،کاربران گرامی تبیان : ضمن عذرخواهی، به علت طراحی سایت جدید پس از مدت کوتاهی در خدمتتان خواهیم بود       ،کاربران گرامی تبیان : ضمن عذرخواهی، به علت طراحی سایت جدید پس از مدت کوتاهی در خدمتتان خواهیم بود       ،کاربران گرامی تبیان : ضمن عذرخواهی، به علت طراحی سایت جدید پس از مدت کوتاهی در خدمتتان خواهیم بود       ،کاربران گرامی تبیان : ضمن عذرخواهی، به علت طراحی سایت جدید پس از مدت کوتاهی در خدمتتان خواهیم بود            
   ۱۳۹۹ يکشنبه ۱۰ فروردين -اِلأَحَّد ٤ شعبان ١٤٤١ - Sunday March 2020
نقشه وب سایت   تماس با ما  جستجو در وب سایت  ورود به صفحه اصلی
صفحه اصلی   حوزه مقالات نوجوانان داستان
 
 
یکی از بزرگان شیعه معروف به ابومحمّد، عیسی بن مهدی جوهری حکایت کند که در سال 268 شنیدم که حضرت مهدی، امام زمان(عج) از عراق به سوی مدینه طیّبه کوچ نموده است
 
ماجرای عیسی بن مهدی جوهری ودیدار او با امام زمان(عج) و خوردن غذای بهشتی:
 
موشی از شکاف دیوار کشاورز و همسرش را دید که بسته‌ای را باز می‌کردند. فهمید که محتوی جعبه چیزی نیست مگر تله موش، ترس وجودش را فرا گرفت. به سمت حیاط مزرعه که می‌رفت، جار زد: تله موش تو خانه است. تا به همه اخطار بدهد.
 
روزی بودا از یک روستا دیدار می کرد. مردی از او پرسید، "تو هرروز می گویی که همه می توانند به اشراق برسند. آن وقت چرا همه به اشراق نمی رسند؟"بودا پاسخ داد: "دوست من، یک کاری بکن: عصر که شد فهرستی از تمام افراد دهکده تهیه کن و خواسته های هریک را در مقابل نامشان بنویس."
 
در روزگاران قدیم، مرد میانسالی دو زن داشت. یکی از زن ها مسن و دیگری جوان بود. هر یک از زن ها، شوهرشان را خیلی دوست داشتند و تمایل داشتند که او در سنی متناسب با آن ها به نظر آید.
 
گله‌اي از فيل ها گاه گاه بر سر چشمة زلالي جمع مي‌شدند و آنجا مي‌خوابيدند. حيوانات ديگر از ترس فرار مي‌كردند و مدت ها تشنه مي‌ماندند. روزي خرگوش زيركي چاره انديشي كرد و حيله‌ا‌ي بكار بست. برخاست و پيش فيل ها رفت.
 
روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟
 
شتري با گاوي و قوچي در راهي مي‌رفتند. يك دسته علف شيرين و خوشمزه پيش راه آنها پيدا شد. قوچ گفت: اين علف خيلي ناچيز است. اگر آن را بين خود قسمت كنيم هيچ كدام سير نمي‌شويم. بهتر است كه توافق كنيم هركس كه عمر بيشتري دارد او علف را بخورد.زيرا احترام بزرگان واجب است.
 
گروهی از حکیمان فرزانه به درگاه انوشیروان آمدند و درباره موضوع مهمی به گفتگو پرداختند، ولی بوذرجمهر(بزرگمهر) که برجسته ترین فرد حکیمان بود، خاموشی نشسته بود حرفی نمی زد.
 
گروهی دزد غارتگر بر سر کوهی، در کمینگاهی به سر می بردند و سر راه غافله ها را گرفته و به قتل و غارت می پرداختند و موجب ناامنی شده بودند. مردم از آن ها ترس
 
مردم آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد درویش را مجال انتقام نبود.
 
مشاهده اولین صفحه مشاهده صفحه قبلی 2 [ 3 ] 4 5 6 7 8 9 10 مشاهده صفحه بعدی مشاهده صفحه آخر
   
داستان
رفتارشناسی
تربیت کودکان
 
 
صفحه اصلی | اخبار و رویداد ها | مجموعه مطالب | اردبیل شناسی | صدرا | مسابقات | تماس با ما
Copyright 2009 Tebyan Branch Of Ardebil Province. All rights reserved.
Web Design : WebHouse