پوشش برتر
بهره حقيقي هر مرد و زن با ايمان از زندگي، زيبا زيستن است. پروردگار مي فرمايد: مَنْ عَمِلَ صالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثي وَ هُوَ مُوءْمِنٌ فَلَنُحْيينَّهُ حَياةً طَيبَةً وَ لَنَجْزِينَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا يعْمَلُونَ.(نحل: 97) هر مرد و زني که کردار شايسته انجام دهد و با ايمان باشد، آنان را زندگي نيکو و پاکيزه مي دهيم و به بهتر از آن چه عمل کرده اند، مي بخشيم. اين شايستگي، برگرفته از درون پاک و خويشتن داري انسان است. حق تعالي در اين باره مي فرمايد: يا بَني آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيکُمْ لِباسًا يواري سَوْآتِکُمْ وَ ريشًا وَ لِباسُ التَّقْوي ذلِکَ خَيرٌ ذلِکَ مِنْ آياتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ يذَّکَّرُونَ.(اعراف: 26) اي فرزند آدم، بر شما پوششي فرستاديم تا زشتي هايتان را بپوشانيد و تن را بياراييد و پوشش تقوا، نيکوترين جامه است و اين[لباس] از نشانه هاي خداست تا نعمت هاي پروردگار را ياد آورند. خداوند کريم در ادامه مي فرمايد: يا بَني آدَمَ لا يفْتِنَنَّکُمُ الشَّيطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَيکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ ينْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيرِيهُما سَوْآتِهِما... .(اعراف: 27) اي فرزند آدم، مبادا شيطان شما را بفريبد چنان که پدر و مادرتان را از بهشت بيرون ساخت و جامه عفت از تن آنان به در آورد تا زشتي هايشان را نمايان سازد. در اين آيات، از لباس ظاهري و باطني سخن مي رود که هر دو پوشش انسانند. تکرار واژه«سوآت» در آيات ياد شده، نشانه آن است که لباس در پوشاندن اعضاي بدن و عيب هاي آن و پوشاندن عضوهايي که آشکار بودن آن موجب شرمندگي انسان مي شود، نقش بسيار مهمي دارد. حکايت حضرت آدم و حوا، فطري بودن نياز به پوشش را اثبات مي کند. زندگي آدم و حوا و غارنشينان نخستين که با برگ درخت و پوست حيوانات، خود را مي پوشاندند، ثابت مي کند که نياز به پوشش، به مرور زمان و بر اثر پيدايش تمدن ها شکل نگرفته، بلکه از همان آغاز با بشر همراه بوده است. استاد مطهري درباره انتخاب پوشش زن مي نويسد: دقيق ترين آن ها(نظريه ها) اين است که حيا و عفاف و ستر و پوشش، تدبيري است که خود زن با يک نوع الهام براي گرانبها کردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد به کار برده است. يکي از فايده هاي ارزشمند پوشش، حفظ اصالت خانواده است.
عفاف فردي
«عفاف» به معناي پارسايي و پاک دامني و خودداري از کارهاي حرام و زشت است و «عفت»، حالتي نفساني است که بر شهوت غلبه کند. در عرب نيز به گُلي که در برگ هايش پوشيده شده باشد، «مُعفَّف» مي گويند. عفاف، روح پوشش است که سلامت رواني و جاذبه جسماني را تضمين مي کند. بانوي مسلمان، نماد عفت و حيا در جامعه است و پوشش زن، نگهباني از نگاه هاي آلوده و پاسدار حرمت اوست. زيبايي صورت و سيرت از الطافي است که خداوند به رسم امانت در اختيار انسان قرار داده است و شکرانه نعمت زيبايي نيز حفظ عفت است. چنان چه علي(ع) مي فرمايد: «زَکاةُ الْجَمال العِفافُ؛ پاکيزگي زيبايي در عفت ورزي است.» اين زيبايي به ويژه براي زنان سرمايه است و طبيعت هر سرمايه اي آن است که از يک سو سودمند و از سوي ديگر، فسادانگيز است که در حقيقت لطافت و زيبايي و جواني با عفت پيشگي پاس داشته مي شود. روح عفاف، کنترل کننده رفتار و متانت است که با حيا زيباتر مي شود. خداوند در قرآن، دختران شعيب را نمادي از عفاف معرفي مي کند و عفت ورزي آنان را با واژه«تَمْشي عَلَي اسْتِحياءٍ» بيان مي دارد و نجابت آنان به دليل نوع راه رفتن شان را در حضور حضرت موسي تحسين مي کند. دختر شعيب در بازگشت به پدر گفت: پدر، او را به خدمت گير که او خدمت گزاري نيرومند و امانت دار است. حضرت شعيب(ع) گفت: نيروي وي را به کشيدن دلوها شناختم، ولي امانت داري او را چگونه شناختي؟ دختر گفت: موسي در بازگشت گفت راه را به من نشان بده و خودت از پشت سر بيا؛ زيرا ما دودمان يعقوب به پشت زنان نظر نمي افکنيم. بدين گونه او به خاطر پرواپيشگي، به امانت داري شناخته شد. حضرت امام خميني (ره) خطاب به بانوان مي فرمايد: «اسلام مي خواهد شما را يک انسان کامل تربيت کند که بر دامن شما انسان هاي کامل تربيت شود. زن مربي جامعه است...»
عفاف عمومي
عفاف، بنيادي ترين عامل ايجاد امنيت اجتماعي است. بي پروايي در نگاه، بي توجهي در نوع پوشش و پرده دري در روابط جنسي، امنيت اجتماعي را به خطر مي اندازد و تجاوزهاي جنسي که بي شرمانه ترين نوع تجاوز به حقوق مردم است، رواج مي يابد. بر اين اساس عفت مداري از اصولي ترين پايه هاي حراست امنيت جامعه است. «غيرتمندي، انسان را از فساد مي رهاند. انسان غيور، نه بر خود آلودگي را مي پذيرد و نه بي عفتي ديگران را برمي تابد. غيرت اجتماعي، به اين معناست که مردان موظفند در برابر هرزگي ها و مرزشکني ها بايستند و به حرمت شکني ها نزديک نشوند. تنها در چنين اجتماعي است که مي توان به سلامت شخصيت زن و حرمت ناموس او اميدوار بود. عفاف بر همه بخش هاي جامعه اثرگذار است. و تنها زنان را در برنمي گيرد، بلکه مردان نيز موظف به رعايت محدوديت هاي اخلاقي هستند. وجود فضاي سالم براي رشد مادي و معنوي، حق جامعه است. در جوامعي که مردم به راه هاي انحرافي کشيده مي شوند، حفظ هويت اسلامي و حدود شرعي دشوارتر مي شود و مسلماني که از ايمان و اراده اي استوار برخوردار نباشد، هم رنگي با جماعت را مي پذيرد و چون با ساختار دروني جامعه بيگانه است، دچار بي هويتي مي گردد». بر اين اساس، وقتي بنيادهاي عفاف فرو ريخت، ارزش هاي اخلاقي نيز از زندگي انسان رخت برمي بندد.
فوايد عفاف
از فايده هاي عفت، امنيت روان و درون و آراستگي به فضيلت هاست. حضرت علي (ع) در اين باره مي فرمايد: «الْعِفَّةُ تَضعَفُ الشَّهوَةَ؛ پاک دامني، شهوت را تضعيف مي کند». «ثَمَرَةُ الْعِفَّةِ القَناعَةُ؛ نتيجه عفت ورزي، قناعت است». «ثَمَرَةُ العِفَّةِ الصِّيانَةُ؛ نتيجه عفت، حفظ سلامت است». «مَن عَفَّ خَفَّ وِزرُهُ وَ عَظُمَ عِندَ اللّه قَدرُهُ؛ هر که عفيف گردد، گناهش کم شود و نزد خدا بزرگ گردد». «مَن عَفَّت اَطرافُهُ حَسُنَت اَوصافُهُ؛ کسي که نگاه هايش عفيف باشد، اخلاقش نيکو مي گردد». «بِالعِفافِ تُزَکُّوا الاَعمالُ؛ کردار با عفاف، پاکيزه مي شود». «مَن اتَّحَفَ العِفَّةَ وَالقَناعَةَ حالَفَهُ العِزُّ؛ هر که عفت ورزي و خودداري را ارزشمند داند؛ عزت او هميشگي شود». در تربيت ديني، اعتقاد به قوانين الهي، مهم ترين عامل خودسازي و جهت ساز زندگي بشر است. اگر جوانان به اين باور برسند که عفت و پاکي، زندگي آن ها را بيمه مي کند، خانواده گرم و پايدار مي ماند و ارزش پاکي و مسئوليت پذيري نهادينه مي شود. در شرايطي که زمينه ازدواج براي جوانان فراهم نباشد، مناسب ترين شيوه، «عفت ورزي» است. خداوند دراين باره مي فرمايد: «آنان که وسيله ازدواج نيابند، عفت پيشه کنند تا خدا آن ها را به لطف خود بي نياز گرداند.»(نور: 33)
الگوي عفاف
عفت پيشگي و پرهيزکاري، انسان عفيف را بلندآوازه و ماندگار و مقدس مي سازد. افرادي چون حضرت يوسف، ابن سيرين و شيخ رجب علي خياط، از الگوهاي برجسته عفاف و خويشتن داري هستند. نقل است شيخ رجب علي خياط، مردي درست کار بود با پيشه خياطي که از جواني به دنبال کمالات انساني رفته بود. زندگي او نمونه اي از توحيد است. آقاي ميلاني از قول وي نقل مي کند: در ايام جواني، دختري زيبا از بستگان، دل باخته من شد و سرانجام در خانه اي خلوت، مرا به دام انداخت. با خود گفتم: «رجبعلي، خدا مي تواند تو را بسيار امتحان کند. بيا يک بار تو خدا را امتحان کن و از اين حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف نظر کن. سپس به خداوند عرضه داشتم: خدايا، من اين گناه را براي تو ترک مي کنم. تو نيز مرا براي خودت تربيت کن». وي داراي نفس زکيه و تعبيرکننده خواب بود. حضرت علي(ع) نيز مي فرمايد: پاداش رزمنده شهيد، بيشتر از کسي نيست که توان بر انجام دادن گناه دارد، ولي پاک دامني مي کند. همانا عفيف پاک دامن، فرشته اي از فرشته هاست.
نويسنده: علي تقديري
منبع: سايت حوزه