبر دخت گرانمايه‏اش را كه سالار زنان گيتي بود با مهريه‏اي اندك به عقد شهسوار اسلام درآورد تا دختران آزاده و روشنفكر و انديشمند مسلمان، خويشتن را از اين قيد و بندها و آداب و رسوم غلط و مهريه‏هاي سنگين و تشريفات كمرشكن رها سازند و از ازدواج سهل و آسان و بر اساس صفا و عشق پاك و وفا سر بازنزنند.

سند آسماني يا مهريه حقيقي حضرت زهرا

در بعضي از روايات ديگر آمده كه خدا به رسول خويش فرمود:
اني جعلت نحلتها من علي (ع) خمس الدنيا و ثلث الجنة و جعلت لها في الارض اربعة انهار. الفرات، و نيل مصر، و نهروان، و نهر بلخ، فزوجها، انت يا محمد بخمس ماة درهم، تكون سنة لامتك. (12)
من خمس دنيا و ثلث بهشت را مهر فاطمه قرار دادم كه به ازدواج علي درآيد و در زمين چهار نهر را مخصوص او گردانيدم. نهر فرات، و نيل و نهروان و نهر بلخ را. (نهروان نام شهري است نزديك بغداد در اينجا مقصود از نهروان نهر آبي است كه نزديك آن شهر قرار داشت).
و تو اي محمد مهر زهرا را پانصد درهم قرار ده تا سنتي باشد از براي امت تو.
شايان ذكر است كه در آن زمان پانصد درهم نقره معادل دو مثقال و نه نخود زر خالص بود.
«احمد بن يوسف دمشقي» در كتاب خويش «اخبارالدول و اثارالاول» در اين مورد آورده است كه: دخت ارجمند پيامبر هنگامي كه شنيد پدر گرانمايه‏اش پس از رضايت او، وي را به ازدواج علي (ع) درآورده و صداق او را بسيار اندك قرار داد، به آن حضرت گفت:
«اي پيامبر خدا! دختران مردم عادي نيز همينگونه ازدواج مي‏كنند و مهريه‏ي آنان از همين درهم‏ها و دينارهاي دنيوي است، پس فرق ما و آنان چيست؟ من از شما تقاضا مي‏كنم كه اين مهريه دنيوي و مادي را به شوي گرانقدرم علي (ع) بازگرداني و خود از خدا بخواهي كه مهريه‏ي مرا شفاعت گناهكاران امت قرار دهد.»
درست پس از اين خواسته‏ي فاطمه (س) بود كه فرشته‏ي وحي فرود آمد و كاغذي از حرير با خود آورد كه در آن اينگونه نوشته شده بود:
«خداوند مهريه‏ي فاطمه را شفاعت گناهكاران امت پدرش قرار داد.»
و به همين دليل هم بانوي بانوان آن سند آسماني را نگاه داشت تا به هنگامه‏ي مرگ در درون كفن او قرار دهند و فرمود:
«هنگامي كه در روز رستاخيز برانگيخته شدم، اين سند آسماني را بدست مي‏گيرم و طبق آن از گناهكاران امت پدرم پيامبر، به اذن خدا و خواست او، شفاعت مي‏نمايم.» اين روايت همانگونه كه از نظرتان گذشت نمايشگر عظمت و شكوه بانوي بانوان و همت والاي اوست، چرا كه او از پدرش مي‏خواهد كه اين موقعيت رفيع و اين مقام پرفراز را براي او بخواهد و دعاي پيامبر نيز مورد پذيرش قرار مي‏گيرد و در برابر خواسته‏ي پيامبر آن سند آسماني فرود مي‏آيد كه به خواست خدا در روز رستاخيز حقيقت آن براي همه روشن مي‏شود.
در اين مورد «صفوري» در كتاب خويش «نزهةالمجالس» از «نسفي» آورده است كه: فاطمه (س) از پيامبر گرامي تقاضا كرد كه خداوند مهريه‏ي او را شفاعت امت پيامبر در روز رستاخيز قرار دهد و پذيرفته شد و در آن روز است كه مهريه‏ي خويش را خواهد خواست.
به هر حال روايات بسياري از امامان نور بيانگر آن است كه خداي جهان‏آفرين در روز رستاخيز جزء مهريه‏ي فاطمه (س) شفاعت او را در حق گناهكاران امت پيامبر، قرار داده است.

خطبه خداوند متعال در عقد حضرت زهرا

اين خطبه بر لوح محفوظ نقش بست و جبرئيل بر رسول خدا (ص) قرائت كرد: الحمدردائي و العظمه كبريائي و الخلق كلهم عبيدي و امائي يا ملائكتي و سكان جنتي باركوا علي علي بن ابيطالب حبيب محمد و علي فاطمه بنت محمد فاني قد باركت عليهما و قد زوجت احب النساء الي من احب الرجال الي من النبين المرسلين. (13)
ستايش رداي من و عظمت و بزرگي مخصوص من و تمام خلق بده من و كنيز مند اي فرشتگانم و اي ساكنان بهشت من، بر دوستدار محمد يعني علي بن ابيطالب تبريك بگوييد و بر فاطمه دختر محمد مباركباد بگوييد زيرا من بر آن دو بركت دادم و محبوبترين زنان را به محبوبترين مردان از انبياء و رسولان تزويج نمودم.
در همان سند آمده كه يكي از فرشتگان بنام راحيل عرض كرد بارالها بركت آنها در چيست؟ خطاب شد: محبت آنها را بر جميع خلايق واجب گردانيدم و آنها را حجت خود بر خلق قرار دادم و به عزت و جلال خودم كه ذريه آنها را خزانه‏دار خود در زمين ساخته و تمام معادن عالم را به دست آنها سپردم و پس از انبياء به وجود آنها بر خلق احتجاج مي‏كنم.
در كشف‏الغمه از انس بن مالك روايت مي‏كند كه گفت: من در حضور حضرت خاتم‏الانبيا (ص) بودم كه آثار وحي در جبينش ظاهر گشت و پس از لحظه‏اي فرمود: اي انس مي‏داني كه جبرئيل به من چه پيغام آورده؟ گفتم: نه يا رسول‏اللَّه فرمود: جبرئيل به من از جانب خدا پيغام آورد كه خدا فرمان داده تا فاطمه را به علي تزويج كنم آنگاه به من فرمود: برو ابوبكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير و انصار را خبر كن تا حاضر شوند من اطاعت كردم چون مجلس به مهاجر و انصار آراسته شد علي (ع) را خواست و فرمود يا علي پروردگار مرا امر فرموده كه فاطمه را براي تو عقد كنم به چهار مثقال نقره آيا راضي هستي؟ عرض كرد: يا رسول‏اللَّه راضي هستم همه حضار مباركباد گفتند سپس رسول خدا (ص) به منبر رفت خطبه عقد را ايراد فرمود.

خطبه پيامبر (ص) در عقد حضرت زهرا

الحمدلله المحمود بنعمته المعبود بقدرته، المطاع لسلطانه، المرعوب من عذابه المرغوب اليه فيما عنده النافذ امره في سمائه و ارضه، الذي خلق الخلق بقدرته و ميزهم بحكمته و احكمهم بعزته، و اعزهم بدينه و اكرمهم بنبيه محمد ثم ان الله عز و جل قد جعل المصاهره نسبا لاحقا و امرا مفترضا نسخ بها الاثام و اوشح بها الارحام و الزمها الانام فقال عز و جل و هو الذي خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا و كان ربك قديرا فامر الله يجري قضائه و قضائه يجري الي قدره و قدره يجري الي اجله فلكل قضاء قدر، و لكل اجل كتاب يمحو الله ما يشاء و يثبت و عنده ام‏الكتاب.
ثم ان الله تعالي امرني ان ازوج فاطمه من علي و قد زوجته علي اربعماه مثقال فضه، ارضيت يا علي؟ فقال علي: رضيت عن الله و عن رسوله، فقال (ص) جمع الله شملكما و اسعد جدكما و بارك عليكما و اخرج منكما كثيراً طيباً. (14)
سپاس خداوندي را سزاوار است كه بندگان را به نعمت عبوديت مقرب داشت و به قدرت اطاعت مكرم فرمود و به سلطنت و صولت مطيع و منقاد ساخت و به عذاب و نعمت بيمناك فرمود خدايي كه امرش در آسمانها و زمين نافذ است، خداوندي كه موجودات را به قدرت خود آفريد، و به حكمت خود از هم متمايز و مشخص فرمود و به عزت ايمان رشته شخصيت آنها را مستحكم و به دين و فضيلت گرامي داشت و به نبوت محمد (ص) بر آنها منت نهاد.
آن خدايي كه مصاهرت و دامادي را سبب خويشاوندي قرار داد و بدين وسيله افراد و اقوام را به هم ملحق فرموده و الفت داد و امر فرمود اين فريضه را همه اطاعت كنند و از سنت‏هاي خداوندي خويش قرار داد و با اين دستور، آثار بت‏پرستي را محو و معدوم كرد و ارحام مادران را به ازدواج و دامادي زينت داد و مردم را به اين دستور و اجراي آن ملزم كرد.
آنگاه فرمود: خداوند عزوجل آن خالقي است كه بشر را از آب خلق فرمود و ميانشان سبب و نسب قرار داد و پروردگارت توانا است.
پس فرمان خداست كه قضايش را اجرا مي‏كند، و قضاي او است كه بر قدرش جاري مي‏گردد و قدرش به سوي اجلي روانه مي‏شود و براي هر اجلي كتابي است با اين همه اختيار كل به طور مطلق در دست او است آنچه را بخواهد محو يا اثبات مي‏كند و نزد او است ام‏الكتاب (لوح محفوظ) سپس فرمود: پروردگار عالم مرا امر كرد كه تزويج كنم فاطمه را به علي، و هم‏اكنون به قصد انشاء و به امر حق، فاطمه را به عقد ازدواج علي درآوردم به مهر چهارصد مثقال نقره.
آنگاه رو كرد به علي (ع) و فرمود: يا علي آيا راضي هستي؟ علي (ع) از جاي خود برخاست گفت: از خدا راضي و از رسول او خشنودم. پس از آن رسول خدا (ص) در حق آنها دعا كرد و گفت: خداوند مشكلات شما را برطرف نمايد. و شما را خوشبخت كرده و سعادتمند گرداند، و بر شما مبارك باد اين ازدواج با ميمنت، و فرزندان پاك و پاكيزه از شما به عمل آيد. آنگاه از منبر بزير آمد و فرمود: انما انا بشر مثلكم اتزوج فيكم و ازوجكم الا فاطمه فان تزويجها من السماء خطبة. (15)
من يك نفر همانند شما هستم به شما زن مي‏دهم و از شما زن مي‏گيرم جز فاطمه كه تزويج او در آسمان انجام گرفته است.

خطبه اميرالمومنين در عقد حضرت زهرا

الحمدالله شكراً لانعمه و اياديه، و لا اله الا الله شهادة تبلغه و ترضيه و صلي الله علي محمد صلوة تزلفه تحطيه، والنكاح مما امر الله عز و جل به و رضيه و مجلسنا هذا مما قضاه الله و اذن فيه و قد زوجني رسول‏الله ابنته فاطمة و جعل صداقها درعي هذا، و قد رضيت بذلك فاسئلوه و اشهدوا. (16)
سپاس و شكر خداوندي را سزا است كه الطاف و نعمت‏هايش شامل حال همه بندگان است پروردگاري نيست جز او و شهادت مي‏دهم بر وحدانيت ذات پاكش، شهادتي رسا و با اعتقادي كامل و درود و سلام حق بر محمد (ص)، درودي همواره و فراگير و باقي، اما بعد، مجلس ما در مورد يكي از سنتهاي مقدس الهي تأسيس گرديده. موضوع اين مجلس، نكاح است كه پروردگار بدان امر فرموده و رضا داده است.
و رسول خدا به فرمان خداوند متعال دخترش فاطمه را بر من تزويج فرموده و مهر او را اين زره آهنين من قرار داده است من نيز بدان رضا دادم، شما حاضران، اين موضوع را از او بپرسيد و شهادت دهيد كه دخترش فاطمه به همسري من درآمده است.
در اين موقع حاضران مجلس از رسول خدا (ص) مراتب را پرسيدند رسول خدا (ص) فرمود كه آري چنين است آنگاه همگي دست به دعا برداشته و براي عروس و داماد از خداوند متعال بركت و خير طلب نموده و به آنها تبريك گفتند.
و در پايان مجلس، رسول خدا به زنان خود امر فرمود تا به خوشحالي اين جشن شادماني كنند و بساط سرور بگسترند. ولي برخلاف انتظار، رسول خدا (ص) چون به نزد دخترش فاطمه رسيد او را گريان يافت فرمود: ما يبكيك فوالله لو كان في اهل بيتي خير منه زوجتك، و ما انا زوجتك ولكن الله زوجك و اصدق عنك الخمس مادامت السموات والارض.(17)
دخترم چه چيزي باعث گريه‏ات شده است؟ به خدا قسم اگر كسي در ميان اهل‏بيت من بهتر از علي بود تو را به او تزويج مي‏كردم، لكن تزويج تو به علي تزويج الهي است و به فرمان خدا اين ازدواج صورت گرفته و مهر تو را يك پنجم دنيا قرار داده است.

خطبه جبرئيل در جمع ملائكه در عقد حضرت زهرا

وحي فرستاد خدا بسوي جبرئيل امين كه بر منبر كرامت بالا رو پس جبرئيل بر آن بالا رفت و راست ايستاد و توقف كرد و خطبه خواند و گفت ستايش مخصوص خدائي است كه روحها را آفريد و شكافت عمود صبح را و صورت‏بندي نمود پنج صورتي را از نور (يعني خمسه طيبه را) و زنده‏كننده است مرده‏ها را و گردآورنده است پراكنده‏ها را و بيرون آورنده است روئيدنيها را و نازل‏كننده است بركتها را ( تا اينكه گفت) آفريننده است مردمان را و ايجادكننده است ابرها را اشتباه نمي‏شود بر او صداها و پنهان نمي‏شود بر او لهجه‏ها او را خواب و فراموشي نمي‏گيرد (تا اينكه گفت) و گواهي مي‏دهيم كه نيست خدائي مگر خداي يكتائي كه براي او شريك و انبازي نيست و گواهي مي‏دهيم كه محمد بنده او و فرستاده او است و گواهي مي‏دهيم كه علي بن ابيطالب جانشين پيغمبر او است
و گواهي بدهيد و شاهد باشيد اي گروه فرشتگان نزديك شدگان و فرشتگان ركوع‏كنندگان و فرشتگان تسبيح‏كنندگان و همه اهل آسمانها و زمينها كه من تزويج كردم سيده زنهاي جهانيان را دختر محمد امين فاطمه زهراء را با علي بن ابيطالب آقاي اوصياء بر اينكه براي او باشد به امر پروردگار جهانيان پنج يك همه دنيا زمين آن و آسمان آن و بيابان آن و درياي آن و كوههاي آن و هموارهاي آن و وحي فرستاد خدا بسوي ايشان كه من تزويج كردم ولي خود و وصي پيغمبر خود علي بن ابيطالب را با سيده زنهاي جهانيان فاطمه زهراء (س)

هديه خداوند پس از ازدواج اميرالمؤمنين با حضرت زهرا

رسول خدا (ص) در جنگ تبوك ‏فرمود: خداي تعالي مرا امر كرد كه فاطمه را با علي تزويج كنم و چون تزويج كردم جبرئيل بمن گفت كه خداي تعالي بهشتي بنا كرد از لؤلؤ كه بين هر ستوني تا ستون ديگر از ياقوت است كه با طلا محكم بسته شده و سقفهاي آن را از زبرجد سبز قرار داده و طاق هاي آن را از لؤلؤ برق‏دهنده با ياقوت قرار داده و غرفه‏هائي در آن قرار داد كه يك خشت آن از طلا و يك خشت آن از نقره و يك خشت آن از در و يك خشت آن از ياقوت و يك خشت آن از زبرجد است و در آن چشمه‏هائي جوشنده‏اي قرار داده كه نهرهائي اطراف آنها را فروگرفته و بالاي آن نهرها قبه‏هائي از در قرار داده كه شعبه شعبه مي‏شود به زنجيرهاي طلا و دور آن قبه‏ها را انواع درخت ها احاطه كرده و در هر قصري قبه‏اي بنا نموده و در هر قبه تختي قرار داده از يكدانه در سفيد و آن را بسندس و استبرق پوشانيده و فرش زمين آن به زعفران پيراسته كه در ميان آن مشك و عنبر آميخته و در هر قبه‏اي حوريه‏ايست و براي هر قبه‏اي صد در قرار داده كه هر دري دو چشمه جاري و دو درخت است و هر قبه‏اي مفروش و در اطراف آن آيةالكرسي نوشته شده، گفتم اي جبرئيل اين بهشت را خدا براي چه كسي آفريده گفت خدا آن را براي فاطمه و علي آفريده و اين غير از بهشتهاي ايشان است تحفه‏ايست كه خدا به ايشان تحفه داده چشمت روشن باد اي رسول خدا و رحمت هميشگي خدا بر تو باد

اعلان عمومي ازدواج اميرالمؤمنين و حضرت زهرا

رسول خدا (ص) فرمود: عقد بايد در مسجد و در حضور مردم خوانده شود و مهاجر و انصار را به مسجد فراخوانده و به منبر تشريف برد و قضيه ازدواج را به عرش كشاند و از فضايل علي (ع) و ازدواج الهي او سخن به ميان آورد. تمامي اينها از لطايف و ظرايف عرشيه برخوردار بود كه رسول‏اللَّه (ص) به آنها عنايت داشت. البته ظاهر قضيه اين بود كه مردم مدينه و مهاجرين علاقمند بودند اولين مراسم عقد و عروسي از ناحيه رسالت آن هم دخت دردانه رسول‏اللّه (ص) را ببينند و شركت كنند، پيامبر (ص) هم به اين توقع و تمايل اجتماعي پاسخ مثبت دادند و دعوت كردند و پذيرايي هم نمودند، اما در پس اين ماجرا چيزهاي ديگري بود كه آنها را ظاهراً و در وضعيت فعلي، توده‏ي مردم متوجه نمي‏شدند.
اولاً رسول‏اللّه (ص) با برگزاري مراسم باشكوه عروسي دخت خود،- دختر را كه در جاهليت و فرهنگ منحط جزيرةالعرب بي‏ارزش بود- عزت و آبرو بخشيد و او را در زندگي در رديف افراد عزيز خانواده قرار داد. ثانياً به همه آنهايي كه درباره‏ي حضرت فاطمه و حضرت علي (ع) سطحي فكر مي‏كردند و آنان را در رديف افراد عادي و معمولي تلقي مي‏كردند تفهيم كرد كه چنانكه قبلا متذكر شدم امر ازدواج فاطمه (س) به خدا مربوط مي‏باشد و مي‏بايستي اين مطلب را به همه مردم اعلان كند تا موضع اين دو زوج ويژه مخصوصاً براي آينده نيز در ميان مردم معلوم باشد. ثالثاً شخصيت و عزت و حرمت علي (ع) را در نزد خداوند به مردم اعلام نمايد تا مردم بدانند كه او با ديگران فرق دارد. بنابراين داستان مراسم عقد ازدواج علي و فاطمه عليهم‏السلام در مسجد، آن هم در ميان انبوه جمعيت مهاجر و انصار حاوي دو نكته بود. يك طرف قضيه مردمي و اجتماعي بود، طرف ديگر. قضيه سياسي و آموزنده.

پی نوشت ها:

1 - ... خطبها اكابر قريش من اهل الفضل والسابقة في الاسلام، والشرف والمال و كان كلما ذكرها رجل من قريش لرسول‏اللَّه (ص) اعرض عنه رسول‏اللَّه بوجهه حتي كان الرجل منهم يظن في نفسه انّ رسول‏اللَّه ساخط عليه.... بحار، ج 43، ص 124- جلاءالعيون شبر، ج 158 1.
2 - عوالم، ج 11، ص 292- 293.
3 - شرح ابن ابي‏الحديد، ج 13، ص 228.
4 - كنزالعمال، ج 13، ص 114، ش 36370.
5 - فرائد السمطين، ج 1، ص 88، ش 68.
6 - كنزالعمال، ج 13، ص 684، ش 37755.
7 - كشف‏الغمه ج 1 ص 354- طبقات ابن‏سعد ج 8 ص 19- امالي طوسي ج 1 ص 38.
8 - چهارده معصوم/ 257 نقل از ينابيع‏الموده قندوزي باب 55
9 - بحارالانوار ج 43/ 107.
10 - مرحوم مجلسي اين روايت را از كتاب علل الشرائع و خصال و امالي صدوق و دلائل الامامه طبري نقل مي‏كند و سپس مي‏گويد:
«اين امكان وجود دارد كه بتوان به اين روايت استدلال كرد و گفت كه علي و فاطمه عليهماالسلام اشرف از تمامي انبياء اولوالعزم- بجز پيامبر اكرم (ص) - هستند». (بحارالانوار ج 43/ 10، 11).
اعتقاد مرحوم علامه اميني نيز همين بوده است چنانكه در منقبت سي و دوم از مناقب چهل‏گانه‏ي حضرت زهرا (س) كه پس از اين خواهيد خواند مي‏گويند: «اگر بجز اين فرمايش از جانب پيامبر اكرم (ص) تصريحي در اين مورد در دسترس ما نبود (با اينكه وجود دارد)، همين حديث شريف براي اثبات برتري حضرت صديقه زهرا (س) بر جميع انبياء (جز پدر بزرگوارش) كافي بود.
11 - فاطمه/ 90
12 - ناسخ‏التواريخ/ 53
13 - مناقب ابن شهر آشوب ج 2/ 106.
14- ناسخ‏التواريخ زندگاني حضرت فاطمه (س)، ج 1/ 50 فاطمه الزهرا تاليف عمادزاده/ 276.
15 - ناسخ‏التواريخ ج 1/ 50 فاطمة الزهرا/ 277
16 - ناسخ‏التواريخ، ج 1/ 51 و 52
17 - ناسخ‏التواريخ، ج 1/ 51 و 52.

منبع: مرکز اطلاع رساني آل البیت(ع)

 

 

 

اين مقاله تا چه اندازه براي شما مفيد بوده است؟

 12345 
ضعيفعالي
توضیحات شما . (اختياري)

ميانگين آرا :4.9 از 5 امتياز است.


12345
7 : تعداد کل آرا ارسال شده
-1 7965 -1 -1

اخلاق
ادیان و مذاهب
مهدویت
اهل بیت (ع)
فلسفه و عرفان
احکام اسلامی
قرآنی
  
 
ارسال به دوستان


در صورتی که مایلید دوستان شما نیز از این مطلب استفاده کنند , کافیست نام و آدرس ایمیل خود و دوست خود  را وارد نموده تا این مطلب به دوستتان ارسال شود.
 




 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse